صوت و فیلم

صوت:
,

فهرست مطالب

جلسه پانزدهم: دوستی و دشمنی خدا محور

تاریخ سخنرانی: 
1387/06/27

 

بسم الله الرحمن الرحیم

«دوستی و دشمنی خدا محور»

آن چه پیش رو دارید گزیده‏اى از سخنان حضرت آیة اللّه علامه مصباح یزدى(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبرى است كه در تاریخ 27/06/87 مطابق با شب هفدهم ماه مبارک;؛ رمضان 1429 ایراد فرموده;اند. باشد تا این رهنمودها چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.

صمیمیت، محور ارتباط مؤمنین

«وَ أَنْ نُرَاجِعَ مَنْ هَاجَرَنَا، وَ أَنْ نُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنَا، وَ أَنْ نُسَالِمَ مَنْ عَادَانَا حَاشَی مَنْ عُودِیَ فِیكَ وَ لَكَ، فَإِنَّهُ الْعَدُوُّ الَّذِی لا نُوَالِیهِ، وَ الْحِزْبُ الَّذِی لا نُصَافِیهِ»
امام سجاد (ع) در دعای آغاز ماه رمضان پس از بیان فرازهایی درباره حمد الهی، در چند بخش اموری را از خدای متعال درخواست می‏كند كه نخستین امر درباره نماز است. در بخش دوم دعا به وظایف اقتصادی و مسائل مالی یك مسلمان پرداخته شده است. در این دعا پس از مسائل مالی به صله;رحم و معاشرت با دیگران اشاره می شود. در اسلام وظایف بسیار گسترده‏ای درباره معاشرت وجود دارد، كه هم در احكام فقهی و هم در مسائل اخلاقی و ارزشی درباره آن بحث می شود. در بخش مهمی از مجموعه روایات، در مورد «عشرت»؛ به معنی معاشرت، بحث و تأكید شده است. با دیگران رفتار خوب داشتن، خوش اخلاق بودن، خوش برخورد بودن، خدمت كردن، و محبت كردن، اموری مطلوب خدا و از اعمال خیری است كه در ماه رمضان باید اهتمام بیشتری به آن داشت. اگر كسی با ما رفتار ناروایی دارد باید ما چگونه با او برخورد نماییم و عكس‏العمل ما در مقابل رفتار دیگران چه باید باشد؟ در نظام ارزشی اسلام و در احكام فقهی، سعی شده است تا مؤمنین با همدیگر روابط دوستانه داشته باشند. انسان نسبت به همه مؤمنین وظایفی دارد، كه مجموع آنها را می توان، «وظایف اجتماعی اسلام»، نامگذاری نمود. اگر كتاب;های حدیث بررسی شود بخش;های زیادی به این موضوع پرداخته است. به عنوان نمونه اگر دو مؤمن به هم دیگر رسیده و سلام كنند، چقدر ثواب دارد. اگر مصافحه كنند، چقدر ثواب دارد. به دیدار هم رفته و رفت و آمد داشته باشند چقدر ثواب دارد.

بارش رحمت در سایه محبت دو مؤمن

در روایات آمده است اگر دو مؤمن به هم دیگر ‏رسند، وقتی مصافحه نموده و به همدیگر دست ‏دهند، بین دو انگشت ابهام آن;ها، یك صد رحمت ریزش می‏كند، نود و نه رحمت آن برای كسی است كه دیگری را بیشتر دوست می‏دارد.1؛ این نشان می دهد كه اسلام تا چه اندازه تشویق می كند، تا مؤمنین همدیگر را دوست داشته باشند. در روایت دیگر آمده است وقتی مؤمن به خانه مؤمن دیگری رفته و در خانه او را می زند خدا فرشته;ای را می‏فرستد تا از آن شخص بپرسد كه در این جا چه كار دارد؟ اگر در پاسخ بگوید كه به دیدن دوستم آمده;ام، به او خطاب می‏شود بپرس چه حاجتی داری و چه چیزی از او می‏خواهی؟ آیا كاری با او داری؟ وقتی بگوید: خیر، هیچ احتیاج و كاری ندارم و تنها دلم تنگ شده بود و آمدم تا او را ببینم. خدای متعال به فرشته می‏فرماید: به این شخص بگو تو در حقیقت به دیدن من آمده;ای، و مهمان من هستی و پذیرایی تو بر عهده من است.2؛ در روایت دیگری می‏فرماید «مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِی بَیْتِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ أَنْتَ ضَیْفِی وَ زَائِرِی عَلَیَّ قِرَاك»3؛ كسی كه به دیدار دوست خود در منزل او می رود خداوند می فرماید در حقیقت به دیدار من می آیی، و پذیرایی تو بر عهده من است. چرا كه دوست را برای خدا انتخاب نموده است و چنین دوستی است كه انسان را به یاد خدا انداخته و او را در انجام وظایف یاری می رساند.

تدابیر ائمه اطهار (ع) برای تقویت صمیمیت بین مؤمنین

ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین تدابیر گوناگونی اندیشیده;اند تا بین مؤمنین و به ویژه بین شیعیان، روابط دوستانه بیشتر تقویت شود. در روایتی آمده است كه در كوفه بین دو نفر از شیعیان مشاجره و اختلافی بر سر یك زمین پیش آمد. هر كدام حق را از آن خود می دانستند. یكی از اصحاب امام صادق صلوات الله علیه كه به نحوی از امام (ع) نمایندگی داشت، یكی از طرفین را به منزل خود دعوت نمود و در آنجا كیسه;ای از پول را در برابرش نهاد و به او گفت كه مشاجره را تمام كند. این شخص با دیدن پول ناراحت شد و گفت كه من احتیاج به پول نداشته و می خواهم حق خود را بگیرم. نماینده امام صادق (ع) به آن مرد گفتند: این پول را امام صادق (ع) در نزد من قرار داده است تا اگر بین دو نفر از شیعیان اختلاف مالی پیش آمد با این پول آنرا حل كنم. آن شخص نیز با شنیدن این سخن، كوتاه آمده و از حق خود گذشت.

بیش از سه روز، قهر كردن ممنوع

تلاش و اهتمام احكام اخلاقی و تربیتی اسلام بر این است كه مؤمنین را از اختلاف دور نموده و روح مهربانی و دوستی را در جامعه تقویت كند. با وجود همه این چاره اندیشی‏ها، پیشگیری‏ها و درمان‏ها گاهی ممكن است كدورت;ها و سوء تفاهم و اختلافاتی پیش بیاید. چه بسا شیطان با وسوسه مؤمنین، آنان را به كار ناروایی كشانده و بین آنان اختلاف و دعوایی ایجاد كرده و دوستی بین آنان را به كدورت تبدیل نماید. در این باره روایت می گوید كه: «فَلَا یَهْجُرُ أَخَاهُ أَكْثَرَ مِنْ ثَلَاثَةِ أَیَّام»4؛ اگر بین شما با كسی، دلخوری و دعوایی پیش آمد، حق ندارید بیش از سه روز به این دلخوری ادامه دهید و پس از سه روز باید با همدیگر آشتی كنید. دو مؤمن بیش از سه روز حق ندارند با هم كدورت داشته باشند. بلكه هرچه سریعتر باید این كدورت را با گذشت یا با داوری دیگران حل نمایند. در برخی موارد تنها كدورت و اختلاف نیست، بلكه اموال مؤمن مورد تعرض قرار گرفته یا به او توهین شده و یا مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. در اینجا دیگر بحث سوء تفاهم و اختلاف لفظی نیست. در چنین مرحله;ای انسان چگونه باید رفتار كند؟ آیا همیشه باید عفو كرد؟ در این موارد اخلاق و تربیت اصیل اسلامی چه می گوید؟ آیا هر كسی به انسان ظلم كرد، بگویم من تو را بخشیدم! شبیه آن چه انجیل تحریف شده برای حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام نقل كرده است؟ مسیحیان به حضرت عیسی علی نبینا و اله و علیه السلام نسبت داده;اند که به حواریین و یارانش فرمود: اگر كسی به شما سیلی زد، آن طرف صورت را نیز بیاور و بگو بر این طرف نیز سیلی بزن! آیا اسلام چنین چیزی را می پسندد؟ آیا در چنین مواردی باید انتقام گرفت یا از فرد ظالم گذشت؟ جا دارد در این مسئله اخلاقی پژوهشگران، تحقیقات وسیعی داشته و احكام فقهی و اخلاقی این مسئله را برای مردم روشن كنند. چرا كه بسیاری از مردم نمی دانند در چنین حوادثی چگونه باید عمل كنند.

گذشت در عین عزّت، خواسته اسلام

آن;چه كه روشن است به طور طبیعی انسان می تواند در برابر كسی كه در حق انسان ظلم نموده، عكس العمل مناسبی نشان بدهد. در اینجا دو مسئله مطرح است. نخست آنكه كسی كه مظلوم واقع می‏شود آیا حق تظلّم داشته و می تواند ؛ اقدام به رفع ظلم و مقابله به مثل كند؟ دوم آنكه در جایی كه حق با اوست آیا بهتر است كه عفو كند یا حق خود را بگیرد؟ در اسلام برای كسی كه مظلوم واقع شده، حق تظلّم محفوظ است. «لا یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ»5؛ یا «وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ»6؛ هر آن كس كه به او ظلم شده و درصدد یاری برآمده و از دیگران كمك ب‏خواهد تا از خود رفع ظلم كند، یا درصدد انتقام بر ‏آید تا رفع ظلم بكند، اشكالی ندارد. در اسلام این حق برای انسان محفوظ است. از این آیه كه «لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ»7؛ می شود فهمید اسلام نخواسته است تا مسلمانها ذلیل باشند. در روایتی آمده است «مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلِمَتِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ»8؛ اگر كسی در راه گرفتن حق خود كشته شود، شهید است. ممكن است به اموال، ناموس و حریم كسی تجاوز شود. اگر در چنین حالتی انسان برای دفاع از خود به سوی متجاوز حمله کرد و در این نزاع كشته شد روایت می‏فرماید هیچ ملامتی بر آن نیست بلكه حكم شهید را دارد. اسلام در چنین مواقعی از مؤمن خواسته است تا ذلیل نباشد اما باید توجه داشت كه هنگام مقابله به مثل پا را از حد خود فراتر نگذارد «وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی»9؛ اگر در مقام تظلم و مقابله به مثل مجاز برآمدید، مواظب باشید كه از حد خود تجاوز نكنید، اگر یكی سیلی به شما زده شما حق دارید یك سیلی بزنید. آن هم همان;گونه كه او زده، نه شدیدتر. این نكته‏ای است كه خیلی مورد غفلت قرار می‏گیرد. همین كه انسان می‏بیند مظلوم شد و باید دفاع كند، بیش از حد خود اقدام می‏كند. این جایی است كه باید تقوا خود را نشان دهد. به خصوص در حال عصبانیت مشكل است انسان خود را كنترل كند تا حد و مرز را رعایت كرده و یك كلمه اضافه نگوید. بر همین اساس است كه حضرت سجاد (ع) در این دعا از خدا می‏خواهند كه به ما توفیق بده تا اگر كسی با ما كدورت و سوء تفاهمی پیدا كرد، ما در مقابل او گذشت كنیم.

بخشش از بزرگان است

در لحظاتی كه مؤمن باید گذشت كند شیطان مانع انجام وظیفه شده و انسان را گمراه می كند كه مثلاً «آن یكی سن كمتری دارد و باید او به نزد من بیاید»، «او جاهل است و من عالم»، «من ثروتمندم و او فقیر». در چنین لحظاتی باید تقوای الهی را رعایت نمود و به این افكار بیهوده و امور اعتباری غیر عقلانی و غیر اسلامی توجه نداشت. مؤمن و مؤمن با هم برابرند. پیر و جوان، عالم و جاهل، در مقام حقوق، همه مساوی هستند. اگر كدورتی پیدا شد انسان باید منتظر فرصت باشد تا در اولین فرصت عذرخواهی كند و بگوید من را ببخشید، ممكن است من اشتباه كرده باشم. این اقدام شجاعت و گذشتی بیش از حد می‏خواهد. به ویژه ؛ اگر انسان امتیازات و برتری;هایی هم داشته باشد. اگر استاد بخواهد از شاگرد عذرخواهی كند یا پدر بخواهد از پسر عذرخواهی كند، برای آنها خیلی سخت و سنگین است. در چنین لحظاتی نیاز به توفیق و كمك الهی است تا انسان از آنهایی كه حركت ناروایی انجام داده;اند، بگذرد. البته اسلام سفارش می كند كه اگر كسی به شما ظلمی كرد و با شما رفتار نامناسبی داشت، به جای اینكه او از شما عذرخواهی كند، شما به نزد او بروید و عذرخواهی كنید. چنین رفتاری بسیار ارزشمند است و جلوی وسوسه‏های شیطان را می‏گیرد.

در گرفتن حق، میانه;رو باش

مسئله دوم آن است كه وقتی انسان می‏خواهد حق خود را از كسی گرفته و زیر بار ظلم نرود در چنین موقعی انسان باید بسیار مواظب باشد تا مرز حلال و حرام و مرز حق و ناحق را دقیقا رعایت كند. اگر انسان می‏خواهد انتقام هم بگیرد، باید در همان حدی باشد كه به او ظلم شده است نه بیشتر. آیا اگر انسان عفو كند بهتر است یا اینكه انتقام بگیرد؟ در فرهنگ ما به همت ادبا و شعرا چنین اعتقادی ایجاد شده كه «در عفو لذتی است كه در انتقام نیست»؛ آیات و روایات فراوانی نیز در این زمینه داریم.

عفو نباید ظالم را جسور كند

سؤال این است كه آیا در همه جا باید از كسی كه ظلم نموده و كار ناروایی انجام داده، گذشت كرد؟ اولاً عفو كردن نباید به معنای ظلم پذیری و ترس، و عدم جرأت برای دفاع باشد. برخی از افراد براساس تربیت محیط و خانواده، پذیرای هرگونه ظلم و تعدی هستند. انسان همیشه باید آماده دفاع باشد و نگذارد به او ظلم بشود. تسلیم در برابر كسی كه بی جهت به انسان ظلم كند، ظلم پذیری و «انظلام»؛ است كه از جهت شرعی و اخلاقی ناپسند و مذموم است. درباره قصاص و مقابله به مثل در مسائل شخصی باید دید كه نتیجه عكس العمل چه خواهد شد. فرض كنید انسان كم عقل و زورگویی به شما ظلم كرده است. اگر از او گذشت شود چه بسا او در زورگویی و ظلم جسورتر خواهد شد، مثل اراذل و اوباشی كه در برخی محله‏ها پیدا می‏شوند. اگر از روز اول در برابر چنین افرادی بایستند و آنان را قصاص كنند تا این اندازه جسور نمی‏شوند. عفو كردن یا گذشتن كردن نباید موجب این باشد كه ظالم جسور شود و امنیت و سلامت جامعه را به خطر اندازد. البته با كسی كه از روی عصبانیت كاری انجام داده و پشیمان شده است، باید از روی گذشت برخورد نمود. در آیات قرآن اشاره به این مطلب داریم كه جلوی بسیاری از كارهای بد را با كار خوب می‏شود گرفت، «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ»10؛ در آیه دیگری آمده است «یَدْرَؤنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ»11، در جایی دیگر آمده «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»12؛ یعنی اگر كسی با شما درصدد دشمنی برآمده و با شما ستیزه می‏كند و می‏خواهد به شما زور بگوید، اگر شما نیز عكس‏العملی همچون او نشان دهید، نزاع ادامه پیدا می‏كند و اصلاح نمی‏شود. روز به روز رابطه شما تیره‏تر می‏شود و ممكن است عواقب سوئی داشته باشد. در این گونه موارد باید با رفتار خوب مسئله را حل نمود.

ادب با تازیانه لبخند و عفو

در زمان ائمه اطهار (ع) كسانی بودند كه در اثر تبلیغات سوء و وساوس شیطانی، ذهنیت‏های نادرستی نسبت به امامان معصوم (ع) پیدا می‏كردند. در تاریخ ذكر شده است كه یكی از پسرعموهای امام سجاد (ع) در حضور همه، به ایشان جسارت نمود. اصحاب امام سجاد (ع) از این جسارت بسیار ناراحت و عصبانی شدند، اما سكوت امام (ع) اجازه اظهارنظر و واكنش را به كسی نمی داد. همه منتظر بودند تا ببینند امام سجاد (ع) چه دستوری می فرمایند. امام سجاد (ع) سكوت كردندتا پسر عموی ایشان هر چه می‏خواست، گفت تا اینكه دیگر خسته شد و رفت. امام به اصحاب فرمودند: «آیا مایل هستید برویم تا جواب او را بدهیم؟»؛ اصحاب با این تصور كه به همراه حضرت از او انتقام گرفته و او را تنبیه می كنند، خوشحال با امام سجاد(ع) به سمت خانه آن مرد رفتند. وقتی به خانه آن مرد رسیدند و او را صدا زدند، حضرت به او سلام كردند و بعد فرمودند: «اگر این چیزهایی را كه شما گفتید، واقعا درست باشد و من این عیبها را داشته باشم، دعا كنید تا خدا مرا ببخشد، و اگر این چیزهایی كه شما گفتید، درست نبوده و دروغ و خطا و تهمت بود، من دعا می‏كنم كه خدا شما را ببخشد. شما نیز استغفار كنید.»؛ این شخص از این برخورد بسیار شگفت زده شد و به گریه افتاد و از امام سجاد عذرخواهی نموده و از مریدان آن حضرت شد. سپس حضرت فرمودند این رفتار بهتر بود، یا اینكه من در مقابل او، مقابله به مثل و بدگویی می‏كردم و حرف نامناسبی به او می‏زدم؟ در چنین مواردی گذشت و عفو چند ثواب دارد: غیر از آنكه ثواب فروخوردن خشم را نیز دارد «وَ الْكاظِمِینَ الْغَیْظَ»،13؛ ثواب ارشاد و تربیت آن شخص نیز به آن ثواب اضافه خواهد شد. اگر حضرت اجازه می‏دادند تا اصحاب به آن مرد هتاك حمله می‏كردند چه فتنه‏ای برپا می‏شد؟ با این رفتار اسلامی جلوی فتنه گرفته و اصلاح شد «ادْفَعْ ؛ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»، سپس می‏فرماید: «فَإِذَا الَّذِی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»؛ اگر در برابر رفتار بد، شما كار خوب انجام دهید آن كسی كه با شما دشمنی دارد، با شما دوست می‏شود «وَلِیٌّ حَمِیمٌ»؛ دوست صمیمی شما می‏شود. چه بهتر آنكه انسان با رفتار خوب یك دوست صمیمی‏؛ پیدا كند و با یك فرو خوردن خشم و گذشت كردن، فتنه;ای را اصلاح و دفع كند. پس عفو در جایی كه موجب تجری ظالم و موجب افزوده شدن بر گناهان ظالم و افزایش جرم در جامعه نشود، بر انتقام و تأدیب و تنبیه رجحان دارد.

گذشت آری، اما با دشمنان خدا هرگز

ر همین اساس در دعای ورود به ماه رمضان امام سجاد(ع) از خدا می‏خواهند كه توفیق آن را بیابیم تا با ما آن كسانی كه با دشمنی و ستیزه می‏كنند، با صلح و آشتی و خوش رفتاری با آنها روبه;رو شویم «وَ أَنْ نُسَالِمَ مَنْ عَادَانَا»؛ كسانی كه با ما دشمنی می‏كنند ما به جای دشمنی كردن با آنها مهربانی كنیم، اما اگر دشمنی براساس دین باشد، مسئله تفاوت پیدا می كند. بر همین اساس امام سجاد (ع) در ذیل دعا می‏فرمایند: «؛ حَاشَا مَنْ عُودِیَ فِیكَ وَ لَكَ»؛ از كسانی كه برای دین و به خاطر تو با آنها دشمنی می‏كنیم، هرگز نخواهیم گذشت. كسی كه با ارزشهای دینی و عقاید اسلامی دشمن است، ما هرگز با او آشتی و مصالحه نمی‏كنیم. «أَنْ نُرَاجِعَ»؛ یعنی خدایا به ما توفیق بده تا رجوع كنیم به كسانی كه از ما دوری كرده و با ما قهر كردند و با آنها آشتی كنیم «وَ أَنْ نُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنَا»؛ آن كسی كه به ما ظلم كرده و اكنون در مقام این هستیم كه حق خودمان را بگیریم، در مقام گرفتن حق بی‏انصافی نكنیم. و بیش از حدی كه خدا برای ما تعیین كرده و او به ما ظلم كرده، تجاوز نكنیم. «وَ أَنْ نُسَالِمَ مَنْ عَادَانَا»؛ آن كسانی كه در مقام دشمنی كردن و خصومت و جنگ با ما برمی‏خیزند با آنها به مسالمت و آشتی برخورد كنیم. «حَاشَا مَنْ عُودِیَ فِیكَ وَ لَكَ»؛ مگر آن كسانی كه دشمنی ما با آن;ها، بخاطر تو و در راه توست. ما با كسی كینه شخصی نداریم، ولی اگر بدانیم كسی به دین خدا لطمه می زند، از او نمی گذریم. اگر كسی به دین ضرر می‏زند، دیگر جای گذشت و احترام و نرمش نیست. آنجا باید سرسختی نشان داد، تا آن فرد را بر سر جا نشاند. «حَاشَا»؛ مثل كلمه «الاّ»؛ و سایر ادات استثنا، فقط در جایی به كار می‏رود كه مشتمل بر تنزیه باشد. یعنی هرگز نمی توان از كسی كه به دین خدا لطمه وارد می سازد، گذشت بلكه با قاطعیت و با صلابت با او باید برخورد كرد تا از دین رفع خطر شود «فَإِنَّهُ الْعَدُوُّ الَّذِی لا نُوَالِیهِ»؛ كسی كه بر سر دین با ما دشمنی می‏كند، دشمنی است كه هرگز با او دوستی نخواهیم كرد. «وَ الْحَرْبُ الَّذِی لا نُصَافِیهِ»؛ در برخی نسخه‏ها آمده: «وَ الْحِزْبُ الَّذِی لا نُصَافِیهِ»، «حَرْب»؛ اگر دشمنی یک فرد با دین باشد و «حِزْب»؛ دشمنی گروهی است، ما با چنین فرد یا حزبی، هیچ گاه با صمیمیت برخورد نخواهیم كرد و همیشه نسبت به او كدورت و دشمنی خواهیم داشت، برای اینكه به دین لطمه نزنند و بتوانیم با آنها مقابله كنیم.


1. ر.ك: بحارالأنوار، ج 5، ص 323، باب 17، «أن الملائكة یكتبون أعمال العباد».

2. وسائل‏الشیعة، ج 12، ص 56، باب 32، «استحباب الابتداء بالسلام».

3. الكافی، ج 2، ص 176، «باب زیارة الإخوان».

4. وسائل‏الشیعة، ج 12، ص 262، باب «تحریم هجر المؤن بغیر موجب».

5. نساء / 148.

6. شورى / 41.

7. بقره / 279.

8. الكافی، ج 5، ص 52، باب «من قتل دون مظلمته».

9. مائده / 8.

10. مومنون / 96.

11. رعد / 22.

12. فصلت / 34.

13. آل‏عمران / 134.