قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

آن چه پيش رو داريد گزيده‌‏اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) است كه در تاريخ 4/9/1383 در دفتر مقام معظم رهبري (دام ظله‌‏العالي) ايراد فرموده ‏اند

اميرالمؤمنين علي(ع) در ادامه خطبه مي‏فرمايد: درباره احوال گذشتگان بينديشيد و ببينيد چه چيزهايي موجب ترقي و سعادت و چه چيزهايي موجب سقوط آنها بوده است؛ سپس در بين اقوام مؤمن، فرزندان اسحاق، يعقوب و اسماعيل را نام مي‏برد و دوستي، صميميت و اتحاد را عامل عزت و شرافت آنها، و اختلاف، تشتّت و پراكندگي را كه از خودبزرگ‌بيني و تكبر نشأت مي‏گيرد، به عنوان عامل ذلت و بدبختي آنان معرفي مي‏نمايد؛ زيرا انسان متكبر مي‏خواهد ديگران ضعيف باشند تا خود، از همه بزرگ‏تر باشد! به همين جهت ديگران هم با او دشمني مي‏كنند. كم‏كم اين اختلافات گسترش پيدا مي‏كند و جامعه را فرا مي‏گيرد و چنين جامعه‏اي روي سعادت نخواهد ديد. از اين رو حضرت مي‏فرمايد: «فَاعْتَبِرُوا بِحَالِ وُلدِ إِسْمَاعِيلَ وَ بَنِي‌إِسْحَاقَ وَ بَنِي‌إِسْرَائِيلَ»1؛ درباره فرزندان اسماعيل، فرزندان اسحاق و فرزندان اسرائيل بينديشيد و از حال آنان عبرت بگيريد. زيرا آنچه درباره ديگران گذشته، درباره شما هم ممكن است اتفاق بيفتد. چنان كه از پيغمبر اكرم(ص) نقل شده كه حضرت فرمودند: هر چه بر بني‌اسرائيل گذشته، بر شما هم خواهد گذشت؛ حتي اگر آنها وارد لانه سوسماري شده باشند، شما هم داخل خواهيد شد! تا اين حد رفتار گروه‌ها و جوامع شبيه به هم است.
«فَمَا أَشَدَّ اعْتِدَالَ الْأَحْوَالِ وَ أَقْرَبَ اشْتِبَاهَ الْأَمْثَالِ»؛ چه قدر حالات ملت‏ها با هم يكسان و در صفات و رفتار شبيه يكديگرند. بنابراين، از اين شباهت‏ها به خوبي مي‏توان براي عبرت گرفتن استفاده كرد. سپس حضرت چگونگي عبرت گرفتن را توضيح مي‏دهد و مي‏فرمايد: «تَأَمَّلُوا أَمْرَهُمْ»؛ درباره كار آن‏ها تأمل و دقت كنيد،؛ «فِي حَالِ تَشَتُّتِهِمْ وَ تَفَرُّقِهِمْ»؛ ببينيد وقتي كه پراكنده بودند و با هم اختلاف و تشتت داشتند، طعمه‏اي در دست پادشاهان ايران و روم بودند. «لَيَالِيَ كَانَتِ الْأَكَاسِرَةُ وَ الْقَيَاصِرَةُ أَرْبَاباً لَهُمْ»؛ روزگار تيره‌اي چون شب كه در آن پادشاهان ايران و روم ارباب و صاحب اختيار آن‌ها، بر ايشان مسلط بودند، و به زبان امروز، استعمارشان كرده بودند و آن‏ها را از سرزمين‏هاي سبز و خرم و كنار رودخانه‏هاي پر آب بيرون كرده، دور نمودند و به بيابانهاي خشك و بي‌آب و علفي كه زندگي در آن‌جا سخت و دشوار بود، تبعيد كردند. «فَتَرَكُوهُمْ عَالَةً مَسَاكِينَ إِخْوَانَ دَبَرٍ وَ وَبَرٍ»؛ و آن‏ها را به صورت انگل‌هايي که عيال، سربار ديگران، مسكين، گدا و بدبخت بودند، رها كردند و كارشان به جايي كشيد كه به استفاده از فضولات شتران پرداختند و بعضي‏؛ از ايشان آن قدر فقير شده بودند كه گفته شده در قحط‌سالي مو و كرك شتر را براي تغذيه با خون مخلوط مي‏كردند و مي‏خوردند. «أَذَلَّ الْأُمَمِ دَاراً وَ أَجْدَبَهُمْ قَرَاراً»؛ و خانه‌هايشان پست‏ترين خانه‏ها و سرزمين آنها خشك‏ترين سرزمين‏ها بود. البته اين‏ها جزاي اعمال بد ايشان بود كه خداي متعال برايشان مقدر فرموده بود و به مجازات ظلم‏ها و جنايت‏هايي كه كرده بودند، مي‏بايست به اين ذلت مبتلا شوند.؛ «وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ‏»2. بني‌اسرائيل به قدري بدبخت شدند كه هيچ پناهگاهي برايشان باقي نماند و جايي كه سايه عزت بر سر آن‏ها بيفكند و از اين ذلت نجاتشان بدهد، پيدا نمي‏كردند. «فَالْأَحْوَالُ مُضْطَرِبَةٌ وَ الْأَيْدِي مُخْتَلِفَةٌ وَ الْكَثْرَةُ مُتَفَرِّقَةٌ فِي بَلَاءِ أَزْلٍ وَ أَطْبَاقِ جَهْلٍ»؛ به پراكندگي و اختلاف مبتلا شدند؛ دست‏هايشان از هم جدا بود و هر كسي براي خودش كار مي‏كرد و به كمك ديگري نمي‏شتافت؛ جمعيت كثير آنها متفرق و پراكنده شده بود. در بلاي سختي فرو رفته بودند و جهل آنها را احاطه كرده بود؛ «مِنْ بَنَاتٍ مَوْءُودَةٍ»؛ تا آن جا كه دخترانشان را زنده به گور مي‏كردند. اعراب دو علت براي اين كار زشت ذكر كرده‏اند: يكي قحطي و تنگدستي، كه در آيات قرآن هم به آن اشاره شده، «وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ‏».3؛ دليل ديگري كه نقل شده تعصب بيجاي آنان نسبت به زنان در جنگ‌ها بود: در بين عربها جنگ امري عادي بود و در اين جنگ‌ها مردها كشته مي‏شدند و دخترها و زنان اسير مي‏شدند و اسارت آنها موجب سرشکستگي خانواده‌شان بود.
ذلت و پستي فرزندان ابراهيم و اسماعيل که بنيان‌گذاران خانه توحيد بودند، به جايي رسيد كه خانه خدا را به بت‌خانه تبديل كردند و مروج شرك شدند. «وَ أَصْنَامٍ مَعْبُودَةٍ وَ أَرْحَامٍ مَقْطُوعَةٍ». يكي از گرايش‌هاي فطري همه انسان‌ها علاقه به افراد خانواده و خويشان نزديك است. ولي كار فرزندان ابراهيم به جايي رسيد كه قطع رحم كردند که اين امر هم از كبر ريشه مي‏گيرد. وقتي انسان خودش را بزرگتر مي‏بيند، حتي نسبت به فرزند، پدر و مادر و بستگانش هم بزرگي مي‌فروشد. «وَ غَارَاتٍ مشنونة». جنگ، خونريزي و غارتگري نيز بين آن‏ها شايع شد. به خاطر گسترش اين مفاسد حضرت امر(ع) فرمود: «تآَمَّلُوا أَمْرَهُمْ فِي حَالِ تَشَتُّتِهِمْ وَ تَفَرُّقِهِمْ».
چنين مردمي به بركت يك عامل وحدت‌بخش و محبت‌آفرين با يک‌ديگر دوست شدند و وحدت پيدا كردند و همه بدبختي‏ها و ذلت‏هايشان به عزت تبديل شد. «فَانْظُرُوا إِلَي مَوَاقِعِ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْهِمْ حِينَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ رَسُولًا»؛ خدا نعمتش را بر آن‏ها ارزاني داشت و پيامبري در بينشان مبعوث كرد و به بركت او بين آنان محبت و الفت برقرار نمود.
قرآن نعمت تأليف قلوب را اين گونه به رسول اكرم‏(ص) و مسلمانان ياد آور مي‏شود: «لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ»؛4؛ اگر تمام نعمت‌ها و ثروت‏هاي زمين را صرف مي‏كردي، نمي‏توانستي در دل‏هاي مردم چنين الفتي برقرار كني. البته به پيغمبر(ص) مي‏فرمايد، تا ما اهميت اين نعمت را درك كنيم و بدانيم همين الفت ضعيفي كه بين ما وجود دارد، چه قدر ارزش دارد. «فعقد بِمِلَّتِهِ طَاعَتَهُمْ وَ جَمَعَ عَلَي دَعْوَتِهِ أُلْفَتَهُمْ». رسول الله(‏ص) به واسطه دين و آئيني كه به آن‏ها عرضه داشت، بينشان الفت و وحدت برقرار كرد و آن تفرقه و تشتّت در سايه اسلام و ايمان به الفت و محبت تبديل شد. «كَيْفَ نَشَرَتِ النِّعْمَةُ عَلَيْهِمْ جَنَاحَ كَرَامَتِهَا»؛ ببينيد چگونه نعمت، بال ارجمندي را بر آن‏ها گستراند. امير مؤمنان(ع) مي‏فرمايد: نعمت آثاري دارد و از آن كرامت، ارزش، قدر و منزلت ناشي مي‏شود. قدر و منزلتي كه از نعمت پديد مي‏آيد، به منزله بالي است كه بر سر مردم مي‏گستراند؛ يعني در سايه نعمت الهي به كرامت و عزّت رسيدند. «وَ أَسَالَتْ لَهُمْ جَدَاوِلَ نَعِيمِهَا»؛ جويبارهاي نعمت از اين سرچشمه به سوي آنها جاري شد. «وَ الْتَفَّتِ الْمِلَّةُ بِهِمْ فِي عَوَائِدِ بَرَكَتِهَا»؛ و ملت و آئين اسلام و توحيد آن‏ها را در بركت خود فرا گرفت و بر آن‏ها احاطه پيدا كرد. «فَأَصْبَحُوا فِي نِعْمَتِهَا غَرِقِينَ وَ فِي خُضْرَةِ عَيْشِهَا فَكِهِينَ». همان مردمي كه با آن سختي در بيابان‏ها زندگي مي‏كردند، در سايه عزت اسلامي در نعمت غرق شدند و در زندگي خرم و با طراوت به شادي و نشاط پرداختند. «وَ آوَتْهُمُ الْحَالُ إِلَي كَنَفِ عِزٍّ غَالِبٍ»؛ و در پناه عزّتي فراگير پناه گرفتند. وقتي خدا در سايه وحدت و الفت آن‏ها را به عزّت رساند، همه جا براي آنها مأوا شد. «وَ تَعَطَّفَتِ الْأُمُورُ عَلَيْهِمْ فِي ذُرَي مُلْكٍ ثَابِتٍ»؛ و كارها به سوي آن‏ها ميل پيدا كرد؛ يعني خواسته‌هايشان به آن‏ها رو آورد. «فَهُمْ حُكَّامٌ عَلَي الْعَالَمِينَ»؛ همان‏هايي كه برده و ذليل ديگران بودند، حاكم بر ديگران شدند. «وَ مُلُوكٌ فِي أَطْرَافِ الْأَرَضِينَ»؛ و سلاطين روي زمين گرديدند. «يَمْلِكُونَ الْأُمُورَ عَلَي مَنْ كَانَ يَمْلِكُهَا عَلَيْهِمْ»؛ و مالك سرنوشت كساني شدند كه روزگاري مالك اين‏ها بودند و در سايه اسلام به عزتي رسيدند كه سلاطين ايران و روم در مقابل آن‏ها خاضع شدند. «وَ يُمْضُونَ الْأَحْكَامَ فِيمَنْ كَانَ يُمْضِيهَا فِيهِمْ»؛ و بر كساني حكمراني كردند كه قبلاً خود، مجري دستورات آن‏ها بودند. «لَا تُغْمَزُ لَهُمْ قَنَاةٌ وَ لَا تُقْرَعُ لَهُمْ صَفَاةٌ»؛ آن‌قدر قدرتمند و مجهز شدند كه هرگز در جنگ درنمي‏ماندند و هميشه سلاحشان كارگر مي‏افتاد. بعد مي‏فرمايد اگر بار ديگر نعمت وحدت و الفت را از دست بدهند، باز هم گرفتار آن بدبختي‏ها خواهند شد.
بنابر اين بايد از احوال گذشتگان عبرت بگيريم و قدر الفت و روابط صميمانه بين امت اسلامي را بدانيم و از اين بيان اميرالمؤمنين علي‏عليه‏السلام براي زمان خودمان استفاده كنيم و با كساني كه به اصول، ارزش‏ها و نظام اسلامي معتقدند و مي‏خواهند احكام اسلامي را پياده كنند، روابط خود را صميمانه‏تر، گرم‏تر و قوي‏تر كنيم و مواظب باشيم كه عوامل دشمن در ما نفوذ نكنند، البته نسبت به دشمنان نيز بايد كمال دشمني را داشته باشيم.


1؛ بحار، ج‏60، ص‏126، روايت‏14، باب‏32.

2؛ بقره: 61.

3؛ اسراء: 31.

4؛ انفال: 63.


 جلسه اول | جلسه دوم | جلسه سوم | جلسه چهارم | جلسه پنجم | جلسه ششم | جلسه هفتم | جلسه هشتم | جلسه نهم | جلسه دهم|جلسه يازدهم
 

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوری اسلامی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) پست الكترونيك: info@mesbahyazdi.org