بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ وَالْمُرْسَلِينَ حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِينَ لَا سِيَّمَا سَيِّدَتِنَا وَسَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ الصِّدِّيقَةِ الْكُبْرَى فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَعَلَى بَعْلِهَا وَبَنِيهَا
تبریک میلاد حضرت زهراسلاماللهعلیها و سالگرد میلاد امام راحلرضواناللهعلیه
قبل از هر چیز، فرارسیدن ایام میلاد مسعود و بابرکت حضرت زهراسلاماللهعلیها را به پیشگاه مقدس ولیعصرعجلاللهفرجهالشریف، همچنین به پیشگاه مقام معظم رهبری و همه دوستداران اهلبیت، تبریک و تهنیت عرض میکنم. همچنین یکصدمین سالگرد میلاد امام راحلرضواناللهعلیه را به همه علاقهمندان به اسلام و انقلاب اسلامی تبریک عرض میکنم و از خداوند متعال درخواست میکنیم که در این ایام مبارک، همه ما را مشمول عنایات خاص خود و ادعیه زاکیه ولیعصرعجلاللهفرجهالشریف قرار دهد.
توفیقی بود که در این شب عزیز، خدمت شما عزیزان در این محفل نورانی رسیدم. این بهانهای است برای اینکه به دامان پرنور و بابرکت حضرت زهراسلاماللهعلیها متوسل شویم و عرض سلام و ارادتی بکنیم.
مقام منحصربهفرد حضرت زهراسلاماللهعلیها
وجود مقدس حضرت زهراسلاماللهعلیها در میان اولیا و بندگان شایسته خدا موقعیتی منحصربهفرد داشت. در میان بندگان شایسته خدا، انبیا و رسل هستند که هرکدام، بهحسب درجات خاص خودشان، در پیشگاه الهی دارای قرب و منزلت ویژهای هستند. همچنین اوصیا و ائمه اطهارعلیهمالسلام بهعنوان اوصیای انبیا و جانشینان پیغمبر، مقام و منزلت معینی دارند.
در میان همه انسانها، شخصیتی که مقامش از انبیا بالاتر باشد، از اوصیا بالاتر باشد، از ائمه اطهار بالاتر باشد و درعینحال نه مقام نبوت داشته باشد، نه رسالت، نه امامت، نه خلافت و نه وصایت، تنها وجود مقدس حضرت زهراسلاماللهعلیها است.
البته در میان زنان عالَم، چند بانوی معظم دیگر هم هستند که خداوند متعال، یا در قرآن کریم یا در فرمایشات ائمه اطهار، این بانوان عظیمالشأن را بهعنوان برترین زنان عالَم معرفی کرده است. شاید در غیر حضرت زهراسلاماللهعلیها و احیاناً والده ایشان، حضرت خدیجهسلاماللهعلیها کسی به مقام حضرت مریمسلاماللهعلیها نرسد. تعبیراتی که در قرآن کریم درباره حضرت مریم داریم، درباره کمتر بانویی آمده است. البته ما دلیل قطعی نداریم که ایشان بالاترین مقامات را دارند. شاید در میان زنان امت اسلامی، شخصیتهایی مثل حضرت زینبسلاماللهعلیها یا بعضی دیگر از بانوانی که دارای مقامات بلندی هستند، مثل حضرت فاطمه معصومهسلاماللهعلیها، مقام و منزلتشان نزد خدا بالاتر باشد. ما علم قطعی به این معنا نداریم؛ اما در قرآن کریم، هیچ بانویی مثل حضرت مریم به عظمت یاد نشده است. یک سوره کامل به نام آن حضرت نازل شده و در آیات متعددی از مقامات ایشان یاد شده است. خداوند متعال درباره حضرت مریم میفرماید: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ * يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ.[1] بااینحال، در روایات ما آمده است که بین مقام حضرت مریم و حضرت زهراسلاماللهعلیها آنقدر فاصله است که ما حقیقتاً نمیتوانیم مقدار این تفاضل را درک کنیم. اجمالاً میشود گفت که حضرت مریم با آن همه مقامات عظیمی که دارند، با آن عظمتی که در قرآن کریم از ایشان یاد شده است و با آن مقام عظیمی که خداوند متعال برای حضرت مریم قرار داده و در قرآن و روایات از آن یاد شده است بهمنزله خادم و کنیزی در پیشگاه حضرت زهراسلاماللهعلیها هستند.
برکات وجودی حضرت زهراسلاماللهعلیها و نقش ایشان در بقای اسلام
بههرحال، وجود چنین بانویی در امت اسلامی و در آخرالزمان، برکات عظیم بسیاری داشت. وجود تکوینی آن حضرت، مایه بسیاری از برکات عظیم بود که مهمترینش این بود که منشأ ولادت و پیدایش یازده امام معصوم شدند. اگر آن حضرت نبودند، این بزرگان در این عالم تولد پیدا نمیکردند و طبعاً همه مردم از برکات وجودشان محروم بودند.
ولی غیر از این آثار تکوینی، برکات بسیار زیادی در هدایت امت، بقای شریعت، حفظ ولایت و امامت داشتند که فرصت مناسبی میطلبد تا توضیح داده شود. اجمالاً همه شما میدانید و بارها به صورتهای مختلف در بیانات گوناگون بزرگان ازجمله حضرت امامرضواناللهعلیه شنیدهاید که در یک جمله میتوان گفت: اگر مجاهدتهای چندماهه حضرت زهراسلاماللهعلیها در فاصلهای بین ۷۵ روز تا ۹۵ روز نبود امروز اسلام در عالم بهصورت صحیح وجود نمیداشت؛ امروز گروهی به نام طرفداران مذهب حق، یعنی شیعه، در عالم وجود نمیداشتند و من و شما از حقیقت اسلام و معارف اسلامی بویی نمیبردیم؛ تازه اگر نامی از اسلام میداشتیم! شیاطین انس و جن آنچنان شرایطی فراهم کرده بودند که پس از رحلت رسول اکرمصلیاللهعلیهوآله نور نبوت و رسالت خاموش شود و مسیر هدایت بشر و امت اسلامی بهکلی منحرف شود. از همان روز رحلت پیغمبر اکرم، تغییر در احکام الهی شروع شد. این اولین قدم انحراف یا به تعبیر دیگر، زوال دین بود. اگر این روند ادامه مییافت، دیگر چیزی از دین باقی نمیماند.
احتجاج حضرت زهراسلاماللهعلیها و افشای انحراف پس از رحلت پیامبر
ما شنیدهایم که حضرت زهراسلاماللهعلیها به مسجد تشریف آوردند و با کسی که در مقام پیغمبر نشسته بود به بحث و احتجاج پرداختند؛ اما شاید اکثر مردم چنین تصور کنند که حضرت برای قضیه ارث آمده بودند و به خاطر مسئله فدک یا آن باغهایی که از طرف پیغمبر اکرم به ایشان بخشیده شده بود، احتجاج و مباحثه میکردند.
کسانی که اندک معرفتی به مقام حضرت زهراسلاماللهعلیها و مقام ائمه اطهارعلیهمالسلام دارند، میدانند که شأن حضرت زهراسلاماللهعلیها بسیار بالاتر از این است که برای یک باغ دنیا بیایند و به قول امروزیها، چنین تشنجی ایجاد کنند. اگر مسئله، یک باغ و فدک و این حرفها بود، بسیار کوچکتر از آن بود که حضرت زهراسلاماللهعلیها به آن اعتنا کنند.
مسئله چیز دیگری بود. مسئله این بود که حضرت زهراسلاماللهعلیها احساس کردند تغییر احکام شریعت شروع شده است و اگر این مسیر ادامه پیدا کند، به زوال اسلام و شریعت منتهی خواهد شد. اگر از روز اول احکام اسلام تعطیل، تحریف، تأویل یا تغییر داده شود، دیگر چیزی برای اسلام باقی نمیماند. شرایط بهگونهای بود که حتی امیرالمؤمنینعلیهالسلام با آن شجاعت و صلابت نمیتوانستند این قضایا را افشا کنند زیرا به این متهم میشدند که به خاطر غصب مقامشان این حرفها را میزنند و با دیگران خردهحساب شخصی دارند. حضرت زهراسلاماللهعلیها به بهانه درخواست ارثشان به مسجد تشریف آوردند تا مسیر ضلالت و انحراف را افشا کنند.
خب، کسی که جای پیغمبر نشسته است، مخصوصاً که پدرزن پیغمبر هم هست، انسان ریشسفیدی است، سابقهدار در اسلام است و جزو اولین کسانی است که به اسلام گرویدهاند، طبعاً مردم به چنین کسی احترام میگذارند. توقعی هم که از او دارند نظیر توقعی است که از خود رسول اکرم داشتند. کسی باور نمیکند که چنین شخصی بیاید به پیغمبر و خدا دروغ ببندد. اگر کسی چنین حرفی میزد، در دهانش میزدند و میگفتند: «بس کن! زبانت را گاز بگیر! مگر خلیفه پیغمبر دروغ میگوید؟!» هیچکس جرئت نداشت چنین نسبتی را به چنین شخصی بدهد.
حضرت زهراسلاماللهعلیها آمدند و فرمودند: «ارث من را بده!» البته این تعبیری که من عرض کردم، با صرفنظر از مقدماتی است که هر جملهاش اسرار و حکمتهایی دارد. خود این خطبه حضرت زهراسلاماللهعلیها یک تبلیغ کامل و معرفی کامل از اسلام است. بعد فرمودند: «شما میدانید که پیغمبر اکرم این باغ را برای من گذاشتند. شما به چه دلیلی آن را گرفتید؟! وارث پیغمبر اکرم غیر از من کسی نیست.»
خلیفه بهاصطلاح پیغمبر گفت: «من از پیغمبر شنیدم که فرمود: نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُورثُ...؛ یعنی ما گروه پیامبران ارث نمیگذاریم.» وقتی خلیفه پیغمبر چنین حرفی بزند، مردم قبول میکنند. میگویند خلیفه که دروغ نمیگوید! او میگوید من خودم شنیدهام. چه کسی میتوانست در مقابل چنین کسی بگوید که دروغ میگویی و اثبات کند که او دروغ میگوید؟! هیچکس جز حضرت زهراسلاماللهعلیها چنین قدرتی نداشت. حضرت فرمودند: «ببینم، آیا پیغمبر برخلاف قرآن حرف زده است؟! اگر چنین حرفی را پیغمبر گفته باشد، این سخن با قرآن مخالف است و قرآنی را که بر او نازل شده، نقض میکند.» گفت: «چطور؟!» حضرت فرمودند: «مگر در قرآن نخواندهای وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ؟![2] قرآن میگوید سلیمان از داوود ارث برد. تو به پیغمبر نسبت میدهی که انبیا ارثی نمیگذارند و وارثی ندارند! اگر این حرف را پیغمبر گفته باشد، قرآن را نقض کرده است؛ پس تو دروغ میگویی!»
به این صورت، از همان قدم اول، مشت این شخص باز شد. در میان مردم پچپچ افتاد که «عجب! خلیفه پیغمبر هم دروغ میگوید!» اگر این احتجاجات نبود، اکثریت قریببهاتفاق مردم گمراه میشدند. اگر این قدم برداشته میشد، دیگر چه چیزی مانعشان بود که هر کاری را مطابق میل خود انجام ندهند؟! فردا هم سایر احکام را به بهانههای دیگری تأویل میکردند و قرائت جدیدی از اسلام عرضه میکردند.
حضرت زهراسلاماللهعلیها از همان قدم اول جلوی آنها را گرفتند و فرمودند: «حکمی را که خدا فرموده و قرآن بیان کرده است، شما چه حقی دارید تغییر بدهید؟!»
جلوگیری از تغییر احکام الهی و افشاگریهای حضرت زهراسلاماللهعلیها
میدانید که طولی نکشید خلیفه دوم گفت: «دو چیز در زمان پیغمبر جایز بود اما من آنها را حرام میکنم؛ مُتْعَتَانِ كَانَتَا عَلَىٰ عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ، وَأَنَا أُحَرِّمُهُمَا!» این اتفاق، بعد از وفات حضرت زهراسلاماللهعلیها بود. بنده حدس میزنم اگر حضرت زهراسلاماللهعلیها حیات داشتند خلیفه دوم جرئت نمیکرد چنین حرفی بزند؛ برای اینکه یکبار ابوبکر حرفی زده بود و در دهانش خورده بود و رسوا شده بود. حدیثی دروغ به پیغمبر نسبت داده بود و مشت او باز شده بود. اگر خلیفه دوم در حضور حضرت زهراسلاماللهعلیها چنین حرفی میزد، حضرت جلوی او را هم میگرفتند و میفرمودند: «تو چه حقی داری حلال خدا را حرام کنی؟!» کس دیگری جرئت نمیکرد چنین کاری بکند. اگر امیرالمؤمنینعلیهالسلام میخواستند افشا کنند و صریحاً به مردم بگویند که اینها دروغ میگویند، مردم نمیپذیرفتند و ایشان را متهم میکردند که چون اینها نگذاشتهاند که او خلیفه شود، حالا علیه اینها حرف درمیآورد و برایشان پاپوش درست میکند.
اما کسی نمیتوانست چنین چیزی را به حضرت زهراسلاماللهعلیها نسبت بدهد. همه مردم شنیده بودند که پیغمبر اکرم درباره ایشان فرمودند: «هرکس او را دوست بدارد، مرا دوست داشته است؛ هرکس او را خشنود کند، مرا خشنود کرده است و هرکس با او دشمنی کند، با من دشمنی کرده است؛ مَنْ أَحَبَّهَا فَقَدْ أَحَبَّنِي، وَ مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي، وَمَنْ أَبْغَضَهَا فَقَدْ أَبْغَضَنِي.»
به استناد همین کلام بود که در آن ملاقاتی که آنها در ایام بیماری حضرت به دیدار ایشان آمدند حضرت از آنها روی گرداندند. اگر ما این صحنه را درست تصور کنیم، میبینیم که خانم بیماری در گوشه اتاق افتاده است. خلیفه وقت و بهاصطلاح ولیعهدش با هم آمدهاند اما حضرت با آنها حرف نمیزنند و رویشان را هم به طرف دیوار میگردانند. میفرمایند: «اگر میخواهید با شما حرف بزنم، اول سؤالی میکنم، باید جواب بدهید!» فرمودند: «این حدیث را شنیدهاید که پیغمبر فرمود هرکس فاطمه را خشنود کند، مرا خشنود کرده است؛ هرکس مرا خشنود کند، خدا را خشنود کرده است؛ هرکس فاطمه را به غضب درآورد، مرا به غضب درآورده است و کسی که چنین کند، خدا را غضبناک کرده است؟!»
سرهایشان را پایین انداختند. آنوقت حضرت در ابتدا فرمودند: «خدایا! شاهد باش که من از اینها راضی نیستم!»؛ یعنی خدا از شما راضی نیست.
این افشاگریها جز از حضرت زهراسلاماللهعلیها ساخته نبود. اگر چنین کارهایی انجام نشده بود، امروز من و شما نمیدانستیم حضرت زهراسلاماللهعلیها که بودند، امیرالمؤمنینعلیهالسلام که بودند و احکام اسلام چه بود. مسیر بهکلی عوض شده بود. این حیات چندروزه حضرت زهراسلاماللهعلیها پس از رحلت پیغمبر اکرمصلیاللهعلیهوآله موجب ضمانت بقای اسلام شد.
ضرورت شکرگزاری برای نعمت ولایت و محبت اهلبیت
بنابراین جا دارد که ما هر روز و هر شب در برابر آن حضرت خضوع کنیم و از خداوند متعال بخواهیم محبت و مودت ایشان و فرزندانشان را در دلهای ما زیاد کند و به ما توفیق شکرگزاری این خدماتی را که ایشان به اسلام و مسلمین کردند، عنایت فرماید که تا روز قیامت بتوانیم شکر این نعمتها را بهجا بیاوریم. ما اگر تمام عمرمان را به شکر خدا مشغول باشیم که حضرت زهراسلاماللهعلیها را به ما داده است، حق شکر این نعمت ادا نمیشود. هم وجود تکوینی ایشان این همه برکات برای عالم داشت و هم فعالیت سیاسی- اجتماعی ایشان باعث بقای اسلام و معارف اسلام و وجود و بقای تشیع شد.
من بیشتر از این وقت شما را نمیگیرم. اگر امام ما به ما آموختند که این همه احترام نسبت به حضرت زهراسلاماللهعلیها قائل باشیم، به این دلیل بود که ایشان بهترین کسی بودند که میتوانستند برکات وجود حضرت زهراسلاماللهعلیها را درک کنند. عقل ما کجا میرسد؟! همین را شنیدهایم که دختر پیغمبر بودند و بعد از پیغمبر، هفتاد روز مریض شدند و بعد از دنیا رفتند؛ اما امام میدانستند که این چه وجود بابرکتی است و چه نور عظیمی است که خاک پای او بر همه مقدسات عالم شرف دارد. ایشان کسی بودند که ائمه معصومینعلیهمالسلام به انتسابشان به آن حضرت، افتخار میکردند و خودشان به آن حضرت تمسک پیدا میکردند. این چه گوهر گرانبهایی است که خدا در این عالم آفرید و دلهای ما را با او آشنا کرد! وجود ایشان یک نعمت بود؛ چه نعمت عظیمی که کسی نمیتواند قدرش را تعیین کند. آشنا شدن ما با ایشان، شناخت ایشان و محبت ایشان، چه نعمت عظیمی برای ماست!
در زیارت عاشورا میخوانیم: فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ؛ یعنی از خدایی درخواست میکنم که مرا به معرفت شما گرامی داشت.
کرامتی که خدا به ما شیعیان داده این است که معرفت اهلبیت را به ما عطا فرموده است. همین شناخت اهلبیت، بزرگترین نعمتی است که خدا به ما عنایت فرموده است. در زیارت عاشورا میخوانیم: فَأَسْأَلُ اللّٰهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ. بعدش چیست؟! وَمَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ. نهتنها شناخت حضرت زهراسلاماللهعلیها و اهلبیت، یک کرامت الهی و نعمت عظیم خدا بر ماست، بلکه شناخت دوستان اهلبیت نیز کرامت بزرگی است. شاید شما خیلی زیارت عاشورا خوانده باشید، به معانی آن هم توجه کرده باشید و ترجمهاش را هم خوانده باشید اما شاید کمتر به این نکته لطیف توجه کرده باشید که ما نهتنها خدا را شکر میکنیم که معرفت اهلبیت را به ما داده است، بلکه باید شکر کنیم که معرفت دوستان اهلبیت را نیز به ما داده است؛ یعنی معرفت امامرضواناللهعلیه برای ما یک نعمت عظیم است. بیچاره کسانی که عظمت مقام امام را نشناختند و بیچاره کسانی که عظمت مقام جانشین شایسته ایشان را نشناختند. این بیچارگی است، محرومیت است، شقاوت است.
خدا معرفت اولیای خودش را مفت و مجانی به ما داده است. ما چقدر زحمت کشیدهایم تا ائمه و اهلبیت را بشناسیم؟! خدا انشاءالله پدران و مادرانی را که از دنیا رفتهاند با اولیای خودشان محشور کند و آنهایی را که هستند، حفظ کند و عاقبتشان را به خیر کند. محبت اهلبیت با شیر مادر در وجود ما وارد شد؛ ما که زحمتی نکشیدیم!
محبت اولیا و دوستان اهلبیت نیز نعمت عظیمی است. اگر اهل معرفت باشیم - بهاصطلاح عامیانه میگویم، یعنی انسان بامعرفتی باشیم - باید تسبیح به دست بگیریم و بگوییم: «الحمدلله که خدا مقام امام را به ما شناساند!» چون امامرضواناللهعلیه از اولیای اهلبیت است و مقام خود اهلبیت که بالاتر از آنهاست باید شناخته شود؛ و الحمدلله که خدا محبت خدمتگزاران به امامرضواناللهعلیه را به ما مرحمت فرمود. اینها نعمتهای عظیم خداست.
حکایت ابوهاشم جعفری و ارزش محبت اهلبیت
ما خیال میکنیم نعمت فقط پول، خانه، ماشین، پست و مقام است؛ درحالیکه نعمتهای معنوی بسیار بزرگتری هم داریم. اجازه بدهید این حدیث را بخوانم و بعد برایتان دعا کنم. ابوهاشم جعفری یکی از اصحاب ائمه است. وضع مادیاش خیلی خراب شده بود، بدهکار شده بود و قرض بالا آورده بود؛ بهطوریکه حالتی شبیه ورشکستگی پیدا کرده بود.
خدمت امام آمد و شکایت کرد که: «آقا! وضع ما خیلی خراب است. عنایتی بفرمایید! دعایی بفرمایید! من خیلی فقیرم، تهیدستم، دستم خالی شده و مشکل دارم.»
حضرت فرمودند: «نه، خیلی هم فقیر نیستی!»
تعجب کرد و گفت: «آقا! من خلاف عرض نمیکنم! من کلی بدهکار هستم و وضعم خیلی خراب است!»
باز حضرت فرمودند: «خیلی هم فقیر نیستی!»
او با اصرار گفت: «آقا! من دروغ نمیگویم! وضعم خیلی ناجور است!»
حضرت فرمودند: «حاضری محبت ما از تو گرفته شود و ثروت دنیا را به تو بدهند؟!»
گفت: «نه، به خدا قسم!»
حضرت فرمودند: «تو چیزی داری که از ثروت دنیا بیشتر میارزد؛ پس خیلی هم فقیر نیستی.»
ما باید مقداری فکر کنیم و ببینیم چه نعمتهای معنویای خدا به ما داده که خیلیها از آن محروم هستند. باید دلمان برای کسانی که از این نعمتها محروم هستند بسوزد. اگر مرضی ندارند، سعی کنیم هدایتشان کنیم؛ اما اگر ریگی در کفششان هست، دلسوزی کنیم که بیچارهها محروماند.
ما ثروتهای عظیمی داریم. غیر از معرفت ائمه اطهار و محبت آنها، معرفت اولیایشان را هم داریم و دوستان و خدمتگزارانشان را دوست میداریم. امیدواریم خدا این معرفت و محبت را هیچگاه از ما نگیرد. این تنها سرمایهای است که به آن امید بستهایم؛ آن هم سرمایهای که مفت به دستمان آمده است وگرنه کارهای دیگری که انجام میدهیم، حتی کارهای خوبمان، معلوم نیست که به درد ما بخورد. خدا میداند چقدر نیت پاک در اعمالمان داریم! مگر روزی پردهها کنار برود و معلوم شود که آن کارهای به ظاهر خیلی خوبمان با چه انگیزههایی بوده و چه وسوسههایی در آنها وجود داشته است؛ آنوقت خودمان خجالت میکشیم که اصلاً آنها را عرضه کنیم و پیش خدا بگوییم که ما این کارها را انجام دادهایم.
امید به محبت اهلبیت و درخواست حفظ معرفت
ما هزاران بار باید از نمازهایی که خواندهایم استغفار کنیم؛ نمازهای نخواندهمان که دیگر هیچ! انشاءالله در میان ما کسی نمازخواندن را ترک نکرده است. به اینها نمیشود امیدی بست؛ امید ما فقط به محبت اهلبیت است. در همین دعای توسل هم خواندهاید، اگر به معنایش توجه کرده باشید؛ در جملههای آخر این دعا میخوانیم: تنها وسیلهای که به آن امید بستهایم این است که شما را دوست داریم، وگرنه چیز دیگری نداریم که در پیشگاه خدا عرضه کنیم. پروردگارا! این نعمت عظیم را از ما نگیر!
در زیارتها آمده است: وَأَنْ لَا تَسْلُبَنِي مَعْرِفَتَهُمْ و نیز وَلَا تَسْلُبْنی مَا مَنَنْتَ بِهِ عَلَيَّ؛ یعنی این منتی را که بر ما گذاشتی و این معرفت را به ما دادی از ما نگیر! اگر هرچه میگیری، بگیر اما این را نگیر! این تنها سرمایهای است که برای سعادت اخروی خود ذخیره کردهایم و در گوشه دلمان پنهان کردهایم.
پروردگارا! تو را به حق فاطمه زهراسلاماللهعلیها قسم میدهیم، ایمان ما، معرفت ما به اهلبیت و محبت و ولایت ما نسبت به این خاندان را روزافزون بفرما!
خودت ایمان و محبت فرزندان ما نسبت به اهلبیت را تا روز قیامت ضمانت کن!
دلهای ما را از شک و شبهههایی که این روزها دلها را فراگرفته است محفوظ بدار!
فرزندان ما را از وسوسههای شیاطین و جوانهای ما را از انحرافات عقیدتی و اخلاقی محفوظ بدار!
ساعتبهساعت بر رفعت مقام امام بیفزا!
جانشین ایشان را تا روز ظهور ولیعصرارواحنافداه برای ما حفظ بفرما!
توفیق ادای نعمت انقلاب و شکر این نعمت را به همه ما عنایت بفرما!
توفیق انجام وظیفه را به همه ما عنایت بفرما!
قلب مقدس ولیعصرارواحنافداه را از همه ما راضی بفرما!
ما را از خدمتگزاران آستان آن حضرت محسوب بفرما!
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ
