قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

پاسدارى از سنگرهاى ايدئولوژيك جلد 5؛ حرکت

رقعي، شوميز، چاپ اول 1360.

اين كتاب، پس از پيروزى انقلاب اسلامى و در پى هجمه تبليغاتى ماركسيست ها بر ضد بنيادهاى فكرى اسلام، در سال 1360 به چاپ رسيده، و چاپ دوم آن تنها به فاصله يك سال، در 20000 نسخه و به كوشش انتشارات مؤسسه در راه حق انجام گرفته است. پس از آن نيز ناشران مختلف بارها اين كتاب را با شمارگان وسيع چاپ و منتشر كردند.

اين كتاب مشتمل بر هفت مقاله است كه شش مقاله آن به قلم استاد مصباح و يك مقاله آن (مقاله سوم، پيرامون ايدئاليسم و رئاليسم) به قلم آقاى دكتر احمد احمدى نگاشته شده است. در پايان هر مقاله، چكيده اى از آن درج گرديده است.

مقاله اول كه عنوان آن «جهان بينى» است به نكاتى از قبيل تعريف جهان بينى، مسائل بنيادين جهان بينى (هستى شناسى، انسان شناسى و راه شناسى) و اهميت آنها، پاسخ مكاتب الهى و مادى به اين مسائل، اهميت دفاع از ايدئولوژى اسلامى، آلودگى هاى اخلاقى به منزله يكى از علل بزرگ كجروى ها، نسبت ميان علم و فلسفه اسلامى و قلمرو علم و فلسفه، و نيازمندى علوم تجربى به اصول فلسفى و متافيزيكى، مى پردازد.

مقاله دوم با عنوان «شناخت» موضوعاتى از قبيل تقسيم شناخت به سه قسم سطحى و علمى و فلسفى و تعريف هركدام از اين اقسام، چگونگى تطابق صورت ادراكى با واقعيت خارجى، ماركسيسم و ادعاى شناخت واقعى بر پايه اصول ماترياليسم ديالكتيك، نقد ادله ماركسيست ها در اين باره، و بالاخره تبيين نظريه فلسفه اسلامى درباره ادراك و شناخت، به تفصيل مورد بحث قرار مى گيرد.

مقاله سوم «پيرامون ايده آليسم رئاليسم»، نوشته حجة الاسلاموالمسلمين دكتر احمد احمدى است. اين مقاله به تعريف هريك از اصطلاحات «ايدئاليسم» و «رئاليسم»، و مقصود ماركسيست ها از «ايدئاليسم»، عدم انحصار رئاليسم به ماترياليسم، و در نهايت به مغالطاتى كه ماركسيست ها مرتكب مى شوند، پرداخته است.

مقاله چهارم با عنوان «علت و معلول» به بحث درباره عليت به مثابه يكى از مهم ترين مسائل متافيزيكى مى پردازد، و ثابت مى كند كه انكار عليت، مستلزم پذيرفتن تصادف و عدم وابستگى موجودات به يكديگر است. سپس نظريات هيوم، كانت، هگل، ماركس و انگلس و نقد آنها را مطرح مى سازد، و آن گاه عقيده صحيح درباره اصل عليت را تبيين كرده، انواع و اقسام علت (از قبيل علت فاعلى، علت غايى، علت مادى، صورى، معدات و شرايط) را برمى رسد. پس از آن عدم امكان تحقق معلول بدون تحقق علت و حتى بدون تحقق جزئى از آن را اثبات مى كند، و در نهايت، اين عقيده ماركسيست ها را كه تضاد ديالكتيك، علت فاعلى پديده هاست، به چالشى جدى مى طلبد.

مقاله پنجم به موضوع «حركت» اختصاص يافته است، كه ماركسيست ها آن را از اصول ديالكتيك خود مى دانند. در اين مقاله تفسير صحيح حركت بيان شده و انواع حركت و عامل آن مشخص گرديده است. سپس توضيح مقصود از حركت در فلسفه ماركسيسم و نقد آن آمده است. مقاله ششم، «ديالكتيك» نام دارد. چون در مقاله قبل، سخن از اين رفته كه ماركسيسم محتواى حركت را تناقضِ تز و آنتى تز و حل آن مى داند و براى نقد اين ديدگاه مى بايد ابتدا ديالكتيك و اصول آن توضيح داده شود، در اين مقاله سير تحول مفهوم ديالكتيك تشريح شده و مفهوم ديالكتيك در مكتب ماركسيسم كانون نقد و بررسى قرار گرفته است.

مقاله هفتم به بحث در موضوع «جهان بينى مادى» و نقد اركان آن مى پردازد.

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوري اسلامي - مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)
پست الكترونيك: Info@MesbahYazdi.Org