قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

 

درس چهلم

 

حضرت مهدى (عج)

 

ـ مقدمه

ـ حكومت الهى جهانى

شامل: وعده الهى

ـ نمونه‌اى از روايات

ـ غيبت و راز آن

 

مقدّمه

در ضمن بحثهاى گذشته، چند حديث را كه متضمّن اسماء ائمّة اثناعشر بود آورديم ولى روايات فراوان ديگرى از طرق شيعه و سنّى از پيغمبر اكرم(ص) نقل شده كه در بعضى از آنها فقط به تعداد آن بزرگواران اشاره شد، در بعضى اضافه شده كه همگى ايشان از قريش هستند، و در بعضى ديگر عدد ايشان را عدد نقباء بنى اسرائيل شمرده، و در بعضى ديگر آمده است كه نه نفر ايشان از فرزندان امام حسين(ع) هستند و بالاخره در بعضى از روايات اهل سنّت و روايات متواتر از طرق شيعه، اسماء يكايك ايشان بيان شده است1. و نيز روايات زيادى از طرق شيعه درباره امامت هر يك از ائمه اطهار (عليهم الصلوة و السلام) نقل شده كه در اين مختصر، مجال ذكر نمونه‌اى از آنها هم نيست2. از اينروى، آخرين درس از اين بخش را به بحث درباره امام دوازدهم حضرت صاحب الزمان (عجلّ الله فرجه الشريف) اختصاص مى‌دهيم و براى رعايت اختصار، تنها به ذكر مهمترين نكات مى‌پردازيم.

 

حكومت الهى جهانى

دانستيم كه هدف الهى و اولى از بعثت انبياء، كامل كردن شرايط براى رشد و تكامل آزادانه و آگاهانه انسانها بوده كه بوسيله قرار دادن وحى الهى در دسترس مردم، تحقق يافته است.


1. ر. ك: منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر، ط 3، ص 10-140.

2. ر. ك: بحارالانوار، غاية المرام، اثبات الهداة، و ساير مجامع حديث.

همچنين اهداف ديگرى نيز منظور بوده كه از جمله مى‌توان كمك به رشد عقلانى و تربيت روحى و معنوى افراد مستعد را بشمار آورد. و در نهايت، انبياء عظام (عليهم الصلوة و السلام) درصدد تشكيل جامعه ايده آل براساس خداپرستى و ارزشهاى الهى، و گسترش عدل و داد در سراسر زمين بوده‌اند و هركدام در حدّ امكان، قدمى در اين راه برداشته‌اند و بعضى از ايشان توانسته‌اند در محدوده جغرافيايى و زمانى خاصى، حكومت الهى را برقرار سازند. ولى براى هيچكدام از ايشان شرايط تشكيل حكومت جهانى، فراهم نشده است.

البته فراهم نشدن چنين شرايطى به معناى نارسايى تعاليم و برنامه هاى انبياء يا نقصّ مديريّت و رهبرى ايشان نيست و نيز به معناى تحقق نيافتن هدف الهى از بعثت ايشان نمى‌باشد زيرا همچنانكه اشاره شد هدف الهى، فراهم شدن زمينه و شرايط براى سير و حركت اختيارى انسانهاست «لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل»1 نه الزام و اجبار مردم بر پذيرفتن دين حق و پيروى از رهبران الهى. و اين هدف، تحقق يافته است.

در عين حال، خداى متعال در كتابهاى آسمانيش وعده تحقق حكومت الهى را در پهنه زمين داده است كه مى‌توان آن را نوعى پيشگويى نسبت به فراهم شدن زمينه پذيرش دين حق در سطح وسيعى از جامعه انسانى به حساب آورد كه با استفاده از افراد و گروههاى بسيار ممتاز و از مددهاى غيبى الهى، موانع تشكيل حكومت جهانى از سر راه برداشته شده عدل و داد بر توده هاى ستمديده مردم كه از بيداد ستمگران به ستوه آمده و از همه مكتب ها و رژيم ها نااميد شده‌اند گسترش خواهد يافت. و مى‌توان آن را تحقق هدف نهايى از بعثت پيامبر خاتم(ص) و دين جهانى و جاودانى او به حساب آورد. زيرا درباره وى فرموده است: «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّه»2.

و با توجه به اينكه امامت، متمم نبوت، و تحقق بخش حكمت خاتميّت است مى‌توان نتيجه گرفت كه اين هدف بوسيله آخرين امام، تحقق خواهد يافت. و اين همان مطلبى است كه در روايات متواترى كه درباره حضرت مهدى ارواحنافداه وارد شده مورد تأكيد قرار گرفته


1. ر. ك: سوره نساء، آيه 165.

2. ر. ك: سوره توبه: آيه 33، سوره فتح: آيه 28، سوره صف: آيه 9، و ر. ك: بحارالانوار، ج 51، ص 50، ح 22، و ص 60، ح 58 و 89.

است.

در اينجا نخست به چند آيه از قرآن كريم كه متضمّن بشارت به تحقق چنين حكومتى است اشاره مى‌كنيم و سپس به ذكر نمونه‌اى از روايات مربوط به اين بحث مى‌پردازيم.

 

وعده الهى

خداى متعال در قرآن كريم مى‌فرمايد: در تورات و زبور نوشته‌ايم كه صالحان، وارث زمين خواهند بود. «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ»1 و در آيه ديگرى نظير اين مضمون، از حضرت موسى(ع) نقل شده است.2 و بى شك اين وعده، روزى تحقق خواهد يافت.

و در جاى ديگر بعد از اشاره به داستان فرعون كه مردم را به استضعاف كشانده بود مى‌فرمايد: «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»3 اين آيه هر چند در مورد بنى اسرائيل و به قدرت رسيدن آنان بعد از رهايى از چنگال فرعونيان است ولى تعبير «وَ نُرِيد...» اشاره به يك اراده مستمر الهى دارد و از اينروى در بسيارى از روايات، بر ظهور حضرت مهدى عجلّ الله فرجه الشريف تطبيق شده است4.

همچنين در جاى ديگر خطاب به مسلمانان مى‌فرمايد:

كسانى از شما كه ايمان واقعى و اعمال شايسته داشته باشند به خلافت خواهند رسيد و با امنيت كامل، به پرستش خداى متعال، خواهند پرداخت: «وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَُيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»5. و در روايات آمده است كه مصداق كامل اين وعده در زمان ظهور ولى عصر عجلّ اللّه فرجه الشريف تحقق خواهد يافت6.


1. ر. ك: سوره انبياء، آيه 105.

2. ر. ك: سوره اعراف، آيه 128.

3. ر. ك: سوره قصص، آيه 5.

4. ر. ك: بحارالانوار، ج 51، ص 54، ج 35، ص 63، 64.

5. ر. ك: سوره نور، آيه 55.

6. ر. ك: بحارالانوار، ج 51، ص 58، ح 50، ص 54، ح 34، 64.

نيز روايات ديگرى در تطبيق چندين آيه1 بر آن حضرت وارد شده كه براى رعايت اختصار، از ذكر آنها صرف نظر مى‌كنيم2.

 

نمونه‌اى از روايات

رواياتى كه شيعه و سنّى از پيامبر اكرم(ص) درباره حضرت مهدى عجلّ اللّه فرجه الشريف نقل كرده‌اند فوق حدّ تواتر است، و تنها رواياتى كه اهل سنت نقل كرده‌اند به تصديق عده‌اى از علماء خودشان به حدّ تواتر مى‌رسد3! و گروهى از علماء ايشان اعتقاد به آن حضرت را مورد اتفاق همه فرقه هاى اسلامى دانسته اند4. و عده‌اى از علماء اهل سنّت، كتابهايى درباره آن حضرت و علائم ظهورشان نوشته اند5. اينكه نمونه‌اى از روايات اهل سنّت:

از جمله چندين روايت از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده‌اند كه فرمود: اگر يك روز از عمر جهان، بيشتر نمانده باشد خداى متعال آن روز را چنان طولانى خواهد كرد تا مردى از اهل بيت من و همنام من به حكومت برسد (و زمين را پر از عدل و داد كند آن چنانكه پر از ظلم و جور شده است)6.

و از‌ام سلمه روايت كرده‌اند كه رسول خدا(ص) فرمود: مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه است7.

و از ابن عبّاس نقل كرده‌اند كه رسول خدا(ص) فرمود: همانا على امام امت، بعد از من


1. ر. ك: مانند اين آيات «وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه»،«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّه»، «بقية الله خَيْرٌ لَكُمْ».

2.ر. ك: بحارالانوار، ج 51، ص 44-64.

3. ر. ك: صواعق ابن حجر: ص 99، نورالابصار شبلنجى: ص 155، اسعاف الراغبين: ص 140، الفتوحات الاسلامية: ج 2، ص 211.

4. ر. ك: شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه: ج 2، ص 535، سبائك الذهب سويدى: ص 78، غاية المأمول: ج 5، ص 362.

5. مانند كتاب «البيان فى اخبار صاحب الزمان» تأليف حافظ محمد بن يوسف گنجى شافعى كه در قرن هفتم مى‌زيسته، و كتاب «البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان» تأليف متّقى هندى كه در قرن دهم مى‌زيسته است.

6. ر. ك: صحيح ترمذى: ج 2، ص 46، صحيح ابو داود: ج 2، ص 207، مسند ابن حنبل: ج 1، ص 378، ينابيع المودة: ص 186، 258، 440، 488، 490.

7. ر. ك: اسعاف الراغبين: ص 134، نقل از صحيح مسلم و ابو داود و نسائى و ابن ماجه و بيهقى.

است و از فرزندان او قائم منتَظَر مى‌باشد. و هنگامى كه ظهور كند زمين را پر از عدل و داد مى‌سازد چنانكه پر از ظلم و جور شده است1.

 

غيبت و راز آن

از ويژگيهاى امام دوازدهم عجلّ اللّه فرجه الشريف كه در روايات وارده از اهل بيت (عليهم السلام)، مورد تأكيد واقع شده غيبت آن حضرت است. و از جمله، عبدالعظيم حسنى از امام محمد تقى از پدرش اميرمؤمنان (عليهم السلام) نقل كرده است كه فرمود: قائم ما غيبتى درازمدت دارد، و گويا شيعيان را مى‌بينيم كه در زمان غيبت او همانند حيوان گرسنه‌اى كه دنبال چراگاه مى‌گردد در جستجوى اويند ولى او را نمى‌يابند. آگاه باشيد كه هر كس از ايشان كه بر دينش ثابت بماند و در اثر طول غيبت امامش دچار قساوت قلب نگردد در روز قيامت با من در درجه من خواهد بود. سپس فرمود: هنگامى كه قائم ما قيام مى‌كند بيعتى از هيچكس بر گردن او نخواهد بود (و هيچ حاكم ستمگرى تسلطى بر او نخواهد داشت) و بدين منظور، مخفيانه متولد مى‌شود و از چشم مردم، غايب مى‌گردد2.

و از امام سجاد از پدرش از اميرمؤمنان (عليهم السلام) روايت شده كه فرمود: قائم ما دو غيبت دارد كه يكى طولانى‌تر از ديگرى است، و تنها كسانى كه يقين قوى و معرفت صحيح داشته باشند بر امامت او ثابت مى‌مانند3.

براى روشن شدن راز غيبت، بايد نظرى به سرگذشت ائمه اطهار (عليهم السلام) بيفكنيم.

چنانكه مى‌دانيم بعد از رسول خدا(ص) اكثريت مردم با ابوبكر و بعد با عمر و سپس با عثمان بيعت كردند، و در اواخر حكومت وى كه نابسامانيهاى فراوانى در اثر تبعيضات ناروا پديد آمد دست به شورش زده او را به قتل رسانيدند و با اميرمؤمنان على(ع) بيعت كردند.

آن حضرت كه خليفه منصوب از طرف خدا و رسول(ص) بود در طول حكومت خلفاء سه گانه براى رعايت مصالح جامعه نوبنياد اسلامى دم فروبست و جز از سر اتمام حجت،


1. ر. ك: ينابيع المودة، ص 494.

2. ر. ك: منتخب الاثر، ص 255.

3. ر. ك: منتخب الاثر، ص 251.

سخنى نگفت و در عين حال، از هيچ اقدامى به نفع اسلام و مسلمين دريغ نورزيد. اما دوران حكومت چند ساله خودش به جنگ با اصحاب جمل و معاويه و خوارج، سپرى شد و سرانجام بدست يكى از خوارج به شهادت رسيد.

امام حسن مجتبى(ع) نيز به دستور معاويه مسموم شد. و پس از مرگ معاويه فرزندش يزيد كه اعتنايى به ظواهر اسلام هم نداشت بر اريكه سلطنت اموى تكيه زد. و با اين روند نزولى مى‌رفت كه نام و نشانى از اسلام باقى نماند. از اينروى، امام حسين(ع) چاره‌اى جز قيام نديد و با شهادت مظلومانه‌اش مسلمانان را تا اندازه‌اى هوشيار و بيدار كرد و اسلام را از نابودى، نجات داد. ولى شرايط اجتماعى براى تشكيل حكومت عدل اسلامى فراهم نگرديد. و از اين جهت ساير ائمه اطهار(ع) به تحكيم مبانى عقيدتى و نشر معارف و احكام اسلام و تربيت و تهذيب نفوس مستعد پرداختند و در حدودى كه شرايط، اجازه مى‌داد مخفيانه مردم را به مبارزه با ظالمان و جبّاران، دعوت مى‌كردند و ايشان را به تحقق حكومت الهى جهانى، اميدوار مى‌ساختند. و بالاخره يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند.

بهرحال، ائمه اطهار (عليهم السلام) در مدت دو قرن و نيم توانستند با تحمل مشكلات و فشارهاى فوق العاده حقايق اسلام را براى مردم بيان كنند: بخشى را بصورت عمومى، و بخشى را بصورت خصوصى براى شيعيان و اصحاب خاصّ خودشان. و بدين ترتيب، معارف اسلامى در ابعاد گوناگونش در جامعه، انتشار يافت و بقاء شريعت محمدى، تضمين شد. و ضمناً در گوشه و كنار كشورهاى اسلامى گروههايى براى مبارزه با حاكمان ستمگر تشكيل گرديد و دست كم توانستند تا حدودى جلو ستمها و خودسريهاى جبّاران را بگيرند.

ولى آنچه وحشت و اضطراب حاكمان خودكامه را برمى انگيخت وعده ظهور حضرت مهدى(عج) بود كه هستى آنان را تهديد مى‌كرد. از اينروى معاصرين امام حسن عسگرى(ع) به شدت ايشان را تحت نظر قرار دادند كه اگر فرزندى براى آن حضرت متولد شود او را به قتل برسانند و خود آن بزرگوار را در عنفوان جوانى به شهادت رساندند. ولى اراده خداى متعال بر اين، قرار گرفته بود كه حضرت مهدى(عج) متولد و براى نجات جامعه بشرى، ذخيره شوند. و به همين جهت بود كه در زمان حيات پدرشان تا سن پنج سالگى جز افراد معدودى از خواصّ شيعه، كسى آن حضرت را زيارت نمى‌كرد و بعد از وفات پدر بزرگوارشان تماسّ امام با

مردم بوسيله چهار نفر1 كه يكى پس از ديگرى به سمت نيابت خاصّ، مفتخر مى‌شدند برقرار مى‌گرديد. و از آن پس، براى مدت نامعلومى «غيبت كبرى» واقع شد تا روزى كه جامعه بشرى، آماده پذيرش حكومت الهى جهانى شود و به امر خداى متعال ظهور فرمايد.

بنابراين، راز اصلى غيبت آن حضرت اين است كه از شرّ جبّاران و ستمگران محفوظ بماند. و در بعضى از روايات به حكمت هاى ديگرى نيز اشاره شده كه از جمله آنها آزمايش مردم است كه بعد از اتمام حجّت، چه اندازه پايدار و استوار مى‌مانند.

البته در زمان غيبت هم مردم بكلّى از فيوضات آن حضرت بى بهره نيستند و به تعبيرى كه در روايات آمده همانند خورشيدى كه پشت ابر باشد2. كمابيش از نور او استفاده مى‌كنند چنانكه افراد بى شمارى هر چند بصورت ناشناس به زيارت ايشان مشرّف شده و براى رفع گرفتاريهاى مادّى و معنوى، از آن بزرگوار، بهره‌مند شده اند. و اساساً حيات آن حضرت، عامل مهمى براى دلگرمى و اميدوارى مردم است تا خود را اصلاح و آماده ظهور كنند.

 

پرسش

1- هدف نهايى از بعثت پيامبر اسلام(ص) چيست؟

2- چگونه اين هدف، تحقق پذير است؟

3- كدام آيات، بشارت برپايى حكومت الهى جهانى را مى‌دهد؟

4- نمونه‌اى از روايات اهل سنّت درباره حضرت مهدى(عج) را ذكر كنيد.

5- نمونه‌اى از روايات اهل بيت(ع) درباره غيبت آن حضرت را بيان كنيد.

6- غيبت صغرى و كبرى و فرق ميان آنها را شرح دهيد.

7- راز غيبت امام زمان(عج) را توضيح دهيد.

8- در زمان غيبت، مردم چه بهره هايى مى‌توانند از آن حضرت ببرند؟

 


1. عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان بن سعيد، حسين بن روح و على بن محمد سمرى.

2. ر. ك: بحارالانوار، ج 52، ص 92.

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوری اسلامی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) پست الكترونيك: info@mesbahyazdi.org