صوت و فیلم

صوت:
17

نقش انقلاب اسلامی در احیای معارف اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین

در دیدار با جمعی از اعضای ستاد بزرگداشت دهه كرامت
تاریخ: 
دوشنبه, 4 شهريور, 1392

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

الْحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین والصَّلوةُ والسَّلامُ عَلَی سَیِّدِالأنْبِیَاءِ وَالمـُرْسَلِین حَبِیبِ إِلهِ الْعَالَمین أَبِی‌الْقَاسِمِ مُحَمَّد وَعَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المـَعْصُومِین

أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ‌ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

تقدیم به روح ملکوتی امام راحل‌رضوان‌الله‌علیه و شهدای والامقام اسلام صلواتی اهدا می‌کنیم.

معارف دینی؛ بزرگ‌ترین نعمت‌ خداوند متعال

خداوند متعال را بر همه نعمت‌های مادی و معنوی‌اش شکر می‌کنیم. همان‌گونه که خود او عذر ما را خواسته، ما توان شمارش نعمت‌های او را هم نداریم، چه رسد به این‌که از عهده شکر آن‌ها بربیاییم. والاترین نعمت‌های الهی آن بخشی از نعمت‌هاست که مربوط به روح ماست و یکی از آثار، برکات و امتیازاتشان این است که نتایج آن‌ها ابدی است و منحصر به زمانی کوتاه در این دنیا نیست. برکاتی که شامل روح ما بشود و به روح، تعالی ببخشد و موجب تقرب به خدا باشد، هیچ‌وقت از بین نخواهد رفت و الی‌الابد باقی خواهد ماند؛ بنابراین می‌توانیم ادعا کنیم که بزرگ‌ترین نعمت‌های خدا، بعد از نعمت عقل که به ما داده تا حقایق را بشناسیم، معارف دینی است که به وسیله انبیاسلام‌الله‌علیهم‌اجمعین در اختیار ما قرار گرفته است و کامل‌ترینش تعالیم اسلام است که به وسیله پیغمبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله در اختیار بشریت قرار گرفته که تا پایان عمرش بر روی این سیاره از آن‌ها بهره‌مند شود و درنهایت، آثارش در عالم ابدی برای او ظهور پیدا کند. عقل هم که می‌گویم برای این است که به‌هرحال شناخت معارف وحیانی باید به وسیله عقل صورت بپذیرد و تا عقل نباشد آن‌ها را نمی‌شناسیم.

برکات بی‌پایان دین؛ از وحی الهی تا الگوهای رفتاری اهل‌بیت‌‌‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین

به‌طورکلی برکات دین هم قابل شمارش نیست اما بخش‌های مختلفی دارد که می‌شود آن‌ بخش‌ها را دسته‌بندی کرد. غیر از متن وحی‌ای که بر پیغمبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده، یعنی قرآن کریم، علومی که از راه الهام و تحدیث به خود پیغمبر اکرم و اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین داده شده و سایر اقسام علومی که به اهل‌بیت داده شده ازجمله علوم لدنی، آن‌ها بخش دیگری از برکات معنوی اسلام است که نصیب ما، به‌خصوص ما شیعیان شده که از علوم اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین هم استفاده می‌کنیم و در کنار علوم خود پیغمبر اکرم‌‌صلی‌الله‌علیه‌وآله برای آن‌ها هم اعتبار و ارزش ثابتی قائل هستیم.

بخش دیگر این برکات، ارائه الگوهاست. همین معارف ممکن بود در کتابی نوشته شود و مثل همه علوم دیگری که متونی دارد و شروحی دارد کسانی بیایند شرحش را بنویسند؛ اما تأثیر ارائه الگوی عملی، در ساختار ربوبیت و شخصیت افراد بسیار بیشتر است و این چیزی است که همه روان‌شناسان بر آن اتفاق نظر دارند که بیشترین عاملی که در تربیت دیگران و تأثیرگذاری در دیگران مؤثر است الگوهای رفتاری است. ازاین‌جهت، وجود خود پیغمبر اکرم و اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین یک نعمت ممتازی هستند که خداوند متعال از لطف و کرم خودش به امت آخرالزمان عنایت فرموده است.

ما و جفای تاریخی به اهل‌بیت‌‌‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین!

متأسفانه به‌طورکلی ما مسلمان‌ها به عنوان یک امت واحد، از آغاز تا انجام، همان‌گونه که قدر نعمت‌های مادی الهی ازجمله سلامتی، هوای خوب، نور و سایر نعمت‌های مادی را نمی‌دانیم، به‌طریق‌اولی قدر نعمت‌های معنوی را هم ندانسته‌ایم و علیرغم تلاش‌های فراوان شخص پیغمبر اکرم و اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین، مسلمان‌ها آن‌گونه که بایدوشاید از این تعالیم و آموزه‌ها استفاده نکردند و احیاناً مشکلاتی هم بر سر راه گسترش آن‌ها ایجاد کردند.

می‌شود گفت که لااقل ادعای ما شیعه‌ها این است که ما در این جهت کمتر از دیگران جفا کرده‌ایم؛ ما قدر اسلام و معارف اسلامی و قدر اهل‌بیت و معارف اهل‌بیت را بیشتر دانستیم و جفای ما نسبت به اسلام، کمتر از دیگران است؛ اما آیا واقعاً ما هیچ جفایی نکرده‌ایم؟! بنده به خودم قیاس می‌کنم، قیاس نفس است، اگر کسانی مثل من باشند باید اعتراف کنند که ما هم در جفاکاری دست‌کمی از برادران سایر مذاهب نداریم! ما از جهات مختلفی جفا کرده‌ایم! اثر محسوسش این است که همان‌گونه که ملاحظه می‌فرمایید در جامعه اسلامی ما، در فرهنگ عمومی‌مان، در دروس دبستانی‌مان، دبیرستانی‌مان، دانشگاهی‌مان، مجلات‌مان، کتاب‌هایمان، آن‌گونه که بایدوشاید از تعالیم اسلامی و معارف اهل‌بیت‌‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین استفاده نشده و نمی‌شود.

کار تا آن‌جا ادامه پیدا می‌کند که همان‌گونه که می‌دانید، مقام معظم رهبری در سفر اخیرشان که به قم داشتند، صریحاً فرمودند که بسیاری از علوم دانشگاهی ما بر مبانی ضد اسلامی مبتنی هستند! یعنی نه‌تنها مخالف اسلام هستند، بلکه مبنای آن‌ها ضد اسلام است؛ و این دروسی است که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و ما هم افتخار می‌کنیم که روزبه‌روز بر تعداد دانشگاه‌ها و تعداد رشته‌ها افزوده می‌شود که محتوای بسیاری از آن‌ها همین‌طور است! این یکی از جفاهای ماست.

حالا کمی نزدیک‌تر بیاییم و دایره را تنگ‌تر بگیریم؛ ما کسانی که به‌اصطلاح از فرهیختگان جامعه اسلامی هستیم، از روحانی و دانشگاهی، به‌خصوص هم‌لباس‌های خودمان را عرض می‌کنم که سر تا پای وجودمان را مرهون نعمت‌های اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین هستیم؛ اما آیا حق این نعمت‌ها را ادا کرده‌ایم؟! محرومیت خود جامعه روحانیت ما از بسیاری از معارف اهل‌بیت، نشانه جفاکاری ماست! نمی‌دانم اگر آمار بگیرند چند درصد از طلاب و فضلای حوزه که مرکز علمی تشیع در دنیاست هستند که یک دوره، حالا بحار را نگویم، یک دوره اصول کافی یا یک دوره نهج‌البلاغه را دقیقاً خوانده باشند.

یک داستان یادم آمد که یکی از دوستان موثق برای من نقل می‌کرد. ایشان گفت: یک‌بار مرحوم آقای شیخ محمدتقی اشراقی که پسر ایشان داماد امام بود، در مدرسه فیضیه منبر می‌رفت و برای طلبه‌ها صحبت می‌کرد. ایشان گله می‌کرد که شما کم‌کار می‌کنید و کم مطالعه می‌کنید! ایشان گفته بود: من یک سؤال از شما می‌کنم؛ در میان جمع شما چند نفر هستند که چند شرح نهج‌البلاغه را مطالعه کرده باشند؟! هر کس چند شرح نهج‌البلاغه را مطالعه کرده، دستش را بلند کند! هیچ‌کس دست بلند نکرد. بعد گفت: چند نفر بلند شوند و اسم ده تا از شرح‌های نهج‌البلاغه را بگویند؛ فقط اسم آن‌ها را بگویند! حالا مطالعه نکرده باشد هیچ؛ یعنی ما اسم چند تا کتاب شرح نهج‌البلاغه را بلد هستیم؟! هر کسی بیشتر از دو، سه تا را بلد نبود. هیچ‌کس نتوانست اسم ده شرح نهج‌البلاغه را بگوید. ایشان گفت: من که دارم برای شما سخنرانی می‌کنم، هفتاد شرح نهج‌البلاغه را مطالعه کرده‌ام، آن‌وقت شما اسم هفت تا شرح نهج‌البلاغه را هم بلد نیستید!

به‌هرحال ما هم باید اعتراف کنیم که نسبت به اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین جفاکاریم. این فقط یک نمونه‌اش بود وگرنه جفاهای سخت‌تری هم هست که دیگر گفتنش موجب ملال می‌شود مثل سوءاستفاده از انتساب به اهل‌بیت و روحانیت، استیکال به علم و چیزهایی از این قبیل که گفتنش خیلی لطفی ندارد.

انقلاب اسلامی؛ زنگ بیداری امت از غفلت تاریخی نسبت به اهل‌بیت‌‌‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین

پیروزی انقلاب اسلامی که به برکت بزرگ‌مردی از تبار اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین تحقق پیدا کرد بسیاری از کاستی‌های ما را آشکار کرد و زمینه رفع آن‌ها را در بخش‌های مختلف فراهم ساخت؛ در بخش‌های مختلفی که همه ما می‌دانیم. نه‌تنها ما می‌دانیم، بلکه دشمنان هم می‌دانند که وجود امام‌رضوان‌الله‌علیه چه برکاتی برای کشور ایران، برای جهان تشیع، برای جهان اسلام و حتی برای کل بشریت به ارمغان آورد. یک نفر انسان و این‌همه برکات!

از جمله برکاتی که به‌واسطه شخص امام‌رضوان‌الله‌علیه نصیب جامعه روحانیت و ما طلبه‌ها شد این بود که به بخش‌هایی از معارف اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین که تقریباً متروک و مغفولٌ‌عنه مانده بود توجه پیدا کردیم. به‌هرحال ما الآن مثل ماهی در آب هستیم و درست متوجه نیستیم که امام‌رضوان‌الله‌علیه برای ما چه آورده است. اجمالاً شاید نیمی از معارف اهل‌بیت که مربوط به مسائل اجتماعی و سیاسی است، به‌طورکلی مورد غفلت قرار گرفته بود. حالا نیم که می‌گویم آماری نگرفته‌ام که چند درصد از معارف اسلام مربوط به این مسائل است؛ صرفاً به‌طور عوامانه می‌گویم؛ و نه‌تنها نسبت به این‌ها شناخت نداشتیم و کار نکرده بودیم و زحمتی نکشیده بودیم بلکه اصلاً ورود به این عرصه‌ها ارزش منفی تلقی می‌شد!

ولایت‌فقیه؛ گامی بزرگ برای احیای معارف اجتماعی اسلام

نمی‌دانم آیا در میان آقایان کسانی هستند که درست به خاطر داشته باشند - شاید خیلی کم باشند- که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اصلاً ورود روحانیت به مسائل سیاسی و اجتماعی نه‌تنها ارزش نبود بلکه یک ارزش منفی تلقی می‌شد. یکی از دشنام‌هایی که به یک آخوند می‌دادند این بود که «این آخوند، سیاسی است». آن‌قدر روی این موضوع کار کرده بودند که سیاسی بودن با انگلیسی بودن مساوی شده بود؛ یعنی چه می‌گفتند «سیاسی است» یا «انگلیسی است» درواقع یک معنا داشت. اگر یک روحانی وارد مسائل سیاسی می‌شد او را «سیاسی انگلیسی» می‌نامیدند. دشمن از همین طریق توانسته بود ما را از نیمی از معارف اسلام و اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین دور کند؛ کاری کرده بود که نه‌تنها از عمل به آن‌ها پرهیز کنیم، بلکه حتی از بحث، فکر و نظر درباره‌شان هم اجتناب کنیم!

امام‌رضوان‌الله‌علیه با آغاز بحث ولایت‌فقیه، این باب را گشودند و درواقع قدم بزرگی برای احیای معارف اجتماعی اسلام برداشتند. حالا هنوز زود است که به‌درستی بفهمیم این حرکت چه برکت عظیمی برای خود ما و جهان اسلام داشت؛ ولی متأسفانه حتی پس از آن‌که برکاتش را دیدیم و از آن بهره بردیم، باز هم کسانی پیدا می‌شوند که دهن‌کجی می‌کنند!

 

برکات انقلاب اسلامی در احیای شعائر اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین

در میان این مسائل که مربوط به اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین می‌شود، همان‌هایی که بعد از قرآن بزرگ‌ترین نعمت الهی برای بشریت هستند و به یک معنا حقیقت قرآن و قرآن ناطق‌ هستند، یکی از برکات انقلاب این بود که نمادهایی از تکریم اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین به شکل‌های مختلف در جامعه اسلامی مطرح شد. دو نمونه معروف آن، احیای دهه کرامت و دهه فاطمیه است که یکی در جهت سرور و شادی و دیگری در جهت حزن و اندوه است.

امروز دهه فاطمیه برای ما کاملاً شناخته‌شده است و کسی در آن ابهامی ندارد؛ اما بنده به شما عرض کنم، خودم طلبه بودم و هنوز درست نمی‌دانستم که ایام شهادت حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها ایامی ویژه برای عزاداری است! با این‌که در یزد، کاشان و شهرهای دیگر کم‌وبیش مراسمی برگزار می‌شد، به‌ویژه در یزد که در تمام ایام سال، صبح و عصر روضه‌خوانی هست. شاید هیچ جا مثل یزد نباشد. روزی که در یزد روضه‌خوانی نباشد، شاید آن روز طلوع نکرده باشد. بااین‌حال ایامی مخصوص عزاداری حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها وجود نداشت!

احیای دهه فاطمیه به عنوان ایام عزاداری، از سوی مراجع بزرگ صورت گرفت و شاید نقش خود امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه در معرفی شخصیت حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها از همه مؤثرتر بود و فرمایشات ایشان بیش از همه بیانگر عظمت مقام حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها بود. نمونه دیگر، دهه کرامت است که نمادی از ایام سرور اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین است که با میلاد حضرت معصومه‌سلام‌الله‌علیها آغاز می‌شود و با میلاد حضرت رضا‌صلوات‌الله‌علیه پایان می‌یابد.

کسانی که موفق می‌شوند در این جهت حرکتی کنند باید به آن‌ها تبریک گفت. موفقیت در احیای این شعائر اسلامی و شیعی، یک نعمت بزرگ است که نصیب همه نمی‌شود؛ پیش از انقلاب که کسی چنین توفیقی داشت. امروز هم همه این توفیق را ندارند. آن‌هایی که در این راه قدمی برمی‌دارند از نعمتی ممتاز در پیشگاه الهی بهره‌مند شده‌اند که باید قدر آن را بدانند و شکرگزار باشند که توفیق یافته‌اند در این مسیر گام بردارند. نه این‌که آن را صرفاً یک شغل، یک کار، یک حرفه، یک منصب یا یک پست بدانند؛ بلکه افتخاری است که نصیب ما شده و نیازمند شکرگزاری است.

از توفیق تا تکلیف؛ گام‌های عملی در ترویج مکتب اهل‌بیت‌‌‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین

حالا این عرایض را عرض کردم تا به این‌جا برسم که اکنون که خداوند به برکت این انقلاب، به برکت شخص امام‌رضوان‌الله‌علیه و به برکت خون‌های پاک شهدا به ما توفیق داده که در احیای نمادهای اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین سهمی داشته باشیم، چه باید بکنیم که تا حدی شکر این نعمت را به‌جا آورده باشیم؟!

بدون شک یک بخش مهم این کار که بیشتر از محققان، فضلا و فرهیختگان برمی‌آید کارهای علمی‌ای است که باید در این زمینه انجام شود. این فعالیت‌ها تقریباً از همان اوایل انقلاب کم‌وبیش آغاز شده است؛ ازجمله اینکه در مشهد و دیگر شهرها کنفرانس‌هایی درباره شخصیت امام رضاصلوات‌‌الله‌‌عليه‌‌، مکتب اهل‌بیت‌صلوات‌‌الله‌‌عليهم‌‌اجمعين و سیره ایشان به صورت پراکنده برگزار شده است اما این‌ها هنوز بسیار خام و ابتدایی‌ هستند و باید بسیار بیشتر روی آن‌ها کار شود تا حق این‌ها لااقل از دیدگاه علمی ادا شود.

به‌عنوان‌مثال یک مرور جامع بر مجموعه روایات حضرت رضاصلوات‌‌الله‌‌عليه‌‌ صورت بگیرد تا معلوم شود موضوعات کلی این روایات در چند بخش‌ هستند و ما اصلاً روایات حضرت رضاصلوات‌‌الله‌‌عليه‌‌ را در چه زمینه‌هایی داریم. خود این یک کار مستقل است. سپس در هر بخش کارگروه‌هایی تشکیل شود که سال‌ها زحمت بکشند تا آن‌ها را به ثمر برسانند و آن‌ها را مثل غذایی که آماده شده و در بشقاب گذاشته می‌شود آماده بهره‌برداری کنند. این یکی از کارهاست. امیدواریم ان‌شاءالله کسانی همت کنند و خداوند به آن‌ها توفیق‌ بدهد که در این راه موفق شوند. از ما که دیگر گذشته اما ما هم اگر بتوانیم خدمت‌گزاری باشیم و در این راه قدمی برداریم.

بخش دیگری که بیشتر جنبه تربیتی دارد تا جنبه نظری، فکری و آموزشی، تلاش در تعریف و تبیین اصول تربیتی مکتب اهل‌بیت‌صلوات‌‌الله‌‌عليهم‌‌اجمعين است که در زندگی حضرت رضاصلوات‌‌الله‌‌عليه‌‌ تبلور پیدا کرده است؛ اینکه اصلاً ایشان چگونه برای تربیت دیگران عمل می‌کردند. خود بیان معارف یک مسئله است اما اینکه چگونه دیگران را می‌ساختند، چه روش‌های تربیتی‌ای را به کار می‌گرفتند، چه کسانی را تربیت کردند و از چه مرحله‌ای به چه مرحله‌ای رساندند و نمونه‌هایی از این قبیل یک مسئله دیگر است.

بخش دیگر مربوط به رفتارهای اجتماعی و سیاسی است که باز حضرت رضاصلوات‌‌الله‌‌عليه در میان سایر ائمه سهم بیشتری را در این جهت دارند که ما باید بتوانیم از زندگی ایشان برای تبیین معارف مربوط به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی در شرایط مختلف استفاده کنیم. حتی در شرایطی که یک حکومت جائری سر کار است در چنین شرایطی چه باید کرد؟! چه کارهایی می‌توان انجام داد؟! چگونه باید با آن‌ها تعامل داشت؟!

و بالاخره بخشی که بیشتر به هم‌لباس‌های ما مربوط می‌شود جنبه ترویج این مکتب است؛ ابتدا در میان خودشان، یعنی ارتقای سطح فرهنگ مذهبی‌شان؛ و سپس در میان سایر مسلمانان که باز این از وظایف ما شیعیان است که مکتب اهل‌بیت‌صلوات‌‌الله‌‌عليهم‌‌اجمعين را به دیگران معرفی کنیم. ما انتظار داریم چه کسی این کار را انجام دهد؟! این ما هستیم که باید تلاش کنیم و امتیازات و مزایای اهل‌بیت را به سایر مسلمانان معرفی کنیم که شما غافل هستید و از این معارف محروم هستید.

برای این کار راه‌ها و شیوه‌های فراوانی وجود دارد و نمونه‌های زیادی هست، منتها باید آن راه‌ها و شیوه‌ها را یاد گرفت و از آن‌ها استفاده کرد. در چنین جاهایی شیوه تخاصم و تهاجم فایده‌ای ندارد. این‌جا باید با محبت، صمیمیت، دلسوزی و خیرخواهی، دیگران را متوجه کرد وگرنه اگر انسان به روی کسی شمشیر بکشد و بگوید «من می‌خواهم تو را اصلاح کنم! من پزشک هستم و می‌خواهم تو را معالجه‌ کنم» او هیچ‌وقت باور نمی‌کند. انسان به‌گونه‌ای باید با او رفتار کند که طرف مقابل بفهمد دلسوز اوست و خیرش را می‌خواهد تا آمادگی پیدا کند که حرفش را بپذیرد.

این زمینه‌ها وجود دارد؛ نمونه‌های عینی فراوانی از صدر اسلام تا امروز وجود دارد اما ما غافل هستیم و به دنبال این نمی‌رویم که آن‌ها را یاد بگیریم و عمل کنیم. متقابلاً برخورد با دشمنانی که از روی عناد نمی‌گذارند مردم معارف اهل‌بیت را بشناسند، چگونه باید باشد؟! با آن‌ها چه باید کرد؟! این‌ها همیشه بوده‌اند، حالا هم هستند. کسانی هستند که سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ * خَتَمَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ؛[1] بالاخره این‌ها هم هستند؛ و نیز وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ.[2] این‌ها کوردلانی هستند که با تمام توان‌شان علیه حق و ازجمله حقایق اهل‌بیت‌صلوات‌‌الله‌‌عليهم‌‌اجمعين مبارزه می‌کنند. ما در برابر آن‌ها هم یک وظیفه‌ای داریم؛ در مقابل آن‌ها چه کار باید بکنیم؟! محبت کردن با این‌ها هیچ‌گاه نتیجه نمی‌دهد. راه مبارزه و برخورد با این‌ها را باید یاد گرفت، البته آن‌هایی که از روی عناد عمل می‌کنند؛ مثل همین وهابی‌هایی که رفتارشان با هیچ منطق انسانی‌ای سازگار نیست؛ به نام اسلام رفتارهایی می‌کنند که هیچ وحشی‌ای نمی‌کند! آخر کدام مکتبی، کدام انسانی، کدام عقلی، کدام عاطفه‌ای اجازه می‌دهد که انسان پس از کشتن دشمن، جگر او را دربیاورد و به صورت خام‌ بخورد؟! کدام منطق چنین چیزی را می‌پذیرد؟! ما فقط یک نمونه‌اش را از هند جگرخوار سراغ داشتیم. در کدام مکتب چنین رفتارهایی وجود دارد؟! آن هم به نام اسلام و به نام توحید این کارها را بکنند! که چون آن‌ها شیعه‌ها را مشرک می‌دانند می‌گویند حالا که مشرک هستند آن‌ها را بکشید! حالا آن‌ها را کشتید، دیگر این کارها چیست؟!

نحوه برخورد با این‌ها هم را باید یاد بگیریم که چه کار باید بکنیم؛ و درباره همه این‌ها در معارف اهل‌بیت زمینه‌ها و منابعی وجود دارد که به ما یاد می‌دهد. ما باید برویم بگردیم، راهش پیدا کنیم و بیان کنیم و هم زمینه عملش را فراهم کنیم.

جفای دوستان؛ افراط و تفریط در شناخت اهل‌بیت‌علیهم‌السلام

و بالاخره یکی از جفاهایی که ما دوستان اهل‌بیت نسبت به اهل‌بیت می‌کنیم، افراط و تفریط‌هایی است که درباره اهل‌بیت وجود دارد؛ و این چیزی است که از صدر اسلام پیش‌بینی شده است. خود امیرالمؤمنین‌صلوات‌الله‌علیه در نهج‌البلاغه فرمودند: سَيَهْلِكُ فِيَّ صِنْفَانِ: مُحِبٌّ مُفْرِطٌ يَذْهَبُ بِهِ الْحُبُّ إِلَى غَيْرِ الْحَقِّ وَ مُبْغِضٌ مُفْرِط.[3] از یک طرف، کسانی هستند که از روی تنگ‌نظری، کم‌معرفتی، جهل، بسیاری از فضائل اهل‌بیت را انکار می‌کنند.

حقیقت این است که برخی از مقامات اهل‌بیت آن‌قدر بلند است که حتی خواص هم تحمل آن‌ها را نداشتند؛ وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ وَ لَقَدْ آخَى رَسُولُ اللَّهِ‌صلی‌الله‌علیه‌وآله بَيْنَهُمَا؛[4] این‌ها فی‌الجمله هست؛ اما بعضی‌ها هستند که اصلاً حتی فضائل ساده را هم تحمل نمی‌کنند؛ حتی در اثبات عصمت اهل‌بیت مشکل دارند! در میان علما هم کسانی پیدا می‌شوند که سعی دارند این اعتقاد به عصمت اهل‌بیت را به صورت‌هایی تضعیف کنند! شاید آن‌ها هم به خاطر افراط‌هایی که دیگران کرده‌اند این موضع را گرفته‌اند ولی به‌هرحال این هم جفای در حق اهل‌بیت شده است که بسیاری از فضائل ایشان حتی برای دوستان‌شان هم ناشناخته مانده است! برای جلوگیری از غلوّ درباره اهل‌بیت، مقام‌شان را آن‌قدر پایین آورده‌اند که گویی یک انسان عادی هستند که علم و عبادتشان کمی بیشتر است! و این برای آنکه ما بفهمیم که بین آن‌چه ما می‌فهمیم و مقامات واقعی ایشان چه نسبتی هست، خیلی فاصله می‌اندازد.

این یک نوع جفاست. جفای دیگر از طرف دوستان نادان است؛ شعارهایی و تعبیراتی که نه محتوای عقلی دارد و نه شرع آن را می‌پذیرد و حتی بدآموزی هم دارد و سوژه‌ای هم برای دشمنان درست می‌کند؛ تعبیرات زننده‌ای که هیچ لزومی ندارد! بااین‌حال اصرار می‌کنیم که این‌ها مطرح شود! کدام خدا، کدام پیامبر یا کدام امام چنین تعبیراتی را به‌کار برده است؟! کجا اشاره شده که شما چنین تعبیراتی را به کار ببرید؟! مثلاً «حسین‌اللهی»، «زینب‌اللهی» و امثال آن. این‌ها جز این‌که سوژه‌ای به دست دشمن بدهد و مردم را از اهل‌بیت بیشتر دور کند چه نتیجه‌ای دارد؟! جعل این اصطلاحات که لااقل ظاهرشان غلوآمیز است، حالا آیا بشود برای آن‌ها یک تفسیر یا توجیه معقولی کرد یا نه که خیلی هم بعید می‌دانم؛ آخر چه تفسیری می‌شود کرد؟! به‌هرحال این افراط و تفریط‌ها هم جفاهایی است که ما دوستان می‌کنیم. دشمنان دشمنی خودشان را می‌کنند؛ اما ما به بهانه دوستی این جفاها را در حق اهل‌بیت می‌کنیم و مانع شناخت حقیقت اهل‌بیت می‌شویم. وقتی این تعبیرات را از کسانی که آن‌ها را به‌ عنوان شیعه می‌شناسند می‌شنوند می‌گویند شیعه‌ها این‌ها را گفته‌اند! و همین باعث می‌شود که از شیعه فاصله بگیرند، کتاب‌های شیعه را مطالعه نکنند و با یک عالم شیعه تماس نگیرند. می‌گویند شیعه این‌ها هستند دیگر!

ما به دست خودمان، به نام دوستی اهل‌بیت، با اهل‌بیت دشمنی می‌کنیم. موارد دیگر هم از این قبیل هست که ذکرشان، هم ملال‌آور است و هم همه آقایان از من بهتر می‌دانند. امیدواریم که ان‌شاءالله باز هم به برکت خون‌های شهدا و به برکت اخلاص و فداکاری‌های مردم مخلص بی‌نام‌ونشان، نام‌گریز و نشان‌گریز، به برکت اخلاص آن‌ها، خداوند متعال به ما توفیق بدهد که وظایف‌مان را نسبت به اهل‌بیت بیشتر بشناسیم و بهتر عمل کنیم و از نتایجش بیشتر بهره‌مند شویم.

وَفَّقَنَا اللَّهُ وَإِيَّاكُمْ إِنْ‌شَاءَ‌اللَّهُ

وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ


[1]. بقره، 6 و 7.

[2]. یس، 9.

[3]. نهج‌البلاغه، خطبه 127.