قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

 

اَلحَمدُ لِمَن علَّم الانسانَ البَيانَ وَ هداهُ اِلي سَبيلِ اليَقينِ و البُرهانِ ـ والصَّلوةُ و السَّلامُ علي الائمّةِ الهُداةِ اِلي نَهجِ النَّجاةِ، سيّما عَلي سَيِّدِهِم الخاتَمِ الهادي اِلي الطّريقِ الأقومِ صَلّي اللهُ عليهِ وَ آلِه و سلّمَ.

   حمد و سپاس خداوندي را سزاست كه عالم ممكنات را به وجود عقلِ كل و افضل رُسُل حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) بياراست و قرآن مجيد را كه ميزان مبين و برهان متين است معرِّف طريق هدايت و حجّت سبيل سعادت قرار داد. و سلام و صلوات حي قيوم بر امامان معصوم(عليهم السلام) كه معلّم منطق انسانيت و هاديان منهج عبوديت‌اند. درود و تحيّت بر روان پاك و با فضيلت عالمان ربّاني و حكيمان صمداني كه به سرپنجه عزمي استوار و همّتي پايدار معارف عميق و حقايق دقيق را به خامه شريف خود تحرير و در مكتوبات خويش، مطلوب اهل معرفت و مقصود ارباب بصيرت را تقرير نمودند. از محضر عالِم غيب و شهود و از پيشگاه ربّ ودود طلب مي‌كنيم كه ما را بر صراط مستقيمِ برهاني، استوار و بر منهج قويمِ قرآني، پايدار بدارد ـ ان شاء الله.

 

كتاب برهان شفا

كتاب «برهان» بخش پنجم از منطق شيخ‌الرئيس(رحمه الله) و جزء چهارم از منطق ارسطو و مهمترين جزء علم منطق به شمار مي‌رود، چه اينكه اگر عقل بشر بر پلّه‌هاي برهان صعود نمايد و در مناهج برهاني سير كند، رفيعترين درجات معرفت و بالاترين نوع دانش يعني علم يقيني و دائمي را احراز خواهد كرد و جنبه ديگر اهميت برهان، ربط وثيق آن با مباحث انتولوژيك (هستي‌شناسانه) و اپيستمولوژيك (معرفت شناسانه) است كه هم ارسطو و هم ابن سينا به آن توجه اكيد داشته‌اند.

   كتاب برهان از پيچيده‌ترين كتب منطق است و فهم مباحث آن چه در منطق ارسطو و چه در منطق شفاي ابن سينا نسبت به فهم مباحث ديگر، از صعوبت و دشواري بيشتري برخوردار است.

   برهان ابن سينا مشتمل بر چهار مقاله است كه مي‌توان مقاله سوم و چهارم را به ترتيب

تلخيصي از مقالات اوّل و دوّم برهان ارسطو دانست و مواردي از اقتباس مستقيم شيخ(رحمه الله) از مطالب ارسطو را به وضوح در اين دو مقاله ديد. و امّا مقاله اوّل و دوّم برهان شيخ(رحمه الله) گرچه از حيث مواد و مطالب شباهت‌هايي با منطق ارسطو دارد، امّا از حيث تنظيم و تدوين فصول، تفاوت چشمگيري با كتاب وي دارد.

   ابن سينا(رحمه الله) در تأليف كتاب برهان هم از ترجمه عربي برهان ارسطو استفاده كرده و هم از ترجمه شروح يوناني آن سود جسته است. نوشته‌اند كه نخست اسحق بن حنين برهان ارسطو را تماماً به لغت سرياني ترجمه و سپس ابوبشر متّي بن يونس ترجمه اسحق را تعريب كرد. برخي مدعي شده‌اند كه ترجمه عربي ديگري را نيز از برهان ارسطو وجود داشته كه ابن رشد و معاصر لاتيني وي به نام جرارد(1) (متوفاي 1187) به آن اشاره كرده‌اند ولي نام مترجم آن مجهول است. بنا به گفته محققان، اوّلين شارح عربي برهان ارسطو نيز ابوبشر متي بن يونس بوده است و البته كساني ديگر همچون ثامسطيوس، اسكندر افروديسي، يحيي نحوي و پدرش، فارابي و كندي نيز شروحي بر برهان ارسطو نگاشته‌اند.

   آنچه مسلّم است اين است كه شيخ‌الرئيس(رحمه الله) به ترجمه عربي برهان ارسطو و شروح عربي آن دست يافته و از آنها استفاده كرده است اما تعيين اينكه كدام ترجمه و كدام شرح در دسترس وي بوده چندان سهل نيست.

   شايد برخي چنين بپندارند كه ابن سينا(رحمه الله) را بيشتر بايد شارح و مفسّر برهان دانست تا مؤلّف آن، امّا چنين قضاوتي درباره وي منصفانه نيست; زيرا شيخ(رحمه الله) در عين حال كه شارح است ناقد نيز مي‌باشد و با اينكه مقتبِس است مقلِّد نمي‌باشد. ابن سينا در كتابِ برهانِ خود از محدوده مباحث برهان ارسطو فراتر رفته، بحث‌هايي در مقولات علم‌النفس، طبيعيات و متافيزيك نيز آورده است. ابن سينا در اين كتاب از هيچ كوششي در دقّت در تعبير، رعايت رواني و سادگي لغات، تبيين و توضيح آرا، ترتيب و تسلسل منطقي مباحث، پرهيز از تكرار مطالب، دريغ نكرده است. اما در عين حال سبك نگارش او خالي از گنگي و اندكي غموض و ابهام نيست و اين نكته‌اي است كه در همه تأليفات شيخ‌الرئيس ـ بجز اشارات و تنبيهات ـ مشاهده مي‌شود. كتاب اشارات و تنبيهات ابن سينا به ويژه چهار نمط اخير آن از سبك نگارش زيبا و ويژه‌اي برخوردار است كه نظير آن در كتب ديگر وي مشاهده نمي‌شود.


1. Gerard.

كتاب حاضر

كتابي كه اينك پيش روي شماست شامل متن، ترجمه و شرح مقاله اول از برهان ابن سينا(رحمه الله)است. كتاب برهان شفا در سال‌هاي 65 ـ 1363 هـ .ش توسط استاد محقّق و فيلسوف مدقّق حضرت آية الله محمدتقي مصباح يزدي ـ دام عزه ـ در مؤسسه در راه حق قم تدريس مي‌شد. نگارنده نيز در زمره شاگرداني بود كه در آن درس توفيق شركت داشتند. در آن ايّام اين سلسله دروس تماماً از نوار پياده مي‌شد و در اختيار دانش‌پژوهان قرار مي‌گرفت. توفيق و فيض الهي شامل حال حقير گرديد و در سال 67 پيشنهاد نگارش و تحقيق و تنظيم اين دروس براي چاپ به صورت كتاب به اين جانب داده شد. در ابتدا تصميم آن بود كه صرفاً آنچه از نوار پياده شده، ويرايش و سپس به دست چاپ سپرده شود. اما پس از ويراستاري درس اول، بهتر آن ديده شد كه پس از آوردن متن، ترجمه‌اي معادل متن، به صورت روان نوشته شود و پس از آن مطالبي كه محتاج شرح و توضيح‌اند با عناوين خاص و با شماره‌هاي مسلسل در بندهاي جداگانه تنظيم شوند تا دستيابي به مطالب و مراجعه به آنها براي خوانندگان آسان گردد. علاوه بر اين، تصميم نگارنده بر اين شد كه در هر بحث به كتب منطقي ديگر و احياناً كتب فلسفي نيز مراجعه كند و در موارد لازم بحث‌ها به صورت تطبيقي بررسي و نقد شود. صاحب اين قلم خود به قلّت بضاعت خويش معترف است و از ارباب فضل و دانش، متمنّي است كه در مطالعه اين اثر، از دقّت و نكته‌سنجي‌هاي عالمانه خود دريغ نفرمايند و او را از راهنمايي‌هاي سودمند خود بهره‌مند گردانند.

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوری اسلامی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) پست الكترونيك: info@mesbahyazdi.org