ارزش خدمت در نظام جمهوری اسلامی

در جمع برادران سپاه انصار المهدی
تاریخ: 
چهارشنبه, 4 دى, 1392

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَصَلَّى اللَّهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ

أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّه بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَه وَفِی کُلِّ سَاعَه‌ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

تقدیم به روح ملکوتی امام راحل‌رضوان‌‌الله‌‌علیه و همه شهدای والامقام اسلام صلواتی اهدا می‌کنیم.

تشریف‌فرمایی عزیزان را به این مؤسسه که به نام مبارک امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه مزین است خوش‌آمد عرض می‌کنم. از خداوند متعال درخواست می‌کنیم که روح امام را با انبیا و اولیا محشور فرماید و سایه جانشین شایسته‌شان، مقام معظم رهبری را تا ظهور ولی عصرارواحنافداه بر سر همه ما مستدام بدارد.

ارزش خدمت در دستگاه امام زمان‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف

خاطر عزیزان مستحضر است که خدمت کردن در نظام جمهوری اسلامی، درواقع خدمت کردن به دستگاه ولی امر، حضرت بقیة‌الله ‌الأعظم‌ارواحنافداه است؛ چیزی که با هیچ پست و مقامی قابل مقایسه نیست. بزرگان ما از علما، مراجع و شخصیت‌های برجسته عالم اسلام و تشیع، افتخارشان این بوده که بدانند در دستگاه امام زمان‌سلام‌‌الله‌‌عليه پذیرفته می‌شوند.

حتی از شخص موثقی از یکی از مراجع بزرگ شنیده‌ام که در اواخر عمرشان به امام رضاصلوات‌‌الله‌‌عليه متوسل شده بودند که اگر نوکری من در دستگاه شما پذیرفته شده است یک جوری به من بفهمانید. آن وقت داستانی را نقل می‌کردند که چگونه به ایشان فهماندند که خدمتگزاری شما پذیرفته شده است؛ و بالاخره همه ما یادمان هست که امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه وقتی به وجود مقدس ولی عصرارواحنافداه اشاره می‌کردند، می‌فرمودند: رُوحِي لِتُرَابِ مَقْدَمِهِ الفِداء؛ یعنی جان من فدای خاک پای او باد!

روایتی از یک استاد مصری درباره امام خمینی‌رضوان‌‌الله‌‌علیه

در همین راستا، یک داستان واقعی هست که برای شما نقل می‌کنم تا یک مقداری متوجه بشوید که این انتساب چه ارزشی دارد؛ یکی از علما که حیات دارند، در سال‌های اول انقلاب، به حج مشرف شده بودند. ایشان خودشان نقل کردند که من در مسجدالحرام نشسته بودم و مشغول دعا و توسل و ذکر بودم. آقایی که کنار من نشسته بود یا آمد کنار من نشست، اظهار کرد که من یک سؤال دارم. عرب‌زبان بود و خودش را معرفی کرد که من در مصر استاد دانشگاه هستم و به امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه خیلی علاقه دارم و سعی می‌کنم ترجمه‌ سخنرانی‌های ایشان را استفاده کنم؛ اما در میان فرمایشات ایشان، یک جمله برای من بسیار عجیب است!

این استاد دانشگاه مصری می‌گفت حقیقت این است که ما فکر می‌کردیم بعد از رسول خداصلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله هیچ کس مثل امام خمینی به اسلام خدمت نکرده است - این مطلب را یک استاد مصری در سال‌های اول انقلاب می‌گفت- و بر این اساس فکر می‌کردیم که در این زمان هیچ کس مقرب‌تر از امام خمینی پیش خدا نیست؛ اما در سخنان ایشان می‌بینیم که ایشان به یک کسی اشاره می‌کنند و می‌گویند: «جان من فدای خاک پای او!» این برای ما معما شده است! کسی که امامی که ما او را برترین مردم در این عصر می‌دانیم می‌گوید جان من فدای خاک پای او، نمی‌گوید هم جان من فدای جان او! او چه کسی می‌تواند باشد؟! این سؤال برای ما بسیار عجیب است و معما است. دیدم شما چون ایرانی هستید آمدم بپرسم که منظور ایشان کیست و این چه تعبیری است که ایشان به کار برده است؟!

پاسخ به معمای استاد مصری و حقیقت مقام امام

ایشان فرمودند که من گفتم این شخص در کتاب‌های خود شما هم معرفی شده است و یکی از روایاتی که درباره امام زمان‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف و غیبت ایشان بود را برای او خواندم و گفتم منظور ایشان، وجود مقدس امام زمان‌سلام‌‌الله‌‌عليه است. این استاد مصری، ازیک‌طرف تعجب کرد و ازیک‌طرف هم بسیار خوشحال شد زیرا این معما برای او حل شده بود.

این مسئله برای ما عادی است زیرا امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه بارها در سخنرانی‌هایشان می‌فرمودند: رُوحِي لِتُرَابِ مَقْدَمِهِ الفِداء؛ و ما دیگر به این تعبیرها عادت کرده بودیم و درست دقت نمی‌کردیم که این یعنی چه؟! پای یک فرد چه قدر ارزش دارد؟! کفش پای او چه ارزشی دارد؟! خاک پایی که زیر کفشش هست، این چه قدر می‌تواند ارزش داشته باشد که امام بگوید جان من فدای آن خاک؟! امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه هم اهل گزافه‌گویی نبودند و بسیار بادقت حرف می‌زدند.

شناخت صاحب‌کار و اخلاص؛ شرط ارزشمندی خدمت

حقیقت این است که ما مقام امام را درست درک نمی‌کنیم. ایشان که مقام امام را درک می‌کردند خوب فهمیده بودند که چگونه باید در مقابل ایشان اظهار ادب کرد. به‌هرحال این نظام به چنین شخصیتی وابسته است و خدمت کردن در این نظام بالاترین افتخار است. من مطمئن هستم که بسیاری از مراجع، بزرگان و شخصیت‌های برجسته اگر بدانند که در دستگاه ایشان حتی به عنوان یک جاروکش پذیرفته شوند برای آن‌ها افتخار است. این خود نشانه‌ای است که به مقام امام بهتر آشنا شده‌اند و مقام او را بهتر درک کرده‌اند. پس این خدمتگزاری در این نظام، بسیار ارزشمند است به شرطی که آدم بداند به چه کسی خدمت می‌کند و به‌گونه‌ای رفتار کند که صاحب‌کار، راضی باشد.

ممکن است کسی در یک دستگاهی برای انجام کاری استخدام شود یا گمارده شود، اما فقط کار کند و مزد بگیرد. خب پیداست که این ارزشی ندارد و همان ارزش مزدش را دارد که دریافت می‌کند و استفاده می‌نماید؛ اما کسی که کاری را به خاطر ارزش و شرف آن انتخاب کند، در این صورت مسائل دیگر جنبه ثانوی و فرعی خواهند داشت. اصل ماجرا این است که آدم این توفیق را پیدا کند که در این دستگاه کار کند. آن وقت هر قدر معرفتش به صاحب‌کار و اخلاصش در عمل بیشتر باشد کار او ارزش بیشتری خواهد داشت.

تفاوت ارزش‌ها در مقیاس الهی

وقتی می‌گوییم «بیشتر»، گاهی اعداد و ارقامی شبیه آن در ذهنمان می‌آید. فرض کنید مثلاً کاری هزار تومان می‌ارزد و کار دیگر هزار و صد تومان. اگر خیلی هنر کنیم، شاید دو هزار تومان؛ یعنی دو برابر. بالاخره ما هشت ساعت کار می‌کنیم و در بازار یک ارزشی دارد. وقتی می‌گوییم دو برابر ارزش دارد، مثلاً اگر ساعتی ۵ هزار تومان باشد، دو برابرش ساعتی ۱۰ هزار تومان می‌شود. می‌گوییم درست است که ما ۵ هزار تومان پول می‌گیریم اما ارزشش ساعتی ۱۰ هزار تومان است چون این کار را انتخاب کرده‌ایم. آن وقت خوشحال باشیم از اینکه کاری را انتخاب کرده‌ایم که ارزشش دو برابر کارهای دیگر است؛ اما در مقیاس‌های الهی این‌گونه نیست. در مقیاس‌های الهی تفاوت بین ارزش‌ها گاهی بین زمین تا آسمان است. یک نماز دو رکعتی صبح که می‌خوانیم، اگر احکامش را رعایت کنیم و نماز را در وقتش ادا کنیم، خب قبول می‌شود و پاداشی دارد اما اگر بخواهیم این نماز را با نماز اولیای خدا، با نماز امیرالمؤمنین‌سلام‌‌الله‌‌عليه مقایسه کنیم، آیا می‌توان گفت نماز ایشان دو برابر نماز ما می‌ارزد؟! ۱۰ برابر می‌ارزد؟! ۱۰۰ برابر می‌ارزد؟! دیگر بیشتر از این چه می‌توان گفت؟!

اگر شما به بعضی از روایات دقت کنید می‌فهمید که حساب‌ها بسیار فرق دارد؛ ازجمله این روایت که با سندهای معتبر نقل کرده‌اند که پیغمبر اکرم‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله فرمودند: ضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَيْنِ. ثَّقَلَيْنِ یعنی مجموع جن و انس؛ مجموع انسان‌ها و جنیان را قرآن می‌فرماید ثَّقَلَيْنِ. تعبیر ثَقَل در خود قرآن در سوره الرحمن نیز آمده است؛ سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ.[1] خب تعداد آدمیزادها در دنیا چه قدر است؟! از اولی که خلق شده‌اند تا حالا که ما نمی‌دانیم چه قدر هستند، بعد هم تا آخر قیامت چه قدر باشند را نمی‌دانیم. الآن در حدود بین ۶ تا ۷ میلیارد انسان هستند. جنیان هم فرض کنید شبیه همین تعداد را داشته باشند. ده میلیارد انسان در یک زمان، یک نسل‌شان. چند نسل گذشته و بعد چه قدر خواهد بود خدا می‌داند. اگر عبادت‌های همه این‌ها را در یک کفه ترازو بگذارند که در بین این‌ها علما هستند، عابدین هستند، مجاهدین هستند، شهدا هستند، اگر همه این عبادت‌ها را در یک کفه ترازو بگذارند پیغمبر اکرم‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله می‌فرمایند: «یک ضربت شمشیر علی ثوابش از همه این‌ها بیشتر است»؛ آن هم تازه یک ضربت شمشیر ایشان، نه جهادهایی که در طول ۲۳ سال کرده‌اند! حالا ۱۳ سال آن که به صورت رسمی بوده است. یک ضربت شمشیر ایشان که عَمرِو بن عَبدُ وَدّ را به هلاکت رساند، پیغمبر اکرم‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله می‌فرمایند ثواب این یک ضربت شمشیر، از ثواب همه عبادات جن و انس بیشتر است؛ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَيْنِ. حالا این نسبت چه نسبتی است ما عقل‌مان نمی‌رسد.

سه گام اساسی: شناخت امام، ولی‌فقیه و ارزش کار

به‌هرحال شما اگر خدمت کردن در دستگاه امام زمان‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف را با خدمت کردن در هر دستگاه دیگری مقایسه کنید، نسبتی دارد که با فهم ما خیلی نمی‌گنجد که ارزش این چقدر بیشتر است. البته همه کسانی هم که در این دستگاه کار می‌کنند ارزش کارشان یکی نیست. بستگی دارد که چه اندازه معرفت و اخلاص داشته باشند؛ اما خدا این بستر را فراهم و این زمینه را میسر کرده که هر کس مرد میدانش است بسم‌الله! بیاید یک روز کار کند، به اندازه عمر یک مجاهد یا به اندازه عمر یک مرجع تقلید ثواب ببرد. البته مرجع تقلید هم اگر در این دستگاه باشد که البته هستند آن هم همین ثواب ممتاز را خواهد داشت؛ یعنی صرف‌نظر از این انتساب و ثوابی که دارد.

بنابراین ما باید سعی کنیم اول امام را بشناسیم؛ دوم این نظام را بشناسیم که این نظام چه انتسابی به امام دارد؟ چرا این نظام را می‌گوییم کشور امام زمان‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف است؟ این ارتباط از کجا برقرار می‌شود؟ حلقه واسطه بین امام زمان‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف و این نظام کیست؟ اگر او را بشناسیم این معرفت دوم است. اول خود امام را بشناسیم که چه مقامی پیش خدا دارد. دوم آن کسی که واسطه بین ایشان و بین این نظام است؛ یعنی ولی‌فقیه، جانشین امام زمان‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف. سوم ارزش کاری را که ما قبول می‌کنیم و متعهد می‌شویم را بشناسیم. این‌ها از شناخت‌هایی است که باید پیدا کنیم.

اما تنها این شناختن کافی نیست. ما باید در رفتارمان اخلاص داشته باشیم وگرنه آدم خیلی چیزها را می‌داند اما رفتارش با آن وفق نمی‌دهد. بعد از این شناخت‌ها، برنامه عملی‌مان را به‌گونه‌ای تنظیم کنیم که دلخواه صاحب‌کار باشد. آن‌گونه رفتار کنیم که ایشان بپسندند. هر قدر اخلاصمان بیشتر باشد ارزش کارمان بیشتر خواهد بود.

این یک نکته که هر چه دوستان و عزیزان در این باره بیشتر فکر کنند، زیادی فکر نکردند؛ بدانند چه دستگاه عظیمی است، چقدر ارزش دارد، واسطه‌اش چه کسی است و ما چگونه باید در مقابل آن رفتار کنیم.

نیاز دائمی ما به حفظ الهی و توفیق خدمت به دیگران

نکته دیگری که به واسطه خصوصیت مسئولیت‌های شما خوب است به آن توجه داشته باشید این است که هر یک از ما در هر لحظه‌ای به هزاران مددی که از خداوند متعال به ما برسد نیاز داریم. لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ.[2] اگر یک وقتی فرصتی کنیم و بنشینیم و بگوییم که هر انسانی در هر لحظه‌ای چند نوع بلا ممکن است به او برسد؛ بلایی که به اندام‌های ظاهری‌مان، چشم‌مان، گوش‌مان، دست‌مان، پایمان ممکن است برسد؛ تصادفاتی که ممکن است واقع شود؛ بیماری‌هایی که ممکن است مبتلا شویم؛ سکته‌های مغزی؛ سکته‌های قلبی؛ این بیماری‌های جدیدی که پیدا شده و جدیداً شناخته شده؛ بیماری‌های صعب‌العلاج؛ خب هر روز می‌بینیم. خدا ان‌شاءالله همه جوان‌های کشور را حفظ کند! ما می‌بینیم جوان‌هایی در سن جوانی به بیماری‌های عجیبی مبتلا می‌شوند؛ یعنی هر یک از ما در هر حالی در معرض انواعی از آفات و بلاها هستیم.

خداوند متعال یک نظامی برقرار کرده و یک دستگاهی منظم کرده که از این بلاها محفوظ هستیم مگر آن بلاهایی که قضای الهی باشد و یک حکمتی آن‌ها را ایجاب کند. این یک دستگاهی است که خدا برقرار کرده و حافظش خداست.

یک دستگاه دیگری هم هست که خداوند متعال مقرر کرده و آن اینکه برای هر کسی دو تا مأمور معین کرده که تمام حرکات و رفتارش را ثبت کنند؛ دو فرشته‌ای که بر شانه‌های راست و چپ ما نشسته‌اند. قرآن این‌ها را به عنوان حافظ معرفی می‌فرماید؛ كِرَامًا كَاتِبِينَ،[3] که اعمال ما و کارهایی که کرده‌ایم را حفظ می‌کنند.

همه این‌ها گروه‌هایی هستند که فرمانده ای دارند؛ مثل همین سلسله مراتبی که ما در نیروهای مسلح داریم، خداوند متعال در فرشتگان نیز یک سلسله مراتبی دارد. این‌ها گروه‌هایی هستند، سردسته‌ای دارند و همین‌طور می‌رسد به آخرین فرشتگان مقرب که همه تحت فرمان او هستند و بالاخره فرمان اصلی از خداوند متعال است.

هر قدر ما توجه داشته باشیم که خودمان دائماً احتیاج به حفظ الهی داریم، آن وقت می‌فهمیم که خدا چه لطفی کرده که با اینکه خود ما این‌قدر بیچاره‌ هستیم، سر تا پایمان نیاز است، نفس کشیدن خودمان را نمی‌توانیم حفظ کنیم اما خداوند متعال به ما منت گذاشته، یک توفیقی داده، یک نیرویی داده که بتوانیم به حفظ دیگران خدمت کنیم. این مثل این است که ما مثلاً در مسائل مالی یا نیازهای خوراک‌مان اگر یک جرعه آب موقع تشنگی به ما نرسد یا اگر چند روز آب به ما نرسد ممکن است که هلاک شویم. ما به یک لیوان آب این‌قدر احتیاج داریم اما خداوند متعال اموالی را به عاریت در دست ما گذاشته و فرموده که شما سرپرستی فقرا و مستمندان را بکنید و از این راه، ثواب ببرید. همه این‌ها برای خداست. این منتی است که خدا بر ما گذاشته تا از این راه، ثوابی ببریم و به کمالی برسیم.

لزوم قدرشناسی از موقعیت و پرهیز از مقایسه با درآمدهای دنیایی

خود ما این همه نیاز داریم که خدا و فرشتگان او ما را حفظ کنند اما خدا یک چنین منتی هم بر ما گذاشته که یک توانی داده است. البته این توان، عاریتی است و خدا این را وسیله قرار داده که ما در این دستگاه، یک مهره‌ای بشویم که در دستگاه امام زمان‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف فعالیت کنیم. قدر این موقعیت را بدانیم، این را به‌آسانی از دست ندهیم و این‌ها را با کارها و حرفه‌های دیگر مقایسه نکنیم. یک وقت فکر نکنیم که حالا این درآمدی ندارد، فلان دوست ما، برادر ما، پسرخاله‌ام رفت فلان کار را کرد چه قدر پول درآورد، به پستی رسید، به مقامی رسید، ما اینجا مانده‌ایم. این حساب، حساب الهی نیست. حساب الهی این است که خدا اول به ما چه منتی گذاشته که این توفیق را عنایت فرموده که در این دستگاه، کارمند بشویم و بعد به ما توفیق می‌دهد که خدمتی برای یکی از بندگان خدا بکنیم و به این وسیله، این افتخار نصیب‌مان شود که مورد توجه آقا امام زمان‌سلام‌‌الله‌‌عليه قرار بگیریم.

این نتیجه وقتی حاصل می‌شود که ما توجه داشته باشیم که مأمور چه کسی هستیم؟ صاحب‌کار اصلی ما کیست؟ وقتی سر پست‌مان می‌رویم یا هر مسئولیتی را بخواهیم انجام بدهیم، از اول یادمان باشد که ما مأمور چه کسی هستیم؟ آمده‌ایم اینجا چه کار کنیم؟ آدم خودش را مأمور هر کس که بداند با او ارتباط برقرار می‌کند و می‌تواند از پرتو او استفاده کند. ما وقتی می‌توانیم انتساب به آقا امام زمان‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف را در خودمان حفظ کنیم که توجه داشته باشیم. هر قدر این توجه قوی‌تر باشد، دوامش بیشتر باشد، ارزشش بیشتر است، ثوابش بیشتر است. چه قدر بیشتر است؟! خدا می‌داند چه قدر! با این نسبت‌هایی که ما حساب می‌کنیم نیست. گاهی ارزش یک کار هزاران برابر افزوده می‌شود. بستگی دارد که آدم توجه داشته باشد که از طرف چه کسی است و برای او کار کند، اخلاص داشته باشد و به‌گونه‌ای رفتار کند که او بپسندد.

اگر این‌گونه شد، لحظه‌ لحظه کار ما ارزش میلیاردی پیدا می‌کند. نگوییم ما همه عمرمان را صرف کردیم، چقدر درآمد داشتیم؛ یک خانه به‌زور خریدیم! باید بدانیم که لحظه لحظه کار ما ارزش میلیاردی دارد. ان‌شاءالله وقتی که آن‌جا این اعمال خالص‌مان را در نامه عمل‌مان دیدیم، آن وقت می‌بینیم که خداوند متعال به ما چه توفیقی داده بود که خیلی‌ها از آن محروم بودند.

توصیه نهایی: افزایش معرفت، اخلاص و پرهیز از گناه

بنابراین توصیه این برادر پیر شما این است که در دو تا موضوع هر چه می‌توانید کار کنید؛ اول در شناخت امام، در ارزش این نظام، در ارزش آن کسی که واسطه بین ما و بین وجود مقدس ولی عصرارواحنافداه است؛ این‌ها از مقوله شناخت و معرفت است، این‌ها را بهتر بشناسیم. یکی هم سعی در عمل، سعی کنیم رفتار ما برای خدا خالص باشد و به‌گونه‌ای رفتار کنیم که خداوند متعال بپسندد. در نگاهمان، در رفتارمان، در گفتارمان، مخصوصاً وقتی در این پست هستیم، بسیار بیشتر دقت کنیم که ارزش کار خراب نشود. توجه به این که ارتکاب گناه مثل سوراخی است که ته کیسه می‌شود که هر چه داخلش بریزند از آن طرف خارج می‌شود. ممکن است آدم زحمت بکشد، کار کند، پول بگیرد و داخل جیبش بریزد اما جیبش اگر سوراخ باشد از این طرف داخلش می‌ریزد اما از آن طرف هم بیرون می‌آید. گناه در اعمال، این‌گونه هست. سعی کنیم ارزش کارمان را بدانیم و این کیسه را سوراخ نکنیم.

ان‌شاءالله که خداوند متعال به برکت وجود مقدس ولی عصرارواحنافداه همه ما را مشمول رحمت‌های بی‌پایان خودش قرار دهد، دعاهای آن بزرگوار را شامل حال همه ما بکند، سایه مقام معظم رهبری را بر سر همه ما مستدام بدارد، روزبه‌روز بر طول عمر و سلامتی و عزت و اقتدار ایشان بیفزاید و به همه ما توفیق خدمتگزاری در این نظام و انجام وظیفه در اطاعت از مقام ولایت را مرحمت کند ان‌شاءالله.

وَصَلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ


[1]. رحمن، 31.

[2]. رعد، 11.

[3]. انفطار، 11.