الموقع الإعلامی لآثار سماحة آیة الله الشیخ محمدتقی مصباح یزدی
الموقع الإعلامی لآثار سماحة آیة الله الشیخ محمدتقی مصباح یزدی (https://mesbahyazdi.ir)

صفحه اصلی > دوستی و دشمنی با آمریکا؛ معیار شناخت حزب‌الله و حزب‌الشیطان

دوستی و دشمنی با آمریکا؛ معیار شناخت حزب‌الله و حزب‌الشیطان

در جمع بسیجیان رامسر
سخنرانی
1383/07/04

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

الْحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین والصَّلوةُ والسَّلامُ عَلَی سَیِّدِالأنْبِیَاءِ وَالمـُرْسَلِین حَبِیبِ إِلهِ الْعَالَمین أَبِی‌الْقَاسِمِ مُحَمَّد وَعَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المـَعْصُومِین

أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ‌ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

تقدیم به روح ملکوتی امام راحل و شهداى والامقام اسلام، مخصوصاً شهداى دفاع مقدس، صلواتى اهدا
می‌کنیم.

خدا را شکر می‌کنم که توفیق عنایت فرمود در این ایام مبارک که با هفته دفاع مقدس مقارن است، در این شهرستان ولایتمدار و در جمع نورانی شما بسیجیان، افتخار حضور پیدا کردم و اجازه یافتم که لحظاتی را با شما به گفتگو بنشینم.

در این ماه شریف و در این ایام مبارک، مناسبت‌های زیادی هست که می‌توان هریک از آن‌ها را بهانه‌ای برای بحث خاصی قرار داد ولی چون این مجلس درواقع مجلس اختصاصی بسیجیان و حزب‌الله است من دوست دارم درباره موقعیت حزب‌الله در قرآن و مهم‌ترین شاخصی که قرآن برای حزب‌الله قائل است اندکی برای شما صحبت کنم.

معرفی حزب‌الله و حزب‌الشیطان

در اواخر سوره مجادله، آیاتی هست که از این جا شروع می‌شود: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ * أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ.[1] دنباله آیات به اینجا می‌رسد که اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ.[2]

آیات ادامه پیدا می‌کند تا به اینجا می‌رسد که لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.[3]

در این مجموعه آیات، دو گروه معرفی شده‌اند؛ یک گروه به نام حِزْبُ الشَّيْطَان یعنی دار و دسته شیطان؛ و یک گروه هم به نام حِزْبُ اللَّه. درباره حِزْبُ الشَّيْطَان می‌فرماید این‌ها زیانکار هستند، راه به جایی نمی‌برند و سرانجام به هلاکت می‌رسند؛ أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ. درباره حِزْبُ اللَّه نیز می‌فرماید: أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ حزب‌الله رستگاران واقعی هستند.

همه ما دوست داریم که از حزب‌الله باشیم اما باید ببینیم این مشخصاتی که قرآن کریم برای حزب‌الله تعیین فرموده آیا در ما هم هست یا ما فقط با صرف ادعا می‌خواهیم حزب‌الله بشویم؟! دقت در این آیات نشان می‌دهد که قرآن در این آیات روی یک مفهوم بسیار تأکید دارد و وجود چنین چیزی را باعث این می‌داند که شخص جزو حزب‌الشیطان باشد و در مقابل، یک عنصر دیگری را معرفی می‌کند که آن، محور اوصاف حزب‌الله است و اگر کسی بخواهد جزو حزب‌الله باشد حتماً باید این عامل را داشته باشد.

علاقه به دوستی با دشمنان خدا؛ نشانه حزب شیطان

ابتدا ترجمه ساده‌ای از آیاتی که اشاره کردم را خدمتتان عرض کنم و بعد هم توضیح کوتاهی درباره این دو تا مشخصه حزب‌الشیطان و حزب‌الله.

در آیات اول، اشاره می‌فرماید که کسانی هستند که با کسانی که مورد غضب خدا هستند رابطه دوستی برقرار کردند. این قبیل افراد در زمان پیغمبر اکرم‌صلى‌الله‌علیه‌و‌آله هم بوده‌اند و الان هم هستند. «رگ رگ است این آب شیرین و آب شور»؛ همان گروه‌هایی که در زمان پیغمبرصلى‌الله‌علیه‌و‌آله بوده‌اند بقایا و دنباله‌روهایشان در زمان‌های دیگر هم بوده‌اند و در زمان ما هم هستند.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ؛ در این آیات به یک گروهی اشاره می‌فرماید که ویژگی این‌ها این است که دوست دارند با کسانی که مغضوب خدا، رانده‌شده درگاه خدا و دشمن خدا هستند ارتباط داشته باشند. وقتی شما به آن‌ها می‌گویید که «چرا با آن‌ها ارتباط دارید؟! چرا چنین حالتی را دارید؟!» قسم می‌خورند که «نه، ابداً این‌گونه نیست! ما با شما هستیم!» به خاطر پوشاندن عیب باطنی خودشان، قسم دروغ می‌خورند؛ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ. نه اینکه اشتباه کنند بلکه عالماً عامداً قسم دروغ می‌خورند.

در خصوص این‌ها می‌فرماید اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ؛ یعنی این گرایش به دشمنان خدا و علاقه به برقراری ارتباط با دشمنان خدا در اثر تسلط شیطان است. شیطان بر این‌ها مسلط شد، یاد خدا را از دل آن‌ها برد، خدا را دیگر فراموش کردند، به خیالشان قدرت همان است که در دست دشمنان خداست، یک جوری باید با ارباب قدرت کنار آمد؛ دیگر فراموش کردند که خدایی هم هست، همه قدرت‌ها برای اوست و هرکس هر چه دارد از او دارد. این‌ها را یادشان رفت. خیال کردند ارباب قدرت دنیا تعیین‌کننده سرنوشت مردم هستند و باید با آن‌ها رابطه برقرار کرد؛ اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ. پس علامت خاص حزب‌الشیطان چیست؟! این است که دوست دارند با دشمنان خدا ارتباط داشته باشند.

قطع رابطه حزب‌الله با دشمنان خدا حتی در روابط خانوادگی

در مقابل می‌فرماید یک عده دیگر هستند که این‌ها هرگز با دشمنان خدا روی خوش نشان نمی‌دهند و در دلشان ذره‌ای محبت این‌ها را ندارند، با دشمنان خدا آبشان از یک جوی نمی‌رود، در فکر این هم نیستند که با آن‌ها رابطه‌ای برقرار کنند؛ خطشان را به‌کلی از دشمنان خدا جدا کرده‌اند؛ لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ؛ یعنی هرگز نخواهی یافت مردمی ایمان داشته باشند و با دشمنان خدا رابطه دوستی برقرار کنند؛ چنین چیزی نخواهد شد. ایمان در دل مؤمن با محبت دشمنان خدا جمع نخواهد شد. این‌ها کسانی هستند که در دلشان بغض دشمنان خدا را دارند، هرگز به فکر برقراری ارتباط با آن‌ها نمی‌افتند و راهشان را از راه دشمنان خدا جدا کرده‌اند.

آن‌ها یک طرف و این‌ها هم یک طرف، رویاروی هم ایستاده‌اند. این‌ها با دشمنان خدا ارتباط برقرار نمی‌کنند، حتی اگر پدرشان باشد! اگر پدرشان هم دشمن خدا باشد، با پدر خودشان هم رابطه برقرار نمی‌کنند؛ حتی اگر فرزندشان باشد، برادرشان باشد، خویش و قومشان باشد. این‌ها برایشان مهم نیست. برای این دسته از افراد ملاک دوستی، دوستی با خداست؛ هر کسی که خدا را دوست می‌دارد با او دوست هستند و هر کسی که با خدا دشمن است با او دشمن هستند؛ هر کسی که می‌خواهد باشد؛ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ. آن‌هایی که طرف دشمنان خدا هستند، حتی اگر پدر، فرزند، برادر، خویش و قومشان هم باشند، با این‌ها رابطه برقرار نخواهند کرد. از پدرش می‌بُرد به خاطر اینکه با دشمنان خدا ارتباط دارد. یک دسته هم این‌گونه هستند.

آن‌ها یک قطب هستند که قدرت را برای دشمنان خدا می‌بینند و درصددند که با آن‌ها ارتباطی برقرار کنند ولو پنهانی. در مقابلشان هم یک گروه هستند که حتی با پدر و مادر خودشان هم اگر طرفدار دشمنان خدا باشند مخالفت می‌کنند. ویژگی‌های این گروه چیست؟!

ویژگی‌های منحصربه‌فرد حزب‌الله

أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ؛ خدا ایمان را در دل چنین کسانی ثابت می‌کند، ایمان را در دل آن‌ها ثبت می‌کند، می‌نویسد. وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ؛ خدا این‌ها را با یک قدرت غیبی، به روحی از ناحیه خودش تأیید می‌کند. در روایاتی هست که روح از همه فرشتگان، عظیم‌تر است و خدا او را مؤید این‌ها قرار می‌دهد؛ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ.

وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ؛ روز قیامت هم چنین اشخاصی را وارد بهشت‌هایی می‌کند که اوصافش در همه جای قرآن آمده است. بالاتر از همه این‌ها اینکه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ؛ هم خدا از این‌ها راضی است و هم این‌ها از خدا راضی هستند. یک رابطه طرفینیِ محبت، رضا و خشنودی، بین خدا و این‌ها برقرار می‌شود.

این‌ها چه کسانی هستند؟! أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ چنین مردمی هستند که رستگار می‌شوند، عاقبت خیر برای این‌هاست، قدرت درنهایت از آن این‌هاست، این‌ها هستند که در زندگی پیش می‌روند اگرچه سختی‌هایی ببینند و مشکلاتی را تحمل کنند اما سرانجام، رستگاری برای این‌هاست. این یک ترجمه نسبتاً گویایی از این آیات بود.

تولّی و تبرّی؛ ملاک واقعی ایمان

همین‌گونه که ملاحظه می‌فرمایید، محور اوصاف حزب‌الشیطان این است که دلشان می‌خواهد با دشمنان خدا ارتباط داشته باشند؛ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ؛ دوستی با دشمنان خدا. این علامتشان است. محور اوصاف حزب‌الله نیز دشمنی با دشمنان خداست. تنها دوستی با دوستان خدا ملاک نیست. ما در میان کفار هم کسانی داشته‌ایم که اولیاء خدا را دوست می‌داشته‌اند. اولیاء خدا آن‌قدر دوست‌داشتنی هستند که هر کسی عقل و شعور داشته باشد آن‌ها را دوست می‌دارد. امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه حتی در دل دشمنانشان هم جا داشت. آن‌ها با ایشان دشمنی می‌کردند اما در عمق دلشان ایشان را دوست می‌داشتند. ایشان دوست‌داشتنی بودند. چه چیز در امام بود که دوست‌داشتنی نباشد؟! شهامت، شجاعت، فداکاری، گذشت، ایثار؛ همه چیزشان را در راه هدف، در راه ارزش‌هایی که پذیرفته بودند و در راه خلق خدا در طبق اخلاص بگذارند، در زندگی ۹۰ -۸۰ ساله‌شان حتی یک حرکت برای غیر خدا از ایشان نبینند، یک رفتاری برای هوای نفس و محبت شخصی و منافع شخصی از ایشان دیده نشود، هر چه هست برای رضای خدا و برای خدمت به خلق خدا. چنین کسی آیا دوست‌داشتنی نیست؟! دشمنان ایشان هم ایشان را از ته دل دوست می‌داشتند، منتها مصالحشان اقتضاء نمی‌کرد که با ایشان دوستی کنند وگرنه اسم ایشان را که می‌شنیدند در دلشان احساس عظمت می‌کردند. من این‌ها را لمس کرده‌ام منتها فرصتی نیست که نمونه‌هایش را عرض کنم.

پیوند محبت دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا

اما تنها دوست داشتن این‌گونه اشخاص کافی نیست. این دوستی وقتی پایدار می‌ماند و به ثمر می‌رسد و خودش را در عمل نشان می‌دهد و آثار مطلوبش ظاهر می‌شود که این دوستی، با دشمنی با دشمنان خدا توأم باشد. نمی‌شود انسان یک کسی را به عنوان دوست انتخاب کند اما دشمنش را هم دوست بدارد؛ این نمی‌شود. اگر یک کسی دوستی را به محبت پذیرفت و او را محبوب خودش قرار داد، دیگر دشمنش را نمی‌تواند دوست بدارد. مخصوصاً آنجایی که پای ارزش‌ها در میان است و اصلاً دوستی و دشمنی به خاطر ارزش‌هاست. این است که ما در مذهبمان در کنار مسئله تولّی و دوست داشتن دوستان خدا یک مسئله دیگر هم داریم و آن، تبرّی از دشمنان خداست.

تولّی و تبرّی به‌عنوان جزو مذهب

پیش‌ترها، پیش از این سال‌های اخیر، قبل از اینکه بعضی از ارزش‌ها تغییر کند، می‌گفتند فروع دین ده تاست. بعد از امر به معروف و نهی از منکر چه بود؟! نهم تولّی، دهم تبرّی. البته این در عرف غالباً به‌طور غلط استعمال می‌شود و می‌گویند تولّا و تبرّا. ازنظر ادبی، صحیحش تولّی و تبرّی است.

نهم و دهم از فروع دین، تولّی و تبرّی است؛ دوست داشتن دوستان خدا، دشمن داشتن دشمنان خدا. این جزو مذهب ماست. قرآن هم می‌فرماید که اگر می‌خواهد جزو حزب‌الله باشید، باید دشمنان خدا را دشمن بدارید، اگرچه پدرتان باشد، اگرچه فرزندتان باشد، اگرچه برادرتان باشد؛ اگر دشمن خداست باید با او دشمنی کنید؛ لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ؛ نمی‌شود انسان، ایمان به خدا داشته باشد و با دشمنان خدا هم دوست باشد؛ نخواهد شد! هرگز چنین مردمی را نخواهی یافت! شدنی نیست!

تناقض میان ادعای ایمان و دوستی با دشمنان خدا

پس اگر کسانی ادعای دوستی خدا و دوستی دوستان خدا را کردند اما می‌بینیم که در دلشان با دشمنان خدا لاس می‌زنند و روابط سرّی برقرار می‌کنند باید بدانیم که دروغ می‌گویند؛ أُولَٰئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ؛[4] وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ قسم هم می‌خورند که ما ولایت‌فقیه را قبول داریم، به شخص ولی‌فقیه ارادت داریم اما دروغ می‌گویند! والله دروغ می‌گویند! وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ. اگر کسی در دلش دشمنان خدا را دوست دارد نمی‌شود دوستان خدا را دوست داشته باشد. حتی قرآن می‌فرماید نمی‌شود ایمان داشته باشد! لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ؛ اگر در دلی ایمان به خدا و روز قیامت هست، محبت دشمنان خدا نمی‌شود پیدا بشود. اگر دیدید کسانی دشمنان خدا را دوست می‌دارند و با آن‌ها نرد معاشقه، بازی می‌کنند بدانید که در ایمانشان خدشه هست و دروغ می‌گویند.

رابطه با آمریکا؛ معیار شناخت حزب‌الله و حزب‌الشیطان

این ویژگی حزب‌الله است. حزب‌الله رابطه‌اش بر اساس ارتباط با خداست؛ کسی که خدا را دوست می‌دارد با او دوست است و کسی که خدا را دشمن می‌دارد با او دشمن است، حتی اگر پدرش باشد، فرزندش باشد، برادرش باشد، سایر بستگانش باشد؛ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ.

اگر کسی این‌گونه شد که در دلش تنها محبت خداست و محبت کسانی که خدا آن‌ها را دوست می‌دارد پیش خدا بسیار عزیز می‌شود. خدا با این افراد چه کار می‌کند؟ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ؛[5] بین خدا و چنین بندگانی یک رابطه عشق طرفینی برقرار می‌شود. خدا هم عاشق این‌ها می‌شود.

دروغ‌گویی و فاصله گرفتن از دین

در آن آیه می‌فرماید مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ؛[6] اگر می‌بینید کسانی از دین برمی‌گردند، ضروریات دین را انکار می‌کنند، می‌گویند در این زمان حکومت دینی قابل اجرا نیست اگرچه در قسم‌نامه‌شان قسم خوردند که از دین حمایت کنند، از ولایت‌فقیه حمایت کنند، قسم خوردند اما درست مخالفت می‌کنند، آیا این نشانه‌ این نیست که دروغ می‌گویند؟! قسم خورده که اولین چیزی که در مسئولیتش رعایت می‌کند برقرار کردن پیش‌زمینه رشد اخلاق اسلامی در جامعه است؛ اگر زمینه فساد اخلاق را دامن بزند، آیا این راست می‌گوید؟! آیا به قسمی که خورده عمل می‌کند؟! وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ؛ این‌هایی که اهل دروغ و کلک هستند و برای اینکه رأی جمع کنند، دروغ می‌گویند و قسم دروغ می‌خورند، این‌ها حزب‌الشیطان هستند.

تسلط شیطان؛ ریشه ترس از آمریکا

اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ؛ شیطان دل‌های این‌ها را تسخیر کرده، در دل این‌ها جایی برای یاد خدا نگذاشته است، دل این‌ها را در قبضه اختیار خودش گرفته است و دائماً به این‌ها تلقین می‌کند که قدرت برای آمریکاست! مگر می‌شود با آمریکا درافتاد؟! ثروت در دست آن‌هاست! تکنولوژی در دست آن‌هاست! قدرت نظامی - سیاسی در دست آن‌هاست! ما چگونه با این‌ها بجنگیم؟! ما در منطقه در شرایطی قرار گرفته‌ایم که اطراف ما را طرفداران آمریکا فرا گرفته‌اند، ما چاره‌ای نداریم که بیاییم با آمریکا بسازیم!

تجربه دفاع مقدس و لزوم اعتماد به خدا

پس خدا کجاست؟! پس هشت سال در دفاع مقدس، چه کسی بود که در مقابل آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، انگلیس، فرانسه، آلمان و همه قدرت‌های دنیا از این مردم حمایت کرد؟! همه این‌ها صدام را حمایت می‌کردند و هر روز دارد پرونده‌هایش ظاهر می‌شود؛ چه کسی مردم پابرهنه ما را در مقابل آن‌ها حمایت کرد؟!

تفاوت حزب‌الله و حزب‌الشیطان در برابر قدرت آمریکا

حزب‌الله از اول هم ایمان و اعتمادش به خدا بود و از این قدرت‌ها هراسی نداشت؛ اما حزب‌الشیطان، آخرش هم ایمان در دل آن‌ها راه پیدا نمی‌کند و باز هم دلشان به آمریکا بسته است؛ أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ زیان حقیقی برای این‌هاست؛ در دنیا دائماً در حال اضطراب و ترس هستند، در بین مردم خودشان سرافکنده و شرمسار هستند، دائماً به این‌ها دروغ می‌گویند، خودشان را طرفدار اسلام معرفی می‌کنند با اینکه ته دلشان دروغ می‌گویند و طرفدار آمریکا هستند. در دنیا که برای این‌ها آبرویی نمی‌ماند. در آخرت هم، همان اول که روح از بدنشان پرواز می‌کند در اسفل‌السافلین جهنم می‌افتند. چه نفعی عاید این‌ها خواهد شد؟! أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ! زیانکار واقعی این‌ها هستند!

خدا؛ سرمایه حزب‌الله

رستگاران واقعی هم همان پابرهنه‌هایی هستند که توکلشان بر خدا بود، کسانی که با تحمیل هشت سال از سخت‌ترین جنگ‌ها بر آن‌ها درنهایت پیروز شدند، برای کشورشان افتخار آفریدند، در دنیا سربلند شدند، همین که چشمشان را از این دنیا می‌بندند سرشان را در دامن سیدالشهداصلوات‌‌الله‌‌عليه می‌بینند و در آخرت هم در آغوش لطف الهی هستند؛ چه کسی نفع برد؟! أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.

این‌ها در چشم دیگران حقیر هستند، نه ثروتی دارند، نه مقامی دارند، نه کاخی دارند، نه اندوخته‌هایی در بانک‌های سوئیس و جاهای دیگر دارند، نه شرکت‌های نفتی دارند، نه کمپانی‌های دیگری دارند و نه خیلی چیزهای دیگری که اگر اسم ببرم می‌ترسم شما مصداقش را تعیین کنید. این‌ها هیچ ندارند، خودشان هستند و یک پای برهنه، یک ایمان نورانی و یک دل روشن. خدا را دارند. کسی که خدا را دارد چه ندارد؟!

امام حسین‌علیه‌‌السلام در دعای عرفه به خداوند متعال عرض می‌فرمایند که مَاذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَمَا الَّذِى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ؟! راوی گفت دیدم حضرت در دامنه کوه ایستاده بودند و مثل باران از چشم‌هایشان اشک می‌بارید و می‌فرمودند: «خدایا! کسی که تو را دارد چه ندارد و کسی که تو را نداشته باشد چه دارد؟! مَاذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَمَا الَّذِى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ؟!» حزب‌الله این‌ها هستند، از این مکتب درس آموخته‌اند، استاد و راهنمایشان امام حسین‌علیه‌السلام است و لذا وقتی که از این دنیا می‌روند سرشان در دامن سیدالشهداست. آیا بهتر از این هم می‌شود؟!

ویژگی‌های ظاهری و باطنی حزب‌الله در مقایسه با حزب شیطان

این‌ها در دل همه مؤمنین جا دارند و دل‌های همه مؤمنین برای این‌ها می‌تپد. انسان وقتی این‌ها را می‌بیند از عمق دل می‌خواهد این‌ها را در آغوشش بفشارد؛ مثل نور هستند، مثل غنچه‌های گل، سرتاپا وفا، صفا، صمیمیت، پاکی، شفافیت، یک‌رنگی، خلوص؛ در مقابل آن‌هایی که هزارچهره هستند؛ در هر مقامی یک جوری حرف می‌زنند؛ در محافل مختلف، طبق مقتضای آن محفل صحبت می‌کنند؛ قسم دروغ هم می‌خورند، قسم‌نامه را هم امضاء می‌کنند و عمل نمی‌کنند، از سرتاپایشان کدورت می‌بارد، انسان از نگاه کردن به قیافه‌شان مشمئز می‌شود؛ یک ذره نور، یک ذره صفا و یک ذره پاکی و طهارت در سرتاپای وجود این‌ها نیست.

کسانی که اندکی چشم دلشان باز باشد می‌بینند که در چهره این جوان‌هایی که شب‌ها را به تهجد می‌گذراندند و صبح، چه‌بسا رنگ از صورتشان پریده و چشم‌هایشان به گودی فرو رفته است آن‌چنان زیبایی و نورانیتی در این چهره‌ها دیده می‌شود که انسان را مست می‌کند؛ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. این دو دسته از ویژگی‌ها بود که در خود قرآن در یک سوره هست.

دعوت به محاسبه نفس و انتخاب یکی از دو مسیر

آخر سوره مجادله را ملاحظه بفرمایید و در آن دقت کنید. فرصت نیست که من تک‌تک این‌ها را توضیح بدهم. دو دسته را معرفی می‌کند؛ یک دسته حزب‌الشیطان و یک دسته هم حزب‌الله. بعد بنشینید کلاهتان را قاضی کنید و ببینید شما جزو کدام دسته هستید؟! آیا دوست دارید که در جامعه، دورنگی کنید و به‌دروغ بگویید که ما طرفدار ولایت‌فقیه هستیم تا مردم به شما احترام بگذارند؟! آیا دوست دارید این‌گونه باشید؟! آیا دوست دارید با آمریکا و آمریکاپرستان ارتباط داشته باشید و از آن‌ها پول بگیرید اما در ظاهر بگویید ما طرفدار اسلام و انقلاب اسلامی هستیم؟! آیا چنین چیزی را دوست دارید یا نه، از این کار خوشتان نمی‌آید چون این کار پلیدی است و دورنگی بسیار بد است، صفا و یک‌رنگی خوب است و اینکه انسان هر چه هست، همان را بگوید؟! و چه بگوید؟! بگوید جز خدا و دوستان خدا را دوست نمی‌دارم. با دشمنان خدا هرگز سر آشتی نخواهم داشت، هرگز!

حضرت ابراهیم؛ الگوی صراحت در دشمنی با دشمنان خدا

یک آیه دیگر هم برایتان بخوانم که در سوره ممتحنه است؛ قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ.[7]

قرآن در میان همه انسان‌هایی که آفریده شده‌اند، دو نفر را به عنوان اسوه و الگو معرفی می‌فرماید. انبیا بسیار بوده‌اند و درباره آن‌ها نیز می‌فرماید: فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ؛[8] اما اینکه کسی را به‌صراحت «اسوه» معرفی کند، این تعبیر فقط درباره دو نفر به کار رفته است؛ یکی درباره وجود مقدس پیغمبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله که اسوه مؤمنان هستند و دیگری درباره حضرت ابراهیم خلیل‌سلام‌الله‌علیه کسی که خداوند او را به‌عنوان رفیق و دوست صمیمی خود برگزیده است. «خلیل» یعنی رفیق صمیمی؛ ازاین‌رو حضرت ابراهیم، خلیل‌الله است و پیغمبر اسلام، حبیب‌الله. اگر بخواهیم به زبان امروز بیان کنیم، یعنی معشوق خدا! حضرت ابراهیم، رفیق صمیمی خداست؛ خلیل‌الله است.

صراحت حضرت ابراهیم در اعلام برائت از دشمنان

این دو نفر را اسوه و الگوی کامل معرفی می‌کند. سپس می‌فرماید از ابراهیم و یاران ابراهیم یک الگو بگیرید و دست روی یک کار مشخص می‌گذارد و می‌گوید: به‌خصوص در این کار، از ابراهیم پیروی کنید.

ابراهیم خیلی چیزها داشت. بسیاری از مستحبات و سنت‌هایی که ما داریم، از سنت‌های ابراهیم است؛ ازاین‌رو هنگام انجام برخی از آن‌ها گفته شده است که بگویید: بِسْمِ اللّٰهِ وَبِاللّٰهِ، وَعَلَىٰ سُنَّةِ رَسُولِ اللّٰهِ، وَعَلَىٰ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللّٰهِ.[9] اما یک چیز است که قرآن روی آن دست می‌گذارد و می‌فرماید: در این کار به‌خصوص، از حضرت ابراهیم پیروی کنید. چه کاری؟! إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ؛ صاف‌وپوست‌کنده در مقابل قومش ایستاد و گفت: «من از شما بریء هستم! من تا روزی که به خدا ایمان بیاورید، با شما دشمنم و هرگز با شما آشتی نخواهم کرد! وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» حضرت ابراهیم کسی بود که صاف در مقابل دشمنان خدا ایستاد و گفت: «من هرگز با شما آشتی نمی‌کنم، با شما دشمنم!» این خیلی حرف است! انسان حتی اگر با کسی دشمن باشد، معمولاً نمی‌آید روبه‌روی او بایستد و بگوید: «من دشمن تو هستم»؛ اما او آن‌قدر صریح بود که هیچ پرده‌پوشی‌ای نداشت؛ زلال و روشن گفت: «من با شما دشمنم! وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ؛ برای همیشه بین ما دشمنی برقرار است مگر اینکه به خدای یگانه ایمان بیاورید.»

الگوگیری حزب‌الله از حضرت ابراهیم

قرآن می‌فرماید: در این کار، شما از حضرت ابراهیم پیروی کنید. اگر می‌خواهید حزب‌الله باشید، با دشمنان خدا صریح و پوست‌کنده بگویید: «ما با شما دشمن هستیم و هرگز هم با شما آشتی نخواهیم کرد مگر اینکه در مقابل خدا، دین خدا و ارزش‌های خدا سر فرود بیاورید و به ارزش‌های اسلام احترام بگذارید. آن وقت دوست شما خواهیم بود و جانمان را هم فدایتان می‌کنیم؛ اما مادامی که با خدا دشمنی می‌کنید ما هم با شما دشمنیم.»

صراحت و شفافیت حزب‌الله

صاف‌وپوست‌کنده به آن‌ها بگویید؛ پرده‌پوشی نکنید؛ حزب‌الله پرده‌پوشی ندارد؛ صریح است. اگر می‌خواهید با شما دوست باشیم باید با خدا دوست باشید؛ باید به ارزش‌ها و احکام خدا احترام بگذارید؛ نگویید «احکام خدا در این زمان قابل اجرا نیست، تاریخ‌مصرفشان گذشته و جز مکتب لیبرالیسم چیزی باقی نمانده است».

اگر این را بگویید ما با شما دشمن خواهیم بود. اسلام همیشه زنده است و احکام آن همیشه باید اجرا شود، احکام اسلام هیچ وقت نسخ نمی‌شود و تاریخ‌مصرفش هم نمی‌گذرد. اگر می‌خواهید با شما دوست باشیم باید با خدا دوست باشید و به احکام خدا باید احترام بگذارید و دیگر از این غلط‌ها نکنید که بگویید «تاریخ‌مصرف احکام خدا گذشته است و دیگر نمی‌شود احکام اسلام را اجرا کرد» وگرنه شما را در جهنم می‌اندازیم و هرگز با شما دوست نخواهیم شد.

ملاک، دوستی خداست؛ اگر خدا را دوست دارید نوکرتان هم هستیم، جانمان را هم فدایتان می‌کنیم. نه‌تنها به شما رأی می‌دهیم بلکه جانمان را هم فدایتان می‌کنیم. شما نوکر خدا باشید، ما نوکر شما هستیم؛ اما اگر می‌خواهید با دین خدا بازی کنید، قسم بخورید که از دین خدا حمایت کنید و در عمل، علیه دین خدا قدم بردارید، ما با شما هرگز دوست نخواهیم شد و صریحاً با شما دشمن خواهیم بود.

حزب‌الله؛ یک‌رنگ و زلال

این علامت حزب‌الله است. این‌ها را من از خودم نگفتم؛ ابتدا آیاتش را برایتان خواندم تا بدانید اگر می‌خواهید حزب‌الله باشید، باید چگونه باشید.

حزب‌الله با دورنگی، حقه‌بازی، زیرورو داشتن و کلک زدن نمی‌سازد؛ حزب‌الله صاف، یک‌رنگ، زلال به دنبال بندگی خدا، دوستی با اولیاء خدا و دشمنی با دشمنان خداست. آنچه قرآن بر آن تأکید می‌کند، تنها دوستی با دوستان خدا نیست بلکه بر دشمنی با دشمنان خدا نیز تأکید دارد.

آمریکا مظهر دشمنی با خدا

امروز مظهر دشمنی با خدا، آمریکا و پس از آن اروپاست. این‌ها هرگز نمی‌خواهند اسلام در عالم باقی بماند. با تمام توانشان تلاش می‌کنند ارزش‌های اسلام و باورهای اسلامی را تضعیف کنند، در آن‌ها شک ایجاد کنند، جوان‌ها را به انواع و اقسام روش‌ها از ارزش‌های اسلامی دور کنند و آن‌ها را فریفته هوس‌های زودگذر و پلید حیوانی کنند. همه این نقشه‌ها از سوی آن‌هاست.

هشدار درباره پیروی از نقشه‌های آمریکا

متأسفانه بعضی از مسئولان ما هم مجریان نقشه‌های آن‌ها شده‌اند! بنابراین، امروز باید بزرگ‌ترین دشمنی را در میان خلق خدا با آمریکا داشت. امام ۲۰ سال پیش‌تر، بلکه بیش از ۲۰ سال قبل، فرمود: «هر چه می‌توانید با آمریکا دشمنی کنید! هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید!» او از آن روز می‌دید. در آن زمان همه مردم ما این را درک نمی‌کردند؛ می‌گفتند: «شوروی منکر خدا و منکر دین است، این که بدتر از آن کسی است که باز خود حضرت عیسی را که قبول دارد»؛ اما او می‌دید که این ایمان‌ها دروغی است. ایمان آن‌ها به حضرت مسیح مثل بعضی ایمان‌های ما به پیغمبر و امام زمان است. ممکن است روضه حضرت علی‌اصغر را هم بخوانند و گریه هم بکنند؛ اما دروغ می‌گویند! والله دروغ می‌گویند! قرآن می‌گوید دروغ می‌گویند؛ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ این کارها را برای فریفتن دیگران انجام می‌دهند. اگر ایمان داشتند که ارزش‌های امام حسین را زیر پا نمی‌گذاشتند!

پروردگارا! تو را به حق عزیزترین بندگانت، محمد و آل محمد و به حق عزیزترین شهدای راه تو، شهدای کربلا و به حق خالص‌ترین بندگان پاک‌باخته حزب‌الله، تو را قسم می‌دهیم که ما را از حزب‌الله قرار بده!

به ما توفیق بده که راه آن‌ها را بشناسیم و عمل کنیم!

به ما توفیق بده که دلمان مالامال از محبت تو و دوستان تو باشد!

به ما توفیق بده که دل ما پر از دشمنی دشمنان تو باشد!

خدایا! در ظهور امام زمان تعجیل بفرما!

همه ما را از یاران آن حضرت محسوب بفرما!

عاقبت ما را ختم به خیر بفرما!

وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ


[1]. مجادله، 14.

[2]. مجادله، 19.

[3]. مجادله، 22.

[4]. نحل، 105.

[5]. مائده، 54.

[6]. همان.

[7]. ممتحنه، 4.

[8]. انعام، 90.

[9]. نشریه معرفت، ج 202، ص 3.

 


Source URL: https://mesbahyazdi.ir/node/9105