قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

بسم الله الرحمن الرحيم‏

راز و نياز

«موانع توبه»

آن چه پيش رو داريد گزيده‏اي از سخنان حضرت آية اللّه علامه مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 26/06/86 هم زمان با پنجم ماه مبارك رمضان 1428 ايراد فرموده‏اند. باشد تا اين رهنمودها چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

همان طور كه گفته شد براي اين كه انسان انگيزه قوي‏اي براي توبه پيدا كند، بايد از يك طرف درباره زيان‏هاي گناه فكر كند و از طرف ديگر، بداند همه اين خسارت‏ها و زيان‏ها با «توبه» جبران مي‏شود و در اين ميان، عقل انسان اقتضاء مي‏كند فرصت را غنيمت شمارد و زودتر اقدام نمايد. اما گاهي انسان با اين كه علم به ضرر چيزي دارد، باز اراده ترك آن را پيدا نمي‏كند. يك دسته از عواملي كه موجب اين امر مي‏شود يك سلسله وسوس‏هاي شيطاني است كه موجب ايجاد شبهه‏ها و تسويل‏هايي براي انسان مي‏شود و نمي‏گذارد كه دانسته‏هاي انسان اثر گذار باشد. عامل ديگر، ضعف اراده است كه سبب سستي انسان مي‏شود. در اين جلسه به اندازه‏اي كه خداي متعال توفيق بدهد به شبهاتي كه موجب وسوسه شيطان مي‏شود اشاره مي‏گردد و هم چنين راه‏هاي جبران ضعف اراده نيز بيان مي‏شود.

به لذتش مي‏ارزد!!

يكي از شبهاتي كه باعث مي‏شود كه آن علم و يقيني كه آدمي به ضرر دارد، كارايي نداشته باشد، اين است كه: آنچه در انسان قبل از اين كه رشد و تكاملِ انساني پيدا كند، بيشتر تأثير دارد حسيّات است. از اين‏رو، اگر يك نفع آني و يك نفع بزرگتري امّا با فاصله، برايمان ميسّر باشد، لذت آني را ترجيح مي‏دهيم. اين اصل، طبيعت آدميزاد است و تا تكامل عقلاني و تربيت ديني صحيح پيدا نكند، كمابيش تحت تأثير اين عامل شيطاني باقي مي‏ماند. ولي گاهي شيطان علاوه بر اين طبيعت انساني، شبهاتي را هم به انسان القاء مي‏كند. براي مثال مي‏گويد: كارگر براي چند دقيقه استراحت، از صبح تا شب زحمت مي‏كشد، عرق مي‏ريزد و دردها را تحمل مي‏كند. پس، آن استراحت در مقابل آن زحمت‏هاي طولاني مي‏ارزد. اين لذّت گناه هم در مقابل عذاب‏هاي آن ارزش دارد. اين وسوسه شيطان است. ايمان انسان ضعيف است كه نمي‏داند، آن زيان بي نهايتي كه بر گناه مترتب مي‏شود چه نسبتي با اين لذت محدود دارد.
بايد گفت: بعد از تلاش‏هاي روزانه، لذتي كه از غذا خوردن مي‏بريد چقدر است؟ آيا بيشتر از نيم ساعت است؟ چه طور حاضريد هشت ساعت زحمت بكشيد تا نيم ساعت لذت ببريد ولي حاضر نيستيد، سختي گذشت از لذّت مادّي را به خاطر يك لذّت طولاني تحمّل كنيد، آن هم لذّتي كه با لذت‏هاي دنيوي قابل مقايسه نيست. براي علاج اين شبهه انسان بايد درباره اهميت نعمت‏هاي اخروي و شدت عذاب‏هاي اخروي بيشتر مطالعه كند و ببيند آيا لذت‏ها و عذاب‏هاي دنيا و آخرت با هم قابل مقايسه هستند؟!

خدا عادل است!!

شيطان از راه ديگري نيز وارد مي‏شود. او مي‏گويد: خدا عادل است! خداوند براي لذّتي كه در مدت نيم‏ساعت استفاده كردم، هزاران سال كه عذاب نمي‏كند، اين كه عدالت نيست! حتي نيم‏ساعت لذّت بردن با يك روز عذاب كشيدن قابل تحمّل است، امّا اين را نمي‏شود باور كرد كه به خاطر يك لذّت آني، خدا سالها و شايد بينهايت، انسان را عذاب كند.
پاسخ اين شبهه را در مسائل عقلي، كلامي و فلسفي گفته‏اند. فرض كنيد، انسان خرمني را كه تمام سال براي آن زحمت كشيده است با يك كبريت آتش بزند و سپس به كبريت بگويد: من يك لحظه تو را روشن كردم، تو هم بايد يك خوشه گندم يا يك دسته از اين خوشه ‏ها را در آتش بسوزاني! آثاري كه بر گناه مترتب مي‏شود، آثاري است كه بر عمل خود ما مترتب مي‏شود. هم چنين فرض كنيد كه انسان در يك لحظه، به چشم خود چاقو بزند. براي اين عمل مثلاً يك دقيقه وقت صرف مي‏كند، امّا براي هميشه نابينا مي‏شود. آن نابينايي هميشگي، بر اثر عملي است كه خود انسان انجام مي‏دهد. گناه هم نسبت به آثاري كه بر آن مترتب مي‏شود چنين رابطه‏اي دارد. خداوند در برابر يك عمل كوچك، بي‏نهايت ثواب مي‏دهد، اما وقتي هم انسان خرمن اعمال خويش را آتش بزند، همه‏اش مي‏سوزد. مسئول اين سوختن خودِ انسان است كه كبريت مي‏زند. ظلمي از طرف خدا نيست. خدا به انسان چشم سالم عطا كرده، چاقو هم داده است. به او هم گفته نزن، نابينا مي‏شوي، تأكيد هم مي‏كند، ولي او گوش نمي‏دهد. به هر حال اين هم يك شبهه شيطاني است، انسان وقتي لذّت گناه و شيريني آن را چشيد با اين بهانه‏ها حاضر نيست گناه را ترك كند. حتي گاهي محبت اهل بيت(ع) و اعتقاد به خداوند موجب سوء استفاده واقع مي‏شود و وسيله‏اي براي وسوسه شيطان را فراهم مي‏كند. شيطان به انسان مي‏گويد: نگران نباش، تو اكنون لذّت ببر، بعد با يك روز عاشورا و يك روضه مشكل حل خواهد شد، امام حسين(ع) شفاعت مي‏كند و همه گناهانت آمرزيده مي‏شود! اما اين كه شفاعت چيست، چه شرايطي دارد و شامل چه كساني مي‏شود بحث مفصلي دارد كه به اجمال به آن مي‏پردازيم.

شفاعت اهل بيت(ع)؛ برزخ يا قيامت؟

در بسياري از روايات اهلبيت(ع) آمده است كه كساني كه مرتكب بعضي از گناهان شوند، از شفاعت ما محروم مي‏شوند. به علاوه ائمه اطهار(ع) فرموده‏اند كه براي عالم برزختان، خودتان بايد فكر كنيد، شفاعت‏ها براي روز قيامت است. عمده روايات شفاعت كه در باب شفاعت پيغمبر اكرم(ص)، ائمه اطهار(ع) و شفاعت حضرت زهرا(س) موجود است، براي روز قيامت است. اما آيا مي‏دانيد كه از وقت مرگ تا قيامت چقدر فاصله هست و در اين مدّت انسان ممكن است چه عذابهايي تحمّل كند؟! در روايات آمده كسي كه به زيارت حضرت به امام رضا(ع) برود، آن حضرت شب اوّل قبر به بازديدش مي‏آيند. اما همان لحظه‏اي كه ايشان براي بازديد مي‏آيند لذّت دارد، ولي معلوم نيست نتيجه‏اش تا چه وقت ادامه داشته باشد. به هر حال آثار گناهي كه يك عمر انسان مرتكب شده، با يك چيز ساده‏اي محو نمي‏شود. اين گونه نيست كه خداي متعال جنايات يك عمر كسي را با يك قطره اشك چشمي از بين ببرد. گفته‏اند: عمر سعد هم روز عاشورا گريه كرد! معاويه هم بعد از شهادت اميرالمؤمنين(ع) براي ايشان گريه كرد. مگر هر گريه‏اي اثر مي‏كند؟همه اين ثواب‏هايي كه در روايات، زيارت‏ها و عزاداري‏ها آمده همه‏اش صحيح است، امّا بايد شرايطش رعايت شود. وقتي شرايط مصرف دارو رعايت نشود، هر چه از خواص درماني آن بگويند سودي ندارد. گريه كردن براي حضرت سيدالشهدا(ع) مي‏تواند نتايجي داشته باشد، اما «بشرطها و شروطها». اين طور نيست كه فاسق‏ترين و شقي‏ترين افراد با گريه بر حضرت سيدالشهدا(ع)، آمرزيده شوند. و گرنه آفرينش عالَم به شوخي شبيه‏تر مي‏شود. آري نبايد در آثار عظيم داشتن ولايت اهلبيت(ع) و محبّت آن‏ها شك كرد، اما شرط آن را نيز بايد در نظر داشت. حديث معروف و معتبري از حضرت رضا(ع) نقل شده است كه فرمود: «كلمة لا اله الا الله حصني، فمن دخل حصني امن من عذابي1»، كسي كه وارد حصن «لااله الا الله» بشود ديگر هيچ عذابي به او نمي‏رسد و كاملاً ايمن از عذاب خواهد بود، اما سپس فرمود: «بشرطها، (بشروطها) و انا من شروطها». كلمه «لا اله الا الله» مي‏تواند انسان را از عذاب نجات دهد، اما شرط دارد؛ يكي از شروطش هم ولايت ائمه(ع) است. اين حصن، انسان را محافظت مي‏كند، اما به شرط اين كه آن حصن را سوراخ نكني و شرايطش را رعايت كني. آب آتش را خاموش مي‏كند، اما به شرط اينكه
آن آب خودش روي آتش آنقدر نماند كه بخار بشود و ديگر خاصيت خاموش كردنش را از دست بدهد.

راه علاج شبهات

به هر حال، اين موارد از شبهاتي است كه باعث مي‏شود كساني بر گناه جري شوند و توبه نكنند. راه‏حل آن هم كه اين است كه انسان پاسخ اين‏ها را بياموزد، كه شبهه‏هاي شيطاني را دفع كند. بهترين راه براي علاج اين شبهات شيطاني يادگيري صحيح معارف است و پاسخ شبهات و بالاخره علمِ مربوطش را بايد آموخت. اگر انسان توانست از دامِ اين شبهه‏هاي شيطاني رها شود و باور كرد كه يك گناه، اگر چه كوچك، ضررهاي عظيمي براي سعادت انسان دارد، باز بايد مراقب باشد. با اين كه بسياري از شبهه‏ها هم رفع شده است، باز هم برخي همّت توبه كردن ندارند، اين يك عاملي رواني است كه در مقابل آن عامل‏هاي شناختي مطرح مي‏شود. گاهي براي انسان شبهه‏هايي پيش مي‏آيد كه حقيقت را نمي‏شناسد و معرفتِ صحيح ندارد، بنابراين بايد ياد بگيرد تا معرفتِ صحيح پيدا كند.

اراده و اختيار

امّا اعمال اختياري ما فقط ناشي از شناخت نيست. دو عامل است كه بايد دست به دست هم بدهند تا يك كار اختياري از آدم سر بزند. در اين جا عامل دوم را به اجمال اشاره مي‏كنيم.اين عامل را ما «اراده» مي‏خوانيم. انسان بايد بخواهد و اراده قوي‏اي داشته باشد كه اگر چيزي را تشخيص داد، عمل كند. اما اين كه چه عواملي سبب تضعيف اراده مي‏شود، داستانش مفصّل است. همه مي‏دانيم سحرخيزي خوب است. براي بيدار شدن ساعت هم كوك مي‏كنيم؛ ولي وقتي زنگ مي‏زند، براي بيدار شدن تعلل مي‏كنيم، تا آن جا كه وقتي بيدار مي‏شويم مي‏بينيم نزديك آفتاب است و گاهي سحر را هم از دست داده‏ايم. چه چيز موجب اين مي‏شود؟

بلايي عالم‏گير

عاملي كه امروزه بلايي عالم‏گير محسوب مي‏شود، فيلم و اينترنت است كه شبانه روز وقت جوان‏ها و نوجوان‏ها را مي‏گيرد و آن‏ها را از همه چيز غافل مي‏كند. با اين كه شبهات رفع شده و هيچ ابهامي نيست، اما باز هم مي‏بينيم بعضي فيلم‏هاي آن‏چناني را نگاه مي‏كنند تا آن جا كه اگر شبي فيلم دلخواه خود را تماشا نكند، خوابش نمي‏برد و همانند يك معتادي مي‏شود كه ترياك يا هروئينش نرسيده است. روانشناسان غربي نيز به چنين خطري پي‏برده‏اند و بيمارستان‏هايي براي معتادان به فيلم و اينترنت ساخته‏اند!

هيجان؛ غلبه هوي

هر مقدار كه انسان ثواب يك چيزي را بداند يا از آثار گناهي آگاهي داشته باشد، اما وقتي چشمش افتاد و جاذبه آن را ديد معلوم نيست چه مي‏شود، مخصوصاً وقتي كه آن انسان جوان باشد. در اين جا ديگر با اقامه برهان نمي‏توان جلوي ارتكاب گناه را گرفت. فرض كنيد، وقتي انسان از مسأله‏اي عصباني است، در يك جايي بي‏دليل به او فحش بدهند و بي‏احترامي كنند، او در اين ميان هيجان زده مي‏شود، ديگر نمي‏تواند خود را كنترل كند و يك وقتي به خود مي‏آيد، مي‏بيند هزار حرف بي‏جا گفته و چه بسا كسي را كتك زده است. علت چيست؟ غلبه يك هيجان است. وقتي يك هيجان بر انسان غالب مي‏شود، عقل انسان ديگر كار نمي‏كند، «الهي... عقلي مغلوب و هوايي غالب2» وقتي هيجانات نفساني غالب شود، ديگر جايي براي فكر كردن و توسل به حكم عقل و شرع باقي نمي‏گذارد.

جلوگيري از هيجان

ما اگر بخواهيم از شرّ هيجانات در امان باشيم، بايد از پيدايش هيجان و از چيزهايي كه موجب تقويت اين هيجان و احساسات مي‏شود جلوگيري كنيم، و گرنه مثل انساني مي‏مانيم كه در يك سراشيبي شروع به دويدن مي‏كند و وقتي خوب سرعت گرفت، ديگر اختيار از دستش مي‏رود و نمي‏تواند جلوي خودش را بگيرد. وقتي هيجانات در انسان قوي شد نمي‏شود جلويش را گرفت. بايد سعي كرد از اوّل شرايطي به وجود نيايد كه آن هيجانات تحريك و تقويت شود؛ يعني اگر ما بخواهيم توبه كنيم، اوّل بايد تصميم بگيريم فيلمي را كه سبب هيجان است تماشا نكنيم. وقتي فيلم را تماشا كرد و هيجان پيدا شد، ديگر نمي‏شود جلوي آثارش را گرفت.

رفيق ناشايست!

براي نجات از اين سلسه گناهان و فسادهاي اخلاقي، ابتدا بايد با رفيق‏هاي ناشايست قطع رابطه كرد، و گرنه تا رفيق بد باشد، خواه ناخواه انسان را به زشتي فرا مي‏خواند. اين جاست كه انسان احتياج دارد با كساني كه در اين زمينه‏ها تجربه‏اي دارند، مربّي هستند، مسائل روانشناسي و اخلاقي را مي‏دانند، مشورت كند. اگر انسان بخواهد با هر كس كه دلش مي‏خواهد معاشرت كند، آرام آرام از دست مي‏رود. اگر انساني مي‏خواهد توبه كند، بايد با رفيق‏هاي ناشايست رابطه‏اش را قطع كند. فيلم‏هايي كه در خانه دارد را دور بريزد. بايد برنامه‏اي عقلايي داشته باشد. بايد در كنار كارهاي سالمي چون درس خواندن، كار كردن، اداره رفتن و تحقيق كردن، براي اوقات فراغت خود برنامه‏ريزي كند. تفريح و گردش برود، اما با كساني كه اهل گناه نباشند و انسان را دعوت به گناه نكنند. جوان‏ها بايد وقتي به رختخواب بروند كه خسته باشند و كارهايشان را انجام داده باشند، تا اين كه حتي المقدور راه شيطان را بر خودشان مسدود كنند. و گرنه تا اين راههاي شياطين از ديدني‏ها، شنيدني‏ها، از شوخي‏ها، معاشرت‏ها، از فيلم‏ها و نوارها هست، محافظت از خود كار آساني نيست. اگر انسان بخواهد از اين گناهان در امان بماند، بايد راه‏هايش را از اوّل مسدود كند؛ از محيط گناه، از اشخاصي كه دعوت به گناه مي‏كنند و از چيزهايي كه براي انسان هيجان ايجاد مي‏كند دور شود.

اصلاح در پرتو انس با خدا

در مقابل هم بايد يك عوامل تقويتي باشد، يعني با رفيقان خوب معاشرت كند، قرآن و حديث مطالعه كند، كتاب اخلاقي بخواند، در جلسات موعظه و دعا بنشيند، ادعيه و مناجات بخواند. آن وقت مي‏تواند تصميمي بگيرد كه خود را اصلاح كند. از جمله چيزهايي كه به انسان كمك مي‏كند براي اين كه در اين راه موفق باشد، اين است كه با دعاها و مناجات‏هايي از قبيل مناجات تائبين انس پيدا كند.


1. بحارالأنوار، ج 49، ص 123، باب 11، روايت 4.

2. بحارالأنوار، ج 91، ص 243، باب «أحراز مولانا أميرالمؤمنين(ع)، روايت 11.

 
 

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوری اسلامی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) پست الكترونيك: info@mesbahyazdi.org