قرآن؛ هدیه جاودان الهی و سنگر مقابله با فتنه‌های معرفتی

در دانشگاه فاطمیه قم
تاریخ: 
دوشنبه, 28 مهر, 1376

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

الْحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین والصَّلوةُ والسَّلامُ عَلَی سَیِّدِ الأنْبِیَاءِ وَالمـُرْسَلِین حَبِیبِ إِلهِ الْعَالَمین أَبِی‌الْقَاسِمِ مُحَمَّد وَعَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المـَعْصُومِین

أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ‌ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

فرارسیدن میلاد پرافتخار سیده نساء العالمین، سرور بانوان جهان، حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها را به پیشگاه مقدس ولی‌عصرعجل‌الله‌فرجه‌الشریف، مقام معظم رهبری و همه شیفتگان اهل‌بیت‌سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین تبریک عرض می‌کنم. همچنین از برگزارکنندگان این محفل شریف و کسانی که به هر صورتی در راه بزرگداشت اهداف اسلام، نشر معارف اسلامی و معرفی الگوهای برتر که در رأس این هرم، بانوی عظمای اسلام، حضرت زهراسلام‌الله‌علیها قرار دارند تلاش کرده‌اند صمیمانه تشکر می‌کنم. از خداوند متعال درخواست می‌کنم که به همه ما توفیق خدمت‌گزاری بیشتر و سپاس‌گزاری از نعمت ولایت اهل‌بیت را مرحمت فرماید.

همان‌گونه که اطلاع داده‌اند به همین مناسبت، در این ایام، کنگره عظیم بین‌المللی زنان در کشور ما برگزار می‌شود که شهرهای مختلف کشور به صورت‌های گوناگون در آن مشارکت دارند. امیدوارم خداوند متعال به همه مسئولان و برگزارکنندگان، توفیق دهد که بتوانند گوشه‌ای از شخصیت این بانوی بزرگوار را آن‌گونه که در واقع بوده، به مردم معرفی کنند و با معرفی صحیح شخصیت ایشان، از انحرافات فکری و رفتاری‌ای که ممکن است در پیرامون این شخصیت عظیم مطرح شود جلوگیری نمایند.

خداوند متعال به همه ما توفیق دهد که با صداقت و معرفت صحیح نسبت به اسلام، معارف اسلامی و الگوهای اسلام، بتوانیم خدمت شایسته‌ای انجام دهیم و سپاس این نعمت‌های عظیم که خدا به ما مرحمت فرموده را به جا آوریم و بپرهیزیم از اینکه خدای‌نکرده در این مسیر، مرتکب اشتباه یا انحرافی شویم.

بازخوانی نقش انقلاب اسلامی در احیای معرفت فاطمی

حقیقت این است که یکی از بزرگ‌ترین برکات انقلاب اسلامی، همین توجه به اهل‌بیت‌سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین به عنوان بزرگ‌ترین الگوهای انسان‌های برتر و شخصیت‌های پسندیده خدا به شمار می‌رود که قدم‌های بسیار خوبی در این جهت برداشته شده است. من از چند جهت وظیفه خود می‌دانم که در این محفل شریف از این نعمت‌های خدا یاد کنم؛

اول توجه به شخصیت حضرت زهراسلام‌الله‌علیها. خب همه ما قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هم نسبت به این شخصیت عظیم و ناشناختنی ارادت داشتیم؛ مراسمی چه به مناسبت میلاد و ایام سرور و چه به مناسبت عزاداری تشکیل می‌شد. در ایام فاطمیه عزاداری‌ها برگزار می‌شد؛ اما باید اعتراف کنیم که هیچ‌کس حضرت زهراسلام‌الله‌علیها را آن‌گونه که امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه بعد از پیروزی انقلاب معرفی کرد، به مردم ما نشناسانده بود.

آن بیاناتی که حضرت امام‌رضوان‌الله‌علیه در معرفی جدّه خودشان که مایه افتخار همه جهانیان و خود ایشان بود داشتند، واقعاً ملت ما را نسبت به عظمت این شخصیت، بسیار بیشتر آشنا کرد. گو اینکه هنوز هم بعد از آن بیانات و توضیحاتی که امام فرمودند، ما درست به عمق فرمایشات ایشان نرسیده‌ایم و هنوز جای تحقیق درباره توضیحات ایشان درباره شخصیت حضرت زهراسلام‌الله‌علیها بسیار باز است. در این زمینه باید تحقیقاتی انجام شود و مقالاتی نوشته شود تا بفهمیم که ایشان چه فرموده‌اند. تازه آنچه ایشان فرموده‌اند را اگر نسبت به مقام واقعی حضرت زهراسلام‌الله‌علیها بسنجیم، باز هم باید بگوییم کوتاه بوده است؛ کما اینکه خود ایشان اعتراف می‌فرمودند که هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم حقیقت آن مقام را درک کنیم!

به‌هرحال این یک نعمت عظیم است که خدا به ما مرحمت فرموده است. ما به پاس این نعمت، دائماً درباره شخصیت امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه دعا می‌کنیم که این معرفت را در جامعه ما زنده کرد و این توجه را به وجود آورد تا مردم ما بیش‌ازپیش نسبت به حضرت زهراسلام‌الله‌علیها معرفت و ارادت داشته باشند و بدانند که خداوند متعال چه الگوی عظیمی را در عالم اسلام و امت اسلامی قرار داده و چه نعمت بزرگی به ما مرحمت فرموده که ایشان را بشناسیم و بلکه بتوانیم تا حدودی از سیره عملی و معارف علمی ایشان بهره‌مند شویم.

توسل به حضرت زهرا‌سلام‌الله‌علیها؛ کلید گشایش در میدان‌های نبرد

یکی دیگر از برکاتی که در همین راستا نصیب ملت ما شد، توجهی بود که در جبهه‌ها به حضرت زهراسلام‌الله‌علیها پیدا شد و هنوز هم بحمدالله در میان رزم‌آوران، سپاهیان و بسیجیان ما این توجه وجود دارد که رمز حضرت زهراسلام‌الله‌علیها رمز پیروزی است. اولین پیروزی عظیمی که در جنگ، نصیب ما شد به برکت نام مقدس ایشان بود و همواره در گرفتاری‌ها و شدایدی که در جبهه‌ها پیش می‌آمد، برادران ما کلید حل مشکلات را توسل به حضرت زهراسلام‌الله‌علیها می‌دانستند و این را آزموده بودند. این هم نعمتی بود که خدا به ما مرحمت فرمود که راز پیروزی و محل گشایش بسیاری از مشکلات را به ما و به رزم‌آوران ما معرفی کرد و به برکت نام مقدس حضرت زهراسلام‌الله‌علیها بسیاری از پیروزی‌ها نصیب ملت ما شد.

گسترش فرهنگ قرآنی به برکت انقلاب اسلامی

نکته دیگری که در ارتباط با این مجلس باید به عنوان یک نعمت عظیم یاد کنم و صادقانه توفیق شکر آن را از خدا بخواهم توجهی است که بعد از پیروزی انقلاب نسبت به قرآن کریم در میان مردم ما پیدا شد. من یادم است آن وقت که ما بچه بودیم و در شهر خودمان، یزد، تازه مشغول تحصیل طلبگی شده بودیم، در شهر ما شخصی بود که حافظ قرآن بود، نابینا هم بود و ما تعجب می‌کردیم که «عجب! یک نفر می‌شود حافظ همه قرآن باشد؟!» و این فرد به عنوان یک شخصیت بسیار استثنایی در استان ما شناخته می‌شد که حافظ کل قرآن است.

امروز ملاحظه بفرمایید به برکت پیروزی انقلاب، در هر گوشه و کناری ده‌ها و صدها حافظ قرآن وجود دارد که مایه افتخار کشور ما هستند. در همین مجلس هم خواهران ارجمندی حضور دارند که از این نعمت عظیم بهره‌مند هستند و ما به وجود آن‌ها افتخار می‌کنیم.

نقش بی‌بدیل مقام معظم رهبری در ترویج فرهنگ قرآن

آنچه من وظیفه خودم می‌دانم که در این راستا عرض کنم و از خدا توفیق شکرش را بخواهم این است که این نعمت عظیم، بیش از همه به برکت مقام معظم رهبری نصیب ملت ما شد؛ یعنی کسی که بعد از انقلاب، بیش از همه به مسائل قرآنی اهتمام ورزیدند، شخصاً در جلسات قرآن حضور پیدا کردند و به انواع مختلف از برگزاری جلسات و مسابقات قرآنی حمایت فرمودند و هنوز هم ادامه دارد، حقیقتاً من غیر از شخص مقام معظم رهبری، کسی را در این پایه نمی‌شناسم و این از توفیقات عظیمی بود که خداوند متعال نصیب ایشان فرمود و از افتخاراتی است که در تاریخ برای ایشان محفوظ خواهد ماند که ایشان قرآن را در این کشور زنده کردند. از خداوند متعال درخواست می‌کنیم که به برکت حضرت زهراسلام‌الله‌علیها و به برکت این قرآن عظیم، بر طول عمر، بر توفیقات و بر برکات وجود ایشان بیفزاید و همه ما را قدردان این نعمت‌های عظیم قرار دهد.

این چیزی بود که من به عنوان یک وظیفه برای خودم می‌دانستم که در مقدمه به عرض شما خواهران ارجمند و سروران برسانم و ادای دِین و انجام وظیفه‌ای کرده باشم؛ چون کمترین کاری که از ما ساخته است این است که اقلاً به زبان تشکر کنیم. اگر کار دیگری از دستمان برنمی‌آید، اقلاً تشکر لفظی چیزی است که از هر صاحب زبانی برمی‌آید.

قرآن کریم؛ بزرگ‌ترین هدیه جاودان الهی

اما موضوعی که من فکر کردم که امروز در خدمت شما مطرح کنم این است که همه می‌دانید که قرآن کریم، بزرگ‌ترین هدیه جاودان الهی در این عالم است. پیامبران نعمت‌های بسیار بزرگی بودند اما وجود جسمانی، مادی و دنیوی‌شان محدود بود. هرکدام کم یا زیاد عمر محدودی داشتند. حتی آن‌هایی که مثل حضرت نوح عمر طولانی داشتند هم بالأخره عمرشان محدود بود و گذشت. بالاتر از همه، شخصیت پیامبر اکرم‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله یعنی عزیزترین و ارجمندترین بندگان خدا، عزیزترین دوستان خدا، حبیب‌الله، محبوب خدا، به انسان‌ها ارزانی داشته شد اما بالأخره وجود ایشان هم وجود دنیوی و مادی بود و عمرشان محدود بود؛ اما نعمت قرآن، یک نعمت پایدار است؛ مخصوصاً با توجه به اینکه خود خداوند متعال ضمانت فرموده که این نعمت تا روز قیامت پایدار بماند و در معرض آفات تحریف لفظی قرار نگیرد؛ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ.[1]

این نعمت با این پشتوانه عظیم و ضمانت برای حفظ و بقا، پایدارترین نعمتی است که خداوند متعال به انسان‌ها مرحمت فرموده است. ازاین‌جهت و به‌خصوص از جهت دوام و بقای آن در میان انسان‌ها حتی از نعمت وجود انبیا هم بالاتر است.

ما این نعمت را ما بسیار راحت و رایگان به دست آورده‌ایم، برای به دست آوردن آن زحمتی نکشیده‌ایم و خود خدا ضمانت فرموده که باشد. البته گذشتگان ما، علما، بزرگان، اساتید و معلمان، تلاش کردند که ما با این موهبت عظمای الهی آشنا شویم و از آن بیشتر استفاده کنیم؛ و عرض کردم که بالاترین افتخار هم نصیب مقام معظم رهبری شد که در احیای این نعمت و تحفه الهی، بیش از همه سهیم باشند.

تأملی در هدف اصلی از نزول قرآن

این نعمت چقدر ارزش دارد و ما چگونه باید از آن استفاده کنیم؟! آیا واقعاً در زندگی ما آن‌گونه که بایدوشاید، نقش خودش را ایفا کرده است؟! یعنی عظمت قرآن همین است که آیات مکتوبی روی صفحه‌های زیبایی نوشته شود، چاپ شود، تذهیب شود، جلدهای زیبا داشته باشد و زینت خانه‌های ما باشد و حداکثر با لحن خوب هم خوانده شود؟! آیا قرآن فقط برای همین نازل شده است؟! آیا قدردانی ما از این نعمت عظما همین است که سعی کنیم الفاظش را یاد بگیریم، بعد حفظ کنیم، بعد مفاهیمش را یاد بگیریم و بعد هم خیلی زیبا بخوانیم؟!

بدون شک همه این‌ها مطلوب است. حتی خواندن یک آیه کوتاه قرآن هم ثواب بسیار عظیمی دارد. همین خواندن ساده قرآن، حتی یک آیه و حتی اگر بی‌وضو هم باشیم ثواب بسیار عظیمی دارد. خواندن آن، یاد دادن آن، یاد گرفتن آن و حفظ کردن آن، همه این‌ها رحمت واسعه الهی هستند؛ یک آبشار رحمت ریزانی است که هر کس در مقابلش قرار بگیرد، به هر شکلی که باشد به اندازه ظرفیتش از آن استفاده می‌کند. هیچ شکی نیست که نوشتن یک آیه قرآن، حفظ کردن آن، خواندن آن و فهمیدن و فهماندن معنای آن ثوابی بسیار عظیم دارد؛ اما آیا هدف اصلی همین است؟! یا همه این‌ها مقدمه هستند؟!

بدون شک، هدف از نزول قرآن، تنها این نبود که زیبا نوشته شود و زیبا خوانده شود. همه این‌ها باید باشد. باز سوءتفاهمی نشود که من برای این‌ها ارزش کمی قائل هستم. یک آیه هم که با لحن خوب خوانده شود ثواب بسیار عظیمی دارد. هرقدر ما در عظمت ثواب کارهای قرآنی به هر صورتی که باشد فکر کنیم کم فکر کرده‌ایم؛ اما همه این‌ها مقدمه هستند برای اینکه از نور قرآن بهره‌مند شویم، دل ما روشن شود، معرفت ما بالا برود و بعد، این معرفت در عمل ما و در زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی، جهانی و بین‌المللی ما اثر بگذارد.

قرآن کتاب هدایت است؛ آمده تا انسان‌ها را به سرمنزل سعادت ابدی و کمال نهایی انسان رهبری کند؛ و این توان در قرآن هست. قرآن چنین قدرت و چنین توانایی‌ای دارد که انسان‌ها را به بالاترین مراحل کمال انسانی برساند. این توان در قرآن هست؛ اما ما چه اندازه استفاده می‌کنیم؟!

با شروع شدن اهتمام به قرائت قرآن، به حفظ قرآن، به زیباخوانی قرآن، به زیبانویسی قرآن، به چاپ قرآن به شکل‌های زیبا و به ترجمه قرآن به زبان‌های مختلف، قدم‌های بسیار خوبی در این مسیر برداشته شده است اما این قدم‌ها نسبت به آنچه که می‌بایست بشود بسیار کوتاه است. ما امروز پرچم‌دار قرآن در جهان هستیم. ادعای جمهوری اسلامی ایران این است که آمده تا اسلام را که همان محتوای قرآن است به دنیا معرفی کند. ما چه اندازه در این جهت کار کرده‌ایم؟! چه اندازه در این جهت، برنامه‌ریزی و پیشرفت کرده‌ایم؟!

عطش جهانی برای فهم قرآن و مسئولیت ما در تبیین معارف وحی

من به یک نمونه کوچک از نیاز و عطش مردم دنیا برای فهمیدن قرآن اشاره می‌کنم و بعد بیشتر به آن مطلبی که می‌خواهم می‌پردازم؛ من چندی پیش، حدود ده، پانزده روز قبل، از یک سفر یک‌ماهه از آمریکای لاتین برگشتم. در آنجا صحنه‌های عجیبی در محافل مذهبی، دانشگاهی و علمی دیدم که نمونه‌های کوچک آن را در یک مجلس عرض کرده‌ام و امروز در این ارتباط می‌خواهم یک نمونه‌اش را برای شما بگویم.

در میان این کشورها، کشور کوبا یک کشور مارکسیستی است که هنوز هم رژیم آنجا رژیم کمونیستی مارکسیستی است. می‌دانید که یکی از برنامه‌های اصلی مارکسیسم دین‌زدایی از جامعه است. این‌ها سال‌ها تلاش کردند که دین را از مردم بگیرند اما از آنجا که دین یک نیاز فطری بشر است در هیچ‌جا موفقیتی نداشته‌اند.

ما در آنجا با رؤسای دانشگاه هاوانا که دانشگاهی بسیار بزرگ، نسبتاً قدیمی و معتبر است و در رشته‌های مختلف، پیشرفت‌های چشمگیری دارد ملاقاتی داشتیم. علیرغم اینکه خود کوبا کشور خیلی پیشرفته‌ای نیست اما در بعضی رشته‌ها، به‌خصوص پزشکی، بسیار پیشرفته است. در آنجا با رؤسای دانشگاه و اساتید مختلف فلسفه، الهیات، تاریخ و علوم انسانی جلسه‌ای داشتیم. در آن جلسه یکی از اساتید که متأسفانه نام ایشان یادم نیست اما عکس و فیلم ایشان را داریم، ایشان در آن جلسه، بلند شد و در حضور مسئولان دانشگاه با تعبیرات بسیار زیبایی، از اسلام، از ایران و از امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه ستایش کرد که حالا فرصت نیست آن‌ها را عرض کنم. بعد از احترام زیاد نسبت به امام و اسلام، آخر جلسه که می‌خواستیم برویم، گفت: «من یک خواهش از شما دارم!» ما در ذهن‌مان آمد که حالا این چه پیشنهادی می‌خواهد بکند؟! آیا ما توان انجامش را داریم یا نه؟! آیا هزینه‌ای دارد؟! آیا بودجه‌ای باید صرف شود یا نه؟! گفتیم: «بفرمایید!» ایشان گفت: «خواهش من این است که یک نسخه قرآن به زبان اسپانیولی به من بدهید!»

در یک کشور مارکسیستی، در جمع اساتید و مسئولان دانشگاه، یک استادی که هیچ احتیاجی به ما نداشت و ما هم هیچ کمکی نمی‌توانستیم به او بکنیم، یعنی نه توقعی از ما داشت و نه طمعی در ما، نهایت چیزی که از ما خواست این بود که یک نسخه قرآن به زبانی که بفهمد به او بدهیم.

مردم دنیا احساس عطش فراوانی نسبت به اسلام و قرآن به‌عنوان کتاب اسلام و حاوی معارف اسلام دارند و تقاضای بسیاری برای ترجمه‌های قرآن، دروس قرآن، استادانی که بتوانند معارف قرآن را تبیین کنند و کتاب‌هایی که معارف را بیان کرده باشند وجود دارد و متأسفانه ما در همه این‌ها قصور داریم. البته باید شکر کنیم که برای ترجمه‌ قرآن به زبان‌های زنده دنیا و تصحیح ترجمه‌هایی که انجام گرفته حرکت‌هایی شروع شده است. امیدواریم کسانی که این خدمت‌ها را انجام می‌دهند موفق باشند و بتوانند خدمات خوبی به جهان بشریت ارائه دهند.

این نیاز در مردم هست و این عطش در همه عالم وجود دارد. این را من در خصوص یک کشور مارکسیستی عرض کردم؛ شما کشورهای دیگر را خودتان قیاس کنید که جاهای دیگر به چه صورتی است. خب این‌ها که قرآن را می‌خواهند، آیا فقط الفاظش را می‌خواهند؟! یا فرض کنید حداکثر یک ترجمه اسپانیولی یا زبان‌های دیگر، هر ملتی به زبان خودش، آیا این‌ها را فقط برای این می‌خواهند که یک ترجمه تحت‌اللفظی از آن داشته باشند؟! یا می‌خواهند معارفی به دست بیاورند و دنبال گمشده‌ای می‌گردند که می‌خواهند از خلال این آیات و بیانات به دست بیاورند و مشکلشان را حل کنند؟!

بدون شک دنبال حقایقی هستند که در این آیات، نهفته است. پس ما باید همتمان را بسیار بلندتر کنیم و تنها به آموختن الفاظ و ظواهر و حتی مفاهیم ساده قرآن اکتفا نکنیم، بلکه این را قدم اول برای آشنایی بیشتر با حقایق قرآن بدانیم.

الحمدلله در کشور، به‌خصوص بعد از برقراری نظام مقدس جمهوری اسلامی، در این زمینه هم قدم‌هایی برداشته شده است. ما از همه بزرگانی که در این راه خدمت می‌کنند تشکر می‌کنیم و احترام خودمان را نسبت به بزرگواران و سرورانی که مشغول دروس تفسیر قرآن هستند یا تفسیر قرآن می‌نویسند و یا تحقیق می‌کنند ادا می‌کنیم و برای همه آن‌ها آرزوی موفقیت داریم.

سنت الهی در تقابل حق و باطل

نکته‌ای که در اینجا به نظرم رسید عرض کنم این است که دنیا روزبه‌روز دارد نیاز خودش را به قرآن بیشتر احساس می‌کند و ما اولاً برای رفع نیاز خودمان و بعد هم برای رفع نیاز جهان باید تلاش کنیم؛ چون قرآن یک امانتی برای همه انسانیت است که در دست ماست. قرآن میراث شخص ما یا خانواده ما یا کشور ما که نیست. قرآن برای همه انسان‌‌ها نازل شده است منتها فعلاً امانتی در دست ماست که باید آن را به اهلش برسانیم و باید تلاش کنیم که حقایق قرآن به همه دنیا برسد.

دنیا روزبه‌روز دارد نیاز خودش را به این کتاب مقدس، بیشتر احساس می‌کند اما در کنار آن، شیطان هم بیکار ننشسته است و این یک سنت الهی است که خداوند متعال در هر زمانی حق و باطل را در مقابل هم قرار می‌دهد و زمینه رشد هر دو را فراهم می‌کند. سرّ اصلی‌ آن هم این است که چون کمال انسان یک کمال اختیاری است و خودش باید انتخاب و گزینش کند لذا هر دو راه باید در جلوی او وجود داشته باشد تا اینکه با انتخاب آزاد خودش یکی را انتخاب کند؛ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ،[2] إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا.[3]

این یک سنت الهی است که هم در قرآن تصریح شده و هم شواهد تاریخی آن را نشان می‌دهد. وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ؛[4] خداوند متعال می‌فرماید ما در مقابل هر پیغمبر، دشمنی قرار دادیم. این دشمن، شیاطین انس و شیاطین جن هستند. اول هم شیاطین انس هستند. این یک سنت الهی است که در طول تاریخ بوده که همیشه در مقابل پیامبران، کسانی بوده‌اند که دعوت انبیا را خنثی ‌کنند، علیه آن‌ها تبلیغات کنند، شخصیت آن‌ها را ترور کنند و گاهی هم شخصشان را ترور کنند، دستوراتشان را تحریف کنند، تضعیف کنند، مسخره کنند.

یکی از مطالبی که قرآن به عنوان یک روش یا یک سنت انسانی در مقابل انبیا ذکر می‌کند استهزاء به انبیاست. در آیات متعددی داریم که ما هیچ پیغمبری را نفرستادیم مگر اینکه قوم او و به‌خصوص مستکبرین آن قوم، به استهزاء و مسخره کردن آن‌ها پرداختند. اولین واکنشی که مردم نسبت به انبیا انجام می‌دادند این بود که شروع به مسخره کردن آن‌ها می‌کردند تا آن‌ها را از چشم دیگران بیندازند و کسی سراغشان نرود. بعد هم بیرون کردن آن‌ها از شهر، تبعید کردن آن‌ها، شکنجه دادن آن‌ها و درنهایت کشتن و نابود کردن آن‌ها. این روشی است که همیشه وجود داشته است و قرآن می‌فرمایید این یک سنت الهی در تربیت انسان‌‌هاست که همیشه در مقابل حق، عامل باطل هم باید وجود داشته باشد؛ كَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا.

نقشه شیطانی برای بی‌اثر کردن قرآن

امروز از یک طرف گرایش به حق در جوامع انسانی زیاد شده و می‌شود و از یک طرف هم عوامل شیطانی برای منصرف کردن مردم از حق. حالا چگونه؟! شیطان مثلاً چه کار می‌کند؟! مردم که احساس نیاز می‌کنند، از ما قرآن درخواست می‌کنند و ترجمه و تفسیر قرآن می‌خواهند، ما هم که تلاش می‌کنیم قرآن را یاد می‌گیریم، آن را حفظ می‌کنیم، برای ترجمه‌ و تفسیر آن، کتاب می‌نویسیم و بحث می‌کنیم؛ خب شیطان دیگر چه کار می‌کند؟!

من و شما آمده‌ایم سال‌ها با صرف هزینه‌های سنگین، یک حرکت عظیم قرآنی را در کشور راه انداخته‌ایم، آن را هدایت کرده‌ایم، صد‌‌ها و هزار‌ها حافظ قرآن تربیت کرده‌ایم و آن‌ها را مورد تشویق قرار داده‌ایم، همه این‌ها هم حق است و باید انجام بگیرد، روزبه‌روز هم باید بیشتر بشود؛ اما حالا که نوبت به استفاده از قرآن رسیده است به ما گفته می‌شود که قرآن یک فهم معیّنی ندارد و هر کسی طبق زمینه‌های ذهنی خودش یک چیزی می‌فهمد و نمی‌شود این فهم‌‌ها را تخطئه کرد! حتی اگر این دوتا فهم در دو طرف نقیض هم باشد و صد و هشتاد درجه با هم فاصله داشته باشد اما نمی‌شود گفت این درست‌تر است یا آن؛ چون هر کسی یک فهمی دارد؛ بنابراین اگر شما هم بعد از همه این زحمت‌‌ها بگویید حالا قرآن این مطلب را می‌گوید، طرف در مقابل شما می‌ایستد و می‌گوید: «نخیر! شما بد فهمیدی! اصلاً معنی‌اش این نیست!» می‌گوییم: «این، الفاظِ عربی است، لغت است، ترجمه است، تفسیر است»؛ می‌گوید: «همه این‌ها طبق ذهنیات شماست یا ذهنیات دیگر مورّخان و مفسّران است و امروز اصلاً این‌ها یک معنای دیگری دارد.» آن وقت از همه این زحمت‌هایی که برای حفظ قرآن و تذهیب و نوشتن و نگارش و ترجمه‌‌ها و تفسیر‌ها و این حرف‌ها کشیده‌اید چه نتیجه‌ای گرفته می‌شود؟! این یعنی استفاده از قرآن مساوی با صفر! اینکه هیچ‌کسی نمی‌تواند بگوید معنی قرآن این است و به آن استناد کنید که هیچ، حتی همه زحمت‌هایی که کشیده شده به هدر می‌رود. حالا که موقع استفاده از قرآن است و ما می‌خواهیم بگوییم: «بابا! قرآن این را می‌گوید!» می‌گوید: «نه، شما اشتباه می‌فهمید!» می‌گوییم: «آخر به چه دلیل؟!» می‌گوید: «برای اینکه این یک معرفت دینی است و معرفت دینی تابعی از معارف دیگر است. معارف دیگر در حال تغییر هستند و معرفت دینی هم به تبع آن‌ها تغییر می‌کند و هیچ ثباتی ندارد. هیچ دلیلی هم بر برتری یک فهم بر فهم دیگر وجود ندارد.»

خب اگر یک کسی آمد گفت قرآن اصلاً می‌گوید هزار تا خدا داریم! می‌گوید آخر از کجا می‌گویی؟! بالأخره راه شیطان که مسدود نیست. شما در دنیا هیچ عقیده باطلی ندارید که یک طرفداری نداشته باشد و یک کسی هم به یک مبنایی استناد نکرده باشد. خوارجی که آمدند امیرالمؤمنین‌‌صلوات‌‌الله‌‌عليه را کشتند به قرآن استناد می‌کردند و می‌گفتند: «به استناد قرآن، قتل، علی واجب است!» روز عاشورا وقتی عمرسعد می‌خواست به لشکرش دستور حمله بدهد گفت: «يَا خَيْلَ اللهِ إرْكَبِي وَأَبْشِرِي بِالْجَنَّةِ! ‌ای سپاه خدا! حرکت کنید! بر شما بشارت باد به بهشت! بروید حسین را بکشید و به بهشت بروید!» «به چه دلیل؟!» «به دلیل قرآن! چون حسین بر امام حق خروج کرده است! امام حق کیست؟! خب آن کسی که مردم با او بیعت کرده‌اند؛ مردم با یزید بیعت کرده‌اند پس او امام مسلمین است. هر کسی که بر او خروج کند قتلش واجب است. بروید امام حسین را بکشید تا به بهشت بروید!»

تفسیر به رأی؛ فتنه‌ای دیرینه در مواجهه با قرآن

وقتی امیرالمؤمنین‌صلوات‌‌الله‌‌عليه می‌خواستند ابن‌عباس را بفرستند که با خوارج بحث کند، حضرت به ایشان فرمودند: «با قرآن با آن‌ها استدلال نکن! فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ؛[5] تو یک معنایی می‌گویی، آن‌ها می‌گویند: نخیر، معنای آن این نیست. تو به سیره عملی پیغمبر استناد کن که نتوانند بگویند با آن مخالفت می‌کنیم. بگو رفتار پیغمبر این بود. اگر بگویی به فلان آیه استناد کنیم، می‌گویند: نخیر، منظور این آیه این نیست، تو عوضی فهمیده‌ای!»

اگر شما مروری روی نهج‌البلاغه بکنید می‌بینید امیرالمؤمنین‌صلوات‌‌الله‌‌عليه در صدر اسلام - هنوز چند سال از نزول قرآن گذشته بود که حضرت این خطبه‌ها را انشا فرمودند- اما حضرت در آن زمان، در موارد متعددی از تفسیر به رأی می‌نالند که کسانی قرآن را به رأی خودشان تفسیر می‌کنند. اصلاً محور چند خطبه نهج‌البلاغه همین است؛ سوز دل علی این است که کسانی ناآگاه، صلاحیت تفسیر قرآن را ندارند و به دلخواه خودشان قرآن را معنی و تفسیر می‌کنند. در چه زمانی؟! در زمانی که قرآن تازه نازل شده بود، هنوز چند سالی از وفات پیغمبر نگذشته بود و هنوز کسانی که بیانات خود پیغمبر را از دو لب مبارک ایشان شنیده بودند حضور داشتند. در آن زمان، امیرالمؤمنین‌صلوات‌‌الله‌‌عليه از کسانی می‌نالید که تفسیر به رأی می‌کنند.

تهدیدی بی‌سابقه برای هدایت الهی

امروز آفتی قرآن را تهدید می‌کند که در هیچ زمانی این آفت به این شدت وجود نداشته است و حتی دشمن‌ترین دشمنان اسلام نتوانستند از این راه به قرآن لطمه بزنند. دشمنان قرآن می‌گفتند: این سحر است؛ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ؛[6] می‌گفتند: این کلام بشر است؛ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ؛[7] اما هیچ‌کس نمی‌آمد بگوید: «آقا! اصلاً معنایی که از قرآن می‌فهمید، درست نیست؛ معنایش چیز دیگری است و اصلاً معنایش متغیر است و هر روزی یک معنایی دارد و هیچ معنای واحد و ثابتی را نمی‌شود به قرآن نسبت داد.» هیچ دشمنی تابه‌حال چنین حرفی نزده است. این شیطان انسی، از ابلیس هم شیطان‌تر است! چون ابلیس ۱۴۰۰ سال است که دارد علیه قرآن کار می‌کند و چنین شبهه‌ای را مطرح نکرده بود. ما امروز در میان شیاطین انسی، دشمنانی نسبت به قرآن داریم که دشمنی‌شان از دشمنی ابلیس کاراتر است؛ یعنی به‌کلی قرآن را از اثر می‌اندازند؛ یعنی وجود و عدم قرآن در جامعه اسلامی مساوی با صفر می‌شود، هیچ ارزشی ندارد و هیچ استنادی نمی‌شود به آن کرد.

می‌گوییم: «آقا! امام فرموده، پیغمبر فرموده.» اولاً می‌گویند: «امام فرموده؟! ما که نشنیده‌ایم چنین چیزی گفته باشد!» ثانیاً بالاتر از این را هم می‌گویند؛ می‌گویند: «اصلاً خود پیغمبر هم قرآن را درست نفهمیده است!» - آیا گوش می‌دهید که چه می‌گویم؟! - می‌گویند: «خود پیغمبر هم یک انسان بود. معرفت بشری هیچ ضمانت صحت ندارد و دستخوش تغییر است. پیغمبر هم از آن جهتی که انسان بود، آنچه از وحی دریافت می‌کرد، تابع زمینه‌های ذهنی خودش بود. خود پیغمبر هم اگر در این زمان بود، یک معنای دیگر می‌فهمید.»

آیا می‌فهمید این یعنی چه؟! این یعنی: «من که امروز دارم برای شما صحبت می‌کنم - نه من نوعی، منظورم گوینده خاصی است- من قرآن را از خود پیغمبر بهتر می‌فهمم! چون او وحی را با سوابق ذهنی و معلومات طبیعی آن روز می‌فهمید، معلومات آن زمان مغلوط بود، آن‌ها زمینه می‌شد برای اینکه وحی خدا را یک جوری بفهمیم. امروز با توجه به علوم پیشرفته فیزیک، شیمی و سایر علوم، پیغمبر اگر آن وحی را امروز دریافت می‌کرد یک معنی دیگر می‌فهمید و یک چیز دیگری به ما تحویل می‌داد؛ این چیزی که به ما تحویل داده، این قرآن، کلام پیغمبر است، نه کلام خدا؛ و این چیزی که تحویل داده، چیزی است که او از وحی فهمیده اما فهمش خطا بوده است!»

آیا هیچ شیطانی تابه‌حال چنین حرفی زده بود؟! آیا تابه‌حال ضربه‌ای به این سهمگینی به اسلام وارد شده بود؟! حالا من و شما بنشینیم هِی قرآن را حفظ کنیم، از اول تا آخر بخوانیم، از آخر به اول بخوانیم، شماره آیات و حروف و حرکاتش را حفظ کنیم اما آخر آخر که باید معنای قرآن را بفهمیم و از قرآن استفاده کنیم او می‌گوید: «این معنی که شما می‌فهمید، غلط است، بی‌خود است.»

خب چه معنایی بفهمیم؟! می‌گوید: «اول بروید علوم طبیعی بخوانید، بعد بیایید قرآن را معنا کنید.» خب وقتی علوم طبیعی خواندیم و مطالب را از آنجا فهمیدیم، دیگر چه احتیاجی به قرآن داریم؟! اگر قرآن را هم باید بر اساس آن‌ها بفهمیم، پس چه احتیاجی به قرآن داریم؟! می‌گوید: «هیچی، این یک رمز وحدت است، یک مطالب سمبلیک است که یک جامعه‌ای به چیزی ایمانی دارد.»

ما در مقابل چنین شبهات شیطانی‌ای قرار داریم و هرروز، نو به نو، چیزهای تازه‌تری می‌رسد. این است که خیلی نباید دل‌خوش کنیم به اینکه حالا الفاظ قرآن را یاد گرفتیم و آن‌ها را حفظ کردیم. باز هم تأکید می‌کنم که نباید در یاد گرفتن قرآن، در حفظ کردن قرآن و در خوب خواندن قرآن سست بشویم اما باید بدانیم همه این‌ها مقدمه است.

قرآن؛ کتاب هدایت، نه ابزار سرگرمی

خوب خواندن قرآن برای این است که آن معنایی که از قرآن می‌فهمیم بیشتر و بهتر در دل اثر بگذارد. این همه ثواب برای کسی که قرآن را خوب بخواند، اینکه فرموده‌اند: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَتَغَنَّ بِالْقُرْآنِ؛[8] یعنی کسی که قرآن را خوب نخواند، از ما نیست»؛ این‌ها برای چیست؟! اینکه این عالم برپا شده و پیغمبران آمدند جان دادند و کشته شدند و امام حسین‌علیه‌‌السلام شهید شد برای اینکه قرآن باقی بماند؛ که چه شود؟! که عبدالباسط قرآن بخواند، ما هم گوش کنیم و بگوییم: الله! الله! همین؟! یا برای اینکه معنای آن در دل ما بیشتر اثر بگذارد. ما اگر از خواننده‌ای تعریف می‌کنیم که قرآن را خوب می‌خواند، برای این است که لحن خواندن آن به‌گونه‌ای است که معنای آن در دل ما بیشتر اثر می‌گذارد. همه این جمال‌های کلامی، چه آنچه مربوط به ترکیبات و الفاظ قرآن است و چه آنچه مربوط به لحن قرآن است، همه این‌ها برای این است که معنا بهتر در دل اثر بگذارد، نه اینکه یک سرگرمی باشد. بلاتشبیه مثل یک خواننده یا نوازنده که یک جا می‌خواند و برای او کف می‌زنند، ما هم یک الله ‌اللهی بگوییم! همین! در حد یک سرگرمی! این عالم برپا شده، انبیا آمدند، این همه شهدا، برای همین بود؟! و حالا وقتی نوبت به فهمیدن قرآن و اثرپذیری از قرآن می‌رسد آن‌وقت این آفت بروز می‌کند و همه چیز را بر باد می‌دهد. می‌گوید: «چه کسی گفته این معنایی که شما می‌فهمید درست است؟! خود پیغمبر هم درست نفهمید، چه برسد به شما!»

قرآن؛ چراغ راه در شب‌های ظلمانی فتنه و انحراف

و باز باید منتظر آفت‌های جدید هم باشیم؛ اما خداوند متعال در مقابل این شیاطین، آن عطش روحی و آن صفای دل را هم در کسانی قرار می‌دهد که همه این سلاح‌ها و شیطنت‌ها در آن‌ها هیچ اثری نمی‌گذارد و در مقابل آن‌ها رنگ می‌بازد. آن‌ها در مقابل شنیدن یک آیه قرآن، با توجه به معنایی که بر اساس فهم متعارف عرفی و اصول محاوره عقلایی از کلام می‌فهمند، آن‌چنان تحت تأثیر قرار می‌گیرند که زندگی‌شان را عوض می‌کنند. گاهی شنیدن یک آیه قرآن و توجه به معنای آن سرنوشت یک فرد، بعد یک خانواده و بعد یک ملت را عوض می‌کند. امروز چنین توانی در قرآن هست. در گوشه و کنار عالم هم کسانی هستند که چنین استعدادهایی دارند و چنین چیزهایی را از ما می‌خواهند.

ما باید توجه داشته باشیم که در دام این شیاطین نیفتیم؛ راهی که قرآن فرا روی ما گذاشته را ببینیم و در همان مسیر پیش برویم. دستوراتی که پیامبر اکرم، ائمه اطهار و علمای بزرگ اسلام به ما داده‌اند، روشن است: اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ.[9] برای خلاصی از همه فتنه‌ها و انحرافات باید به قرآن پناه برد؛ یعنی قرآن معنای روشن، قابل‌فهم، قابل‌قبول و قابل استناد دارد. برای رفع فتنه‌ها و اختلافات باید به قرآن پناه برد، نه اینکه خود آن منشأ اختلافات شود و هر کسی یک معنایی بفهمد و یک صراط خاصی پیش بگیرد، این یک صراط، آن هم یک صراط دیگر و هیچ امتیازی هم بر دیگری نداشته باشد.

بار دیگر از همه کسانی که در راه احیای این کتاب عظیم و این هدیه بزرگ الهی تلاش می‌کنند تشکر می‌کنیم و موفقیت همه را از خداوند متعال درخواست می‌نماییم. امیدواریم شما خواهران ارجمند که مایه افتخار کشور ما و مایه افتخار جهان اسلام هستید روزبه‌روز موفق‌تر باشید؛ هم در فراگیری الفاظ، هم در فراگیری مفاهیم، هم در فراگیری تفاسیر، هم در پی بردن به حقایق و هم در پیاده کردن این معارف در زندگی فردی و اجتماعی‌تان.

والسلام علیکم ورحمة‌الله


[1]. حجر، 9.

[2]. کهف،29.

[3]. انسان،3.

[4]. انعام،112.

[5]. نهج‌البلاغه، نامه 77.

[6]. مدثر، 24.

[7]. نحل، 103.

[8]. كنز العمّال، 2794.

[9]. اصول کافی، ج 2، ص 459.