بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
الْحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین والصَّلوةُ والسَّلامُ عَلَی سَیِّدِالأنْبِیَاءِ وَالمـُرْسَلِین حَبِیبِ إِلهِ الْعَالَمین أَبِیالْقَاسِمِ مُحَمَّد وَعَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المـَعْصُومِین
أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً
نثار روح ملکوتی امام راحل و شهدای والامقام اسلام صلواتی اهدا بفرمایید.
فرارسیدن زادروز حضرت خاتمالانبیاءصلیاللهعلیهوآله و امام جعفر صادقسلاماللهعلیه را خدمت شما خواهران محترم، تبریک و تهنیت عرض میکنم. امیدواریم خداوند متعال به برکت این روز و صاحبان این روز، ما را مشمول عنایات خاص خودش قرار دهد.
در دقایقی که در این هوای گرم مزاحم شما هستم از خدا میخواهم آنچه را که برای گوینده و شنونده، نافعتر است الهام بفرماید تا همهمان انشاءالله از برکات این روز بیشتر مستفیض شویم.
عظمت نعمت وجود مقدس پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآله و رسالت آن حضرت
همه ما میدانیم بزرگترین نعمتی که خداوند متعال بر بشریت منت نهاد، وجود مقدس حضرت ختمیمرتبتصلیاللهعلیهوآله است. اگر این وجود مبارک در میان انسانها نیامده بود، هدف آفرینش به صورت کامل تحقق نمییافت. برکاتی که این روز شریف برای انسانها داشته، غیر از آثار تکوینی، عمدتاً آوردن پیامهای الهی برای سعادت انسانها تا روز قیامت است. ایشان کسی بودند که لیاقت دریافت این پیامهای الهی را داشتند تا به ما ابلاغ بفرمایند و ما در پرتو انوار هدایت ایشان به سعادت دنیا و آخرتمان نائل شویم؛ بنابراین با توجه به اهمیت این نعمت عظیم، وظیفه همه ما روشن میشود که باید هرچه بیشتر تلاش کنیم تا از آنچه ایشان از طرف خداوند متعال برای ما آوردهاند بهتر بهرهمند شویم.
قرآن کریم؛ نخستین میراث پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآله
اولین چیزی که ایشان مستقیماً از خداوند متعال دریافت کردند و به ما رساندند همین قرآن کریم است که در دسترس ماست. اگر به ما میگفتند که یک کتابی در یک گوشه از عالم هست که مال یک شخص حکیم بزرگی است که مطالب مهمی برای زندگی در آن نوشته شده است و فرض کنید داروی بسیاری از دردها در آن هست، مثلاً داروی سرطان در آن هست یا یک مرضی از امراض دیگر دنیایی، ما اگر چنین چیزی را میشنیدیم، آن کسانی که قدرت داشتند آیا سعی نمیکردند بروند در هر جزیره یا در هر اقیانوسی که این کتاب وجود دارد، آن را پیدا کنند، زحمت بکشند ترجمه کنند و بفهمند چیست و از این دارو استفاده کنند؟! آیا اینگونه نبود؟!
قرآن کریم کتابی است که مجانی در دست ما قرار گرفته و کسی برای به دست آوردنش زحمتی نکشیده است؛ هر وقت هم که نسخهای از آن را بخواهیم همهجا در دسترس است؛ بزرگانی در طول ۱۴۰۰ سال زحمت کشیدهاند و آن را به زبانهای مختلف ترجمه کردهاند؛ علمای بزرگ زحمت کشیدهاند و بر این کتاب تفسیرها نوشتهاند یعنی تفسیرها؛ در این کتاب داروی همه مشکلات بشریت بیان شده است؛ اما آیا ما این کتاب را به همین عنوان میشناسیم؟! آیا به آن، یکهزارم بهایی که به چنین کتاب مفروضی که در گوشهای از دنیا در یک جزیره دورافتادهای بود میدادیم، بها میدهیم؟! آیا همت میکنیم که اقلاً این ترجمههایی که بر این کتاب شده را گهگاهی بخوانیم، به معانی آن توجه پیدا کنیم، ببینیم محتوای این کتاب چیست، اینکه خدا بر انسانها منت گذاشته که چنین پیامبری را مبعوث فرموده و این کتاب را بر او نازل کرده، چه فرستاده است؟! این کتابی که نور است، این کتابی که موعظه است، این کتابی که شِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ[1] است، داروی همه دردهای پنهانی است، آیا همت میکنیم که ببینیم این کتاب چیست؟!
ضرورت فهم و عمل به معارف قرآن
متأسفانه نه ما مردها و نه خواهران، آنگونه که بایدوشاید، برای فهمیدن معارف این کتاب تلاش نکردهایم! در میان ما مسلمانها و بهخصوص شیعیان، کسانی هستند که علاقهمند به استفاده از معارف قرآن هستند اما ما آن همتی که باید داشته باشیم، آن تلاشی که باید بکنیم، آن زحمتی که باید بکشیم، اولاً در فهمیدن معارف این کتاب و بعد در به کار بستن آن، آنقدر همت نداریم!
اگر ما انشاءالله اهل بهشت باشیم و در قیامت، خدمت رسول اکرمصلیاللهعلیهوآله شرفیاب شویم، اگر از ما سؤال کنند که این کتابی که من برای هدایت شما آوردم چقدر از آن استفاده کردید؟! آیا کتابی بهتر از این برای درمان دردهای جامعهتان سراغ داشتید؟! آیا پیامبری بهتر از من سراغ داشتید؟! چقدر همت کردید که بخوانید این کتاب چیست، دستوراتش چیست و به آن عمل کنید، بهکار ببندید، اقلاً تجربه کنید و ببینید که عمل کردن به این کتاب چه آثاری برای زندگی دارد؟! چه جوابی داریم بدهیم؟! منی که عمری را گذراندهام و محاسنم را سفید کردهام جوابی ندارم؛ اما شما عزیزانی که جوان هستید، قدر خودتان را بدانید؛ سعی کنید هرچه بیشتر با محتوای این کتاب آشنا شوید؛ ضرر نخواهید کرد. مطمئن باشید هرچه در این راه تلاش کنید به سودتان است. حتی انس با همین الفاظ این کتاب برای شما نافع است؛ همین خواندن الفاظ که معنایش را هم نفهمیم، همین اندازه هم حتی برای زندگی ما نافع است. خداوند متعال آنقدر در این کتاب برکت قرار داده که حتی بوسیدن جلد این کتاب هم برای من و شما نافع است. همین این اندازه هم که ما برای این کتاب ارزش قائل شویم که جلدش را با احترام ببوسیم، همین هم نافع است، چه رسد به اینکه آن را بخوانیم، چه رسد به اینکه بفهمیم و چه رسد به اینکه عمل کنیم!
آثار تجسّم قرآن در زندگی
باز یک تعبیری بکنم که یادتان باشد، ولو سنگین است؛ کسانی که همت کنند و معارف این کتاب را یاد بگیرند و قرآن را در زندگیشان پیاده کنند، به یک معنا قرآن مجسّم میشوند، وجودشان وجود قرآنی میشود. چنین کسانی دستشان هم مایه تبرک خواهد بود، نگاهشان هم اثر دارد، کلامشان هم اثر دارد.
شاید در میان خانوادههای شما، مادربزرگها و پدربزرگهایی باشند که سنتهای ارزندهای را از پیشینیان به ارث بردهاند، حافظ قرآن هستند، معانی قرآن را میدانند و به قرآن، خوب عمل میکنند. شما متوجه نمیشوید اما مطمئناً وجود چنین کسانی در خانوادهها مایه برکت است و بلاهایی را از خانوادههای شما دور میکند. چرا؟! چون یک مقداری قرآن در وجود اینها ظهور پیدا کرده است، اینها نور الهی پیدا کردهاند و کلامشان نفس مسیحایی پیدا کرده است.
این کار از شما هم ساخته است؛ امتحان کنید. یک مدتی مقید باشید آنگونه که قرآن خواسته زندگی کنید. اگر این کار را بکنید این نورانیت را در وجود خودتان خواهید یافت و خواهید دید که چقدر لذت دارد؛ اما به شرطی که آن اندازهای که از قرآن میفهمید را درست عمل کنید.
پیغمبر اکرمصلیاللهعلیهوآله که از دنیا رفتند حاصل عمر خودشان را برای بشریت تا روز قیامت دو چیز قرار دادند: یکی این قرآن که به این آسانی و راحتی در دسترس ماست. خدا درجات علمای گذشته را عالیتر کند که شرایط فهم قرآن را برای ما فراهم کردهاند؛ ترجمهها و تفسیرهای مختلفی در سطوح مختلف، از ساده، متوسط و عمیق، نوشتهاند و در اختیار ما گذاشتهاند. این یک امانت پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآله است که در دست ماست و آنگونه که بایدوشاید قدرش را ندانستیم! انشاءالله که از امروز سعی کنید قدر قرآن را بیشتر بدانید؛ یکخرده بیشتر؛ اگر روزی یک صفحه قرآن میخواندید، سعی کنید دو صفحهاش کنید. اگر فقط متن قرآن را میخواندید، سعی کنید ترجمهاش را هم بخوانید. سعی کنید در هفته، در ماه، یک برنامهای بگذارید، یک مقداری تفسیر قرآن هم مطالعه کنید، از تفسیرهایی که سادهتر است. الحمدلله همه جور تفسیری در اختیار است. بیشتر با قرآن مأنوس شوید.
عترت اهلبیت؛ دومین میراث پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآله
امانت و میراث دوم پیغمبر اکرمصلیاللهعلیهوآله عترت ایشان بود. خود ایشان فرمودهاند که إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي. البته ما آن زمان نبودیم که عترت را از نزدیک ببینیم و سعی کنیم که از آنها کاملاً اتباع و پیروی کنیم؛ اما گذشتگان ما، اجداد ما، پدران ما، آنها هم نسبت به این امانت دوم پیغمبر، حق آن را ادا نکردند!
حالا من درست نمیدانم که اجداد من و شما چه کسانی بودهاند و در آن زمان، چهکاره بودهاند اما بههرحال اکثریت قریب به اتفاق مسلمانها قدر اهلبیت پیغمبر را ندانستند! با آنهمه سفارشاتی که پیغمبر اکرمصلیاللهعلیهوآله درباره اهلبیت کرده بودند، با آنهمه آیاتی که در قرآن در شأن آنها نازل شده بود و مودّت اهلبیت بهعنوان اجر رسالت پیغمبر اکرمصلیاللهعلیهوآله معرفی شده بود، با اینهمه سفارشات و تأکیدات، مردم بعد از رحلت پیغمبر اکرم، اهلبیت ایشان را فراموش کردند و سراغ دیگران رفتند!
اینکه آیا اگر ما آن روز بودیم، از مسلمانان صدر اسلام نسبت به اهلبیت وفادارتر بودیم یا نه را نمیدانم؛ اما امروز سعی کنیم نسبت به اهلبیت وفادار باشیم؛ امروز که ما زندگی اهلبیت را دانستیم، علما زحمت کشیدهاند و برتری اهلبیت را بر دیگران بیان کردهاند، صدها کتاب در این زمینه نوشتهاند که یکی از کتابهایش مالِ عالمی از سرزمین شما یعنی علامه امینیرضواناللهعلیه است؛ و صدها کتاب دیگر در این زمینه.
مردم آن زمان، اهلبیت را درست نمیشناختند و با وجود آنهمه سفارشات و تعریفاتی که پیغمبر اکرمصلیاللهعلیهوآله کرده بودند اما درست باورشان نشده بود؛ و بالاخره هواهای نفسانی و منافع دنیا نگذاشت که آنگونه که باید از اهلبیت استفاده کنند؛ اما امروز، بعد از ۱۴۰۰ سال، علما بسیار زحمت کشیدند تا اهلبیت را به ما معرفی کنند. خدا درجاتشان را عالیتر کند. خدا علامه امینی را با مولایشان امیرالمؤمنینصلواتاللهعليه محشور بفرماید. ایشان مرد بسیار بزرگی بودند؛ افتخاری برای آذربایجان، برای ایران، برای عالم شیعه و برای جهان بشریت بودند.
لزوم الگوگیری از اهلبیت و پرورش عالمان دینی
سعی کنید از اینگونه فرزندان بپرورانید. آیا دلتان نمیخواهد فرزندان شما علامه امینی شوند؟! آیا دلتان نمیخواهد این افتخار در خانوادههای شما پیدا شود؟! خدا که بخیل نیست؛ شما بخواهید، خدا هم کمک میکند. اگر دوست دارید که باز هم در این سرزمین، علامه امینی و علامه طباطبائی پیدا شود شما باید همت کنید. مادران عزیز! تلاش کنید بچههایتان را تشویق کنید تا در این راه قدم بردارند، تحصیل علوم دینی کنند، درصدد بربیایند که عمرشان را در راه اسلام و در راه تشیع صرف کنند.
من یک چیز دیگر هم میخواهم بگویم؛ میخواهم بگویم که عالم تشیع، امثال علامه امینی و علامه طباطبائی را تنها نباید در میان مردان داشته باشد. چرا این علامهها در میان خانمها نباشند؟! چرا نباشند؟! مگر خانمها چه کم دارند؟! چرا زنان عصر ما همت نکردهاند که در میان خودشان، از جنس خودشان، علامههای امینی بپرورانند؟!
ما در تاریخ نمونههایی داریم اما کم. در همین عصر خودمان، آن بانوی مکرمه اصفهانی را داشتیم که مقام اجتهاد داشتند و کتابهای بسیار ارزندهای نوشتند؛ ازجمله کتاب «اربعین هاشمیه»، «معاد یا آخرین سیر بشر» و دهها کتاب نافع دیگر. آن بانوی مکرمه اصفهانیرضواناللهعلیها شاگردانی را نیز تربیت کردند که الآن هم هستند. چرا در میان شما چنین خانمهایی نباید باشند؟!
اگر شما به اهلبیت، به فاطمه زهراسلاماللهعلیها و به زینب کبریسلاماللهعلیها ارادت دارید سعی کنید در میان خودتان فاطمهها و زینبها بسازید، البته در مقیاس کوچکتری. درست است که ما مثل آنها نمیشویم، مردان ما مثل علی نمیشوند، زنان ما هم مثل فاطمه نمیشوند اما شباهتی میتوانند پیدا کنند. اگر علی نمیشوند اما امینی میشوند، علیدوست میشوند، پیرو علی میشوند، قدم جای پای علی میگذارند. در میان شما خانمها هم باید کسانی باشند که پا جای پای فاطمه زهراسلاماللهعلیها بگذارند. چرا نگذارند؟! مگر چه کم دارید؟!
نقش و رسالت بانوان در ترویج معارف اسلام
نعمتی که خداوند متعال در این عصر به مردان و زنان مسلمان ایران مرحمت فرموده است، گمان نمیکنم در هیچ زمانی به هیچ ملتی ارزانی داشته باشد؛ و آن، نعمت نظام جمهوری اسلامی ایران است؛ نظامی که قوامش به اسلام و افتخارش به ترویج این دین حق و آیین تشیع است. در هیچ زمانی، نظامی با این وسعت، عظمت و قدرت، بر روی زمین وجود نداشته است و الحمدلله امروز ما بهآسانی از این نعمت بزرگ برخورداریم.
زمانی بود که مردم برای فراگرفتن معارف اسلام باید بسیار خوندل میخوردند و تلاش میکردند. خوب است یکی از برنامههای شما این باشد که گاهی در اوقات فراغت و تفریح و ایام تعطیلی، مقداری از تاریخ علمای گذشته، اعم از مردان و زنان را مطالعه کنید و ببینید آنها چقدر زحمت کشیدهاند تا حقایق اسلام به دست من و شما برسد.
برگی از دفتر مجاهدتهای بینظیر علمای تشیع
همه شما حتماً اسم شیخ صدوق را شنیدهاید، همان بزرگواری که صاحب کتاب «من لا یحضره الفقیه» هستند، یکی از چهار کتاب عالم تشیع که این چهار کتاب، کتب اربعه، به منزله چهار رکن و چهار پایه اساسی تشیع به حساب میآیند. آیا میدانید که این بزرگوار برای نوشتن چنین کتابی و جمعآوری این همه حدیث چقدر زحمت کشیدهاند؟!
در کتابهایی که نوشتهاند، در بعضی جاها نکتههایی هست که انسان با خواندن آنها متوجه میشود که ایشان برای جمعآوری این احادیث چه زحماتی کشیدهاند. گاهی میفرمایند: «این حدیث را فلان عالم در شهر فَرغانه برای من بیان کرد.» میدانید فَرغانه کجاست؟! فَرغانه یکی از شهرهای کشورهای آسیای مرکزی است که پس از فروپاشی شوروی از آن جدا شد. البته الآن دقیقاً به یاد ندارم که در تاجیکستان است یا ترکمنستان؛ بههرحال در یکی از کشورهای این منطقه است.
شیخ صدوق از قم و از تهران حرکت میکردند؛ آن روزها هواپیماهای مافوق صوت که نبوده، با الاغ و استر و اسب و شتر مسافرت میکردند. شما ببینید که این مسافت از قم تا فرغانه را باید با چه زحمتی میپیمودند! بااینوجود، ایشان زحمت میکشیدند و تا آنجا میرفتند تا یک حدیث از یک عالم سنی یاد بگیرند، آن را برای من و شما بنویسد تا ما هم یاد بگیریم.
در جای دیگری، حدیث دیگری را در شهر بلخ از فلان شخص شنیده و در کنار احادیث دیگر نوشته است. انسان وقتی این کتابها را میبیند، گاهی خیال میکند نویسنده یک ساعت پیش اینجا بوده و یک ساعت بعد در جای دیگری حضور داشته است؛ در حالی که چه خوندلها خورده و چه سختیهایی تحمل کرده است! با اسب و استر از شهری به شهر دیگر رفته و در آن زمان، صدها فرسخ راه پیموده تا تنها یک حدیث بشنود، آن را ثبت و یادداشت کند و برای نسلهای بعد به یادگار بگذارد. این تلاشها باعث شده است که آن احادیث تا امروز برای من و شما باقی بماند؛ تا بدانیم پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآله و امامان عزیزمان چه میراث ارزشمندی برای ما به یادگار گذاشتهاند؛ آن وقت ما حتی آنقدر همت نداریم که آن کتابی که نوشته شده، ترجمه هم شده، در طاقچه اتاق یا در کتابخانه محلّهمان هم هست، برویم آن را برداریم و بخوانیم که چه نوشته است؟! ایشان همت کردند و از قم تا بخارا و مرو و فرغانه رفتند تا چهار تا حدیث یاد بگیرند و اینها را بنویسند تا برای من و شما بماند اما ما همت نمیکنیم از کتابخانه برداریم این را مطالعه کنیم و ببینیم چیست؛ چه رسد به اینکه عمل کنیم!
بقای اسلام؛ مرهون مجاهدت علما و فداکاری شهدا
اسلام به این آسانیها به دست ما نرسیده است. تازه، اینها زحماتی بوده که از روی مسالمت و با راحتی، بهاصطلاح بدون دردسرهای دیگر، انجام شده است. در حالی که چقدر خون پاک در این راه ریخته شده تا اسلام به دست من و شما رسیده است! ما اگر از فداکاریهای ۱۴۰۰ سال مردم مسلمان و شیعه، درست خبر نداریم، از جریان تاریخی همین دو دهه اخیر که خبر داریم. شما از شهدای شهر خودتان که خبر دارید که چه دستهگلهایی پرپر شدند تا امروز حکومت اسلامی بر این کشور حکمفرما شده است. اگر این عزیزان به شهادت نرسیده بودند، معلوم نبود وضع امروز ما چه بود، ما در کجا بودیم و چه کسی بر ما حکومت میکرد؛ یعنی معلوم بود که امروز ما در چنگال آمریکا له شده بودیم و دیگر نمیگذاشتند نامی از اسلام بماند!
به برکت این خونهای پاک شهدا، من و شما امروز نشستهایم درباره اسلام و درباره میلاد پیغمبر اکرم و درباره میراث پیغمبر اکرم با هم صحبت میکنیم. ما همه اینها را مدیون خونهای پاک این شهدا هستیم.
مسئولیت خانواده در انتقال اسلام به نسل آینده
حالا که به برکت این تلاشها، این فداکاریها و این خونهای پاک معطر، این اسلام و تشیع به دست من و شما رسیده است بیایید یک مقداری همت کنیم، معارف اهلبیت را بهتر یاد بگیریم و بهتر بهکار ببریم. بدانید که دشمنان تمام تلاششان را صرف میکنند که ما را از حقایق اسلام دور کنند، اسلام تحریفشده و وارونه به ما تحویل بدهند، شاخ و برگ این درخت را بشکنند و بهصورت یک درخت خشک بیحاصل به من و شما تحویل بدهند. هر حکمی از اسلام که تعطیل شود و به آن عمل نشود، یک شاخه از این درخت، شکسته شده است. هر یک از حقایق و معارف و اصول دین را که ما فراموش کنیم، یکی از ریشههای این درخت، خشکانده شده است.
کسانی چهارده قرن زحمت کشیدند تا این درخت، سالم به دست من و شما برسد. حالا نوبت من و شماست که چقدر تلاش میکنیم که این درخت را سرسبز و خرم نگه داریم و سالم به نسل آینده بسپاریم. نسل آینده، همین بچههای شما هستند که الآن در آغوش شما هستند یا در مهدکودک و دبستان درس میخوانند. اینها اگر در دامن شما درست تربیت شوند و اسلام، سالم به دست آنها برسد، شما امانت خودتان را رساندهاید و دِین خودتان را ادا کردهاید؛ اما اگر این کودکان معصوم در خانه رفتاری از شما ببینند و یاد بگیرند که موافق اسلام نباشند، مطالبی از شما بشنوند و در دلشان اثر بگذارد که خدا نمیپسندد، نحوه برخوردی با کودکان، با خواهران، با برادران، با شوهر و همسر، با همسایگان از شما ببینند و یاد بگیرند که خدا آن رفتار را نمیپسندد، ما به اسلام و به نسل آیندهمان خیانت کردهایم!
وظایفی که مادران و پدران در این عصر نسبت به فرزندانشان دارند بسیار سنگین است؛ برای اینکه دشمنان همهگونه ابزاری را بهکار میگیرند تا شاخ و برگ اسلام را بزنند و اسلام را وارونه به نسل آینده نشان بدهند. اگر ما هم بپذیریم و تحت تأثیر این عوامل واقع شویم و اسلام حقیقی و ناب را به نسل آینده نرسانیم، درواقع به دشمنان اسلام کمک کردهایم و آب به آسیاب آمریکا و سایر شیاطین بزرگ و کوچک جهان ریختهایم.
ضرورت جهاد فرهنگی و تقویت معرفت دینی
چه کنیم تا بتوانیم این دِینمان را درست ادا کنیم؟! اول سعی کنیم قرآن را بهتر بفهمیم و کلمات اهلبیت را بهتر یاد بگیریم. چهجور بهتر یاد بگیریم؟! من هم میدانم که راه پیچیدهای دارد، مخصوصاً برای خانمها مشکلتر از برادران است اما بههرحال باید همت کنیم، جلسات مذهبی تشکیل بدهیم، خودتان کتابهای اسلامی مطالعه کنید، کنفرانس بدهید، نتایج این کتابها و برداشتهایتان را از کتابها برای همدیگر نقل کنید، بحث کنید، دربارهاش گفتگو کنید، اگر یک جاهایی هم برای شما اشکال بود، آن را یادداشت کنید و از اشخاص صالح و آشنا به معارف اهلبیت سؤال کنید. منتظر نشوید که همیشه دیگران برای شما بخوانند. جلسات مذهبی تشکیل بدهید، تعهد کنید هرکدام در طول هفته صد صفحه درباره یکی از معارف اسلامی، اعتقادات، اخلاق، تفسیر، سیره و تاریخ پیغمبر اکرم و اهلبیت مطالعه کنید. یک سلسله کتابهایی را یادداشت کنید، اینها را تهیه کنید، کتابخانهای برای جلسهتان درست کنید، تعهد کنید کتابها را متناوباً مطالعه کنید و حاصلش را برای همدیگر بیان کنید.
آیا معارف اهلبیت به اندازه یک رمان هم ارزش ندارد؟! آیا تلاش کردن برای خواندن و مطالعه این دو میراث بزرگ پیغمبر اسلام، به اندازه جدول روزنامه و مجله حل کردن هم ارزش ندارد؟! همت کنید!
بنابراین ما میتوانیم در این جهتی که اسلام از ما خواسته بهتر حرکت کنیم. اول اینکه قرآن و حدیث را بهتر یاد بگیریم. البته یادگرفتنش شامل حفظ کردن قرآن، تجوید قرآن، خوب خواندن قرآن، با لحن زیبا خواندن، شامل اینها هم میشود اما اینها تزئینات و تجملاتش است. اساس، این است که خوب بفهمیم. اگر سفارش شده که قرآن را خیلی زیبا بخوانید، برای این است که توجه شنونده بهتر جلب شود؛ بهتر جلب شود تا بیشتر دقت کند؛ بیشتر دقت کند تا بهتر بفهمد؛ نه اینکه فقط به صوت خوش اکتفا کنیم و دنبال کارمان برویم.
البته عرض کردم که حتی بوسیدن جلد قرآن هم برای ما ارزش دارد و برای همین زندگیمان هم مؤثر است؛ اما همت چرا اینقدر پست باشد؟! چرا همت نکنیم حقایق قرآن را بهتر بفهمیم؟! چرا همت نکنیم بهتر عمل کنیم؟! چرا همت نکنیم به دیگران بهتر بیاموزیم؟! چرا همت نکنیم به همدیگر سفارش کنیم، تعهد کنیم که هر روز یک قدم به قرآن نزدیکتر شویم و به احکام قرآن بیشتر عمل کنیم؟! آیا این کارها شدنی نیست؟! همت میخواهد، تصمیم میخواهد، عزم راسخ میخواهد.
شما خانمهای بزرگوار این ملت شریف ایران اثبات کردهاید که آنگاه که تصمیم بگیرید کار بزرگی را انجام بدهید، قدرت، توانایی و لیاقتش را دارید. این کار را در جریان انقلاب و در جریان جنگ به اثبات رساندید. هیچکسی از شما نخواست جنگ را آنچنان پشتیبانی کنید اما خود شما با ابتکار خودتان این کارها را کردید. اینها در تاریخ ثبت شده است. اینها افتخار بانوان ایران است که در طول هشت سال جنگ مقدس، آن فداکاریها را انجام دادند. شما خواستید و کردید. امروز هم بخواهید که در میدان نبرد فرهنگی با دشمن فرهنگی بجنگید؛ بخواهید؛ تصمیم بگیرید. این کار از آن کار، عظیمتر است، اثرش بیشتر است و برای سعادتتان، برای دنیایتان، برای آخرتتان، برای نسل آیندهتان و برای دوام این نظام از همه چیز مؤثرتر است.
پروردگارا! تو را به مقام رسول اکرم و امام صادقسلاماللهعلیهما قسم میدهیم که ما را در راه پیروی از این بزرگان موفقتر بدار!
بانوان عزیز را در راه بهتر شناختن معارف اهلبیت و تأسّی کردن به حضرت زهرا و زینب کبری موفقتر بدار!
به همه ما توفیق قدردانی از این نظام عظیم اسلامی و این موهبت الهی را مرحمت فرما!
سایه مقام معظم رهبری را بر سر همه ما مستدام بدار!
روح امام راحل را امروز مهمان رسول خودت قرار بده!
شهدای ما را مهمان رسولالله قرار بده!
عاقبت امر همه ما ختم به خیر بفرما!
قلب مقدس ولیعصرارواحنافداه را از همه ما راضی و خشنود فرما!
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ
[1]. یونس، 57.
