قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

 
 

 

 

 

 

 

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

بندگی، طريق تقرّب‏

آن چه پيش رو داريد گزيده‏ا از سخنان حضرت آية اللّه مصباح يزد(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبر است كه در تاريخ 20/2/85 ايراد فرموده‏اند. باشد تا اين رهنمودها چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

«؛ وَ الَّذِينَ لا يَشهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كرَاما»1؛ در معنا اين جملات كه در وصف «عباد الرحمان»؛ وارد شده است، مفسران اختلاف نظر دارند. حتي مرحوم علامه طباطبايي رضوان الله عليه وجهي خاص را به طور معين انتخاب نم‏يكند. منشأ اختلاف آنان اين است كه كلمه «شهادت»؛ در لغت عرب به دو معنا است: معنا اول ادا شهادت است، همان گونه كه در داستان حضرت يوسف قرآن مي‏فرمايد: «وَ شهِدَ شاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَا»2؛ شاهد آن جا شهادت داد.
معناي دوم حضور است. عبارت «شهد المجلس»؛ به اين معنا است كه شخصي در فلان مجلس حضور پيدا كرد. پس منظور از اين آيه م‏تواند اداي شهادت يا حضور باشد. اگر منظور اداي شهادت باشد معناي آيه اين م‏يشود كه يك از اوصاف «عبادالرحمان»؛ آن است كه آنان شهادت ناحق نم‏يدهند. «زور»؛ به معنا ناحق، يعني چيزي است كه ظاهر آراسته ‏اي دارد، ولي باطنش خراب است. دروغ و همه كارهاي قلابي كه ظاهر آراسته دارد، ولي باطنش فاسد است، نمونه‏هايي از «زور»؛ است. تزوير نيز از همين ماده است كه به معنا كلك زدن است. اما اگر معناي دوم مراد باشد (كه شايد از لحن كلام مرحوم علامه طباطبايي استفاده شود كه به اين احتمال اندك بيشتر تمايل دارند)، معناي «شهادت»؛ حضور يافتن و معناي «زور»؛ هر تزوير و ناحق است. بر اين اساس، «عباد الرحمان»؛ در جايي كه مظانّ فساد و گناه است، حضور پيدا نم‏يكنند. آن چه باعث شده است مرحوم علامه اين احتمال را اندك ترجيح دهند ذيل آيه است كه م‏يفرمايد: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراما». اگر معناي شهادت حضور باشد تناسب آيات بيشتر است. بر اين اساس، معناي آيه اين مي‏شود كه «عبادالرحمن»؛ در مجلس باطل حضور پيدا نم‏يكنند و اگر اتفاقاً عبورشان به جايي افتاد كه كساني مشغول گناه هستند، آن وقت كريمانه از آن جا عبور م‏يكنند و توقف نم‏يكنند. مطابق اين معنا دو جمله مكمل يكديگر مي‏شوند و تناسب بيشتر پيدا م‏يكنند. وجه سوم كه م‏توان در نظر گرفت، اين است كه معناي اعم از اداي شهادت و حضور در آيه مراد باشد و منظور از اعراض و عدم شهادت نيز معناي اعم از پرهيز از فعل خود يا اعراض از كار ديگران است.
بعضي م‏يگويند: منظور از گذر كريمانه اين است كه اگر انسان به مجلس گناه عبور كرد و شرايط نهي از منكر فراهم بود بايد نهي از منكر كند، اما وقتي شرايط نهي از منكر فراهم نبود انسان بايد بزرگوارانه از كنار آن بگذرد. اما به نظر م‏يرسد منظور آيه اين معنا نيست. آيه ديگر داريم كه م‏تواند اين آيه را توضيح دهد. خداوند در سوره قصص مي‏فرمايد: «وَ إِذَا سمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضوا عَنْهُ وَ قَالُوا لَنَا أَعْمَلُنَا وَ لَكُمْ أَعْمَلُكمْ سلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِ الْجَهِلِينَ‏»3؛ بندگان شايسته وقتي كلام لغو را از افراد مي‏شنوند، به آن‏ها مي‏گويند: ما كار خودمان را انجام مي‏دهيم و شما نيز كار خودتان را انجام دهيد. بعد هم م‏يگويند: «سَلامٌ عَلَيْكُم»؛ آن گاه به زبان حال (نه به زبان قال) م‏يگويند: «لانَبْتَغِي الْجاهِلِين»، ما به حرف جاهلان رو نم‏يآوريم. اگر «عباد الرحمن»؛ را با سخن لغو مخاطب قرار دهند، آنان را مسخره كنند، به آن‏ها فحش دهند و استهزا كنند، خيلي با وقار و سنگين م‏يگويند: شما كار خودتان را انجام دهيد و ما نيز كار خودمان را انجام م‏دهيم.
در مجمع البيان شواهد ارائه شده است كه وقتي م‏يگويند: «مرّ تكرما»؛ منظور اين است كه دامن برگرفت از اين كار و خود را فراتر، عزيزتر و گرام‏تر از اين داشت كه به آن كار آلوده شود، طوري عبور كرد كه خودش آلوده نشود. اين نشان مي‏دهد كه آفت اجتماع زمينه ابتلا به آفت اخلاق است كه بايد با آن مبارزه كرد. به خصوص اگر مراد از لغو هر گونه سخن باطل باشد در قرآن نسبت به آلوده نشدن به آن حساسيت خاص وجود دارد. هم‌نشين با اهل لغو انسان را به بلا مبتلا مي‏كند. خداوند متعال درباره كساني كه در قيامت جهنمي مي‏شوند، مي‏فرمايد: از آن‏ها سؤال م‏يشود: «؛ مَا سلَككمْ ف سقَر؟ قَالُوا لَمْ نَك مِنَ الْمُصلِّينَ... وَ كنَّا نخُوض مَعَ الخَْائضِينَ‏»4؛ چه طور شما جهنمي شديد؟ آن‏ها پاسخ م‏يدهند: عاملي كه ما را به جهنم كشاند، اين بود كه ما با كساني گره خورديم كه بايد از آنان گذر مي‏كرديم.
يك گرايش خاص در انسان وجود دارد كه عنوان عامّ آن تقليد و همرنگ جماعت شدن است. اصل اين گرايش عامل خوبي براي فرهنگ پذير است. اين كشش عاملي است براي اين كه انسان از رفيق خوب استفاده كند. بسياري از جوان‏ها كه مسجدي شدند، كارهاي خوب كردند، جبهه ‏اي شدند و به سعادت رسيدند، به خاطر همين فرهنگ پذيري بوده است، البته اگر انسان به رفيق بد مبتلا شود جهنمي مي‏شود. به همين دليل، بايد از محافل كه آيات الهي مورد بي‏مهري قرار م‏گيرد و زمينه‏ا براي نهي از منكر نيست، گذر كرد. قرآن كريم م‏يفرمايد: «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكمْ ف الْكِتَبِ أَنْ إِذَا سمِعْتُمْ ءَايَتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بهَا وَ يُستهْزَأُ بهَا فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَت يخُوضوا ف حَدِيثٍ غَيرِهِ إِنَّكمْ إِذاً مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَفِقِينَ وَ الْكَفِرِينَ ف جَهَنَّمَ جَمِيعا»5؛ وقتي كساني مي‏خواهند توطئه‏ا كنند، نقشه‏ا بكشند يا كار غلط انجام دهند، انسان‏ها عموما و جوان‏ها به طور خاص گرايش دارند كه همرنگ گروه سنّ خود شوند. آن‏ها وقتي م‏بينند دوستان، همسايه ‏ها و خويشان راهي را انتخاب مي‏كنند، بدون اين كه تحقيق كنند آيا راهشان درست است يا نه، همرنگ م‏يشوند. قرآن مي‏فرمايد: اگر ديديد عده ‏اي ـ گرچه دوستان، همكلاسان يا همسالان شما باشند ـ درصدد تحقير ايمان يا شبهه افكني در مباحث اعتقادي هستند، با آنان معاشرت و نشست و برخاست نكنيد. اگر با آنان معاشرت كرديد مثل آن‏ها م‏يشويد و كار شما به نفاق مي‏انجامد و شما هم منافق و كافر م‏يشويد. خداوند كافر و منافق را در جهنم جمع م‏يكند. اين مسأله آن قدر مهم است كه خداوند به پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله مي‏فرمايد: با اين‏ها ننشين و اگر به طور اتفاقي يادت رفت و با آن‏ها نشستي همين كه متوجه شدي، بلند شو. مجالست با اهل فساد كه شبهات القا مي‏كنند و حرف‏ها بي‏جا م‏يزنند، بيش از هر چيز در روح انسان به خصوص جوان تأثير منفي مي‏گذارد.


1؛ فرقان، 72؛ و آنان هستند كه به ناحق شهادت ندهند و هرگاه به عمل لغو (از مردم غافل) بگذرند بزرگوارانه از آن درگذرند.

2؛ يوسف، 26؛ و بر صدق دعويش شاهد از بستگان زن گواه داد.

3؛ قصص، 55؛ و چون سخن لغو (از دشمنان دين) بشنوند از آن اعراض كنند و گويند:اعمال ما از ما و اعمال شما از شما، برويد سلامت باشيد، كه ما هرگز مردم (هرزه گو) نادان را نم‏طلبيم.

4؛ مدثر، 42-45؛ كه شما را چه عمل به عذاب دوزخ در افكند؟ آنان جواب دهند كه ما از نمازگزاران نبوديم... و ما با اهل باطل به بطالت م‏پرداختيم.

5؛ نساء، 140؛ و محققاً خداوند در كتاب خود اين حكم را بر شما فرستاد كه چون شنيديد كه آيات خدا مورد انکار و استهزا قرار مي‌گيرد، پس با آن گروه (منافق) مجالست مكنيد تا در حديث ديگر داخل شوند، كه (اگر با آنان همنشين شويد) آن گاه شما هم مانند آنان هستيد. و خدا منافقان را با كافران در جهنم جمع خواهد كرد.

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوری اسلامی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) پست الكترونيك: info@mesbahyazdi.org