بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
الْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلَوةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیدِ الأنْبِیاءِ وَالْمُرسَلِین حَبِیبِ إلَهِ الْعَالَمِینَ أبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِهِ الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِین
أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً
تقدیم به روح ملکوتی امام راحلرضواناللهعلیه و شهدای والامقام اسلام صلواتی اهدا میکنیم.
فرارسیدن دهه کرامت که با میلاد مسعود ولینعمتمان حضرت فاطمه معصومهسلاماللهعلیها آغاز و با ولادت باسعادت حضرت ثامن الحججصلواتاللهعلیهوعلیآبائهوابنائهالمعصومین پایان مییابد را به پیشگاه مقدس ولی عصرارواحنافداه و همه دوستداران اهلبیت و شما حضار محترم، تبریک و تهنیت عرض میکنیم. امیدواریم خداوند متعال به برکت این ایام و صاحبان این ایام همه را مشمول عنایات خاصش قرار دهد.
خداوند متعال برای بندگانش نعمتهای بیشماری دارد که خودش درباره آنها عذر ما را خواسته و فرموده است وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لَا تُحْصُوهَا؛[1] اما در میان نعمتهای خدا بعضی آنچنان بر نعمتهای دیگر برتری دارد که مثل نور خورشید، ستارگان را به فراموشی میسپارد. این نعمتها اعم از مادی، معنوی، فردی و اجتماعی آنقدر فراوان است که ما تا پایان عمرمان نیز از عهده شمارش آنها برنمیآییم.
از بزرگترین نعمتهایی که خداوند متعال به ما انسانها عنایت فرموده است وجود مقدس رسول خداصلیاللهعلیهوآله و حضرات ائمه معصومین است که به حسب تعبیری که در زیارت جامعه آمده است خَلَقَكُمُ اللّٰهُ أَنْواراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتّىٰ مَنَّ عَلَيْنا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ، وَجَعَلَ صَلاتَنا عَلَيْكُمْ، وَمَا خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلايَتِكُمْ، طِيباً لِخَلْقِنا، وَطَهارَةً لِأَنْفُسِنا، وَتَزْكِيَةً لَنا، وَكَفَّارَةً لِذُنُوبِنا.
این نعمت شاخههای گوناگونی دارد که حتی بیان فهرست آن نیازمند چند جلسه است. یک شاخه ثابت آن که ما امروز از آن بهرهمند هستیم و در طول تاریخ 1400ساله اسلام، کمنظیر و شاید بینظیر باشد وجود مبارک امامرضواناللهعلیه است که به دست مبارک ایشان تحولی در عالم اسلام بلکه در عالم بشریت به وجود آمد و همچون شجره مبارک، پیوسته رو به تزاید است تا به ظهور ولی عصرارواحنافداه منتهی شود. این نعمت شاخهای کوچک از نعمت ولایت اهلبیت است، ولایت اهلبیت شاخهای از برکات رسالت پیامبر اکرم و همه آنها شاخهای از نعمت عظیم معرفت الهی و صفات و اسمای اوست. این نعمت به اندازهای وسعت دارد که سالها باید بگذرد تا انسانها بتوانند آن را بررسی و دستهبندی کنند. حرکتی که امروز در کشورهای اسلامی به وجود آمده است را با وضعی که قبل از این قرن در این کشورها حاکم بود مقایسه کنید! کشور ما یکی از آنهاست.
این مقایسه به ما نشان میدهد که خداوند متعال چه منتی بر ما گذاشته که ما را مشمول این برکات فرموده است و از بسیاری از آفات و بلیاتی که دیگران به آن مبتلا شدهاند حفظ فرموده است. مقایسه کوتاهی بین کشور ما و کشورهای همسایه نشان میدهد که وجود این نعمت عظیم یعنی ولایت امام و ولایتفقیه چه برکاتی داشت که ما را از خونریزیها، گمراهیها، انحرافها و بلاهای بسیاری مصون داشت؛ بلاهایی که امروز نمونههایی از آن را در سوریه، عراق، افغانستان، مصر و سایر کشورها ملاحظه میفرمایید. تفاوت آنها با ما بیشتر در وجود این نعمت است. محور همه این برکات شخص امام و بعد هم جانشین شایستهشان مقام معظم رهبری است. این درختی است که امام در این منطقه غرس فرمود و ما شاهد میوههای فراگیر آن هستیم؛ كَشَجَرةٍ طَیبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء.[2] بخشی از آنها شامل حال ما شده است و میتوانیم آنها را لمس کنیم و در حد توان خودمان شکرش را به جا بیاوریم.
درباره این مسئله نمیخواهم بحث را بیشتر ادامه بدهم و فقط دو نکته را میخواهم یادآوری کنم؛ یکی اینکه اصولاً هر نعمتی به حکم عقل و به حکم ادله شرعی فراوان، اقتضای شکر دارد. خداوند متعال در ادامه بیان بسیاری از نعمتهایی که در این عالم چه در وجود هر فرد و چه برای همه انسانها و جامعه خلق فرموده است میفرماید: لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛ وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.[3] طبعاً هر نعمتی که دارای گسترش، عمق و برکات بیشتری باشد وظایف سنگینتری را به عهده میآورد و شکر بیشتری را میطلبد؛ بنابراین گو اینکه همه مردم ما یعنی این هفتاد و چند میلیونی که جمعیت ما هستند مشمول این نعمت هستند اما در میان همه قشرها، فرهیختگان جامعه و بهخصوص حوزویان بهره بیشتری از این نعمت داشتهاند و طبعاً شکر بیشتری برای آنها واجب است و هر چه شکر ما بیشتر باشد، باعث افزایش برکات این نعمت میشود؛ وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِیدَنَّكُمْ؛[4] بنابراین ما در عین حال که باید خداوند متعال را بر این همه نعمتهای عظیم و بیمانند شکر کنیم، باید بدانیم که در قبال این نعمتها وظایف سنگینی به عهده داریم و باید تلاش کنیم که آنها را به جا بیاوریم.
ممکن است بسیاری از ما به بهانههای مختلف خیال کنیم که نمیتوانیم کار زیادی انجام دهیم یا قدم به میدان نمیگذاریم و میگوییم کاری نمیتوان انجام داد و باید خود آقا تشریف بیاورند و امور را اصلاح کنند؛ اما خداوند متعال در هر زمانی حجتهایی قرار داده است تا اگر کسانی گفتند ما نمیتوانستیم، آنها را نشان دهد و بگوید قدرت شما بیشتر بود یا اینها؟!
در روایت آمده است که خداوند در روز قیامت حضرت یوسف را برای جوانها حجت قرار میدهد. خداوند حضرت یوسف را به جوانهایی که میگویند ما تحت فشار شهوت و غریزه جنسی بودیم و نتوانستیم خودمان را از گناه حفظ کنیم نشان میدهد و میگوید: محدودیت و مشکلات شما بیشتر بود یا مشکلات یوسف؟! این یک نکته.
نکته دیگر اینکه وقتی ما میگوییم نعمتهای خدا بیشمار است و خدا ما را غرق در نعمت کرده است، ممکن است کسانی خیال کنند که بنابراین ما هیچ مشکلی نباید نداشته باشیم؛ اگر غرق در نعمت هستیم پس مشکلی نباید باشد! غافل از اینکه ذات این عالم لوازمی دارد که آنها در حکمت بالغه الهی منظور است. این عالم برای خودش آفریده نشده و ما برای ماندن در این عالم و اصالت دادن به این زندگی خلق نشدهایم. این عالم پلی برای مقصدی ثابت، ابدی و جاودانی است که باید از آن عبور کنیم؛ مسیر و سفرگاهی است که باید از آن عبور کرد تا به مقصد برسیم. نعمتها را باید با این معیار بسنجیم که چه اندازه میتواند به رسیدن ما به مقصد کمک کند؛ از سلامتی جسمانی گرفته تا عقل، فهم و شعور؛ تا حجتهای الهی به وسیله انبیا و اولیا و همچنین نعمتهای دیگری که خداوند متعال در اطراف و اکناف، ما را به آنها متنعم فرموده است.
به تعبیر قرآن و ادبیات دینی، ماهیت دنیا، ماهیت آزمایشگاه است؛ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَیرِ فِتْنَةً؛[5] خداوند میفرماید: ما زینتها، خوشیها و لذتهای این عالم را برای این قرار دادیم تا شما را آزمایش کنیم؛ لِیبْلُوَكُمْ أَیكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛[6] اصلاً کل این عالم را با همه جاذبههایش برای این آفریدیم. اینجا باید زمینههایی فراهم شود تا افراد جوهر خودشان را نشان دهند. اینها برای این است که ما نشان دهیم چه اندازه لیاقت درک رحمتهای الهی را در عالم ابدی داریم. هدف آنجاست؛ اینجا مسیری است که ما باید خودمان را نشان دهیم. باید آزمایش دهیم تا درجه ما را معین کند که در زندگی چه خواهیم شد.
اگر کل این زندگی صد سالهای که حداکثر عمر متوسط زندگی انسان به شمار میرود را با عمری که در عالم آخرت خواهیم داشت بسنجیم از یک چشم به هم زدن در مقابل یک عمر صد ساله کمتر است! کل زندگی صد ساله ما نسبت به آن حیاتی که برای آن آفریده شدهایم از نسبت یک چشم به هم زدن نسبت به یک عمر صد ساله کمتر است! اینجا باید فقط یک برگه امتحان را پر کنیم و امتحان خودمان را بدهیم تا معلوم شود چه درجهای داریم و چه نمرهای میگیریم. اینجا نیامدهایم که به خوشی بگذرانیم و لذت ببریم و هدف ما خوشگذرانی باشد. آنچه خدا از خوشیها در این عالم آفریده است برای این است که ما بتوانیم وظایف و آزمایشاتمان را درست انجام دهیم؛ بنابراین طبیعت این عالم اقتضا میکند که سختیها و گرفتاریهایی داشته باشیم؛ وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ.[7] میفرماید: لَنَبْلُوَنَّكُمْ. ادبا میگویند: لام در اینجا لام قسم است و برای همین است که جواب آن نیز با نون تأکید ثقیله آمده است. لَنَبْلُوَنَّكُمْ؛ یعنی مسئله خیلی جدی است. وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَیرِ؛[8] لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ؛[9] لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا؛[10] همه این آیات دلالت بر این مطلب دارد که ماهیت این عالم توأم با سختیهاست. همانگونه که خداوند متعال در آیه 4 سوره بلد میفرماید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ؛ اصلاً زندگی انسان در این عالم توأم با رنج است و بدون رنج نمیشود. بله، اگر راه را صحیح رفته باشیم، وقتی به مقصد اصلی رسیدیم، آنجا هیچ خستگی، سختی، ناراحتی، درد، رنج و مرضی وجود ندارد؛ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ.[11] هدف آنجاست.
باید بدانیم که تحمل سختیها اصلاً جزو برنامه اینجاست، نه اینکه مسئلهای عارضی باشد. باید با آن مبارزه کرد و این جزو برنامه است. وقتی نظام اسلامی نیز برقرار میشود به این معنا نیست که هیچ انحراف، اشتباه، تخلف، گناه یا تمردی انجام نمیگیرد. در زمان کدام پیغمبر یا امامی چنین چیزی واقع شده است؟! آنچه در سایه ولایت اولیای خدا حاصل میشود فراهم کردن زمینه برای رشد اختیاری است؛ یعنی موانع را بردارند و شرایط و تسهیلات پیشرفت معنوی و نزدیک شدن و تقرب به خداوند متعال را فراهم کنند اما فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ.[12] إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا.[13] باید راه برای انتخاب باز باشد؛ بنابراین ما نباید ما خیال کنیم که وقتی نظام اسلامی برقرار شد دیگر هیچ تخلفی نمیشود. مگر زمان امیرالمؤمنینعلیهالسلام که بهترین زمان حکومت الهی عادلانه در عالم بود - نهتنها در عالم اسلام، بلکه از اول خلقت حضرت آدم تا امروز هیچ زمانی حکومتی عادلانهتر از حکومت علیعلیهالسلام به وجود نیامده است - مگر در آن زمان تخلف و گناه نمیشد؟! مگر آن زمان قتل، اعمال منافی عفت و دزدی واقع نمیشد؟! عادلانه بودن حکومت به این بود که اولاً زمینه برای رشد فراهم بود و ثانیاً تجاوزکار به مجازات اعمالش میرسید.
بنابراین نباید تصور کنیم که اگر حکومت، اسلامی شده است دیگر نباید هیچ کس تخلفی بکند و هیچ گناه، عصیان و ظلمی نباید واقع شود. اتفاقاً هر چه نعمتها بیشتر باشد، بلاها نیز در مقابل آن بیشتر است تا این بالانس برقرار باشد. اگر کشش از یک طرف خیلی زیاد شد، اختلاف در حکمت میشود و ازاینرو خداوند میفرماید: وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ؛[14] وجود شیاطین و عوامل انحراف و اضلال، جزو حکمت آفرینش است. این نص قرآن است؛ وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ. اینها جزو آفرینش است و باید باشد.
آنچه مهم است و ما نباید فراموش کنیم و باید خوب بشناسیم این است که زمینه بهگونهای باشد که هر کس میخواهد هدایت شود، بشود و هرکس بخواهد راه صحیح را انتخاب کند امکانش باشد؛ اما اینکه مجبور باشد حتماً راه صحیح را برود، چنین چیزی در حکمت خدا منظور نیست؛ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ؛[15] خدا میتوانست همه را بهزور هدایت کند اما آن وقت دیگر ما انسان نمیشدیم. انسان آن است که با اختیار خودش سرنوشتش را تعیین کند. خداوند آنقدر ملائکه آفریده است که فطرتاً پاک هستند و هیچ گناهی نمیکنند؛ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ * لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ.[16]
شاید الآن در همین مجلس ما هزاران فرشته وجود داشته باشد؛ البته همه ما معتقدیم که برای هر انسان دو فرشته کاتب اعمالش هستند و اکنون دو برابر جمعیتی که ما داریم، فرشته در این جا حضور دارند. همچنین اگر ما لیاقت دریافت رحمت الهی را داشته باشیم، هزاران فرشته هستند که نازل میشوند و رحمت خدا را بر دلهای آنهایی که مستعد هستند نازل میکنند. ما سر در نمیآوریم و نمیبینیم. چشم ما نمیبیند اما رحمت خدا حد و حصری ندارد. آن کسانی که از این جلسه بلند میشوند و میبینند نور و علاقهای به معنویات پیدا کرده، به خدا نزدیکتر شده و حقایق را بهتر فهمیدهاند، باید احتمال بدهند که در اثر آن انوار و برکاتی است که از فرشتگان بر آنها نازل شده است.
بههرحال چه اینها را بفهمیم یا نفهمیم همه ما معتقدیم که هر کدام از ما فرشتهای برای نوشتن اعمال صالح و فرشتهای برای نوشتن گناهانمان داریم. نتیجه، این که خداوند زیاد فرشته خلق کرده است که هیچ گناهی نمیکنند اما انسان را آفرید تا با انتخاب خودش این راه را بپیماید. اگر راه صحیح را انتخاب کرد فرشتگان خادم او میشوند. این مسئله، قطعی است و هیچ شکی در آن نیست. فرشتگانی هستند که وقتی مؤمن میخواهد وارد بهشت بشود، به استقبال او میآیند و میگویند: سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ.[17] درباره همین عالم نیز میفرماید: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ * نَحْنُ أَوْلِیاؤُكُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا...؛[18] انسان اگر راه خدا را رفت فرشتگان در خدمت او قرار میگیرند. ارزش انسان به این است که با انتخاب خودش راه صحیح را انتخاب کند. پس باید دو راه وجود داشته باشد، باید دو جاذبه متضاد وجود داشته باشد تا من نشان بدهم که برای خدا یکی از آنها را انتخاب کردهام. در این صورت کار ارزش پیدا میکند؛ اما اگر به صورت فطری اینگونه هستم که اصلاً گناه از من برنمیآید، گناهنکردن خیلی هنر نیست. گناه نکردن کسی که صدها عامل گناه، او را احاطه کرده و او با توکل بر خدا همه آنها را زیر پا میگذارد و شیاطین را منکوب میکند و به طرف خدا میرود ارزشمند است و خداوند به وجود چنین کسی مباهات میکند. فراهم شدن زمینه برای چنین رشدی بزرگترین نعمتی است که خدا برای ما آدمیزادها فراهم کرده است.
این نعمت چگونه به دست ما رسیده و چگونه به دست دیگران خواهد رسید؟ خدا این نعمتهای معنوی، بهخصوص آنچه مربوط به هدایت و ولایت است را ابتدا به صورت مستقیم به انبیا میدهد. خدا به پیغمبران وحی میکند و پیغمبران به سایر مردم میرسانند. حتی وحی نبوت به ائمه اطهار نمیشود و آنها وحی نبوت را دریافت نمیکنند. وحی نبوت مخصوص پیغمبر است. بعد به وسیله پیغمبر اکرم و ائمه اطهار به سایرین میرسد. سایرین چه کسانی هستند؟ من و شما کداممان پیغمبر و امام را دیدهایم؟! پس خداوند چگونه به وسیله ایشان ما را هدایت کرده است؟! روشن است که خداوند به وسیله نسلهای مؤمن و عالم، سخنان و سیره اهلبیت را برای ما حفظ کرده و به ما رسانده است. آنها بودند که فرمایشات پیغمبر اکرم و ائمه اطهار و سیره ایشان را به ما رساندند و امروز بنده اعتراف میکنم که نصف بیشتر اسلام را از امامرضواناللهعلیه یاد گرفتهام. ما مسائل فردی زندگیمان را از خیلی از علما یاد گرفته بودیم اما وظایف اجتماعی و سیاسیمان را از امامرضواناللهعلیه یاد گرفتیم. به فرموده خود امامرضواناللهعلیه بیش از نیمی از فقه اسلام مربوط به مسائل سیاسی و اجتماعی است. ایشان بودند که اینها را احیا کردند و ما را متوجه کردند که دین شامل اینها نیز میشود و بیش از نیمی از دین ما اینهاست. ما همانگونه که وظیفه نمازخواندن داریم، وظیفه مشارکت در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز داریم. خداوند انشاءالله ساعتبهساعت بر علو درجات امام بیفزاید که یک انسان این همه برکت میکند و تا روز قیامت هر کس از این آثار بهرهمند میشود سهمی از آن در نامه امام نوشته میشود.
ما باید چه کنیم؟ اراده الهی بر این تعلق گرفته است که کسانیکه خودشان هدایت انبیا را دریافت کردهاند، امانتدارند و باید این امانت را به دیگران برسانند؛ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا.[19] اسلام که فقط برای من و شما نازل نشده است؛ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ؛[20] اسلام برای همه انسانها تا روز قیامت نازل شده است. این اسلام به وسیله امثال من و شما به دست آنها میرسد؛ بنابراین ما امانتداریم و باید اول اسلام را خوب بشناسیم و خودمان عمل کنیم و بعد به دیگران برسانیم.
آنهایی که متصدی این کار هستند در خط مقدم جبههاند. ما طلبهها خودمان را اینگونه معرفی کردهایم که ما آمدهایم اسلام را به مردم معرفی کنیم. این است که دیگران میگویند واجب کفایی است، طلاب انجام میدهند و دیگر از ما ساقط است؛ اما اگر ما کوتاهی کنیم این وظیفه به دوش دیگران نیز سنگینی میکند.
نتیجه این که وظیفه ما این است که بکوشیم اسلام را بهتر و عمیقتر با همه ابعادش بشناسیم و عمل کنیم و به دیگران نیز بیاموزیم. زمینه این کار خیلی فراهم شده است. شاید اکثریت قریب به اتفاق شما نتوانید معنای اینکه میگویم «بهخوبی فراهم شده است» را درست لمس کنید. اگر کسانی زمان حکومت ستمشاهی را درک کرده باشند و آن وضع را لمس کرده و با وضع اکنون مقایسه کنند، میفهمند امام چه کرده و انقلاب برای مردم چه آورده است. من گاهی نمونهها را عرض میکنم. من در دوران کودکی در استان یزد بودم، استانی که به دارالعباده معروف است. در کل استان یزد یک نفر حافظ قرآن بود که کمبینا هم بود و مردم تعجب میکردند که او همه قرآن را حفظ است. در آن زمان بنده در مدرسهای به نام مدرسه صدیق یزد شاگرد کلاس ششم بود. در آن مدرسه، نزدیک امتحانمان که میشد و میخواستیم کلمات قرآن را مرور کنیم و درس قرآنمان را امتحان بدهیم، معلم مسلمانی که روخوانی قرآن بلد باشد وجود نداشت. یک نفر زرتشتی به نام رستم بود که روخوانی قرآن بلد بود و ما اشکالات خودمان را از این معلم زرتشتی میپرسیدیم! وضع در دارالعباده یزد چنین بود! اکنون ببینید در روستاها، کودکان هفت، هشت ساله حافظ قرآن هستند. در یک خانواده چند نفر حافظ قرآن هستند. چه کسی این زمینهها را فراهم کرد؟! اگر این انقلاب نبود این چیزها پرورش پیدا کرده بود؟!
اگر این انقلاب نبود معلوم نبود حتی اسم قرآن در کشور مانده باشد! این، وظیفه ما را سنگین میکند که تلاش کنیم و غیر از اینکه خود ما اسلام را درست یاد بگیریم به دیگران نیز بیاموزیم. البته دایره معارف اسلام بسیار وسیع است. همانگونه که میدانید مجتهدانی که میخواهند فتوا بدهند، معمولاً حدود سی سال در فقه و اصول کار میکنند؛ یعنی فقط برای صاحبنظر شدن در یک رشته از علوم اسلامی باید بیست، سی سال زحمت شبانهروزی کشید، در آخر نیز احتیاط میکنند و فتوا نمیدهند و با عباراتی مثل اقوي چنین است، احتیاط ترک نشود، محل تأمل است، مسئله را بیان میکنند؛ یعنی هنوز جای تحقیق در این مسائل باقی مانده است.
ما دهها رشته از رشتههای علوم اسلامی داریم و برای هر یک از آنها نیازمند تربیت چنین مجتهدانی هستیم و متأسفانه من به الکفایه در هیچ کدام از این رشتهها وجود ندارد؛ در این شرایط چگونه میتوانیم خاطرجمع باشیم که ما وظیفهمان را عمل کردهایم؟! باید همت کرد! ابتدا فکر کنیم و ارزش نعمتهای خدا و سنگینی وظایف را بشناسیم و سپس تلاش کنیم تا در حد توانمان در این راه قدم بگذاریم. بهخصوص در این زمان که عوامل شیطانی بیش از هر زمان دیگر در راه تضعیف و تخریب اسلام و تشیع کار میکنند، قطعاً از زمان خلقت حضرت آدم تا امروز هیچ زمانی اینقدر عوامل شیطانی ضد اسلام وجود نداشته است و هیچ زمانی اینقدر وسایل برای شبههافکنی وجود نداشته است؛ غیر از رسانههای نویسا و کتابها و مقالاتی که به زبانهای مختلف منتشر میشود، رادیوها، تلویزیونها و سایتها پیوسته در حال لجنپراکنی علیه اسلام و تشیع هستند و در هر زمینهای صدها سایت به زبانهای مختلف در حال کار هستند. امروز وظیفه ما در مقابل اینها مثل وظیفه سابق نیست. در گذشته اگر کسی میخواست تبلیغ مذهب باطل و ضالهای بکند، باید در جایی یک نفر را پیدا میکرد و به صورت خصوصی و چهره به چهره، چیزی به او میگفت. حالا چه اندازه اثر بکند یا نه؛ اما اکنون سایتها پیوسته در حال پخش شبههها هستند و بالاخره در افکار جوانها، بهخصوص کسانیکه مطالعاتشان کم است، آثار سویی خواهند داشت.
ما در مقابل اینها باید تلاشمان را مضاعف کنیم و متناسب با این مسائل زمینههایی برای مقابله با آنها فراهم کنیم. مهمترین مسائلی که باید ما درباره آنها کار کنیم مسائل بنیادی اسلام است. در فقه در همین شهر قم مراجع بزرگواری هستند که خدا انشاءالله بر طول عمر و بر برکات وجودشان بیفزاید و همه آنها مورد احترام هستند، ما دست همه آنها را میبوسیم اما بالاخره فتاوایشان مختلف است و هیچ کس نیز نگران نیست که چرا فتوای این آقا با آن آقا فرق دارد. مقلِّدان هر کدام از این بزرگواران طبق نظر مرجع تقلید خودشان عمل میکنند و ثواب میبرند اما بههرحال میبینید که باید دهها سال زحمت بکشند تا همین فتواهایی را که بالاخره اختلافهای نیز در آن هست صادر کنند؛ اما شما چند سایت دیدهاید که درباره مسائل ضروری که همه مسلمانها در آن اتفاق دارند و پیوسته درباره آنها شبههافکنی میشود بحث کنند؟! برای مثال، همه میدانیم که درباره تسبیحات اربعه اختلاف است که آیا یک مرتبه واجب است یا سه مرتبه اما بنده نشنیدهام که هیچ سایتی این اختلاف را سوژه و نسبت به آن شبههافکنی کند. من نشنیدهام چنین کاری کرده باشند زیرا نتیجهای برایشان ندارد؛ اما درباره اصل دین خدا و اعتقاد به پیغمبر، وحی، معجزه، ابدیت دین، عصمت انبیا و عصمت ائمه و... دائماً در حال شبههپراکنی هستند. وقتی ما برای حل مسئلهای که چندان دشمنی ندارد و اختلاف در آن مشکلی ایجاد نمیکند سی سال زحمت میکشیم، آیا درباره مسائلی که با اصل دین ما سر و کار دارد و پیوسته صدها سایت درباره آنها دائماً دارند علیه ما کار میکنند، نباید فکری بکنیم؟! و متأسفانه در جاهایی کسانی به صورتهای مختلف، بهصراحت علیه اصلیترین مسئله انقلاب یعنی ولایتفقیه دارند کار میکنند! اصلیترین مسئله ما ولایتفقیه است و دوست و دشمن بر آن اعتراف دارند که این مسئله عمود خیمه انقلاب است؛ اما در بسیاری از جاها قربة الی الله این مسئله را تضعیف میکنند! آیا ما هیچ وظیفهای نداریم؟!
خداوند متعال لطف فرموده و در این زمینهها راههای سادهای قرار داده است که همه کسانی که دوست دارند در شرایط متعارفی باشند، در دورهای حداکثر دو ماهه بتوانند ضروریترین مسائلی که پایه ایمانشان است را تقویت کنند؛ هم اعتقاداتشان تقویت شود و هم پاسخ شبههها داده شود. این دوره حاصل عمر دهها نفر در طول دهها سال است. ثمره این تلاشها در پنج، شش کتاب به نام کتابهای طرح ولایت خلاصه شده است. این مطالب از افکار علامه طباطبایی و شهید مطهریرضواناللهعلیهما و شخص امامرضواناللهعلیه اخذ شده است. عصاره این معارف این چند کتاب شده است که در ظرف دو ماه میتوان آن را آموزش داد.
کسانی که این دورهها را دیدهاند همه اعتراف میکنند که گذراندن این دورهها اساس ایمان ما را تقویت و زندگی ما را متحول کرده است. این نعمت، شکر ندارد؟! حالا به دست هر کسی رسیده باشد بالاخره اصلش از خداست. مگر ما نعمتهای دیگر را بلاواسطه از خدا دریافت میکنیم؟! نان را میرویم از دست خدا میگیریم یا از دست نانوا؟! روشن است که نان را از نانوا میگیریم اما رزق و نعمت خداست. علم نیز همینگونه است؛ رزق الهی است و نعمتی است که خدا برای ما میسر کرده است و حالا به دست ما رسیده است. درست است که از راه کتاب، نوشته یا نوار به دست ما رسیده است اما نباید فراموش کنیم که این نعمت بزرگی است که خدا برای ما فراهم کرده است، قدرش را بدانیم و خوب استفاده کنیم و در راه توسعه آن تلاش کنیم.
پروردگارا! تو را به همه اولیا و عزیزانت قسم میدهیم که روح امام را با انبیا و اولیا محشور بفرما!
در این دهه مبارک، مهمان حضرت رضاعلیهالسلام قرار بده!
سایه مقام معظم رهبری را تا ظهور ولی عصرارواحنافداه بر سر ما مستدام بدار!
ما را از خدمتگزاران راستین آن حضرت قرار ده!
در ظهور ولی عصرارواحنافداه تعجیل بفرما!
عاقبت امر ما ختم به خیر بفرما!
وصلِّ علی محمدٍ و آله الطّاهرین
[1]. ابراهیم،34.
[2]. ابراهیم، 24.
[3]. نحل، 78.
[4]. ابراهیم، 7.
[5]. انبیا، 35.
[6]. ملک، 2.
[7]. بقره، 155.
[8]. انبیا، 35.
[9]. محمد، 4.
[10]. زخرف، 32.
[11]. ق، 38.
[12]. کهف، 29.
[13]. انسان، 3.
[14]. انعام، 112.
[15]. نحل، 9.
[16]. انبیاء، 26-27.
[17]. زمر، 73.
[18]. فصلت، 30-31.
[19]. نساء، 58.