فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها؛ اسوه برتر انسانیت

کاشان، به مناسبت میلاد حضرت زهرا‌سلام‌الله‌علیها
تاریخ: 
سه شنبه, 3 دى, 1370

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

الْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلاَةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیِّدِ الأنْبِیَاءِ وَالْمُرسَلِین حَبِیبِ إلَهِ الْعَالَمِینَ أبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِهِ الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِین لاسیَّما الْإِمَامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِيِّ اَلْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ العَسکری عَجَّلَ الله تَعالَی فَرَجَه وَ جَعَلنا مِنْ اَعْوانِهِ وَ اَنْصارِهِ

أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ‌ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ * وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ * وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ.[1]

نثار روح امام بزرگوار و شهدای والامقام اسلام، صلواتی ختم بفرمایید.

فرارسیدن زادروز بزرگ‌بانوی اسلام، فخر بشریت، صدیقه کبری، فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها را به محضر مقدس فرزند ارجمندشان، ولی عصرعجل‌الله‌فرجه‌الشریف و ولی امر مسلمین و همه علاقه‌مندان به خاندان عصمت و طهارت، مخصوصاً شما خواهران و برادران حاضر، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. از خداوند بزرگ مسئلت می‌کنیم که به همه ما معرفت و محبت بیشتری به این بانوی گرامی و خاندان رسالت مرحمت فرماید و توفیق بیشتری برای تأسی به این اسوه‌ها و الگوهای الهی عنایت فرماید.

در این روز و این هفته، مناسبت‌های گوناگونی وجود دارد که می‌توان درباره آن‌ها سخن گفت اما میلاد مسعود فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها اقتضا می‌کند که درباره شخصیت این انسان والا، ممتاز و بی‌نظیر سخن گفته شود. نام‌گذاری این روز به‌عنوان روز مادر و این هفته به‌عنوان هفته زن نیز اقتضا دارد که درباره موقعیت زن در اسلام و در جامعه اسلامی ما بحث شود.

مناسبت‌های دیگری هم وجود دارد؛ ازجمله اینکه تولد امام راحل‌رضوان‌الله‌علیه در همین روز یعنی روز تولد مادرشان حضرت زهراسلام‌الله‌علیها اتفاق افتاده است. از خدای بزرگ مسئلت می‌کنیم که آن رهبر عزیز را که از فیض حضورشان محروم شدیم، در بهشت برین مهمان مادرشان حضرت زهراسلام‌الله‌علیها قرار دهد و در همان عالم، دعاهای ایشان را شامل حال همه ما بفرماید که مسلماً آن دعا به اجابت می‌رسد.

در چند دقیقه‌ای که مزاحم شما هستم سعی می‌کنم عرایضی را متناسب با میلاد فرخنده حضرت زهرا‌سلام‌الله‌علیها، روز زن و نتایج و بهره‌هایی که باید از این ایام بگیریم در چند بخش تقدیم کنم.

عظمت مقام حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها

همه ما به یاد داریم که مرحوم امام‌رضوان‌الله‌علیه هنگام سخن گفتن از مقام والای فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها، آن‌چنان اوج می‌گرفتند که با اعتراف به قاصر بودن زبان انسان‌ها از بیان گوشه‌ای از مقامات آن حضرت، خودشان چنان سخن می‌گفتند که کمتر سخنی به پایه سخنان والا، پرارج و بلند ایشان درباره مقام حضرت زهراسلام‌الله‌علیها می‌رسد. سخنان امام‌رضوان‌الله‌علیه همیشه بلند، آموزنده و عمیق بود اما شاید تابه‌حال هیچ سخنی به آن پایه نرسیده باشد که ایشان درباره حضرت زهراسلام‌الله‌علیها سخن گفته‌اند.

وقتی امام‌رضوان‌الله‌علیه با آن عظمت مقام، از اینکه بتوانند مقام حضرت زهراسلام‌الله‌علیها را توصیف کنند احساس عجز می‌کنند، بدیهی است که از امثال ما چه برمی‌آید؟! ما فقط می‌توانیم به آستان ملک‌پاسبان این بانوی عظیم که فخر انسانیت و بلکه گل سرسبد آفرینش به شمار می‌رفتند اظهار ارادتی کنیم و از خداوند متعال درخواست کنیم که خودش معرفت بیشتری به ما مرحمت کند و دل‌های ما را از محبت اهل‌بیت، به‌خصوص این بانوی بزرگوار که ریشه این شجره طیبه هستند مالامال فرماید.

نقش الگوهای شایسته در تربیت انسان

راجع به مقام زن که حضرت زهراسلام‌الله‌علیها بزرگ‌ترین الگوی این جنس شریف هستند، کافی است به این دو آیه‌ای که در ابتدای عرایضم تلاوت کردم توجه بفرمایید. خداوند متعال در قرآن کریم شیوه‌های مختلفی از بیان را به کار گرفته است که هرکدام برای تربیت انسان‌ها تأثیر خاصی دارند. یکی از شیوه‌هایی که در قرآن کریم مورد استفاده قرار گرفته شیوه تمثیل است. این شیوه، به‌خصوص در امر تربیت، بسیار مؤثر است. امروز روان‌شناسان، به‌خصوص متخصصان مسائل تربیتی، به این حقیقت رسیده‌اند که مؤثرترین شیوه برای تربیت انسان‌های دیگر ارائه الگوی شایسته است. بحث‌های نظری، استدلال‌های منطقی و سخنان علمی، کم‌وبیش می‌توانند در رفتار انسان و ساختن شخصیت و منش او تأثیر داشته باشند اما این تأثیرها در برابر تأثیر ارائه یک الگو، ضعیف است. بهترین راه برای پروراندن انسان‌های شایسته، نشان دادن الگوهای شایسته است. اگر این الگوها در میان اجتماع باشند و رفتارشان در مرئی و منظر مردم قرار بگیرد، اثر بسیار مطلوبی بر دیگران خواهند داشت.

اگر بررسی کنیم که چرا بعضی از جوامع، اعم از جوامع کوچک یا بزرگ، در میان جوامع مشابه خود از امتیازهای خاصی برخوردارند، به نکات جالبی می‌رسیم. حتماً در استان شما، در شهرستان شما، محله‌ها یا روستاهایی وجود دارند که ازلحاظ معنوی، دینی، اخلاقی و پاک‌دامنی، بر محل‌های دیگر امتیاز دارند. ما در استان‌های دیگر نیز نمونه‌هایی سراغ داریم. حتماً در استان شما نیز چنین مواردی وجود دارد. وقتی ریشه‌یابی می‌شود که چگونه این محل یا این قریه از روحیه پاکی، صفا و معنویت بیشتری برخوردار شده است معلوم می‌شود که افراد ممتازی از قدیم در آنجا وجود داشته‌اند که الگوی مردم قرار می‌گرفتند. غالباً هم این افراد از روحانیان بودند؛ بعضی نیز غیرروحانی بودند که البته آن‌ها هم به نوبه خود دست‌پرورده علما بودند.

وجود افراد شایسته در یک اجتماع، برکتی عظیم است؛ غیر از برکت‌های معنوی، از این جهت که رفتارشان الگوی دیگران قرار می‌گیرد، بسیار بیش از درس اخلاق و استدلال منطقی در ساختن شخصیت انسان مؤثر است. بر این اساس اگر بگوییم یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های خدا بر انسانیت این بوده است که افرادی مانند انبیا، ائمه معصومین و حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌علیهم‌اجمعین در میان انسان‌ها یافت شدند و خدا چنین عزیزانی را آفریده است سخنی به‌گزاف نگفته‌ایم؛ چون بیشترین نقش را در تربیت سایر انسان‌ها، همین وجود این افراد پاک در میان اجتماع ایفا کرده‌اند.

خداوند متعال از همین شیوه تمثیل و ارائه الگو که عرض کردم، در این دو آیه یاد کرده است: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا. خدا برای مؤمنان جهان، نه‌تنها زنان مؤمن در عصر پیغمبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله، بلکه برای همه زنان و مردان مؤمن، الَّذِينَ آمَنُوا، الگو معرفی می‌فرماید. قدر متیقن این تعبیر، مردان هستند اما اختصاص به مردان ندارد زیرا این تعبیر در زبان عربی، عام است و زنان را هم شامل می‌شود.

خدا برای تمام مؤمنان جهان، اعم از مرد و زن، الگو معرفی می‌کند. الگوی مردان شایسته، همسر فرعون است؛ وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ؛ می‌فرماید: «ای مردم مؤمن! اگر می‌خواهید به کسی تأسی کنید، اگر می‌خواهید الگو بگیرید، اگر می‌خواهید از دیگران سرمشق بگیرید، به همسر فرعون نگاه کنید. او الگوی انسان‌های شایسته بود.»

همسر فرعون؛ الگوی ایمان و اراده

بعد قرآن کریم فرازی از سخنان همسر فرعون را نقل می‌فرماید که عارفان بزرگ جهان باید درباره آن بیندیشند: إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ. ملکه مصر، بزرگ‌ترین و متمدن‌ترین کشور آن عصر، در دربار فرعون می‌توانست از بهترین مزایای جهان استفاده کند اما به خدا عرض می‌کند که «من از این زندگی به تنگ آمده‌ام. این کاخ را نمی‌پسندم. این کاخ، کاخ ستم است. من از تو می‌خواهم خانه‌ای نزد خودت در بهشت برایم بنا کنی».

همت را ببینید! به خدا عرض می‌کند: «من می‌خواهم از این کاخ بیرون بروم اما به چیزی نازل‌تر از مقام قرب تو هم رضایت نمی‌دهم. خانه‌ای نزد تو می‌خواهم؛ بالاترین مقام قرب الهی را می‌خواهم. ای خدای بزرگ! می‌خواهم جایی باشم که نزدیک‌ترین مقام به توست. آنجا را انتخاب می‌کنم. درخواست من از تو این است که جایگاه مرا در نزدیک‌ترین مقامات به خودت قرار بدهی؛ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ؛ دیگر نمی‌توانم رفتار ستمگران را تحمل کنم. مرا از فرعون و رفتار ناشایست او نجات بده!»

درباره این آیه شریفه و آیه بعد، بحث‌های زیادی ازنظر روان‌شناسی، تربیت، اخلاق و عرفان قابل طرح است که مجال بیان آن‌ها نیست. بنده هم صلاحیتش را ندارم اما نکته‌های بسیار مهمی از آن استفاده می‌شود که به‌طور اختصار به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنم. امروز می‌دانید که در فرهنگ رایج دنیا یعنی فرهنگ غربی که به‌اصطلاح مبتنی بر علوم تجربی است این فکر رواج پیدا کرده که منش و شخصیت انسان، ساخته محیط است یا اینکه دو عامل، یعنی مجموع وراثت و محیط، شخصیت انسان را می‌سازند. تجربه‌های فراوان، فرضیه‌ها، نظریه‌ها، کتاب‌ها و آزمایش‌های زیادی درباره این مسئله انجام شده که محصول آن‌ها این است که برآیند وراثت و محیط، شخصیت انسان را شکل می‌دهد. شخصیت فرد مقداری از عوامل ارثی و مقداری هم از عوامل محیطی تأثیر می‌پذیرد و شخصیت او ساخته می‌شود. اختلاف عوامل محیطی و ارثی است که از جهات مختلف شناختی، فرهنگی، جسمانی، روحانی، روانی، عواطف و احساسات و ابعاد مهم شخصیت هر فرد بین انسان‌ها تفاوت ایجاد می‌کند. بر اساس این دیدگاه، اختلاف شخصیت انسان‌ها به اختلاف عوامل ارثی و محیطی بستگی دارد.

این فکر چنین ایده‌ای را القا می‌کند که خود انسان مسئولیتی ندارد؛ یعنی آنچه رفتار من را تعیین می‌کند، یا عوامل ارثی است که از پدر و مادر و اجدادم به ارث برده‌ام، یا عوامل محیطی است. من در این میان مجبورم تابع تأثیر این عوامل باشم. آنچه مقتضای محیط و وراثت است را ناچار باید بپذیرم و راه دیگری ندارم.

طبعاً اگر کسی در دربار فرعون بزرگ شده باشد، با آن وضعی که کم‌وبیش هرکسی می‌تواند در ذهنش مجسم کند، چه وضعی خواهد داشت؟! فرعون، دیکتاتوری بود که ادعای خدایی داشت و می‌گفت: أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ.[2] او مدعی بود که تمام برکات زمین از پرتو وجود اوست! می‌گفت: «هَٰذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي!»؛[3] یعنی مگر نمی‌بینید این نهر نیل به برکت من است؟! این نهرها که می‌بینید در زمین‌هایتان جریان دارند و تمام سرمایه و هستی شما از کشاورزی این نیل است، این‌ها به برکت من هستند!» چنین کسی با این قدرت که مردم هم او را پذیرفته و به خدایی قبول کرده بودند، عبادتش می‌کردند و تمام هستی خود را مرهون او می‌دانستند، برای همسرش در کاخ خود چه وسایل راحتی‌ای فراهم کرده بود؟! هرچه از دستش برمی‌آمد فراهم کرده بود. این محیط چقدر اقتضا دارد که خانمی که در این دربار زندگی می‌کند هواپرست و اهل هوس باشد و به دنبال تجملات و هواهای نفسانی و خوش‌گذرانی و عیاشی برود؟! کاخی که روی رود نیل ساخته شده است، منظره‌ای رؤیایی دارد و اطرافش باغ‌های سرسبز و خرم است؛ کاخی مالامال از جواهرات. طبعاً عوامل محیطی اقتضا می‌کند که کسی که در چنین محیطی زندگی می‌کند، هیچ گرایشی به معنویات، امور مذهبی، الهی و ماورای طبیعی پیدا نکند. آنچه می‌بیند، زرق‌وبرق دنیاست. چگونه فکر آخرت و معنویت به سر او می‌افتد؟! حالا اگر این فکر به ذهنش آمد و خواست حرکتی بکند، مگر عوامل محیطی اجازه می‌دهند؟! قوانین روان‌شناسی می‌گویند عوامل محیطی اجازه نمی‌دهند؛ اما ببینید این خانم چه قدرت روحی و اراده‌ای دارد که بر تمام این عوامل ارثی و محیطی پا گذاشته و شخصیت استثنایی‌ای برای خودش ساخته است؛ شخصیتی که هیچ نشانی از منش‌های رایج آن محیط در او دیده نمی‌شود و به مشام نمی‌رسد؛ آن هم در چه اوجی! نمی‌گوید: «خدایا! مرا به بهشت ببر؛ نعمت‌های دنیا را نمی‌خواهم، در عوض نعمت‌های بهشت و آخرت را به من بده!» سحره فرعون هم مقام بلندی داشتند. آن‌ها نیز بسیار چشم‌پوشی و فداکاری کردند؛ حاضر شدند حق را بگویند ولو اینکه کشته شوند؛ و کشته هم شدند و آن‌ها را به دار کشیدند. آن‌ها آگاهانه، به دار کشیده شدن را انتخاب کردند. مقام بلندی بود اما گفتند: «وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ؛[4] اگر دنیا را از ما بگیری، آخرت سر جای خودش هست»؛ اما این خانم، پا را یک قدم فراتر گذاشته است. او آخرت را هم زیر پا گذاشته است و می‌گوید: «من فقط تو را می‌خواهم. آنچه می‌خواهم، قرب توست؛ عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ؛ جایی می‌خواهم که نزد تو باشم.» به چیز دیگری اعتنا ندارد.

در آن محیط پلید، گوهری با این درخشندگی به بار می‌آید. این به انسان‌ها می‌فهماند که در وجود شما قدرت اراده‌ای هست که می‌تواند تمام عوامل ارثی و محیطی را خنثی کند؛ اگر بخواهید و اگر تصمیم بگیرید. نگویید: «محیط، ما را مجبور کرد که چنین و چنان کنیم!» آیا محیط شما بدتر بود یا دربار فرعون؟! نگویید: «همسرم نگذاشت!» آیا همسر شما قدرتش بیشتر بود یا فرعون؟! نگویید: «دوستان و همسایگان و همنشینان و ندیمان نگذاشتند!» مگر ندیمان همسر فرعون چه کسانی بودند؟! پس اگر بخواهید، اگر اراده کنید و اگر تصمیم بگیرید، به هر مقامی که دلتان بخواهد می‌توانید برسید. البته وقتی تصمیم گرفتید، باید پای آن بایستید؛ چنان‌که همسر فرعون تصمیم گرفت و انتخاب کرد و تا آخر، پای انتخابش ایستاد؛ تا جایی که بدنش را به میخ کشیدند و جز حمد و ستایش خدا چیزی به زبان نیاورد. گفت: «الحمدلله که از فرعون نجات پیدا کردم! دیگر شریک ظلم او نمی‌شوم»؛ و البته شریک ظلم او هم نبود. این یک الگوست.

الگوی دیگر، مریم بنت عمران است. خدا برای مردان باایمان و شایسته عالم، دو الگو معرفی کرده است؛ دو خانم؛ یکی همسر فرعون و دیگری مریم، مادر عیسی. این دو را در کنار هم ذکر می‌فرماید و ابتدا هم همسر فرعون را می‌آورد.

پس با توجه به نقش ارائه الگو در ساختن انسان‌ها و استفاده از این شیوه در بیانات قرآنی، درمی‌یابیم الگویی که قرآن معرفی می‌کند چقدر باید اهمیت داشته باشد. من مطمئن هستم اگر آیه‌ای که در آن، خداوند متعال همسر فرعون و حضرت مریم را به‌عنوان الگو برای همه مؤمنان معرفی می‌کند درباره حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها نازل می‌شد، اگر می‌خواست مثالی بزند مثلاً می‌فرمود: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ؛ زیرا حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها سیده نساء عالمین است. همسر فرعون و مریم بنت عمران، خدمتگزاران زهرا هستند و افتخار می‌کنند که در خانه زهرا خدمتکاری کنند.

ما ملت مسلمان مشمول چنین عنایت الهی شده‌ایم که در امت اسلام چنین بانویی به وجود آمده است و خداوند متعال، به‌خصوص به ما شیعیان افتخار معرفت و محبت بیشتر نسبت به این صدیقه کبری و افتخار زنان جهان را مرحمت فرموده است. امیدواریم خدا این معرفت و محبت را تا پایان عمر از ما نگیرد. مبادا روزی در اثر رواج فرهنگ غربی و ارائه ارزش‌های کفرآمیز، این محبت‌ها در دل ما کم‌رنگ شود و ما به الگوهای دیگری گرایش پیدا کنیم.

چگونه از حضرت زهراسلام‌الله‌علیها الگو بگیریم؟!

باری، ما باید حداکثر استفاده را از این الگوها برای زندگی خودمان ببریم. چگونه؟! آیا کافی است که فقط به خاندان عصمت و طهارت عشق بورزیم، گاهی به زبان، گاهی با تشکیل مجالس جشن و سرور و کارهایی از این قبیل؟! البته این کارها بسیار عالی است و حتماً باید روزبه‌روز هم بیشتر شود. این‌ها همچون جوی‌های روانی هستند که در کنار باغستان‌ها می‌گذرند و درخت‌ها را آبیاری می‌کنند. اگر این مراسم جشن و سرور و اظهار ارادت به این خاندان نباشد دل‌های ما می‌میرد و ایمان ما کم‌رنگ می‌شود. همین‌هاست که ایمان ما را زنده نگه می‌دارد؛ البته در ایام سرور، مجالس جشن و در ایام عزا نیز مجالس سوگواری. احساسات دینی ما را همین‌ها زنده نگه داشته‌اند و البته باید بکوشیم که زنده‌تر و باطراوت‌تر هم بشوند.

اما این تنها کافی نیست. این‌ها مقدمه‌ای هستند برای اینکه ارتباط ما با این خاندان، عمیق‌تر و ژرف‌تر شود و روابط و پیوندهای ما محکم‌تر شود تا بیشتر بهره ببریم؛ اما چه بهره‌ای؟! باید ابعاد وجود این الگوهای الهی را بشناسیم و سعی کنیم در عمل به آن‌ها نزدیک شویم. اگر بگویم به آن‌ها برسیم، سخنی گزاف گفته‌ام اما باید سعی کنیم ازلحاظ معرفت و شناخت، ازلحاظ اهتمام به علم و تعلیم و تعلم، ازلحاظ عبادت و ازلحاظ معرفت و عرفان شباهتی به رفتار آن‌ها پیدا کنیم. باید در این زمینه از شیوه‌هایی استفاده کنیم که از این خاندان نقل شده است. هرچند وجود آن‌ها در میان ما نیست و از زیارتشان محروم هستیم، بزرگان ما تلاش کرده‌اند سیمای آن‌ها را برای ما مجسم کنند و رفتار و سنتشان را برای ما حفظ کنند تا گردوغبار زمانه بر چهره تابناکشان ننشیند و ما را از حقایق صفات و خصال آن‌ها محروم نکند.

اگرچه فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها را نمی‌بینیم اما باید بتوانیم شخصیت و ویژگی‌های روحی و رفتاری ایشان را بشناسیم. این زحمتی است که دانشمندان کشیده‌اند و این آثار و سیره را برای ما حفظ کرده‌اند. خدا به همه آن‌ها پاداشی درخور رحمت خودش عنایت کند و به ما نیز توفیق قدردانی و رساندن این میراث را به آیندگان مرحمت فرماید.

زن؛ مظهر رحمت و جمال الهی

باری، اگر بخواهیم اندکی با اصطلاحات عرفانی درباره ویژگی‌های زن سخن بگوییم، عارفان، مخلوقات خدا را مظاهر صفات او می‌دانند. ویژگی‌های کمالی‌ای که در هر موجودی وجود دارد، به زبان عرفانی، جلوه‌ای از صفات بی‌نهایت کامل الهی است. شجاعت بزرگان، مانند امیرالمؤمنین‌صلوات‌الله‌علیه جلوه‌ای از قدرت الهی است. بیان و علم ایشان جلوه‌ای از علم بی‌نهایت خداست و همین‌گونه سایر صفات کمالیه‌ای که در مخلوقات ظهور می‌کند.

اگر بخواهیم در میان مخلوقات، مظهری برای رحمت و عطوفت الهی پیدا کنیم، در میان کدام جنس و کدام صنف از مخلوقات می‌توانیم مظهر و مَجلایی برای این صفت عظیم الهی پیدا کنیم؟! تحقیقاً در جهان آفرینش، موجودی که بهتر از هر موجود دیگری بتواند مظهر و جلوه رحمت، محبت و عطوفت الهی باشد، بهتر از زن پیدا نخواهد شد. اگر در مردان، مظاهر قدرت و عظمت الهی جلوه می‌کند، در زنان نیز رحمت، محبت و عطوفت الهی ظهور پیدا می‌کند. به زبان دیگر، اگر مردان مظهر جلال الهی هستند، زنان مظهر جمال الهی هستند. صفات خدا به دو دسته صفات جلال و جمال تقسیم می‌شود.

انسان باید موقعیت خودش را در جهان بشناسد تا مسیر صحیح زندگی را انتخاب کند. متأسفانه فرهنگ مادی که امروز بر اکثریت جهان حاکم است انسان‌ها را از خود بیگانه کرده و آن‌ها را غافل ساخته است از اینکه حقیقت انسان، خلیفة‌اللهی است و انسان مظهر اسما و صفات الهی است. در میان مخلوقات، تنها مخلوقی که می‌تواند مظهر جمیع اسما و صفات الهی باشد انسان است؛ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا.[5] سایر موجودات نیز مظهری از اسمای خدا هستند. فرشتگان نیز مظهر اسمای الهی هستند اما مظهر «سُبّوح» و «قُدّوس».

وقتی ملائکه می‌گویند: «أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ؛[6] آیا مقام خلافت‌اللهی را به موجودی می‌دهی که خون‌ریز و فسادکار باشد، درحالی‌که ما اهل تسبیح و تقدیس هستیم؟!» پاسخ داده می‌شود: إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ؛ شما نمی‌دانید در وجود انسان چه گوهری نهفته است و چه استعدادی در این موجود وجود دارد که می‌تواند او را به مقامی برساند که شما فرشتگان مقرب باید خادم او باشید؛ البته در صورتی که قدر خودش را بداند و آن استعدادها را به فعلیت برساند.

ای فرشتگان! شما اگر مظهر «سبحان» هستید و اسم «سبوح» و «قدوس» در وجود شما ظهور می‌کند اما آدم مظهر جمیع اسما است: وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا. این اشاره به این حقیقت است که ای آدمیزاد! قدر خودت را بدان! خودت را هم‌ردیف چهارپایان قرار نده! تو برای خوردن و آشامیدن آفریده نشده‌ای! تو برای دلباختگی در برابر زرق‌وبرق‌های دنیا خلق نشده‌ای! تو برای مقام «عنداللهی» خلق شده‌ای؛ آن‌چنان‌که همسر فرعون این حقیقت را شناخت. قدر خودت را بشناس! خودت را هم‌ردیف حیوانات قرار نده! آنچه اندیشه‌های سطحی در مغز تو ایجاد می‌کنند و گرایش‌های حیوانی، تو را به آن سو می‌کشانند در شأن تو نیست. ای مرد! بکوش علم و قدرت الهی را در وجود خود به ظهور برسانی؛ و ای زن! بکوش رحمت، محبت و عطوفت الهی را در وجود خود ظاهر کنی.

چرا مادر در تمام فرهنگ‌های جهان، نماد عطوفت و مهربانی شناخته شده است؟ این استعدادی است که خدا در وجود زن قرار داده است. باید این استعداد را شناخت، ارج نهاد و پرورش داد. از وجود این موجود است که محبت الهی ظهور پیدا می‌کند؛ محبتی که در مقابلش چشم‌داشتی وجود ندارد. فداکاری‌های مادر برای چیست؟ آیا برای این است که از فرزند پاداشی بگیرد؟ او تمام هستی‌اش را برای سعادت فرزند خودش فدا می‌کند و چیزی از فرزندش نمی‌خواهد. این نشانه‌ای از رحمت خداست. خداست که همه رحمت‌ها را به بندگانش می‌دهد و در مقابل، از کسی عوضی نمی‌خواهد. انسان‌های دیگر ممکن است به دیگران خدمت کنند اما ته دلشان چشم‌داشتی دارند. دلیلش این است که اگر طرف مقابل جفا کند و قدرشناسی نکند، او را ملامت می‌کنند و می‌گویند: «ما این‌همه خدمت کردیم ولی او هیچ به حساب نیاورد!» اما مادر، هرچند فرزندش حق‌ناشناس هم باشد، تا پایان عمر از محبت خودش دریغ نمی‌کند. این نمونه‌ای از محبت خداست.

خوشا به حال آن موجودی که مظهر چنین صفتی از صفات الهی قرار بگیرد، استعداد خودش را بشناسد، آن را پرورش بدهد و در مجرای صحیح به کار بگیرد و از این وسیله‌ای که بین او و خداست بهره ببرد. این یک حبل الهی است، یک ریسمان است و یک رابطه بین زن و خداست. آن محبتی که در دلش وجود دارد رشته‌ای از عالم غیب است که در دل او ظهور پیدا کرده است. یک سر این رشته در دل زن است و سر دیگرش در مقام ذات الهی. باید این رشته را بگیرد و پیش برود تا به مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ[7] برسد، همان خواسته‌ای که همسر فرعون بیان کرد که رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ.

حضرت زهراسلام‌الله‌علیها؛ الگوی تعلیم و تربیت

آنچه برای ما مهم‌تر است و هدف اصلی برگزاری این مراسم و اظهار ارادت‌ها به شمار می‌رود این است که این حقایق را از مکتب فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها بشناسیم و از رفتار ایشان الگو بگیریم. این یکی از درس‌هایی است که باید از ارادت به حضرت زهراسلام‌الله‌علیها بیاموزیم.

یکی از درس‌ها درباره تعلیم و تعلّم است که با شما برادران و خواهران نیز مناسبت دارد و لازم است به آن اشاره کنم. یکی از ابعاد وجودی حضرت زهراسلام‌الله‌علیها این بود که معلمی مهربان و سخت‌کوش بودند. زنان به خدمت آن حضرت می‌آمدند و از علوم دینی استفاده می‌کردند. در روایتی هست، البته من ده‌ها سال پیش آن را دیده‌ام و متن عبارت را درست به خاطر ندارم ولی مضمونش این است که زنی خدمت حضرت زهراسلام‌الله‌علیها آمد و مسئله‌ای پرسید. بعد که بیرون رفت یادش رفت. بار دیگر برگشت؛ مرتبه دوم، سوم و چندین مرتبه، شاید بیش از ده مرتبه، که درست به خاطرم نیست. مکرر رفت‌وآمد کرد ولی مسئله را درست یاد نگرفت. دفعه آخر خجالت کشید و عذرخواهی کرد؛ گفت: «از اینکه خیلی مزاحم شما می‌شوم معذرت می‌خواهم! من کندذهن هستم، درست نمی‌فهمم و یادم می‌رود.» حضرت فرمودند: «چه جای عذرخواهی است؟! اگر کسی بار گرانی از جواهرات را به دوش بگیرد و ببرد، آیا از اینکه بار سنگینی است ناراحت می‌شود؟! جواهر زیادی است، وقتی آدم آن‌ها را با خودش حمل می‌کند، اگر سنگین هم باشد ناراحت می‌شود؟! بلکه اگر یک دانه از آن کم بشود، ناراحت می‌شود. من هر بار که برای تو درسی بگویم و پاسخ مسئله‌ای را بدهم، یک بار جواهر دارم. خدا در مقابلش چنان پاداشی به من می‌دهد که با هیچ عمل دیگری قابل مقایسه نیست. من خرسندم از اینکه هر بار چیزی به تو بیاموزم و ثواب جدیدی ببرم.»

این درس را باید از مکتب زهراسلام‌الله‌علیها آموخت؛ مخصوصاً شما خواهران سخت‌کوش که در این دوران بازسازی، احساس مسئولیت فرهنگی سنگینی بر دوش خودتان دارید. به‌ویژه آن‌هایی که رسماً معلم و مربی هستند، باید در برابر مشکلات تعلیم و تربیت، صبور و شکیبا باشند و هیچ‌گاه از آموختن به دیگران دست نکشند. هر زحمتی که می‌کشند اجر بزرگی نزد خداوند متعال خواهند داشت و تقرب بیشتری به حضرت زهراسلام‌الله‌علیها پیدا خواهند کرد زیرا شباهت بیشتری به ایشان پیدا می‌کنند.

عبادت حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها

وقت گذشته و موقع نماز است. اشاره‌ای هم به عبادت حضرت زهراسلام‌الله‌علیها بکنم. یکی از چیزهایی که باید از این ارادت بهره ببریم این است که شباهتی به عبادت‌های آن بانوی بزرگوار پیدا کنیم. عبادت‌های این خانم با آنچه ما دیده و شنیده‌ایم، قابل مقایسه نیست؛ هم ازلحاظ کیفیت و هم ازلحاظ کمیت. ازلحاظ کمیت، شب می‌ایستادند و پس از اینکه بچه‌هایشان را می‌خواباندند، تا هنگام طلوع فجر عبادت می‌کردند، به‌گونه‌ای ‌که پاهای مبارکشان ورم می‌کرد! کدام خانم جوانی است که چهار فرزند خردسال داشته باشد و شب تا صبح روی پا بایستد و عبادت کند؟! این یک نمونه کوچک از کمیت عبادت ایشان است.

اما ازلحاظ کیفیت؛ کیفیت ظاهری عبادت ایشان این بود که وقتی در محراب عبادت می‌ایستادند بندهای بدنشان مرتعش می‌شد؛ تَرتَعِدُ فَرائِصُها.[8] چنان خوف و خشیت الهی در بدن مبارکشان ظهور پیدا می‌کرد که بدنشان می‌لرزید و بندهای بدنشان تکان می‌خورد.

ازلحاظ کیفیت معنوی، عقل ما به آن نمی‌رسد اما در روایات آمده است که وقتی حضرت زهراسلام‌الله‌علیها در محراب عبادت می‌ایستادند، چنان نوری متصاعد می‌شد که ملائکه آسمان از دیدن آن لذت می‌بردند. اثر عبادت زهراسلام‌الله‌علیها موجب ابتهاج فرشتگان آسمان می‌شد. آن‌ها عبادت‌های بسیاری از انبیا و اولیای خدا را دیده بودند اما هنگامی که حضرت زهراسلام‌الله‌علیها به عبادت مشغول می‌شدند، چنان نوری از قلب مبارکشان ساطع می‌شد که فرشتگان آسمان از تماشای آن لذت می‌بردند. اینکه این چه نوری است و فرشتگان چگونه هستند و لذتشان چگونه است، عقل من به آن نمی‌رسد اما حقیقتی است که به این زبان بیان شده است.

آن فرشتگانی که تمام عمرشان به عبادت می‌گذرد و اگر عبادت خدا نکنند مانند انسان گرسنه‌ای هستند که غذا نداشته باشد؛ اصلاً خوراکشان تسبیح است؛ طَعَامُهُمُ التَّسْبِيحُ؛[9] چنین مخلوقات عظیم و والامقامی، وقتی عبادت حضرت زهراسلام‌الله‌علیها را می‌دیدند، از آثار آن عبادت در تعجب می‌ماندند. اینکه چه حالی داشتند را خدا می‌داند. برای ما قابل درک و قابل تصور نیست.

از طرف دیگر، در روایات داریم که فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها در روز قیامت، در بهشت، وقتی به روی امیرالمؤمنین‌سلام‌الله‌علیه تبسم می‌فرمایند، برای اهل بهشت چنان ابتهاج و لذتی حاصل می‌شود که همه لذت‌های بهشتی را فراموش می‌کنند. از تبسمی که حضرت زهرا به روی امیرالمؤمنین در بهشت و در مقام قرب الهی دارند، چنان نوری پدید می‌آید که تمام بهشتیان با دیدن آن نور متعجب می‌شوند. ما چه بگوییم و چه بشنویم؟! تازه این‌ها چیزهایی است که متناسب با فهم ناقص ما بیان شده است.

از خداوند متعال درخواست می‌کنیم که نعمت معرفت و محبت را در وجود ما افزون‌تر فرماید؛ به همه ما توفیق تأسی به این خاندان رسالت و عصمت را مرحمت فرماید؛ مخصوصاً به خواهران ارجمند ما توفیق تأسی هرچه بیشتر به این بانوی گرامی را عنایت فرماید.

پروردگارا! امام عزیز ما، فرزند این بانوی گرامی را در این روز و روزهای دیگر، مهمان جدّه‌شان فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها قرار ده!

سایه مقام معظم رهبری را که احیاکننده مقام فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها و مقام زن در اسلام هستند بر سر ما مستدام بدار!

توفیق قدردانی از خدمتگزاران به نظام اسلامی را به ما مرحمت فرما!

در ظهور ولی عصرعجل‌الله‌فرجه‌الشریف تعجیل فرما!

همه ما را از خدمتگزاران آستان آن حضرت قرار ده!

وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ


[1]. تحریم، 11 و 12.

[2]. نازعات، 24.

[3]. زخرف، 51.

[4]. اعلی، 17.

[5]. بقره، 31.

[6]. بقره، 30.

[7]. قمر، 55.

[8]. الأمالي، ج 1، ص 176.

[9]. بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، ج 27، ص 42.

 

بعض الأسئلة

كیف یمكن الحصول على ملكة التقوى و ما هی السبل العملیة للحصول علیها؟
اقرأ أكثر...
لا زال بعض المؤمنین یرى فی الأخباریة منهجاً فكریاً أصیلاً ومغایراً عن المنهجیة الأُصولیة، ویقول: «إنه لا یمتلك القناعة والحجة التامة بینه وبین الله عزّوجلّ فی سلامة وحجیة الاستنباط الأُصولی». ویفند رأی أحد الفقهاء العظام: «الأُصولیة المعاصرة أُصولیة نظریة فقط، ولكنها عملیاً...
اقرأ أكثر...
بعد سیاحة ممتعة فی رحاب رسائل بعض علمائنا الأعلام المتعلقة بتاثیر الزمان والمكان على الأحكام الشرعیة... اتسائل هل یسمى هذا التاثیر المطروح تاثیرا حقیقیا على الاحكام ام انه كنائی؟ واذا كان كنائیانخلص بذلك الى نتیجة واضحة هی أن ما كان كنائیا وعلى سبیل المجاز فهو لیس بحقیقی.. فما أطلق علیه تأثیر هو فی...
اقرأ أكثر...
السلام علیكم ورحمة الله وبركاته ما رأی سماحتكم بوجوب تقلید الأعلم ؟ وماالدلیل ؟ الرجاء التوضیح بشیء من التفصیل ﻋلاء حسن الجامعة العالمیة للعلوم الإسلامیة
اقرأ أكثر...
سماحة آیة الله مصباح الیزدی دام ظله الوارف السلام علیكم ورحمة الله وبركاته . السؤال: البعض یدعو إلی ترك ممارسة التطبیر بصورة علنیة أمام مرأی العالم لا لأنهم یعارضون حكم الفقیه ولكن من باب أن التطبیر لا یصلح أن یكون وسیلة دعویة إلی الإمام الحسین وإلی مذهب الحق . لذلك ینبغی علی من یمارس التطبیر...
اقرأ أكثر...
هل یقول سماحتكم دام ظلكم بإجتهاد السید علی الخامنئی دام ظله ؟
اقرأ أكثر...