صوت و فیلم

صوت:
65

مسئولیت حوزویان در قبال مسائل سیاسی-اجتماعی

مراسم افتتاحیه سال تحصیلی 91-90، تالار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره)
تاریخ: 
چهارشنبه, 23 شهريور, 1390

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

الْحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین والصَّلوةُ والسَّلامُ عَلَی سَیِّدِالأنْبِیَاءِ وَالمـُرْسَلِین حَبِیبِ إِلهِ الْعَالَمین أَبِی‌الْقَاسِمِ مُحَمَّد وَعَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المـَعْصُومِین

أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ‌ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

تقدیم به روح ملکوتی امام راحل‌رضوان‌الله‌علیه و شهدای والامقام اسلام صلواتی اهدا می‌کنیم.

خداوند متعال را شکر می‌کنیم که ما را غرق در نعمت‌های بی‌شمار خودش قرار داد؛ مخصوصاً اینکه ما را در زمانی آفرید که یکی از بزرگ‌ترین پدیده‌های تاریخ اسلام یعنی پیروزی انقلاب اسلامی ایران تحقق یافت و مردی از تبار اهل‌بیت‌‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین پرچم‌دار این نهضت شد که با توکل بر خدا و استقامت در راهی که تشخیص داده بود این حادثه عظیم را به وجود آورد. خدا ساعت‌به‌ساعت بر علو درجات ایشان بیفزاید.

برکات انقلاب اسلامی برای حوزویان

این انقلاب ده‌ها و صدها برکات عظیم داشت که یکی از آن‌ها فراهم شدن زمینه برای تحقیق بیشتر در معارف اهل‌بیت‌‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین و توسعه و نشر آن در عالم بود. گرچه همه به‌اجمال می‌دانیم که این برکت چقدر اهمیت دارد، کسانی می‌توانند اهمیت آن را بهتر درک کنند که زمان گذشته را دیده و شرایط آن را درک کرده باشند تا بتوانند مقایسه کنند که آن زمان چه شرایطی بر جامعه ما حاکم بود و اکنون شرایط چگونه است. من به دوستان توصیه می‌کنم که با بهره‌گیری از سخن کسانی که آن زمان بوده و شرایط را دیده‌اند و نیز آثاری که در این زمینه نوشته شده نسبت به شناخت بهتر گذشته اهتمام داشته باشند تا بتوانند قدر نعمت خدا را بدانند.

در سایه این نعمت عظیم، ما طلبه‌ها توانستیم موقعیت خودمان را در این کشور و این نظام و بلکه در این عالم بشناسیم و بفهمیم که چه مسئولیت‌هایی به عهده ماست، چگونه می‌توان از عهده این مسئولیت‌ها برآمد و آن‌ها را انجام داد، جامعه با چه کمبودهایی مواجه است و به چه خدماتی نیاز دارد که ما باید آن خدمات را ارائه دهیم و کمبودها را رفع کنیم. در طول این سی و چند سال در این زمینه مقالاتی نوشته شده، بحث‌ها، گفت‌وگوها و مصاحبه‌هایی انجام گرفته که در رأس همه آن‌ها فرمایش‌های مقام معظم رهبری‌‌ایده‌الله‌تعالی فصل‌الخطاب و روشن‌گر همه این مسائل و تعیین‌کننده وظایف ماست.

مهم‌ترین وظایف حوزویان

الف) فراگیری علوم و معارف اسلامی

صحبت در این زمینه‌ها ابعاد مختلفی دارد که در گذشته به بعضی از آن‌ها پرداخته شده است. ما به عنوان دانشجو باید چه علومی را بیاموزیم و به آن‌ها اهتمام داشته باشیم که تا‌به‌حال در آن‌ها کم کار کرده‌ایم؟ چه روش‌هایی را برای تعلیم‌و‌تربیت به کار بگیریم که تا‌به‌حال کمتر استفاده کرده‌ایم؟ چه روش‌هایی را برای تحقیق در مسائل به کار بگیریم که با صرف وقت و مؤونه کمتر، بازده بیشتری داشته باشد؟ چه موضوعاتی را برای تحقیق انتخاب کنیم که جامعه ما به آن‌ها بیشتر احتیاج دارد و روزی از ما سؤال خواهد شد که با توجه به این نیازها شما چه کردید؟ چه رشته‌هایی را در حوزه یا احیاناً جاهای دیگر دایر کنیم که به آن‌ها کمتر توجه شده یا اصلاً وجود ندارند؟ این‌ها یک بخش از مسائلی است که کم‌یا‌بیش درباره آن‌ها صحبت شده، افکار و پیشنهادهایی ارائه و قدم‌هایی برداشته شده است. یکی از قدم‌های کوچک برداشته‌شده تأسیس همین مؤسسه و برنامه‌هایی است که در آن اجرا می‌شود؛ اما این تنها مطلبی نیست که ما باید درباره آن بیندیشیم و از راه‌حل‌های آن استفاده کنیم.

ب) نشر علوم و معارف اسلامی

بخش دیگر مربوط می‌شود به اینکه بعد از اینکه اسلام را به‌درستی آموختیم، شاخه‌های مختلف آن را بررسی کردیم و با تقسیم کار توانستیم ابعاد مختلف آن را ازلحاظ علمی روشن کنیم، چگونه می‌بایست این‌ها را منتشر و به دیگران منتقل کرد؟ بخش اول راجع به فراگیری خود ما بود که چگونه علوم اسلامی را یاد بگیریم و اسلام را بهتر بشناسیم؛ بخش دوم مربوط است به اینکه چگونه این آموزه‌ها را به دیگران منتقل کنیم؟ این بخش بیشتر به روش‌های تبلیغ و تعلیم در آفاق مختلف جهان مربوط می‌شود که بسیاری از آن‌ها احتیاج دارد به اینکه با زبان‌های دیگر آشنا باشیم و فرهنگ‌های دیگر را بشناسیم تا با توجه به فرهنگ‌های مختلف‌ و شرایطی که در کشورهای مختلف وجود دارد محتوای اسلام را به آن‌ها عرضه کنیم. در این زمینه هم به‌اجمال کارهایی انجام گرفته اما بسیار کم است. نهادها و ارگان‌هایی برای این منظور تشکیل شده، هزینه‌های نسبتاً سنگینی صرف شده و اقداماتی هم انجام گرفته اما نسبت به آنچه باید باشد بسیار فاصله داریم.

ج) آگاهی از آسیب‌های اجتماعی

بخش دیگری از مسائل که باید درباره آن‌ها بیندیشیم این است که آیا صرفاً آموختن علوم اسلامی و فراگیری ابعاد مختلف آموزه‌های دین و مکتب اهل‌بیت‌‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین برای یک روحانی که بخواهد وظیفه خود را در جامعه به‌درستی انجام دهد کافی است یا نه؟ شاید در بعضی زمان‌ها همین اندازه یادگیری علوم و احیاناً بعضی لوازمی که علما به‌ طور طبیعی در کنار علم فرامی‌گرفتند و از آن‌ها اطلاع پیدا می‌کردند برای انجام وظیفه‌شان کافی بود. آن زمان ارتباطات و تأثیر و تأثر فرهنگ‌های مختلف در جامعه کم و شبهات، وسوسه‌ها و اشکالات، محدود بود اما امروز و در این شرایطی که ما زندگی می‌کنیم، مخصوصاً در این دهه‌های اخیر و با پیشرفت‌ تکنولوژی‌هایی نظیر وسایل ارتباطی و رسانه‌های مختلف که همه کم‌یا‌بیش با آن‌ها آشنا هستید، تنها دانستن مطالب دینی و علوم اسلامی کافی نیست.

با توجه به حضور اقشار مختلف، نهادهای رسمی کشور، کشورهای خارجی و گروه‌های مختلفی که آشکار و پنهان بر جامعه و فرهنگ ما اثر می‌گذارند و خواه‌ناخواه جوانان ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند، تنها دانستن معارف دینی و علوم اسلامی کافی نیست. باید از آسیب‌هایی که نو‌به‌نو در جامعه شکل می‌گیرد و بیشتر می‌شود آگاه باشیم، راه مقابله با آن‌ها را یاد بگیریم، کیفیت ارتباط با جوانانی که تحت تأثیر این افکار و اوهام قرار می‌گیرند را بدانیم و به‌هر‌حال با فرهنگی که امروز بر دنیا حاکم و بر کشور ما هم اثرگذار است آشنا باشیم. این‌ها به منزله این است که طبیبی بخواهد بیمار خودش را درست بشناسد و بداند که او در چه وضعیتی به سر می‌برد تا بتواند داروی مناسب را تجویز کند.

بنابراین بخشی از وظایفی که امروز به عهده ما آمده آگاهی از آسیب‌های اجتماعی است که به‌طور روز‌افزون در دو بخش مختلف، رشد پیدا می‌کند؛ یک بخش، افکار، اندیشه‌ها، اعتقادات، باورها و ارزش‌هاست و بخش دیگر، انحرافات و ناهنجاری‌های عملی و رفتاری است. این آسیب‌ها روز‌به‌روز در جامعه در حال افزایش است و چون ما خودمان آرام‌آرام با آن‌ها آشنا می‌شویم خیلی حساسیت پیدا نمی‌کنیم؛ اما فرض کنید کسی که ایران اسلامی و شهر قم را دقیقاً می‌شناخته، ده سال قبل به کشور دیگری رفته و در این مدت از اینجا اطلاعی نداشته است. وقتی برمی‌گردد و از اوضاع فرهنگی شهر و کشور مطلع می‌شود، می‌تواند به‌درستی بفهمد که چقدر تفاوت کرده است. ما که روز‌به‌روز، آرام‌آرام و قدم‌به‌قدم شاهد بعضی از ناهنجاری‌ها هستیم، نمی‌توانیم به‌درستی بفهمیم که چه مشکلاتی جامعه ما را تهدید می‌کند و چه آسیب‌های رو‌به‌رشدی وجود دارد که ما به آن‌ها توجه نداریم.

همان‌گونه که عرض کردم بخشی از این‌ها مربوط به افکار و اندیشه‌ها و شبهات ذهنی است و بخشی هم مربوط به رفتارها و هنجارهای اجتماعی و اخلاقی و مسائل دینی و ارزش‌های اسلامی است. البته در کنار این‌ها، شاهد رشد جنبه‌های مثبت هم هستیم و خدا را شکر می‌کنیم که آن‌ها وجود دارد اما رشد بعضی جنبه‌های مثبت نباید ما را از جنبه‌های منفی و چاره‌اندیشی برای مقابله با آن‌ها غافل کند.

امام‌‌‌رضوان‌الله‌علیه؛ احیاگر فقه حکومتی

یکی از مسائلی که امروز با آن مواجه هستیم و در گذشته، کمتر لزوم داشت که علما و فقها به آن بپردازند، مسائل سیاسی-اجتماعی حاکم بر جامعه ما و ارتباطاتی است که در این زمینه با کشورهای دیگر وجود دارد. این مسائل چند قرن است که رشد محسوسی پیدا کرده و در کشور ما به‌خصوص از اوایل دوره قاجار بیشتر مطرح شده است. پیش از آن، تنها مسائل سیاسی و بین‌المللی‌ای که برای کشور اسلامی ما مطرح بود برخورد با دولت عثمانی و مسائلی بود که در دوره صفویه در این زمینه وجود داشت؛ اما در دوران قاجار، برقراری ارتباطات با بسیاری از کشورهای غربی دیگر موجب شد که هم فرهنگ‌های بیگانه، آرام‌آرام در جامعه ما نفوذ پیدا کند و هم مسائل سیاسی و بین‌المللی جدیدی مطرح شود که لازم بود برای آن‌ها چاره‌اندیشی شود. اوج این مسائل در همین دهه‌های اخیر است که ملاحظه می‌فرمایید.

امروز کمتر کسی است که این احساس را نداشته باشد که اسلام، تنها با مسائل فردی، اخلاقی و عبادی سر‌و‌کار ندارد، بلکه بخشی از محتوای اسلام مربوط به مسائل اجتماعی و سیاسی است. از خدمات بزرگی که امام‌‌رضوان‌الله‌علیه به کشور ما و به جامعه اسلامی عالم کرد، روشن کردن این مطلب بود که دست‌کم نیمی از فقه ما مربوط به مسائل حکومتی است و جامعه علمی ما تحت تأثیر شرایط خاصی، از این مسائل دور نگه داشته شده است. در‌واقع کسانی سعی کرده بودند ما را از بخش مهمی از مسائل اسلامی غافل کنند؛ مسائلی که مشکل‌گشای جوامع بشری و حلال بسیاری از دشواری‌ها، آفات و بلیات اجتماعی است.

امام‌رضوان‌الله‌علیه در این راه، هم ازلحاظ فکری کار عظیمی انجام داد که با سخنرانی‌ها و نوشته‌ها این مطلب را تبیین کرد و هم عملاً خودش وارد شد و به ترویج این مسائل پرداخت و عهده‌دار مسئولیت بخش عظیمی از آن‌ها شد. متأسفانه ما هنوز هم نمی‌توانیم عظمت خدمات امام را به‌درستی ارزیابی کنیم اما هنوز هم در گوشه‌و‌کنار کشور و حتی در گوشه‌و‌کنار حوزه‌های علمیه گاهی نغمه‌هایی ساز می‌شود و به گوش می‌رسد که گویا این مسائل جدا و بیگانه از اسلام است و تعبیراتی به کار می‌برند که از ذکر آن‌ها خودداری می‌کنم!

کسانی قدر خدمات امام‌‌رضوان‌الله‌علیه را می‌دانند و از برکات آن استفاده می‌کنند که دلشان روشن و فهمشان باز شده باشد و عقل‌شان به کار افتاده باشد. أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا.[1] وقتی انسان در محیطی دربسته و محدود می‌اندیشد و کار می‌کند عقلش درست کار نمی‌کند. أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا. انسان تا بینش جهانی نداشته باشد و ذهنش باز نباشد و مسائل عالم را درست درک نکند، عقلش درست کار نمی‌کند، بسیاری از مسائل را اشتباه می‌فهمد و به بعضی نکته‌ها توجه ندارد. منظور از سِیر، گاهی فیزیکی است، به این معنا که انسان دور دنیا را بگردد؛ و گاهی ذهنی، فکری و عقلانی است، به این معنا که انسان اطلاع پیدا کند و بداند که در دنیا چه خبر است، چه مسائلی وجود دارد، چه دام‌هایی برای اسلام و مسلمین گسترده‌اند، چه خطرهایی برای بشریت وجود دارد و چه نیازهایی نسبت به اسلام و معارف اسلامی در سراسر دنیا مطرح است که با سرانگشت علمای اسلام به‌راحتی رفع می‌شود.

کسانی که از این نعمت الهی بهره‌مند شده و مخصوصاً به وسیله امام هدایت یافته‌اند، تکلیف سنگین‌تری بر دوششان آمده است. آن تکلیف عبارت است از اینکه وقتی متوجه چنین کمبودهایی می‌شوند باید برای رفع آن‌ها تلاش کنند؛ نه اینکه دوباره سر در جِیب خودشان فرو برند، به‌گونه‌ای که انگار چیزی ندیده و نشنیده‌اند.

این سخنان احتیاج چندانی به تبیین ندارد و الحمد‌لله همه شما روشن و از این حقایق آگاه هستید؛ اما من به عنوان مؤید فرمایش مقام معظم رهبری‌‌حفظه‌الله‌تعالی در دیدار خبرگان اشاره می‌کنم؛ ایشان بر اهتمام به فقه حکومتی و مسائل سیاسی و اجتماعی تأکید بلیغی نموده و با لحنی ملایم، آن‌گونه که دأبشان است، تقریباً از روحانیت گله کردند که به‌رغم تأکیداتی که نسبت به این مسئله شده، اهتمام و توجه کافی به آن نداشته‌اند.

قاطعیت فقهی امام‌‌‌رضوان‌الله‌علیه در مدیریت مسائل سیاسی- اجتماعی

امروز کشور ما تنها کشوری است که به نام امام‌زمان‌‌سلام‌الله‌علیه به وجود آمده و داعیه این را دارد که درصدد است بر اساس برنامه اسلام و اهل‌بیت‌‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین این راه را طی کند و به کمال برساند. در‌عین‌حال در داخل جامعه خودمان، مشکلات مختلفی داریم. بخشی از این مشکلات ـ البته نه همه آن‌ها ـ مربوط می‌شود به اینکه همین مسائل اسلامی ناظر به مدیریت جامعه و امور سیاسی و ارتباط با کشورهای دیگر، ازنظر علمی و فقهی برای بسیاری از مردم روشن نیست. کم هستند کسانی که با این مسائل آشنایی دارند. حتی برای خود ما هم که شصت، هفتاد سال در حوزه‌ها زندگی کرده و کم‌یا‌بیش با مبانی فقهی آشنا هستیم، بسیاری از این مسائل روشن نیست.

در مسائل فردی وقتی ابهامی وجود داشته باشد، دأب فقهای عظام‌‌حفظهم‌الله این است که مشکل را با احتیاط حل می‌کنند. رساله می‌نویسند، مسئله را مطرح می‌کنند و می‌فرمایند: «فیه اشکالٌ». مقلِّد مجبور است ببینید این به عنوان احتیاط واجب چه اقتضایی دارد و به آن عمل کند. کسی هم نمی‌گوید چرا اشکال مسئله را رفع نمی‌کنید؟! می‌گویند نتوانستیم. ما با این تعبیر و تعبیراتی نظیر «فیه وجهٌ»، «الأحوَط کذا»، «الأقوَی کذا» و... که در کتاب‌های فقهی ما و در رساله‌های عملیه وجود دارد آشنا هستیم، به آن‌ها عادت کرده‌ایم، با آن‌ها می‌سازیم، مشکلی نیست و شاید چاره‌ای هم نباشد. این‌ها از تبعات محرومیت از حضور امام معصوم‌‌صلوات‌الله‌علیه است اما مشکل زیادی ایجاد نمی‌کند. اصلاً فرض کنید آنجا که احتیاط واجب تلقی می‌شود، فتوای صریح بود که باید این کار را کرد. در چنین حالتی مقلِّد موظف است عمل کند؛ اما در مسائل اجتماعی، آنجا که نفی و اثباتش تبعات بسیار زیادی دارد و اگر مصلحت اجتماعی در جهتی تفویت شود ممکن است به قیمت خون هزاران مسلمان بی‌گناه تمام شود، آنجا فقط «فیه اشکالٌ»، «الأحوط کذا» و... مسئله را حل نمی‌کند. باید کسانی این مسئولیت را بپذیرند که بگویند در این موارد وظیفه مردم چیست.

نمونه آن مسئله جنگ و صلح است. ما هشت سال مسئله جنگ را در کشور تجربه کردیم. شروع جنگ، نحوه برخورد با آن، چگونگی اداره آن، اینکه چه وقت باید صلح کرد و... صرفاً با «فیه اشکالٌ»، «الأقوَی کذا» و «لایُترَکُ الإحتیاط» حل نمی‌شود. علاوه‌ بر اینکه مرجع مسئول مدیریت امور کشور باید این مسائل را حل کند، حتی مدیران میانی باید برنامه‌ای داشته باشند تا بتوانند بر اساس آن تصمیمات قاطع بگیرند. کسانی که در طول هشت سال دفاع مقدس با مسائل جنگی آشنایی داشتند می‌دانند در مواردی که فرمانده دستور حمله و پیشروی می‌دهد دیگر نمی‌شود استخاره کرد یا کسانی بنشینند روی آن مشورت کنند و نظر بدهند. فرمانده، فرمان داده، باید پیش رفت. وقتی دستور عقب‌نشینی یا توقف می‌دهد باید عمل کرد.

در چنین مواردی نمی‌توان بررسی کرد که احتیاط چه اقتضا می‌کند یا مثلاً آیا فتوای دیگری هم هست یا نه؟ باید با مدیریت قاطع، کار را پیش برد و مسئولیت آن را هم پذیرفت. کسی که دستور می‌دهد باید تخصص، جرأت و شجاعت داشته باشد که دستور بدهد، مسئولیت آن را هم باید بپذیرد. این خیلی فرق دارد با فتوای فقهی‌ای که در رساله عملیه یا در جواب یک مقلِّد داده می‌شود که أحوَط این است که این‌گونه کنید یا بهتر این است که شما این احتیاط را رعایت کنید. این مسائل بسیار حیاتی هستند و باید بصیرت کافی داشت، مصلحت را درست تشخیص داد، قاطعانه نظر داد و عمل کرد و پای مسئولیت آن هم ایستاد.

از بزرگ‌ترین هنرهای امام‌‌رضوان‌الله‌علیه که هنوز واقعاً ناشناخته است و شاید به این زودی‌ها هم به‌درستی شناخته نشود همین مدیریت ایشان در مسائل سیاسی و مسائل جنگی بود. ایشان عمری را در مدرسه و کنار کتاب و کتابخانه گذرانده بود و تجربه عملی درباره مسائل جنگی نداشت اما خدا فراست و بینشی به او داده بود که از کسانی که سالیان دراز در این مسائل تخصص داشتند بهتر می‌فهمید و مدیریت می‌کرد، جرأت و شهامت هم داشت که اقدام کند و مسئولیت آن را هم بپذیرد.

حوزویان و مسائل سیاسی-اجتماعی

مسائل سیاسی-اجتماعی تمام نشده است. فردا هم مسائل دیگری پیش می‌آید و باید در کشور، کسانی باشند که بتوانند مسائل را درک و مدیریت کنند، بینهم و بین‌الله آنچه مصلحت اسلام اقتضا می‌کند تشخیص دهند و عمل کنند، مسئولیت آن را هم بپذیرند. این‌ها صرفاً با مطالعه منابع فقهی حل نمی‌شود؛ مخصوصاً اگر مطالعاتمان را به مسائل فردی اختصاص دهیم.

الف) نارسایی در پرداختن به مسائل سیاسی-اجتماعی

من آمار دقیق دروس خارج حوزه را نمی‎دانم اما بیش از دویست درس است. بد نیست شما آمار بگیرید و ببینید از بین درس‌هایی که بعد از انقلاب و با توجه به نیازهای اجتماعی امروز ارائه شده چند درصد مربوط به مسائل سیاسی و اجتماعی است؟ حدس من این است که بیش از سه‌ربع این دروس به مسائل فردی و بلکه به چند کتاب طهارت، صلاة، صوم، حج و خمس، اختصاص دارد. این‌همه ابواب فقهی موجود و احکامی که امروز در مسائل اجتماعی مورد نیاز است در دروس ما کمتر مطرح می‌شود. آیا این‌ها مسئولیتی برای جامعه روحانیت و حوزه‌های علمیه نمی‌آورد؟! اگر فردا در مسیر مدیران کشور، انحراف از اسلام پیدا شد و بخشی از آن مربوط بود به اینکه آن‌ها اسلام را به‌درستی نمی‌دانستند یا خواستند عذری بیاورند و تعللی بکنند، آیا ما مسئولیتی نداریم؟! آیا ما موظف نیستیم که اسلام صاف و ناب را ارائه دهیم، دلایل متقن کافی ذکر کنیم و جای ابهامی باقی نگذاریم، به‌گونه‌ای که کاملاً معلوم باشد اسلام چیست؟! اگر بخشی از این انحراف‌ها، اشتباه‌ها، لغزش‌ها و کمبودها مربوط به جهل به مسائل باشد یا این جهل به‌نوعی تأثیر داشته باشد، چه کسی مسئول آن است؟! در اصلی‌ترین اشتغالات حوزه که فقه و اصول است چنین نیازهایی وجود دارد؛ اگر به سایر بخش‌ها بپردازیم خواهیم فهمید که مسئولیت ما بسیار سنگین‌تر است.

امروز شبهات مختلفی به وسیله برخی سایت‌ها در فضا پراکنده می‌شود. شیطان هم جوانان را وسوسه می‌کند که بیشتر سراغ این سایت‌ها بروند. اگر ده سایت باشد که مسائل دینی را کاملاً روشن و واضح بیان می‌کند، آن را گوش نمی‌دهند، می‌روند ببینند فلان سایت که متعلق به فلان شیطان است چه می‌گوید. علاوه‌ بر وسوسه شیطان، مسئله‌ الْانْسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنعَ مِنْهُ[2] هم هست. انسان می‌خواهد ببیند حرف‌های تازه چیست، در‌نهایت ذهنش پر می‌شود از شبهاتی که از اصلی‌ترین اعتقادات شروع و تا عملی‌ترین وظایف فردی و اجتماعی او را در بر می‌گیرد.

من نمی‌خواهم سیاه‌نمایی کنم اما اطلاع دقیق دارم از کسانی که بعد از سالیان طولانی تحصیل در حوزه به ورطه‌های هولناکی افتادند. ظاهری سنگین، آراسته، موقر، تحصیل‌کرده و آشنا به اصطلاحات دارند اما نمی‌دانید در باطنشان چه خبر است، وضعشان در درون خانه چگونه است و در دلشان چه شبهات و انحرافاتی وجود دارد. بخش عظیمی از این‌ها به مسائل اصلی اعتقادی برمی‌گردد. این‌ها کجا و توسط چه کسی باید جواب داده شود؟! کجا باید حل و چگونه باید انتقال داده شود؟! البته در همه زمینه‌ها کارهایی انجام گرفته و باید از کسانی که اقداماتی کرده‌اند از عمق دلمان تشکر کنیم و دستشان را ببوسیم اما نسبت به آنچه باید باشد بسیار کم است.

ب) دنیازدگی و مادی‌گرایی؛ عامل اصلی بروز این نارسایی

در اینجا ممکن است کسانی بگویند بالاخره ما حوزه عظیمی داریم که روز‌به‌روز بر کثرت و حجم آن افزوده می‌شود، هر سال مدارس جدید ساخته و افراد جدیدی جذب می‌شوند، سطح معلومات طلبه‌ها بالاتر می‌رود، تحصیل‌کرده‌های جدید دانشگاهی در حوزه مشغول می‌شوند، امکانات هم فراوان‌تر می‌شود و الی‌آخر، همه این‌ها نشانه‌های رشد حوزه است. امکاناتی که در حوزه وجود دارد با امکانات پنجاه، شصت سال قبل که ما طلبه شدیم اصلاً قابل مقایسه نیست. فرصت نیست اشاره کنم که آن وقت شرایط چگونه بود و اکنون چگونه است. البته هنوز هم ممکن است کم باشد و واقعاً هم همین‌گونه است اما با امکانات پنجاه، شصت سال پیش اصلاً طرف مقایسه نیست. از سوی دیگر، این‌همه علما، بزرگان، مراجع تقلید، استادان دلسوز و دانشجویان مستعد در حوزه حضور دارند. کسانی که دانشگاه را رها می‌کنند و برای درس خواندن به حوزه می‌آیند انگیزه دینی دارند، بازی‌شان که نمی‌آید. اگر فقط دنبال پول بودند راه‌های آسان‌تری برای پول درآوردن وجود داشت. کم نیستند کسانی که درس دانشگاهی را رها می‌کنند یا با اینکه موقعیت پول درآوردن برای آن‌ها فراهم است، صرف‌نظر کرده و در حوزه مشغول می‌شوند. پس چرا این‌قدر کمبود وجود دارد؟!

بخشی از این کمبودها ممکن است به‌ خاطر این باشد که برنامه‌ریزان، وسعت‌نظر لازم را در برنامه‌ریزی نداشته‌اند؛ اما این درصد کمی از علت را شامل می‌شود. اگر این مسئله را روانکاوی و ازنظر روانشناسی تحلیل کنیم که چرا اهتمام به این مسئولیت‌ها کم است و قرائن را بررسی کنیم که گرایش‌ها بیشتر به سمت چه درس‌ها، روش‌ها و کارهایی است، شاید به این نتیجه برسیم که لااقل یکی از عوامل، تعلقات دنیاست؛ یعنی ما که می‌آییم درس می‌خوانیم توجه‌مان تنها به این نیست که وظیفه شرعی‌مان چیست و چه چیزی مهم‌تر است. در کنار آن این مسئله هم برای ما مطرح است که کدام زودتر به نتیجه می‌رسد و درآمد ما را مشخص می‌کند؛ چه رشته و شغلی را انتخاب کنیم که مقبولیت اجتماعی داشته باشد و ما بتوانیم به زندگی‌مان سر‌و‌سامانی بدهیم؛ بالاخره ما هم آدم هستیم، ما هم زن و فرزند و خانه و زندگی داریم، فرزندان و خانواده‌مان از ما تقاضاهایی دارند، باید حلّال مشکلات داشته باشیم تا مشکلاتمان حل شود. از دقت‌هایی که در فقه و اصول یا فلسفه و تفسیر رشته‌های دیگر می‌کنیم پول درنمی‌آید. اینکه باید درس خواند سر جای خودش اما این‌ها را هم باید تأمین کرد.

همه ما قبول داریم که انسان، أجوَف و نیازمند به مسائل مادی است. اسلام هم خواسته که زندگی انسان، آبرومند باشد و دستش را پیش کسی دراز نکند. همه این‌ها صحیح است؛ اما اینکه ببینیم نیاز دینی و اخلاقی جامعه چیست و به آن اهتمام داشته باشیم چه اندازه در رفتار ما اثر دارد؟! و در مقابل، انگیزه‌های مادی و دنیوی چه اندازه اثر دارد؟! به گمان بنده تأثیر انگیزه‌های مادی در این قصور و تقصیرهای ما کم نیست. شواهد عملی زیادی هم برای این ادعا می‌توان پیدا کرد. شاید شما آن شواهد را بیشتر شنیده و دیده باشید. ما باید با چند واسطه اطلاع پیدا کنیم. اینکه طلبه‌ای تا پاسی از شب به بعضی برنامه‌های غیرعلمی اینترنت مشغول می‌شود. اگر برنامه علمی باشد اشکالی ندارد اما آن‌گونه که شنیده‌ام همه برنامه‌هایی که از اینترنت استفاده می‌کنند علمی نیست. یا اینکه شنیده‌ام که برخی تا نیمه‌شب یا بیش از آن مشغول دیدن بعضی فیلم‌ها هستند، بعد می‌خوابند و نماز صبحشان هم معلوم نیست ادا می‌شود یا نه! اگر واقعاً این‌گونه باشد، آیا چنین جامعه‌ای مورد توجه امام‌زمان‌‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه است؟! آیا ما نور چشم ایشان هستیم و ایشان برای ما و پیشرفت ما دعا می‌کنند؟!

همه ما شنیده‌ایم که وقتی به مرحوم بحرالعلوم خبر دادند بعضی از طلبه‌های مدرسه نماز شب نمی‌خوانند، ایشان درس خارج خود را تعطیل کردند. پرسیدند: «آقا! چرا برای درس تشریف نمی‌آورید؟!» فرمودند: «برای چه کسی درس بگویم؟! کسی که نماز شب نمی‌خواند من برای او چه درسی بگویم؟!» همان کسی که بنا بر نقل مشهور، خدمت وجود مقدس ولی عصر‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه شرفیاب می‌شد، درسش را تعطیل کرد و گفت شنیده‌ام بعضی از طلبه‌ها نماز شب نمی‌خوانند، من برای چه درس بگویم؟! چه رسد به اینکه بنا باشد طلبه نماز صبحش را دم آفتاب یا احیاناً یک وقت قضا بخواند، در‌حالی‌که تا نیمه‌شب بعضی از فیلم‌ها را تماشا می‌کند!

اینکه می‌بینیم اختلافات خانوادگی روز‌به‌روز در حال افزایش است و موج آن به محیط‌های مذهبی رسیده و در این محیط‌ها هم زیاد شده، مهم‌ترین عاملش تماشای همین فیلم‌ها و برنامه‌های غیراخلاقی است. این فیلم‌ها و برنامه‌ها راحتی خانواده و محبت زن ‌و‌ شوهر را از بین می‌برد و باعث ایجاد اختلافات می‌شود. بچه‌هایی که در این محیط‌ها تربیت می‌شوند چه خواهند شد؟! در چنین خانواده‌هایی افراد چقدر آمادگی دارند که تحصیلاتشان را پیش ببرند، به مطالعاتشان عمق ببخشند و ابتکاراتی داشته باشند؟! و چه اندازه اهتمام دارند به اینکه وظایف شرعی خود را به‌درستی بشناسند و عمل کنند؟! وقتی گرایش به لذت‌های مادی، هوس‌ها و هرزگی‌ها زیاد شود، توفیق و احساس مسئولیت انسان کم و شیطان بر او غالب می‌شود. آن وقت چه نتیجه‌ای خواهد داد؟!

تصور نکنیم همه مشکلات، ناشی از این است که برنامه‌های درسی حوزه اشکال دارد و برنامه‌ریزان درست توجه ندارند. مسائل جنبی بسیاری هم وجود دارد که به‌تدریج و آرام‌آرام با شدت و ضعف به محیط‌های طلبگی هم سرایت می‌کند. در ‌این ‌صورت به جای اینکه مورد عنایت و لطف امام‌زمان‌‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه قرار بگیریم چه‌بسا به گونه دیگری شویم.

ج) تزکیه نفس و بصیرت‌افزایی؛ راهکار رفع این نارسایی

راجع به برنامه‌های درسی هم باید بگویم که اصلاً خود تأسیس این مؤسسه نشان می‌دهد که اهتمام بر این بوده که این نیازها شناخته و در جهت رفع آن‌ها کار شود؛ اما با این‌گونه مشکلات چه کنیم؟! غیر از مسائل درسی و مسائل مربوط به کیفیت و روش تدریس و... به دو نوع دیگر از فعالیت‌ها احتیاج داریم؛ یکی از آن‌ها خودسازی، تزکیه نفس و وارستگی از دلبستگی‌ها و لذت‌های دنیا، هوس‌ها، ریاست‌ها، پست‌ها، شهرت‌ها و عنوان‌ها است و دیگری بصیرت کافی در مسائل سیاسی و اجتماعی برای اینکه وظیفه‌مان را بهتر بشناسیم. این‌ها از کتاب‌های درسی درنمی‌آید. مسائل دیگر نظیر برنامه‌ها و کتاب‌های درسی، روش‌ها و استانداردهای جهانی، روش تدریس استاد، دانشجومحوری و... را هر‌قدر اصلاح کنیم این دو مسئله تأمین نمی‌شود.

ما باید انگیزه دیگری در درون خودمان داشته باشیم که نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی احساس مسئولیت کنیم و بخشی از فعالیت‌های تحصیلی خودمان را به طرف رفع این نیازها سوق دهیم؛ اما مهم‌تر از آن، تزکیه نفس است؛ یعنی نیت‌مان را پاک کنیم برای اینکه کار را برای خدا انجام دهیم. اگر ما به آیات و روایات و مسائل اخلاقی توجه پیدا نکرده و به آن‌ها عمل نکنیم، پس این‌ها به درد چه کسی می‌خورد؟! این‌همه آیات درباره ذکر خدا و تهجد را برای چه کسی گفته‌اند؟! اگر من و شما به آیاتی نظیر إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیًّا،[3] وَمِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَیلًا طَوِیلًا[4] و... عمل نکنیم چه کسی می‌خواهد عمل کند؟! متأسفانه سِیر بعضی از حوزه‌های ما به‌گونه‌ای است که این‌ها دارد فراموش می‌شود. گاهی تعجب می‌کنیم که مگر این چیزها هم در قرآن هست؟! نه‌تنها درصدد نیستیم که به آن‌ها عمل کنیم بلکه خیال می‌کنیم بدعت است!

نقل است که عالمی موقع قرائت آیات قرآن گریه می‌کرد و به سجده می‌افتاد. برخی می‌گفتند این کارهای بدعت‌آمیز چیست؟! گریه یعنی چه؟! گریه برای امام حسین و در روز عاشوراست! قرائت قرآن مگر گریه دارد؟! در صورتی که قرآن می‌فرماید: إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیًّا؛ اما گویا چنین چیزی وجود ندارد و نه‌تنها وجود ندارد که اصلاً بدعت است!

این‌ها شوخی نیست. روزی از ما سؤال خواهند کرد که آیا این قرآن در دست شما بود یا نبود؟! آیا آن را خواندید یا نخواندید؟! آیا فهمیدید یا نفهمیدید؟! این‌ها برای چه کسی نازل شده بود؟! آیا خودتان به آن عمل کردید و برای ترویج آن در جامعه اقدام کردید؟! این‌ها چیزهایی است که ما باید به آن‌ها توجه داشته باشیم و بدانیم که موفقیت‌مان در کارهای دیگر مرهون همین ابعاد معنوی است. اگر این‌ها نبود در چیزهای دیگر هم موفقیت نداشتیم.

رمز موفقیت امام‌‌‌رضوان‌الله‌علیه و مقام معظم رهبری‌‌‌حفظه‌الله‌تعالی در مدیریت‌های سیاسی-اجتماعی

اگر امام‌‌رضوان‌الله‌علیه آن موفقیت‌ها را به دست آورد و اگر اکنون مقام معظم رهبری‌‌حفظه‌الله‌تعالی این عظمت و محبوبیت و توان مدیریت را دارند، مرهون همین جهات معنوی و اخلاقی است. من از بعضی حالات و برنامه‌های ایشان اطلاع دارم و خدا شاهد است پیش خودم خجالت می‌کشم و می‌خواهم آب شوم که این مرد با این‌همه مسئولیت، برنامه‌های عبادی، توجهات قلبی، حضور قلب، بکاء، سحرخیزی‌ها و توسلات خود را ترک نمی‌کند. ما عُشر آن برنامه‌ها را هم اجرا نمی‌کنیم؛ با اینکه مسئولیتمان هم در آن حدّ نیست که بگوییم مزاحم این کارها و برنامه‌هاست.

امام‌‌رضوان‌الله‌علیه که آن موفقیت‌ها را داشت به خاطر حالات معنوی ایشان بود که متأسفانه این بعد هم مثل سایر ابعاد وجودی ایشان ناشناخته ماند. ایشان چه حالات روحی‌ای داشت! چه تقیدی به عبادات داشت؛ مخصوصاً به تهجد و قرائت قرآن! در سخت‌ترین ایام که شاید اگر بهترین ماها بودیم نمی‌توانستیم عُشر آن سختی‌ها را تحمل کنیم، ایشان روزی سه، چهار‌ مرتبه و گاهی پنج مرتبه برنامه قرائت قرآن داشت. آن‌ها بود که این موفقیت‌ها را می‌آورد. ما خیال می‌کنیم بدون هیچ‌یک از این حالت‌ها و عبادت‌ها همه این موفقیت‌ها به دست می‌آید؛ خیال می‌کنیم با برنامه درسی دانشگاه و اینکه چهار کلمه انگلیسی و عربی یا اصطلاحات این علم و آن علم را یاد بگیریم، همه مشکلات حل می‌شود!

علم؛ ابزاری دوسویه در دست بشر

همه این علوم با همه دقت‌هایشان ابزار هستند؛ آن هم ابزاری دوسویه که می‌تواند عامل فساد باشد. کمترین و ساده‌ترین آسیبش غروری است که انسان پیدا می‌کند. در سراسر عالم بگردید کسی را پیدا کنید که مبتلا به غرور نبوده و دچار انحراف دینی و فکری باشد و کسی را پیدا کنید که مبتلا به غرور شده و مفسده اجتماعی ایجاد نکرده باشد. ما بعد از اینکه مثلاً خیلی درس می‌خوانیم و دکتری می‌گیریم، مغرور می‌شویم و به خیال خودمان فکر می‌کنیم که چه شده‌ایم! غافل از اینکه تازه ابزاری مثل شمشیر دو‌لبه به دست‌مان آمده که می‌تواند موجب پیشرفت یا موجب سقوط شود؛ کما اینکه می‌بینیم نمونه‌های آن اتفاق افتاده است. به این‌ها نباید خیلی دل بست. آنچه باعث سعادت دنیا و آخرتمان می‌شود بندگی خداست.

وفَّقَنالله وایّاکم ان‌شاءالله


[1]. حج، 46.

[2]. کنز‌العمّال، ج 16، ص 113: إنَّ ابنَ آدَمَ لَحریصٌ عَلى ما مُنِعَ.

[3]. مریم، 58.