قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

 
 

 

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

بندگي، طريق تقرّب‏

آن چه پيش رو داريد گزيده‏ا از سخنان حضرت آية اللّه مصباح يزد(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبر است كه در تاريخ 06/02/1385 ايراد فرموده‏اند. باشد تا اين رهنمودها چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

«وَ الَّذِينَ لايَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لايَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لايَزْنُونَ»1؛ پس از اين كه قرآن صفات همچون تواضع، حلم، شب زنده دار، تفكر در باره حساب و كتاب عالم و اعتدال را به عنوان صفات مثبت برا عباد الرّحمن برم‏شمارد، به صفات سلب م‏پردازد كه از كبائر موبقه و از بزرگترين گناهان كبيره است. اين‏ها صفات است كه نبايد در عباد الرحمن وجود داشته باشد.
قرآن سه صفت منف را در اين آيه با هم ذكر كرده است كه اولين آن‏ها صفت شرك است. مهم‏ترين عنصر در تعاليم همه انبيا مبارزه با شرك و دعوت به توحيد است.؛ «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ».2؛ سرلوحه دعوت همه انبيا و افراد چون حضرت لقمان كه قرآن كريم از او به عنوان بنده شايسته خدا ياد م‏كند، دور از شرك است. اولين موعظه لقمان به فرزندش اين است كه «يا بُنَيَّ لاتُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ»3. گاه شرك در اعتقاد است، مثل اين كه خالق عالم يا ربّ عالم را دو تا بدانيم. اين آيات ناظر به اين نوع شرك نيست. اين كه قرآن م‏گويد: «لايَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ»؛ به شرك در عمل و رفتار اشاره م‏كند. ممكن است كس از نظر اعتقاد خالق عالم را يك بداند و معتقد باشد در اصل خالقيت تعدد و كثرت وجود ندارد، اما به واسطه شبهات، عادات و رسوم يا شرايط خاصّ اجتماع در مرحله عمل به شرك مبتلا شود و در مقابل معبود ديگر به خاك بيفتد، ريا در عبادت داشته باشد، اعتمادش به ديگران باشد و به جا اين كه حوائجش را از خدا بخواهد، به ديگران اميد داشته باشد، يا به مراتب ديگر از شرك مبتلا شود كه گويا خدا را كاره‏ا نم‏داند. خيل‏ها وقت احساس نياز م‏كنند ابتدا سراغ خدا نم‏روند، بلكه به ؛ سراغ اسباب و وسائل م‏روند تا بتوانند نياز خود را برطرف سازند، البته خدا اين عالم را آفريده است تا از اسباب و وسائل آن استفاده شود و هزاران حكمت در اين است كه انسان با اسباب سر و كار داشته باشد، ول سخن در اين است كه دل انسان متوجه كجا است و اعتماد او بر چيست؟
كاسب كه صبح از خانه بيرون م‏آيد و م‏گويد: «بسم الله الرحمن الرحيم، خدايا به اميد تو»، و حركت م‏كند اين طرف و آن طرف، اما دلش متوجه خدا است و از او م‏خواهد كار را به انجام برساند، با كس كه برا كسب روزانه‏اش هزار نوع كلك م‏زند، نقشه م‏كشد، كلاه سر اين و آن م‏گذارد و بسيار از جاها به كارها مشتبه يا حرام مبتلا م‏شود، به ديگران فخر م‏فروشد و كار خود را به رخ ديگران م‏كشد، بسيار متفاوت است.
بيشتر ايمان‏ها با شرك توأم است. چنين ايمان اثر ندارد و انگار فرد مشرك است. او كه خواسته‏هايش را از كسان ديگر م‏خواهد و يادش هم نيست خداي هست كه روز م‏دهد، گويا درعمل خدا را هيچ‌كاره م‏داند. انسان بايد در عمل نشان دهد كه: «اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِر»4. چنين انسان هيچگاه به مال قارون غبطه نم‏خورد. وقت قارون با همه اموالش در زمين فرو رفت، آن‏هاي كه روزها قبل آرزو مقام و ثروت او را داشتند، وقت ديدند ثروت‏ها او نابود شد، به خود آمدند كه عجب اين ثروت‏ها چه شد! و گفتند: «وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاء»5: گويا خداست كه روز‏ها را وسعت م‏دهد يا تأمين مي‏كند.
بايد سع كنيم به سمت برويم كه هميشه به خدا توجه داشته باشيم. حت در مقام توسل به اوليا خدا باز متوجه باشيم كه آن‏ها وسيله‏ا هستند كه خدا از لطف و عنايت كه به بندگانش دارد، آنان را وسيله نجات ما قرار داده است. در مقام توسل نيز ما بايد بدانيم اين دستگاه را خدا برقرار كرده و اينها نمونه‏ا از لطف خدا و مجرا فيض و رحمت او است. خيل بايد مواظب باشيم كه به شرك مبتلا نشويم.
خداوند متعال پس از آن كه شرك به خدا را يك از گناهان بسيار خطرناك برم شمارد به گناه اشاره م‏كند كه به راحت آمرزيده نم‏شود و توبه‏اش هم مشكل است. آن گناه «قتل نفس»؛ است. مخلوق كه خدا متعال آفريده، به او حيات داده و تأكيد كرده كه حيات او محترم است، نبايد مورد تعرض قرار گيرد، البته در موارد اين قاعده كل را خداوند استثنا زده است. تفاوت ما با طرفداران اعلاميه حقوق بشر اين است كه آن‏ها م‏گويند: حق حيات مطلق است و هيچ استثناي ندارد، اما ما برا آن موارد استثنا قائل هستيم. آن‏ها م‏گويند: هر كس مرتكب هر گناه شود نبايد كشته شود. مجازات اعدام حت برا كس كه هزاران جنايت كرده باشد، به طور كل ممنوع است، ول در اسلام و مكتب انبيا موارد هست كه حق حيات از انسان سلب م‏شود. به هر حال، در غير از موارد استثنا بايد حرمت نفس را پاس داشت: «وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ»6.
اگر كس هزاران عبادت به جا آورد و تمام عمرش را شب‏ها به نماز و سجده بپردازد و روزهايش را روزه بگيرد، اما يك از كبائر موبقه را انجام دهد تمام اعمالش حبط م‏شود و از بين م‏رود. به يقين كس كه شرك م‏ورزد گرچه هفتاد سال عبادت كرده باشد، تمام اعمالش از بين م‏رود. شرك همانند آتش است كه درون انبار بيفتد و همه آن را آتش بزند. بنابراين، ما بايد سع كنيم چيزهاي كه قرآن خيل رو آن تأكيد م‏كند، جد بگيريم و از مقدماتش پرهيز كنيم و حريم قائل شويم تا مبادا به آن دچار شويم.
اگر شما بخواهيد از كنار درّه هولناك عبور كنيد، به خصوص وقت باران و برف باريده باشد، لب پرتگاه نم‏رويد، چون خيل خطرناك است. همه سفارش م‏كنند مواقع كه جاده لغزنده است، احتياط كنيد. اگر كس اين هشدارها را جد نگيرد و غفلت كند هلاك م‏شود. مواظب كبائر موبقه باشيد. قرآن برا دور از ابتلا به اين نوع گناهان كبيره مقدمات آن را نيز منع كرده است. به عنوان مثال، قرآن در باره انحراف‏ها جنس از همان ابتدا گفته است مواظب چشمان خود باشيد: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ»7. اين حكم مقدمه‏ا است تا بتوان از فسادها جنس در امان باش. نگاه به نامحرم مقدمه است و برا اين كه به عوارض بعد و كبائر موبقه دچار نشو، بر احتراز از آن تأكيد شده است. اگر انسان از همان ابتدا جوان خود را كنترل كند و سع كند چشم خود را فروبندد از بسيار مفاسد در امان است. بايد مصلحان جامعه سع كنند شرايط را فراهم آورند كه انسان‏ها از اين مفاسد دور بمانند وگرنه گام به گام به گناه و به فرهنگ الحاد نزديك م‏يشوند.


1؛  فرقان، 68؛ و آنان هستند كه با خدا يكتا كس را شريك نم‏خوانند و نفس محترم را كه خدا حرام كرده جز به حق به قتل نم‏رسانند، و هرگز گرد عمل زنا نم‏گردند.

2؛  نحل، 36؛ و همانا ما در ميان هر امت پيغمبر فرستاديم كه خدا يكتا را پرستيد و از بتان و فرعونان دور كنيد.

3؛  لقمان، 13؛ ا پسر عزيزم، هرگز شرك به خدا نياور كه شرك بسيار ظلم بزرگ است.

4؛  رعد، 26؛ خدا هر كه را خواهد فراخ روز و هر كه را خواهد تنگ روز م‏گرداند.

5؛  قصص، 82؛ ا وا (بر ما و آرزوها ما) گوي خداست كه هر كه از بندگان خود را خواهد روز فراوان دهد.

6؛  نساء، 93؛ و هر كس مؤمن را به عمد بكشد مجازات او (آتش) جهنم است.

7؛  نور، 30؛ (ا رسول ما) مردان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از كار زشت با زنان) محفوظ دارند.

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوری اسلامی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) پست الكترونيك: info@mesbahyazdi.org