بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
الْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلاَةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیِّدِ الأنْبِیَاءِ وَالْمُرسَلِین حَبِیبِ إلَهِ الْعَالَمِینَ أبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِهِ الطَّيِبِينَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِین
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبا عَبْدِاللّٰهِ وَعَلَى الْأَرْواحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنائِكَ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللّٰهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ، وَلَا جَعَلَهُ اللّٰهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيارَتِكُمْ
تشریففرمایی برادران عزیز را به شهر مقدس قم و به این مؤسسه که یکی از یادگارهای امام راحلرضواناللهعلیه است خوشآمد عرض میکنم. خداوند متعال را شکر میکنم که حیات و عمری افاضه فرمود که بتوانم مجاهدین عزیز را از نزدیک زیارت کنم و افتخار تشرف به خدمتشان را داشته باشم.
عاشورا؛ بزرگترین عبرت تاریخ اسلام
فکر میکردم در این لحظاتی که مزاحم اوقات شما هستم، با توجه به مقارنت با ایام ماه محرم اشارهای به قیام سیدالشهداصلواتاللهعليه و جایگاه آن در آموزههای اسلام داشته باشم. داستان سیدالشهداصلواتاللهعليه از بدیعترین و عجیبترین داستانهای تاریخ بشر است و تفسیر این حادثه با توجه به اینکه چنین جنایت هولناکی از طرف مسلمانها نسبت به فرزند پیغمبرشان انجام گرفت، بر شگفتی و تعجبآوریاش میافزاید.
درباره این داستان از زوایای مختلفی میتوان بحث و تحقیق کرد که هر زاویهای از آن، وقت محققان را مدتها فراگرفته و فرا خواهد گرفت. در میان همه زوایایی که میشود به این قضیه نگاه کرد و در اطراف آن بحث کرد، من فقط یک زاویه را به خاطر اهمیتی که برای روزگار ما دارد انتخاب میکنم. آن زاویهای که به نظر من اهمیت فوقالعادهای دارد این است که به چه سببی کسانی که سالها پای منبر پیغمبرصلیاللهعلیهوآله بودند و بعد در میان صحابه پیغمبر و امیرالمؤمنینسلاماللهعليه از آموزههای اسلام استفاده کردند، چه طور شد که اینها به چنین جنایت هولناکی اقدام کردند؟!
میدانیم کسانی که در کربلا جمع شدند و اقدام به ریختن خون سیدالشهداصلواتاللهعليه کردند، بعضیهایشان حتی در رکاب امیرالمؤمنینسلاماللهعليه در جنگهای دوران فتنه و در جنگهایی با معاویه شرکت داشتند و درعینحال به چنین جنایت هولناکی اقدام کردند! اگر ما تاریخ قطعی نداشتیم که چنین حادثهای اتفاق افتاده و این حادثه با اخبار متواتر از شیعه و سنی و از مورخین مسلمان و غیرمسلمان نقل نشده بود، باور کردن چنین حادثهای با این ویژگیها بسیار مشکل و نزدیک به پذیرفتن محال بود.
بههرحال عبرت بزرگی در این داستان برای دیگران و ازجمله برای ما در این عصر هست که به اسلاممان، به ایمانمان و به روش و طریقهای که انتخاب کردهایم مغرور نشویم و خیال نکنیم که راه ما آسیبپذیر نیست و از همه آفات، محفوظ و مصون است.
دو درس بزرگ عاشورا؛ مقاومت و هوشیاری
مهمترین درسی که ما باید از جریان عاشورا بگیریم، یکی در جهت ایجابی و کسب قوه و انرژی و طاقت است که در راه خودمان مصممتر بشویم و از بذل مال و جان و تمام توانمان کوتاهی نکنیم. این یک نتیجهای است که باید از این داستان بگیریم. همه میدانیم که انقلابات این عصر، چه انقلاب اسلامی ایران و چه جهادهایی که برادران ما در لبنان انجام دادهاند یا در کشورهای دیگری در حال وقوع است، همه الهامگرفته از داستان کربلاست و همانگونه که قائد عزیز ما جناب سیدحسن نصرالله بارها فرمودهاند: «شعار ما لبیک یا حسین است.» این درس ایجابی و اثباتی است که ما باید از این داستان بگیریم و الحمدلله مجاهدین عزیز ما در لبنان این درس را بهخوبی فراگرفتهاند.
اما در کنار آن، یک درس دیگر هم باید بگیریم و آن این که همانگونه که مسلمانانی در صدر اسلام در اثر عواملی انحراف پیدا کردند و بعد از اینکه سالهایی را در مساجد و در عبادتگاهها و در معرکههای جنگ و میدانهای جهاد گذرانده بودند و هنوز آثار جنگ در بدنهایشان وجود داشت، به چنین عاقبت سوئی مبتلا شدند و به چنین جنایت هولناکی دست زدند، این را باید تحلیل کنیم که علتش چه بود مبادا آن علل در ما هم پدید بیاید.
ریشه انحراف خواص؛ بیماریهای پنهان روح
بهطورقطع آن عللی که موجب انحراف اینها شد علل نفسانی و امراض روحی و قلبی بود که مبتلا بودند و اینها در اعماق روحشان وجود داشت و خودشان توجه نداشتند. همانگونه که بسیاری از میکروبهای امراض در اشخاصی نهفته و خفی است و در یک شرایط خاصی برجسته میشود و بروز میکند و موجب پیدایش مرض میشود، میکروب اینها در نفوس آنها از قدیم وجود داشت و خودشان توجه نداشتند و در یک فرصتی این میکروبها ظاهر شدند و اثر خودشان را بخشیدند. احتمال اینکه چنین میکروبهایی در دیگران هم کمیابیش وجود داشته باشد، دافعی ندارد و هر انسانی که در معرض وسوسههای شیطانی هست، ممکن است که به این میکروبها هم مبتلا باشد و خودش توجه نداشته باشد.
همانگونه که از پیغمبر اکرمصلیاللهعلیهوآله و اهلبیتصلواتاللهعليهماجمعين طی نقلهای متعددی نقل شده که فرمودهاند: حُبُّ الدُّنْیا رَأسُ کُلِّ خَطیئَةٍ؛[1] ریشه همه اینها علاقه به مزایای دنیوی است که این علاقه در اعماق نفوس وجود دارد و در یک حالاتی قلیان پیدا میکند و ظهور میکند و کسانی را به امراض خطرناک مبتلا میکند.
زبیر؛ نمونه تاریخی سقوط بر اثر حب مقام
بیمناسبت نمیبینم که به یک جریان عینی اشاره کنم. همه ما میدانیم که زبیر پسرعمه پیغمبر و پسرعمه امیرالمؤمنین بود و از کسانی بود که سالها برای اسلام زحمتها کشیده بود، در جنگها شرکت کرده بود و حتی پیغمبر اکرم برای او و برای شمشیرش دعا کرده بود و حتی بعد از رحلت پیغمبر اکرم از کسانی بود که از امیرالمؤمنین حمایت میکرد و در شورای کذایی که عمر ترتیب داده بود ایشان از کسانی بود که به علی تمایل داشت؛ و بالاخره بعد از قتل عثمان، از پیشگامانی بود که برای بیعت با امیرالمؤمنین اقدام کردند.
درعینحال چنین کسی با چنین سوابقی تا آنجا که حتی زمان امیرالمؤمنین هم به بیعت اقدام کرد و از پیشگامان بود، درعینحال طولی نکشید که جنگ جمل را راه انداخت و به روی علی شمشیر کشید! این یک معمایی میشود که کسی که یک نسبت نزدیک را با پیغمبر و با امیرالمؤمنین داشته و سالهای جوانی عمرش را در راه حمایت از اینها صرف کرده بوده، این چه طور میشود که در آخر عمر با علی اقدام به جنگ کند و آن حادثه جمل را راه بیندازد؟! آیا حل این معما این است که بگوییم از اول ایمان نداشته و فقط یک تظاهری به ایمان میکرده یا نه واقعاً ایمان داشته است؟! اگر ایمان داشته چطور بعد از اینکه سالهای طولانی را با ایمان گذرانده بوده، در اواخر عمرش به این مصیبت مبتلا میشود؟!
ظاهراً حل مقبول قضیه همان است که اشاره کردم که او واقعاً مؤمن بود و برای اسلام هم زحمت کشید تا آنجا که پیغمبر هم برای او دعا کردند اما یک میکروبی در قلبش بود که آن وقت ظهور نداشت. در آن زمان بعد از بیعت با امیرالمؤمنین، آن میکروب خودش را نشان داد و آن میکروب، حب مقام بود. شاید خود او باور نمیکرد که یک روزی بیاید که رویاروی امیرالمؤمنین به جنگ اقدام کند و شمشیر به روی علی بکش اما لازمه آن حب مقام چنین چیزی است و این خطری است که همه ما باید از آن نگران باشیم!
حب مال و حب ریاست؛ دو دشمن بزرگ ایمان
آن درسی که باید از این حادثه تاریخی بگیریم این است که همیشه نگران باشیم که مبادا در اعماق قلوب ما هم میکروبهایی وجود داشته باشد که خود ما آگاه نیستیم و یک وقتی ظهور کند که کار از کار گذشته و ما را به بیماری لاعلاجی مبتلا کند. همانگونه که عرض کردم، نوع کلی این میکروب، تعلق به دنیاست اما شاخههای متعددی دارد که مهمترین آنها علاقه به مال و ثروت از یک طرف و علاقه به مقام و جاه و منصب از سوی دیگر است.
روایتی از اهلبیتصلواتاللهعليهماجمعين با نقلهای متعدد نقل شده به اين مضمون که مَا ذِئْبَانِ ضَارِيَانِ فِي غَنَمٍ قَدْ غَابَ عَنْهَا رِعَاؤُهَا أَحَدُهُمَا فِي أَوَّلِهَا وَ اَلْآخَرُ فِي آخِرِهَا بِأَضَرَّ فِيهَا مِنْ حُبِّ اَلْمَالِ وَ اَلشَّرَفِ فِي دِينِ اَلْمُسْلِم.[2]
مُفَادُهُ كَمَا تَعْلَمُونَ أَنَا إِذَا فَرَضْنَا غَنَمًا غَابَ عَنْهُ الرَّاعِي وَهُنَاكَ لَيْسَ حَافِظٌ لِهَذَا الْغَنَمِ فَحَمَلَ الذِّئْبَانِ مِنْ طَرَفِ أَحَدِهِمَا وَمِنْ طَرَفٍ آخَرَ وَالذِّئْبُ شَأْنُهُ أَنَّهُ يَقْتُلُ الْغَنَمَ كُلَّمَا يَجِدُ ثُمَّ يَجِيءُ إِلَى أَكْلِ بَعْضِهِ فَإِذَا حَمَلَ الذِّئْبَانِ مِنْ طَرَفَيْهِ إِلَى غَنَمٍ لَا يُبْقِيَانِ مِنْ هَذَا الْغَنَمِ شَيْئًا لَا يُبْقِيَانِ طَرِيقًا لِنَجَاةٍ وَالْفِرَارِ. هَذَا الْفَرْضُ شَبَّهَ هَذَا بِقَلْبِ الْمُومِنِ وَهُنَاكَ ذِئْبَانِ أَحَدُهُمَا حُبُّ الْمَالِ وَالْآخَرُ حُبُّ الرِّئَاسَةِ إِذَا حَمَلَ عَلَى هَذَا الْقَلْبِ لَا يُبْقِي لَهُ شَيْئًا مِنَ الْإِيمَانِ. ضَرَرُ هَذَيْنِ الْعَامِلَيْنِ عَلَى قَلْبِ الْمُومِنِ أَكْثَرُ مِنْ ذَاكَ الذِّئْبَيْنِ لِغَنَمٍ.
راه نجات؛ تزکیه نفس و پاکسازی دل
وَطَبْعًا يُوجَدُ فِي قُلُوبِنَا شَيْءٌ مِنْ هَذِهِ الْمَحَبَّةِ بِالنِّسْبَةِ إِلَى الْمَالِ وَالْمَقَامِ وَالْجَاهِ. لَكِنْ إِذَا كَانَ هَذَا الْحُبُّ رَاسِخًا فِي الْقَلْبِ، وَلَوْ كَانَ كَامِنًا لَكِنْ ثَابِتًا، يَظْهَرُ يَوْمًا مَا وَيَفْعَلُ فِعْلَهُ، فَعَلَيْنَا أَنْ نَخَافَ مِنْ وُجُودِ هَذِهِ الْآفَةِ الْمُهْلِكَةِ فِي تِيَات قُلُوبِنَا، وَنَسْأَلَ اللَّهَ تَعَالَى أَنْ يُنْجِيَنَا مِنْ هَذِهِ الْآفَاتِ وَالرَّذَائِلِ الْكَامِنَةِ فِي النُّفُوسِ، وَنَسْأَلَ اللَّهَ تَعَالَى أَنْ يُوَفِّقَنَا لِتَزْكِيَةِ نُفُوسِنَا وَتَطْهِيرِ قُلُوبِنَا عَنْ هَذِهِ الْأَوْسَاخِ بِبَرَكَةِ التَّوَسُّلِ بِأَوْلِيَائِهِ الطَّاهِرِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ.
ولایت؛ اکسیر تطهیر و رشد معنوی
نَقْرَأُ فِي زِيَارَةِ الْجَامِعَةِ الْكَبِيرَةِ: وَجَعَلَ صَلاتَنا عَلَيْكُمْ، وَمَا خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلايَتِكُمْ، طِيباً لِخَلْقِنا، وَطَهارَةً لِأَنْفُسِنا، وَتَزْكِيَةً لَنا، وَكَفَّارَةً لِذُنُوبِنا، فَكُنَّا عِنْدَهُ مُسَلِّمِينَ بِفَضْلِكُمْ إِلَى آخِرِ الزِّيَارَةِ. فَيَقُولُ: صَلَوَاتُنَا عَلَيْكُمْ، وَحُبُّنَا لَكُمْ، وَوَلَايَتُنَا لَكُمْ هُوَ عَامِلُ تَطْهِيرِ قُلُوبِنَا عَنْ هَذِهِ الْأَوْسَاخِ الَّذِي يَجِبُ أَنْ نَتَمَسَّكَ بِهِ. هُوَ ذَلِكَ الْعَامِلُ الْكِيمْيَائِيُّ، الْإِكْسِيرُ الْعَظِيمُ، وَهُوَ الْوِلَايَةُ.
زنجیره ولایت؛ از خدا تا ولیّ فقیه
وَالْوِلَايَةُ تَتَعَلَّقُ أَوَّلًا بِذَاتِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا،[3] أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ.[4] وِلَايَةُ أَمْرٍ بَيْنَ الِاثْنَيْنِ: بَيْنَ اللَّهِ وَبَيْنَ خَلْقِهِ. الْمُؤْمِنُ لَهُ وِلَايَةُ اللَّهِ، وَاللَّهُ وِلَايَةٌ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ. اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا، وَالْمُؤْمِنُونَ هُمْ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ. وَفِي الْمَرْتَبَةِ التَّالِيَةِ تَتَعَلَّقُ هَذِهِ الْوِلَايَةُ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ؛ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ.[5] لَا شَأْنَ لِلرَّسُولِ إِلَّا إِبْلَاغُ رِسَالَتِهِ. وَبَعْدَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ تَصِلُ النَّوْبَةُ إِلَى أَئِمَّةِ الْمَعْصُومِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ. فَهَلْ يَنْفَدُ الْأَمْرُ بَعْدَ هَذَا أَمْ يَدُومُ وَيَسْتَمِرُّ؟ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ مَنَّ عَلَيْنَا بِمَعْرِفَةِ هَذَا الْأَمْرِ: أَنَّ الْوِلَايَةَ لَا تَنْتَهِي بِوِلَايَةِ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِينَ. وَفِي زَمَنِ غَيْبَةِ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِينَ تَتَعَلَّقُ هَذِهِ الْوِلَايَةُ بِنَائِبِ الْإِمَامِ.
ولایتمداری؛ راز پیروزی مقاومت اسلامی
فَنَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِوِلَايَةِ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِينَ وَوُلَاتِهِمْ وَنُوَّابِهِمْ. أَنَا أَتَقَرَّبُ بِنَفْسِي بِحُبِّ السَّيِّدِ حَسَنٍ نَصْرِ اللَّهِ، وَأَرْجُو أَنْ يَكُونَ هَذَا الْحُبُّ هُوَ سَبَبَ نَجَاتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ. وَشَأْنُ السَّيِّدِ، شَأْنُهُ الْكَامِلُ الَّذِي يُوجِبُ مِثْلَ هَذَا الْحُبِّ، هُوَ ضَرْبَانُهُ فِي وِلَايَةِ النَّائِبِ الْإِمَامِ السَّيِّدِ الْقَائِدِ. وَالَّذِي يُوجِبُ لَهُ هَذَا الْأَمْرَ هُوَ فَنَاؤُهُ فِي إِمَامَةِ الْأُمَّةِ بَقِيَّةِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ أَرْوَاحُنَا فِدَاهُ. وَهَذِهِ السِّلْسِلَةُ: حُبُّ اللَّهِ تَعَالَى وَوِلَايَتُهُ وَالِالْتِزَامُ بِوِلَايَتِهِ فِي الدَّرَجَةِ الْأُولَى، ثُمَّ وِلَايَةُ رَسُولِ اللَّهِ فِي الدَّرَجَةِ الثَّانِيَةِ، وِلَايَةُ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِينَ فِي الدَّرَجَةِ الثَّالِثَةِ، وَهَكَذَا وِلَايَةُ نَائِبِ الْإِمَامِ الْقَائِدِ الْمُعَظَّمِ فِي هَذَا الْعَصْرِ الْإِمَامِ الْخَامِنَئِيِّ حَفِظَهُ اللَّهُ تَعَالَى، وَوِلَايَةُ وَلِيِّهِ السَّيِّدِ حَسَنٍ نَصْرِ اللَّهِ، وَاجِبٌ عَلَيْنَا جَمِيعًا. نَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى أَنْ يُوَفِّقَنَا لِلِاسْتِمْرَارِ فِي هَذَا الطَّرِيقِ، وَأَنْ يَزِيدَنَا حُبًّا وَوَلَاءً وَإِطَاعَةً لِهَؤُلَاءِ، وَنَطْمَئِنُّ بِأَنَّ هَذَا هُوَ السَّبَبُ لِانْتِصَارِنَا وَتَوْفِيقِنَا وَسَعَادَتِنَا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ. لَا فَرَّقَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَدًا إِنْ شَاءَ اللَّهُ. وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ.
یکی از حضار: الْإِخْوَةُ يَسْأَلُونَكَ الدُّعَاءَ جَمِيعًا.
أَنَا أَدْعُو لَكُمْ دُعَاءَ ضَعِيفٍ عَاجِزٍ حَقِيرٍ لَا يُعْبَأُ بِهِ، لَكِنْ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِالدُّعَاءِ لَكُمْ. أَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى أَنْ يَزِيدَكُمْ إِيمَانًا وَمَعْرِفَةً وَحُبًّا وَوَلَاءً لِأَهْلِ الْبَيْتِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ، وَأَنْ يَمُنَّ عَلَيْكُمْ بِالنَّصْرِ الْعَزِيزِ الْعَاجِلِ، وَأَنْ يَمُنَّ عَلَيْنَا جَمِيعًا بِتَعْجِيلِ ظُهُورِ الْإِمَامِ الْعَصْرِ عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ، وَأَنْ يَجْعَلَنَا جَمِيعًا مِنْ أَنْصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ وَالْمُسْتَشْهِدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ. وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ.
[1]. إرشاد القلوب،ج ۱، ص ۲۱.
[2]. تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج ۱۶، ص ۲۱.
[3]. بقره، 257.
[4]. یونس، 62.
[5]. نساء، 80.
