بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
الْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلاَةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیِّدِ الأنْبِیَاءِ وَالْمُرسَلِین حَبِیبِ إلَهِ الْعَالَمِینَ أبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِهِ الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِین
أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً
تقديم به روح امام راحلرضواناللهعليه و شهدای والامقام اسلام و همه حقدارنمان صلواتی اهدا میکنیم.
قبل از هر چیز فرارسیدن اعیاد شعبانیه، بهخصوص عیدالله الأکبر، میلاد حضرت بقیةاللهارواحنافداه را حضور شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض میکنم. از خداوند متعال درخواست میکنیم که عیدی ما را تعجیل در ظهور ایشان قرار دهد.
نکتهای از روش تربیتی قرآن به ذهنم رسید که به عرض شما عزیزان برسانم. اگرچه نکته واضحی است اما یادآوری آن میتواند مفید باشد. آن نکته این است که در بسیاری از آیات قرآن خداوند متعال نعمتهای خودش را به یاد انسانها میاندازد که ما این نعمتها را به شما دادیم درباره آنها فکر کنید، قدردانی کنید و شکر آنها را به جا بیاورید!
برای نمونه، این آیه در سوره واقعه هست که مستحب است انسان هر شب آن را قبل از خواب بخواند؛ أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ * أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ * لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ؛[1] خداوند متعال میفرماید: این بارانی که میآید و این آبی که از آسمان نازل میشود، آیا شما این آب را نازل میکنید یا ما نازل میکنیم؟! باران را ما میفرستیم یا شما؟! آیا فکر نمیکنید که اگر این آب، آب تلخ و شوری بود، شما چه میکردید؟! ما این آب را شیرین قرار دادیم و اگر آن را شور و تلخ قرار داده بودیم شما نمیتوانستید آن را تغییر بدهید! آیا جای این ندارد که شکر خدا را به جا بیاورید؟!
این یک مسئله سادهای است که شاید امثال ما در طول عمرمان حتی یکبار هم درباره آن فکر نکردهایم که اگر آب باران، شور یا تلخ میشد ما چه میکردیم؟! چه رسد به همه نعمتهای عظیمی که دور ما را احاطه کرده است؛ ازجمله هوا، نور آفتاب، آمدن روز و شب، سردی و گرمی زمستان و تابستان، روییدن گیاهها و میوهها، انواع نعمتها. فقط همین یک دانهاش که اگر این آب باران، تلخ و شور بود چه میکردیم؟! در سایر چیزها هم؛ بهعنوانمثال اگر این گیاهها همه سمی بودند، چه کار میکردیم؟! اگر حیوانات درنده آنقدر زیاد بودند که به ما هجوم میآوردند و نمیتوانستیم زندگی کنیم چه کار میکردیم؟!
درباره نعمتهای خدا چقدر فکر کردهایم و چطور باید شکرش را به جا بیاوریم؟! این نوع تربیت وقتی مؤثر است که ما از یک طرف نعمتهای خدا را بشناسیم و از طرف دیگر انگیزه درونی داشته باشیم تا نسبت به کسی که به ما نعمت میدهد خضوع، قدردانی و شکرگزاری کنیم. هر دو اینها خودش نعمتی الهی است؛ اینکه خدا به ما توفیق میدهد که نعمتهایش را بشناسیم، بعضیهایش را هم اصلاً خودش بیان میکند؛ مثل بسیاری از آیات قرآن. اگر خدا اینها را بیان نفرموده بود شاید ما اینجا امروز درباره آنها صحبت نمیکردیم. حتی بیان همینها نیز نعمتی دیگر است که خدا به ما داده است.
این از یک طرف برای شناخت نعمتها. از طرف دیگر، ما انگیزهای درونی داریم که وقتی بدانیم کسی به ما خدمتی کرده و نعمتی به ما داده است خودمان را در مقابل او بدهکار بدانیم و دستکم تشکری کنیم و بگوییم: «متشکرم! دست شما درد نکند!» اگر احتیاجی دارد، ما احتیاجش را برآورده کنیم، کاری هم برای او انجام دهیم یا به خواستههایش عمل کنیم. پس هم شناخت نعمتها نعمت خداست و هم وجود این انگیزه شکر در درون ما. خداوند فطرت ما را بهگونهای آفریده است که وقتی بفهمیم کسی به ما نعمتی داده است خودمان را در مقابلش بدهکار میدانیم و میخواهیم از او قدردانی کنیم. ما از این دو نعمت استفاده میکنیم تا وظیفه شکرگزاریمان را انجام دهیم و زمینهای برای ترقی بیشتر برای ما حاصل شود.
نکته دومی که به دنبال این مطلب باید مورد توجه قرار بگیرد این است که نعمتهایی که خدا در این عالم به بشر داده بهطورکلی به دو دسته تقسیم میشود؛ یک دسته نعمتهایی که هر موجود زندهای از آن بهرهمند است؛ ازجمله اینکه کره زمین بهگونهای آفریده شده است که حیات در آن امکان داشته باشد و موجود زنده به وجود بیاید. همه حیوانات مختلف به آب، هوا، نور و حرارت احتیاج دارند. انسان نیز همین احتیاجات را دارد. خداوند متعال این کره را بهگونهای آفریده است که این نعمتها در آن به وجود بیاید، گسترش پیدا کند و در اختیار همه قرار بگیرد تا بتوانند به زندگیشان ادامه بدهند و زنده بمانند.
دسته دیگر نعمتهایی است که مخصوص انسانهاست و حیوانات و موجودات دیگر از آن بهره چندانی ندارند. این نعمتها همان درک، عقل، فهم، فکر، تدبیر و چیزهایی است که جنبه ادراکی و عقلانی دارد. اگر حیوانات نیز بعضی از مراتب این نعمتها را داشته باشند، خیلی ضعیف است و ما در روی زمین در آن حدی که این نعمتها در انسان هست در هیچ موجود دیگری سراغ نداریم.
این دو دسته از نعمتهای خداست که باید جداجدا درباره آنها فکر کرد تا انسان به حسب انگیزه فطری خودش در مقام شکر بربیاید. وقتی این دو دسته از نعمتها را با هم مقایسه میکنیم درک میکنیم که نعمتهایی که مربوط به خصوص انسان است بسیار برتر و ارزشمندتر از نعمتهایی است که همه حیوانات از آنها استفاده میکنند. آنچه مایه حیات ما در این عالم میشود، برای سگها، خوکها و گرگها نیز هست. آنها نیز از همین نعمتها و امثال آن باید استفاده کنند تا زنده بمانند. نعمتهایی که مربوط به روح، فکر و عقل ماست، مخصوص انسان است و با نعمتهای دیگر اصلاً قابل مقایسه نیست. نمیشود عددی را گفت که این چند برابر آن میارزد. همانگونه که نمیشود گفت انسان چند برابر یک گاو یا یک سگ میارزد. اصلاً طرف نسبت قرار دادن آن خطاست. پس ما بیش از آنکه باید به نعمتهای مادی فکر کنیم باید به نعمتهای معنوی بیندیشیم که آنها چقدر ارزشمند هستند.
نعمتهای معنوی و مخصوص انسان نیز خود به دو بخش تقسیم میشود؛ یک بخش نعمتهایی است که خودبهخود در درون هر کسی به وجود میآید؛ موهبت الهی است و نیازی به شخص بیرونی ندارد. آن نعمت عقل و فروع عقل است؛ خداوند متعال به هر انسان سالمی عقل داده است؛ با عقل خیلی چیزها را میفهمیم که ما را از خیلی از حیوانات ممتاز میکند اما این تمام نعمتهایی نیست که خدا به انسان از جهت انسانیتش داده است؛ زیرا باز کارایی این عقل خیلی کامل نیست و در جاهایی، عقل از درک بعضی از حقایق عاجز است. خداوند آن کمبود درک عقل را به وسیله وحی جبران فرموده است و وحی را در اختیار انبیا قرار داده که به وسیله انبیا به سایر انسانها برساند؛ بنابراین نعمتهای معنویای که به انسان اختصاص دارد باز دو دسته میشود؛ یکی نعمتهایی که از راه عقل به ما میرسد و یکی نعمتهایی که از راه وحی، دین و نبوت به ما میرسد. این نکته دوم بود.
نکته سوم باز مربوط به نعمتهای الهی است و آن اینکه خدا غیر از این نعمتی که به انسان میدهد یک قاعدهای گذاشته است؛ یعنی حکمت و رحمت الهی اقتضا میکند که کسانی که شکر نعمت را به جا بیاورند خداوند نعمتشان را افزایش میدهد؛ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ.[2] باز این یک باب رحمت جدیدی است که خدا به روی انسان باز میکند که حالا این نعمتهای مادی و معنوی که شما دارید اگر آنها را شناختید و از آنها قدرشناسی کردید و شکر آنها را به جا آوردید، ما همین نعمتها را مضاعف میکنیم و زمینه استفاده بیشتر از اینها را برای شما فراهم میکنیم.
نکته چهارم اینکه شکر مراتبی دارد؛ اول آن این است که انسان با زبان یا با حرکتی، قدردانی خودش را اظهار کند؛ مثلاً بگوییم: «الحمدلله!» این یک شکر است اما همه ما میدانیم که حق هر نعمت یا خدمتی که کسی به کسی میکند، با یک کلمه، ادا نمیشود. نعمتهای بزرگی هست که انسان باید در مقابل آن، عملی انجام دهد؛ اولین عمل این است که از آن نعمت درست استفاده کند، آن نعمت را در راه صحیحی به کار بگیرد و اگر در ضد آن راه از آن سوءاستفاده کرد، کفران نعمت میشود.
وقتی پای شکر نعمت به میان آمد و زمینه کفران نعمت نیز فراهم بود، زمینه تکلیف پیدا میشود که آیا من در مقابل این نعمت، وظیفهام را انجام میدهم و قدردانی میکنم یا بیاعتنا هستم، برای من تفاوتی نمیکند، بیتفاوتی میکنم یا حتی برعکس، از نعمت سوءاستفاده میکنم؛ یعنی حال انسان در مقابل نعمت خدا سه صورت دارد؛ یکی اینکه انسان، بیتفاوت باشد؛ یکی اینکه از نعمت درست در راه صحیح استفاده کند؛ و دیگر اینکه از نعمت در راه غلط استفاده کند. انسان کدام را باید انجام دهد؟! این باید و نباید میشود تکلیف. زمینه تکلیف برای انسان از اینجا فراهم میشود که خدا نعمتی به انسان بدهد، آیا انسان از این نعمت قدردانی میکند یا نه؟! آیا از این نعمت درست استفاده میکند یا سوءاستفاده میکند؟! این زمینه فراهم شدن تکلیف است و این ویژگی انسان است. انسان که خلیفةالله است به واسطه این ویژگی به این فضیلت و شرف میرسد که خودش میتواند انتخاب کند که آیا از نعمت خدا قدردانی میکند یا برعکس سوءاستفاده میکند.
در این مقام وقتی ما با نعمتهای خاص الهی مواجه میشویم اگر از آنها درست استفاده کردیم، مشمول آیه لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ میشویم؛ اگر شکر کردید نعمتتان افزوده میشود اما اگر ناشکری و سوءاستفاده کردید چه میشود؟! وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ؛ اگر کفران نعمت کنید ما بیتفاوت نمیگذریم. همانگونه که اگر قدردانی کنید بر نعمتتان میافزاییم، اگر ناسپاسی کنید نعمت را از شما میگیریم و مبتلا به عذاب میشوید.
بنابراین ما باید دائماً متوجه نعمتهای خدا باشیم؛ اولاً توجه داشته باشیم که خدا چنین نعمتی به ما داده است، اگر به ما یادآوری کردند این را پشت گوش نیندازیم، آن را دنبال کنیم و دربارهاش فکر کنیم، درصدد قدردانی بربیاییم و بهخصوص مواظب باشیم که از این نعمت سوءاستفاده نشود و در راهی که خدا راضی نیست آن را صرف نکنیم.
اگر کفران نعمت کردیم آن نعمت از ما گرفته میشود. این همان مجازات معصیت است. معصیت یعنی سوءاستفاده کردن از نعمت خدا. خدا به ما چشم داده و گفته به بعضی جاها نگاه نکنید! ما اگر نگاه کردیم سوءاستفاده میشود. به ما دستگاه هاضمه داده و گفته بعضی غذاها مضر است، نخور! اگر من از این دستگاه هاضمه سوءاستفاده کردم و از چیزی که خدا گفته است نخور، خوردم، این باعث میشود که من مجازات بشوم. مسئله عذاب به خاطر سوءاستفاده از نعمتهای خداست.
نکته آخر اینکه ما چگونه باید شکر نعمتهای خدا را بهجا بیاوریم؟! اولین قدم این است که سعی کنیم نعمتهای خدا را درست بشناسیم. تا وقتی ندانیم خدا چه نعمتهایی به ما داده است، انگیزهای برای شکر آنها نداریم. اول باید سعی کنیم نعمتهای خدا را بشناسیم.
بعد ببینیم که این نعمتها را در چه راههایی میشود مصرف کرد، کدام را خدا دوست دارد، کدام به صلاح ماست و کدام ضرر دارد و سوءاستفاده میشود. بشناسیم که استفاده است یا سوءاستفاده، اطاعت است یا معصیت.
سوم اینکه بعد از دانستن، همواره این را به یاد داشته باشیم و فراموش نکنیم. انسان خیلی از چیزها را میداند اما هنگام عمل یادش میرود و انگار نمیدانست. این سه مرحله هر سه مربوط به شناخت، فهم و ادراک انسان میشود. بعد نوبت به عمل میرسد. انگیزه شکر همان فطرتی است که خدا در ما قرار داده است که در مقابل صاحب نعمت قدردانی کنیم و از نعمتهایش درست استفاده کنیم. ما میتوانیم این انگیزه را تقویت کنیم و آن، زمانی است که به آن جواب مثبت بدهیم، همانگونه که میتوانیم بیاعتنایی کنیم و کمکم بگذاریم تا ضعیف شود و از کار بیفتد. نتیجه، اینکه هم در بعد شناخت باید شناختهایمان را تقویت کنیم و هم در بعد رفتار باید انگیزهمان را برای عمل تقویت کنیم و نگذاریم آن فطرتی که ما را وادار به رفتار خوب میکند خاموش شود.
بخش آخر عرایضم این است که ما وقتی به قرآن مراجعه میکنیم با توجه به این نکتههایی که گفته شد سرّ بسیاری از روشهای تربیتی قرآن را بهتر میفهمیم. بسیاری از آیات قرآن با تعابیری از قبیل لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ،[3] أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ،[4] أَفَلَا تَعْقِلُونَ[5] و امثال آن به پایان میرسد. خداوند در این آیات، مطالبی را بیان میکند؛ سپس میفرماید اینها را گفتیم شاید بفهمید، شاید عقلتان را به کار بگیرید. در برخی از آیات میفرماید: آیا فکر نمیکنید؟! آیا عقلتان را به کار نمیگیرید؟! آیا نمیخواهید بفهمید؟! این تعبیرات در قرآن زیاد است. خداوند اینها را میگوید تا ما وظیفهای را که برای فهم و شناخت صحیح نعمتهای خدا داریم فراموش نکنیم. وظیفه ما این است که ابتدا نعمتهای خدا درست بشناسیم. وقتی بخواهیم نعمتهای خدا را بشناسیم باید فکر کنیم، باید عقلمان را به کار ببریم. اگر انسان اهل فکر و عقل نباشد و بیشتر دنبال هوس باشد، کمتر میفهمد و کمتر درصدد عمل درست برمیآید. قدم اول این است که درست فکر کنیم. همان عقلی که خدا به ما داده، ما را انسان کرده است و انسانیت ما اقتضا میکند که از عقل استفاده کنیم.
ما اگر از عقل استفاده نکنیم یعنی خودمان را دستیدستی به حد حیوانات تنزل دادهایم. عقل را خداوند داده است اما ما آن را به کار نگرفتهایم! نتیجهاش چه میشود؟! اگر عمداً این کار را کرده باشیم این اساس همه فسادها، کفرها و عذابها میشود. آیهاش را برای شما بخوانم؟! أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ * وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛[6] خدا میفرماید: ما عقل، قلب و دل به انسان دادیم اما بسیاری از مردم از آنها استفاده نمیکنند؛ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا. چشم دارند اما آن جایی که باید چشمشان را به کار ببرند چشمشان را میبندند و از آن استفاده نمیکنند! گوش دارند اما آن چیزهایی که باید بشنوند را نمیروند بشنوند! به چیزهایی گوش میدهند که نباید گوش بدهند!
در بحثمان گفتیم که کسانی که از عقل و قوای ادراکیشان درست استفاده نمیکنند خودشان را در حد حیوان تنزل میدهند و انگار این قوا را ندارند. قرآن هم همین را میفرماید؛ میفرماید: أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ؛ اینها مثل چهارپاها میمانند، منتها آنها عقل ندارند که فکر نمیکنند، اینها عقل دارند اما مثل آنها هستند. حیوانات گناهی ندارند. وقتی الاغ نمیفهمد، چه کار باید بکند؟! مذمتی ندارد، نمیفهمد؛ اما انسان وقتی میفهمد اما مثل الاغ رفتار میکند این مستحق عذاب است؛ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ.
پس وقتی ما از فکر و عقلمان درست استفاده نکنیم، مثل حیوان میشویم و مثل حیوان که شدیم مستحق عذاب خواهیم شد؛ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ؛ اینها مثل چهارپا میمانند بلکه از چهارپایان هم پستترند؛ برای اینکه آنها ندارند که استفاده کنند، اینها دارند و استفاده نمیکنند. اینها کسانی هستند که خودشان را به غفلت زدهاند و به دنبال اینکه درباره چه چیزی باید فکر کرد و چه چیزهایی را باید فهمید نمیروند.
اساس همه انحرافات غفلت است؛ اول باید توجه کنیم، فکرمان را به کار بگیریم، از عقل استفاده کنیم و از شنیدنیهای خوب ازجمله بیانات قرآنی درست استفاده کنیم تا بفهمیم چه کار باید کرد؛ این قدم اول.
عرض کردیم برای اینکه بتوانیم شکر به جا بیاوریم یک عامل شناختی لازم داریم که بدانیم چه چیزی نعمت است و چگونه باید از آن استفاده کرد. همچنین انگیزهای باید داشته باشیم تا درصدد شکر کردن بربیاییم؛ عاملی درونی میخواهد که ما را تحریک کند که این شکر را به جا بیاور! یا اگر چیزی باید یاد بگیری برو یاد بگیر! آن هم یک فطرت خدایی است که خدا در وجود ما قرار داده است.
درباره شناخت گفتیم که وقتی از عوامل شناخت بهدرستی استفاده نکنیم، دچار سوءاستفاده از نعمتهای شناختی میشویم و نتیجه آن این میشود که أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ؛ اما در مقام عمل اگر ما درست به آن انگیزه فطریمان پاسخ ندهیم کمکم آن انگیزه فراموش میشود. هر انسانی حتی بچهها هم میفهمند که وقتی کسی کار خوبی میکند باید تشکر کنند. وقتی پدر و مادر چیزی به آنها میدهد، اظهار تشکر میکنند، حالا با تکان دادن سر یا با گفتن متشکرم. این را همه میفهمند. این انگیزه، خدادادی است. خداوند انسان را اینگونه آفریده است که در مقابل مُنعم اظهار خضوع و قدردانی کند؛ اما میتوانیم همین انگیزه را ضعیف و آن را فراموش کنیم و به کار نگیریم و کمکم مساوی میشویم با اینکه اصلاً چنین چیزی نداشته باشیم. هر قدر ما از انگیزههای الهی درست استفاده کنیم قویتر میشود. شما نسبت به هر کسی که محبت دارید، اگر بیشتر اظهار محبت کنید، محبتتان بیشتر میشود. همچنین اگر نسبت به کسیکه دشمنی داشته باشید، هر چه بیشتر اظهار دشمنی کنید، دشمنتر میشوید. این ادامه پیدا میکند. قابل تجربه است.
انسان اگر از این انگیزهای که برای شکرگزاری دارد استفاده نکرد، کمکم مثل موجوداتی میشود که چنین انگیزهای ندارند. آنچه مانع استفاده از این انگیزه میشود همان پیروی از هوای نفس و خواستههای حیوانی است. این کار باعث میشود که انسان از اینکه خدا چه نعمتهایی به او داده است و باید شکرش را به جا بیاورد غافل شود. فطرت خود من میگوید باید شکر کرد؛ اما وقتی اصلاً توجه پیدا نمیکنم، دیگر به صورت کامل از این امر فطری غافل میشوم. آنچه مانع از تقویت انگیزه شکرگزاری میشود پیروی از هوای نفس است. این است که قرآن و دین همیشه ما را از یک طرف به فهم صحیح و از یک طرف به اجتناب از هوای نفس دعوت میکند. از یکسو پیوسته دعوت به فهم و فکر میکند؛ أَفَلَا تَعْقِلُونَ و امثال اینها. از سوی دیگر هم میگوید: چرا دنبال هواهای شیطانی و حیوانی میروید؟! گرایشهای انسانی را دنبال کنید تا روحیه انسانیتتان تقویت شود، تا بیشتر استحقاق تفضلات الهی را پیدا کنید.
برای حسن ختام عرایضم دوست دارم یکی از بزرگترین نعمتهای خدا را که در طول تاریخ کمنظیر است به یاد شما عزیزان بیاورم و آن حیات مجدد اسلام به وسیله انقلاب اسلامی است که امام خمینیرضواناللهعلیه متصدی و ایجادکننده آن بود. این نعمت به قدری عظیم است که اگر دهها سال درباره عظمت و برکات آن فکر کنیم به کُنه آن نمیرسیم. خدا این نعمتها را برای مردم ایران در مقابل فداکاریها و اطاعتی که از رهبر دینیشان کردند ارزانی داشت اما شعاع نعمتها به همه عالم اسلام تابید و هر کس در دنیا میتواند از حیات مجدد اسلام به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران بیشتر بهرهمند شود. به برکت پیروزی انقلاب زمینه شناخت بهتر اسلام و عمل کردن به احکام اسلام بهتر فراهم شده است؛ بنابراین ما باید اول این نعمت را بهتر بشناسیم، چون گفتم شرط شکر نعمت؛ اول شناخت نعمت است. درست درک کنیم که این نعمت چقدر عظمت دارد. دوم در مقام شکرش بربیاییم و شکر عملیاش این است که به اندازهای که به لوازمش عمل کردیم به دیگران منتقل کنیم. این شکر عملی این نعمت است که حالا که به وسیله انقلابی که مردم یک کشوری انجام دادند ما هدایت شدیم، به شکرانه این نعمت سعی کنیم نعمت را به دیگران منتقل کنیم و مواهب و مزایا و معارفش را به همه دنیا منتشر کنیم.
از همه عزیزان تشکر میکنیم که ما را مفتخر کردند به این مؤسسه تشریف آوردند. دعا میکنیم که خدا بر توفیقاتتان بیفزاید، سعادت دنیا و آخرت را بیشتر نصیب همه شما بفرماید و شما را در انجام وظایف موفقتر بدارد. همه را به خدا میسپاریم.
وَفَّقَنَا اللَّهُ وَإِيَّاكُمْ
والسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ
[1]. واقعه، 68-70.
[2]. ابراهیم، 7.
[3]. بقره، 242.
[4]. انعام، 50.
[5]. مؤمنون، 80.
[6]. اعراف، 179.