منشور روحانیت امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه؛ نقشه راه روحانیت مبارز و انقلابی

سمینار منشور روحانیت؛ دارالشفا، قم
تاریخ: 
چهارشنبه, 10 اسفند, 1379

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

الْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلاَةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیِّدِ الأنْبِیَاءِ وَالْمُرسَلِین حَبِیبِ إلَهِ الْعَالَمِینَ أبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِهِ الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِین

أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ‌ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

تقدیم به روح ملکوتی امام بزرگوار و شهدای والامقام اسلام صلواتی اهدا بفرمایید.

ضرورت بازخوانی پیام امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه

به گمان بنده، برای چنین جلسه‌ای و چنین روزی، چیزی مفیدتر و لازم‌تر از مرور فرمایشات امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه و گوش سپردن به پیام ایشان نیست. در چنین ایامی ای‌کاش برنامه‌ای پیش‌بینی شده بود که در سراسر کشور و در رسانه‌های گروهی، لااقل بخش‌هایی از فرمایشات امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه پخش می‌شد. بنده با این‌که بارها از این فرمایشات بهره برده‌ام اما همین امروز که بخشی از آن‌ها را در این جلسه شنیدم، به‌راستی تحت تأثیر قرار گرفتم. کار دیگری از ما ساخته نیست جز اینکه به درگاه الهی دست بلند کنیم و از خداوند بخواهیم که لحظه‌به‌لحظه بر علو درجات این مرد بزرگ الهی بیفزاید؛ پروردگارا! تو را به آبروی محمد و آل محمدصلواتک‌‌عليهم‌‌اجمعين قسم می‌دهیم که امام عزیز ما را با انبیا و اولیا محشور بفرما و هر روز و هر ساعت بر علو درجات ایشان بیفزا!

نقش بی‌بدیل امام خمینی‌‌رضوان‌‌الله‌‌علیه در شکل‌گیری انقلاب اسلامی

امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه بنیان‌گذار یک حرکت عظیم بی‌سابقه یا اگر بخواهیم بااحتیاط بگوییم، کم‌سابقه در تاریخ اسلام، بلکه در تاریخ بشریت بود. نمی‌خواهم مبالغه کنم و بگویم همه آنچه در این انقلاب نصیب مسلمانان و انسان‌ها شد، صرفاً به برکت امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه بود؛ البته خداوند متعال نعمت‌های گوناگونی دارد و هیچ حادثه تاریخی یا فریضه اجتماعی، با یک عامل واحد، قابل تبیین و تفسیر نیست؛ اما همه، از دوست و دشمن، می‌دانند که نقش امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه از همه عوامل، برجسته‌تر بود.

در جامعه، شرایط بسیاری برای چنین حرکتی فراهم شده بود اما حقیقت این است که مشابه این شرایط در زمان‌های دیگر نیز وجود داشت اما بهره‌برداری صحیحی از آن‌ها صورت نگرفته بود. امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه این امتیاز را داشتند که شرایط را به‌درستی درک کردند و با توکل بر خدا، توانستند از آن‌ها به بهترین نحو استفاده کنند. شرایط را ایشان نیافریدند اما از آن‌ها به‌خوبی بهره بردند؛ و این، هنر رهبری است. ما هرقدر درباره عظمت این نعمت بیندیشیم و خدا را سپاس بگوییم باز هم کم شکر کرده‌ایم.

نگرانی امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه از آینده انقلاب و جایگاه روحانیت

به‌هرحال بعد از پیروزی انقلاب و گذراندن دورانی که می‌بایست این نظام تثبیت شود امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه مانند باغبانی که نهالی را غرس کرده و در حال به بار نشستن است، نگران آینده این انقلاب بودند. مخصوصاً با توجه به اینکه در سن پیری قرار داشتند، از همان سال‌های بعد از انقلاب، وصیت‌نامه سیاسی- الهی را مرقوم فرمودند و به مجلس شورای اسلامی سپردند. البته خدا عنایت فرمود و پس از نوشتن آن وصیت‌نامه، مردم سال‌هایی از حضور ایشان بهره‌مند شدند. ایشان در اواخر عمر، تجدید نظری در آن وصیت‌نامه کردند و مقدمه‌ای بر آن نوشتند و بالاخره در آخرین برهه از تاریخ رهبری‌شان، توجه خاصی به مسئله روحانیت پیدا کردند؛ چون معتقد بودند قوام این انقلاب، به رهبری روحانیت است؛ همان‌گونه که در گذشته، حرکت‌های اصلاحی جامعه به دست روحانیت و به رهبری آن‌ها انجام گرفته و در آینده نیز باید چنین باشد و اگر سکان این کشتی به دست نااهلان بیفتد، از مسیر صحیح خود خارج خواهد شد و زحمت‌های گذشته و خون‌های نثارشده، کم‌اثر می‌شود و دیگر اثری از آن باقی نمی‌ماند. این بود که در این منشور عظیم که امروز این جلسه باشکوه برای یادآوری آن تشکیل شده است آن را مرقوم فرمودند و مخاطبشان را روحانیت قرار دادند.

نگرانی امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه از نقطه‌ضعف‌هایی بود که قبل از پیروزی انقلاب در روحانیت وجود داشت و می‌ترسیدند که دوباره تکرار شود؛ یا پیش‌بینی‌هایی می‌کردند که ممکن است خطرهایی برای روحانیت پیش بیاید و کسانی از مسیر صحیح اسلام و انقلاب، منحرف شوند و درنتیجه، زمینه را برای بازگشت دشمنان اسلام فراهم کنند.

خوشبختانه بخش‌های عمده‌ای از این منشور تلاوت شد، گو اینکه با سرعت خوانده شد و فرصت تأمل در آن کم بود. امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه محورهای مختلفی را مورد توجه قرار دادند. چون نمی‌دانستم بناست این منشور مقدس تلاوت شود، بخش‌هایی از آن را یادداشت کرده بودم که بر اساس محورهایی که استنباط کردم، تکه‌هایی از آن را قرائت کنم.

امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه در ابتدا روحانیت را خطاب می‌فرمایند و بر شهدای روحانیت تکیه دارند و این برائت استهلال[1] این منشور است. از همین‌جا دیدگاه امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه نسبت به روحانیت و وظیفه‌ای که در آینده بر دوش خواهد داشت روشن می‌شود. امام وقتی به مجموعه روحانیت نگاه می‌کنند، آن قدهای برافراشته‌ای که توجه ایشان را به خود جلب می‌کنند چه کسانی هستند؟!

احیای ارزش شهادت و تقویت روحیه فداکاری و شهادت‌طلبی در روحانیت

اجازه بدهید چند جمله از آن‌ها را تلاوت کنم. با اینکه شنیده‌اید اما «المِسکُ کُلَّما کَرَّرته یَتَضَوَّأ»؛ می‌فرمایند: «سلام بر حماسه‌سازان همیشه جاوید روحانیت که رساله‌ علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکّب خون نوشته‌اند»؛ در این جا چه چیز از روحانیت توجه امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه را جلب کرده و به نظر ایشان چه کسانی قابل تقدیس هستند؟! «و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه ناس، از شمع حیاتشان گوهر شب‌چراغ ساخته‌اند؛... آنان که حلقه ذکر عارفان و دعای سحر مناجاتیان حوزه‌ها و روحانیت را درک کرده‌اند، در خلسه حضورشان آرزویی جز شهادت ندیده‌اند.» امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه می‌خواهند روحانیت را این‌گونه تربیت کنند؛ می‌فرمایند بزرگان روحانیت در مناجات‌های سحرشان، تنها شهادت را از خدا می‌خواستند. «و آنان از عطایای حضرت حق، در میهمانی خلوص و تقرب، جز عطیه شهادت نخواسته‌اند.» این تعبیرات اگر هیچ مصداقی نداشته باشد، قطعاً خود امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه چنین بوده‌اند. ایشان از خلسه‌های خلوتگاه خود بهتر از دیگران خبر داشتند. می‌خواهند به ما بیاموزند که شما نیز باید این‌گونه باشید. «...در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، علمای اسلام اولین کسانی بوده‌اند که بر تارک جبینشان خون و شهادت نقش بسته است.»

به‌هرحال اولین محور فرمایشات امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه احیا کردن ارزش شهادت و تقویت روحیه فداکاری و شهادت‌طلبی در روحانیت است؛ چیزی که میراث مکتب تشیع و میراث حرکت سیدالشهداصلوات‌‌الله‌‌عليه است؛ همان چیزی که ستون فقرات تشیع در طول تاریخ، بوده و خواهد بود.

ما باید از این بخش، درس بگیریم و این آرزوی شهادت را همیشه در دل خودمان تقویت کنیم. اگر این پیدا شد، همه مشکلات ما حل خواهد شد. کسی که آرزوی شهادت دارد، دیگر دل به دنیا نمی‌بندد و دیگر سر مقام با دیگری دعوا نمی‌کند. کسی که می‌خواهد فردا شهید بشود، دیگر سر چه چیزی با دیگری دعوا می‌کند؟!

نقش تاریخی روحانیت در پاسداری از اسلام و مکتب تشیع

محور دوم، بیان نقش روحانیت در تاریخ اسلام و تشیع است؛ چون کسانی بوده‌اند و هستند و خواهند بود که به روحانیت از دید دیگری می‌نگرند؛ روحانیت را یک صنف و روحانی‌گری را یک حرفه تلقی می‌کنند و فکر می‌کنند منبر و محراب برای روحانیت، یک مغازه و وسیله کسب است و به خیال خودشان اگر منافعی که روحانیت در سایه این لباس و این شغل می‌بردند نبود اهتمامی به کارهای روحانیت نمی‌داشتند! غافل از این‌که روحانیون حقیقی برای همه دنیایشان ارزشی قائل نیستند، چه رسد به یک لقمه نان و آبی که از راه‌های دیگر، بسیار بیشتر و بهتر فراهم می‌شود. چشم آن‌ها این حقایق را نمی‌بیند که کسانی عمری را در این مدارس با فقر اما با عزت و عزت نفس گذراندند و در دوران سیاه پهلوی که خانواده‌های بسیاری از بزرگان روحانیت در شبانه‌روز به یک وعده نان سیرکننده نمی‌رسیدند، پایداری کردند و این اسلام و فقاهت را حفظ کردند. آن‌ها رفتارهای روحانیت را به گمان خودشان تفسیر می‌کنند و احیاناً از بعضی از فلتاتِ برخی افراد ضعیف، بهانه‌جویی می‌کنند برای این‌که کل روحانیت را زیر سؤال ببرند.

من دراین‌باره بخشی را برای یادآوری نوشته بودم که دیگر می‌ترسم طولانی شود و آقایان خسته شوند؛ حتماً شنیده‌اند؛ فقط این جمله‌اش که نشان‌دهنده تلاش‌هایی است که امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه برای حفظ احکام و حلال و حرام اسلام مبذول داشتند را می‌خوانم؛ ایشان می‌فرمایند: «اگر ما نام این همه زحمت و مرارت را «جهاد فی سبیل‌الله» نگذاریم، چه باید بگذاریم؟!» این مرارت‌هایی که روحانیت در دوران سیاه پهلوی تحمل کرد و جایگاه خودش را در جامعه حفظ کرد و با تمام توان خود، اساس اسلام را نگهداری کرد، اگر اسم این، جهاد نیست، پس اسمش را چه باید گذاشت؟!

ضرورت دشمن‌شناسی و مقابله با تهاجم فرهنگی

محور دیگر، توجه دادن به این است که این روحانیت، دشمن سرسختی دارد؛ دشمنانی که اساساً با اسلام دشمنی دارند اما چون سمبل اسلام، مروّج اسلام، معرّف اسلام و حافظ ارزش‌های اسلامی روحانیت است این است که نوک پیکانشان متوجه روحانیت است. امروز نیز همچون گذشته، شکارچیان استعمار - در تعبیر دقت بفرمایید - در صدد هستند که در بین روحانیون، طعمه‌ای به دست بیاورند. «امروز نیز همچون گذشته شکارچیان استعمار در سرتاسر جهان... به سراغ شیردلان روحانیتِ مخالف شرق و غرب و متکی به اصول اسلام ناب محمدی- صلی اللَّه علیه و آله و سلم - رفته‌اند.» بعد امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه پیش‌بینی می‌فرمایند: «و ازاین‌پس نیز جهان اسلام هر از چند گاه شاهد انفجار خشم جهانخواران علیه یک روحانی پاکباخته است.»

داستان سلمان رشدی؛ برنامه‌ای حساب‌شده برای زدن ریشه دین و دینداری

باز یک چیزهایی یادداشت کرده‌ام که برای اختصار صرف‌نظر می‌کنم. محور دیگری که در فرمایشات امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه در همین منشور، چندین مرتبه و به مناسبت‌های مختلف به آن پرداخته‌اند داستان سلمان رشدی و حکمی است که امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه درباره او صادر فرمودند. این مسئله را به خاطر اهمیتی که دارد و دیگران از آن غفلت دارند چندین بار ذکر می‌کنند. اصرار امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه این است که این جریان، مربوط به یک شخص نبود و الان هم که در دنیا از این شخص این‌همه حمایت می‌شود تنها به خاطر یک فرد نیست، بلکه این یک برنامه و نقشه طراحی‌شده جامع است که بر اساس اصول علمی و روان‌شناختی و برای مبارزه با دین، تضعیف دین در اجتماع و تضعیف ایمان مؤمنان طراحی شده است؛ چون بهترین راه برای این‌که مردم را نسبت به عقاید دینی‌شان سست کنند، استهزاء، مسخره‌کردن، افترا و به‌هرحال ترور شخصیت‌های پرچمدار دینی است.

تمام دشمنان انبیا در طول تاریخ از این شیوه استفاده کرده‌اند. قرآن بارها می‌فرماید: «ما هیچ پیغمبری نفرستادیم إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ[2]» و این استهزاء، وسیله‌ای بود که مردم را نسبت به شخص، بدبین کنند و شخص از چشم مردم بیفتد. وقتی هم که از چشم مردم افتاد دیگر به حرف او گوش نمی‌دهند. وقتی حرف‌های او را مسخره کردند، انگیزه گوش دادن به آن حرف‌ها و تفکر درباره آن‌ها ضعیف می‌شود. این است که همه انبیا را به مجنون، شاعر، سفیه و چیزهایی از این قبیل متهم می‌کردند.

امروز هم همان مطلب، منتها با شیوه‌های علمی پیگیری می‌شود و برای اینکه نظر همه مردم را نسبت به اسلام و حتی نسبت مؤمنین تضعیف کنند، فحاشی، هتاکی، افترا و استهزاء، بهترین شیوه‌ای است که به کار می‌گیرند. بالاخره وقتی انسان یک نام را چندین بار با سبُکی به گوش می‌شنود، یواش‌یواش گوش او انس می‌گیرد و دیگر حساسیتش کم می‌شود. دفعه اول اگر توهینی به مقام پیامبر اکرم یا ائمه اطهار‌صلوات‌‌الله‌‌عليهم‌‌اجمعين می‌شنیدیم، طاقت تحمل در ما پیدا نمی‌شد؛ اما وقتی در طول چند سال به صورت‌های مختلف ازجمله در روزنامه‌ها و سخنرانی‌ها شنیدیم که مثلاً حرکت امام حسین‌علیه‌‌السلام هم چیز مهمی نبود و عکس‌العمل خشونت جدّش بود و اگر جدّش آن خشونت را در جنگ بدر انجام نمی‌داد او هم کشته نمی‌شد، اگر گوش ما کم‌کم با این حرف‌ها آشنا شد وقتی هم که می‌شنویم حساسیتی پیدا نمی‌کنیم؛ و بر همین اساس، مسئله ترویج تساهل و تسامح معنا پیدا می‌کند. چرا برای این موضوع این‌همه سرمایه‌گذاری می‌کنند؟! همه این‌ها یک باب است؛ داستان سلمان رشدی، ترویج فرهنگ تساهل و تسامح، متهم کردن حساسیت و غیرت دینی به خشونت‌طلبی، همه این‌ها یک باب است.

ببینید امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه درباره سلمان رشدی چه می‌فرمایند. حتماً آقایان خوانده‌اند و گوش داده‌اند. می‌فرمایند: «مسأله کتاب آیات شیطانی، کاری حساب‌شده برای زدن ریشه دین و دینداری و در رأس آن اسلام و روحانیت است!» آقا! چرا بعد از ده، پانزده سال، این‌همه دلار و پوند صرف حفاظت از یک نفر می‌شود؟! شما نمی‌دانید روزی چقدر پول صرف حفظ جان این مرتیکه می‌شود! مگر مظلوم در عالم کم است؟! چطور این فرد این‌قدر ارزش پیدا کرده که باید این‌همه پول خرجش کنند تا زنده بماند؟! این چه رابطه‌ای است؟! چه عاملی است؟! اگر نمی‌دیدند که حفظ این شخص باعث می‌شود رفتارش رسمیت پیدا کند و قابل اقتباس و قابل تکرار شود و اگر نمی‌دیدند که این موجب تضعیف دین می‌شود، آیا حاضر بودند این پول‌ها را خرج او کنند؟! اما همه، این مطلب را درک نمی‌کردند. امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه یک فراست الهی داشت؛ الْمُؤْمنُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّه؛ اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّه.

در عصر ما اگر مصداقی برای این حدیث باشد و البته که مصداق اتمّ این حدیث هستند امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه هستند. ایشان می‌فهمیدند که این داستان چیست. این بود که می‌فرمایند این یک کار حساب‌شده بود برای اینکه ریشه دین و دینداری را بزنند! بعد می‌فرمایند: من حکمی را ابراز کردم که مورد اتفاق همه علمای اسلام بود؛ من چیز تازه‌ای نگفتم. نه‌تنها علمای شیعه، بلکه تمام علمای اهل تسنن هم این حکم و این فتوا را تأیید کردند. چطور شد که دنیا نسبت به این حکم اسلام این‌همه حساسیت پیدا کرد؟! معلوم می‌شود که این حکم اسلام بسیار کارساز است. چون اگر این حکم، کارساز نبود، این‌قدر علیه آن فعالیت نمی‌کردند. خب، در اسلام هزاران حکم هست که با فرهنگ امروز دنیا نمی‌سازد و متهم به خشونت می‌شود. تقریباً همه احکام کیفری اسلام همین‌گونه هستند. چرا این‌همه نسبت به آن‌ها حساسیت ندارند؟! چون این حکم، بسیار کارساز است. اگر یک‌بار در دنیا پیاده شود جلوی هزارها مفسده‌ای که ممکن است بعداً پیش بیاید را می‌گیرد. بی‌جهت نیست که این‌ها از آن می‌ترسند.

امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه همه این‌ها را بیان فرمودند، منتها من نمی‌خواهم تکرار کنم و وقت شما را بگیرم. در آخر می‌فرمایند: «ترس من این است که تحلیل‌گران امروز، ده سال دیگر - الآن چند سال گذشته است؟! دوازده سال- بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام سلمان رشدی، مطابق اصول و قوانین دیپلماسی بوده است یا خیر؟!» امروز نمی‌گویند احکام اسلام را باید نقد کرد؟! نمی‌گویند حتی قرآن هم باید نقد شود؟! ای‌کاش فقط دگراندیشان این حرف‌ها را می‌زدند! ای‌کاش فقط آن‌ها می‌گفتند!«و نتیجه‌گیری کنند که چون بیان حکم خدا...»

ببینید امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه از چه چیزی می‌ترسیدند. صاف هم می‌فرمایند من از این می‌ترسم! «و نتیجه‌گیری کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفته‌اند، پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانت‌کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم!» آیا چنین نشده است؟! و آیا این حکم فقط مسئله حکم اعدام سلمان رشدی بود که می‌گفتند با دیپلماسی نمی‌سازد؟! آیا چیزهای دیگر نیست؟!

خطر تحجر و کج‌اندیشی در درون روحانیت

محور دیگری از فرمایشات امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه به دو نوع خطری که آینده این انقلاب را تهدید می‌کند مربوط می‌شود؛ البته تا آن‌جایی که با روحانیت ارتباط دارد. خطرها بسیار است. دشمنی استکبار با روحانیت و اسلام را در یک محور مفصلاً بحث می‌فرمایند؛ اما در داخل حوزه روحانیت، دو نوع خطر ممکن است به وجود بیاید. امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه در آن وصیت‌نامه سیاسی- الهی‌شان، همه قشرها را جداجدا سفارش فرمودند و تذکرات لازم را دادند. اینجا خطاب به روحانیت است. برای روحانیت هم دو جور خطر ممکن است پیش بیاید؛ یکی خطر تحجر، کج‌اندیشی و کج‌فهمی، همان خطری که پیامبر اکرم‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله فرمود پشت من را می‌شکند؛ قَصَمَ ظَهْرِی رَجُلَانِ: عَالِمٌ مُتَهَتِّک وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّک.[3] این «مُتَنَسِّک» همان است که امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه می‌فرمایند «مقدس‌مآب». این حرف تازه‌ای نیست؛ پیامبر اکرم‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله فرمودند: «این‌ها پشت من را می‌شکنند!»؛ کسانی که در ظاهر، قیافه مقدس، مذهبی و علاقه‌مند به دین دارند اما کج‌فهم هستند. اگر منافق نیستند، اگر ریاکار نیستند، اقلاً کج‌فهم‌ هستند؛ آن تعمقی که باید در بینش اسلامی داشته باشند را ندارند؛ ظواهر خشکی را می‌بینند اما حقایقی که در پشت آن‌ها نهفته است و ابعاد دیگری که در معارف اسلامی وجود دارد را مورد توجه قرار نمی‌دهند.

نمونه ظاهرش که همه شما شنیده‌اید و امروز هم متأسفانه در گوشه و کنار شنیده می‌شود و امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه از همین می‌‌ترسیدند این است که «قبل از ظهور ولی‌عصر‌سلام‌الله‌علیه هیچ حرکتی نباید انجام داد! باید باشد تا خود آقا بیاید! بلکه باید کمک کرد که فساد، بیشتر شود تا آقا زودتر بیاید!» اسم این تفکر را چه می‌شود گذاشت؟! اما امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه اسمش را فرمودند و حتماً عبارتش را خوانده‌اید و شنیده‌اید.

به‌هرحال این یک خطر بزرگی است که قبلاً وجود داشت و در زمان حیات امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه هم ادامه داشت. امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه آن‌قدر مبارزه کردند تا این انحراف و کج‌فکری را از جامعه دور کردند و اکثریت قریب به اتفاق روحانیون درک کرده‌اند که این‌ها اشتباه و کج‌اندیشی است. امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با دشمنان اسلام قابل چشم‌پوشی نیست. این‌همه روایات که درباره اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و تحذیر از ترک آن آمده، نشان می‌دهد که اگر چنین شود، بلایی نازل می‌شود که خشک و تر و صغیر و کبیر با هم می‌سوزند. اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود همه فرایض ترک خواهد شد. آیا چنین وظیفه شرعی ممکن است برای هزاران سال نسخ شود، متروک شود، به بهانه اینکه ما روایتی داریم که عالم پر از فساد می‌شود تا حضرت ظهور فرمایند و اصلاح کنند؟! یعنی به ما دستور داده‌اند که فساد ایجاد کنیم؟! آیا هیچ عاقل سلیم‌الفکری می‌تواند چنین تصوری داشته باشد؟! من کسانی را دیده‌ام که این حرف‌ها را زده‌اند یا لااقل می‌گویند مبارزه نکنید، حالا دیگران فساد می‌کنند، شما سکوت کنید، بگذارید آن فساد رواج پیدا کند تا آقا خودشان تشریف بیاورند!

این‌ها چیزهایی است که قلب امام زمان‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف را می‌سوزاند. ترک واجب‌ترین فرایض الهی به بهانه اینکه مقدمه‌ای شود برای ظهور آقا! این سخنان مثل تیری است که به قلب مبارک امام می‌خورد. آقا وقتی ظهور کنند، با من و شما چه خواهند کرد؟!

به‌هرحال امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه با خون دل با این فکرهای غلط مبارزه کردند و این‌گونه اشخاص را به حاشیه راندند و بلکه منقرض شدند و دیگر چیزی از آن‌ها نمانده است؛ اما امام می‌فرمایند این پرونده هنوز باز است و می‌ترسم روزی این افکار دوباره در جامعه پیدا شود و اگر چنین شود، جز دشمنان اسلام چه کسانی از آن استفاده خواهند کرد؟! این هم یکی از محورهاست.

خطر لیبرالیسم و سازش با استکبار

خطر دیگر، مبتلا شدن به غوغاسالاری‌ها، جنجال‌آفرینی‌ها و جوسازی‌هایی است که لیبرال‌ها - به تعبیر امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه - انجام می‌دهند. حالا اگر بعضی‌هایشان نوکر صریح آمریکا نباشند، اگر مزدور نباشند - که امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه در بسیاری از جاها تعبیر «مزدوران بیگانه» را درباره آن‌ها به‌کار می‌برند- اگر نباشند، آن هم یک کج‌فهمی دیگر است؛ چون بعضی‌هایشان نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، حج می‌روند و حتی شنیده‌ام که حتی به بعضی از مراجع، سهم امام هم می‌دهند لذا بهترین محملی که می‌شود برای این‌ها فرض کرد این است که این‌ها هم یک کج‌فهمی دیگر دارند؛ خیال می‌کنند اسلام فقط همین نماز و روزه است؛ سایر احکام اسلام، به‌خصوص احکام اجتماعی و به‌خصوص قوانین کیفری مال این زمان نیستند، تاریخ‌مصرفشان گذشته است و قابل اجرا نیستند. این تازه بهترین محمل است. این‌ها همان‌هایی هستند که در مقابل لایحه قصاص گفتند این لایحه، انسانی نیست؛ و امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه فرمودند: این‌ها اگر بفهمند چه گفته‌اند مرتد هستند! زنشان بر آن‌ها حرام است و خونشان هدر است!

آن روز یک نغمه ناساز بود که از دهان بعضی از افرادشان ظاهر شد. امروز کسانی که در مراکز تصمیم‌گیری هستند، صریحاً این حرف‌ها را می‌زنند و دیگر حساسیت‌ها کم شده، چون فرهنگ تساهل و تسامح کار خودش را حتی در روحانیت هم انجام داده است!

«من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی، همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعضی از تصمیمات اول انقلاب ... اشتباه بوده است. – ایشان روی این جمله تأکید فرموده‌اند. بنده هم روی این جمله تأکید می‌کنم؛ دقت بفرمایید! ... آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهان‌خوار قناعت نمی‌کنند.»

بنده در بعضی از محافل شرکت داشته‌ام. بعضی از مسئولان و کسانی که مسئولیت‌هایی در حد وزارت داشتند، آن ‌جایی که همه مردم «مرگ بر آمریکا» می‌گفتند، این‌ها اقلاً برای حفظ ظاهرشان نمی‌گفتند و حتی در مواردی صریح گفتند که «مرگ را کنار بگذارید! دیگر به زندگی فکر کنید!» و در مواردی تصریح کردند که «ما چاره‌ای جز ارتباط با آمریکا نداریم؛ امروز نه، فردا ناچاریم؛ و مشکلات ما در سایه ارتباط با آمریکا حل می‌شود!»

ضرورت پایداری، امید و عمل

از خطرهایی که جامعه ما و به‌خصوص روحانیت را تهدید می‌کند یعنی پیش‌بینی می‌شود که ممکن است چنین خطری پیش بیاید، البته انحصار به روحانیت ندارد، شاید روحانیون هم کمتر به این خطر مبتلا شوند، اما خب، خطاب امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه با روحانیون است، نگرانی از این است که در اثر فراز و نشیب‌هایی که در حرکت اجتماع پیش می‌آید، مردم وقتی ببینند ارزش‌های انقلاب در یک برهه‌ای یا در یک مکانی ضعیف شده، کم‌کم ناامید شوند و با خودشان بگویند: «اگر پانزده سال در دوران نهضت، سختی کشیدیم، زندان رفتیم، تبعید شدیم، شکنجه دیدیم، مشکلات را تحمل کردیم تا انقلاب پیروز شد، بچه‌هایمان شهید شدند، این‌همه معلول داشتیم، بعد از انقلاب، هشت سال جنگ را تحمل کردیم برای اینکه حکومت اسلامی پایدار بماند و هزاران خون دلی که خوردیم، حالا بعد از همه این‌ها می‌بینیم که ارزش‌های به‌دست‌آمده، دارد کمرنگ می‌شود و بیم آن می‌رود که به‌کلی از بین برود و دستاوردهای انقلاب نابود شود!» کسانی هم به این حرف‌ها دامن می‌زنند. رسانه‌های گروهی هم دائماً همین‌ها را القا می‌کنند که «بله، دیگر ایرانی‌ها از این حکومت آخوندی خسته شده‌اند و به‌تدریج دارند دست از اصولشان برمی‌دارند.» یک گوشه و کناری هم شاهدهایی می‌آورند که چه کسی، کجا با خانم سربرهنه‌ای ملاقات کرده یا اخیراً این صحنه را در وزارت خارجه به وجود آوردند که البته از طرف دولت نبود اما به‌هرحال مجلس با اجازه آن‌ها برگزار شد و زنان بی‌حجابی شرکت کردند. می‌آزمایند، بعد هم اگر شما عکس‌العملی نشان نداده بودید تمام رادیوهای دنیا می‌گفتند: «این نشانه این است که ارزش‌های اسلامی دیگر از بین رفته و مردم حساسیتی ندارند!»

انسان وقتی این‌ها را می‌بیند، به‌خصوص آن‌هایی که تجربه تاریخی‌شان کم است، مثل اسپند روی آتش به حرکت درمی‌آیند و می‌گویند: «دیگر تمام شد! این همه زحمت‌ها کشیدیم و خون‌ها و شهیدها دادیم، مثل اولش شد!» این خطر بسیار بزرگی است. حرکت تاریخ هیچ‌وقت خط مستقیم نیست. حرکت تاریخ در طول زمانی که تاریخ نشان می‌دهد و آنچه قرآن بیان فرموده، همیشه نوسان و فراز و نشیب داشته است. این فراز و نشیب‌ها ممکن است یک سال، دو سال، ده سال، بیست سال طول بکشد و بعد نشیبش مبدل به فراز می‌شود. ما نباید از این‌ها بیمی به خود راه بدهیم و عزممان در حفظ اصالت‌ها و ارزش‌های انقلاب سست شود و بگوییم این همه که تلاش شد بی‌فایده بود، پس دیگر کاری نمی‌شود کرد! برعکس؛ باید نتیجه بگیریم که آنچه کوتاهی شده در اثر سستی‌ها بوده و ما باید آن سستی‌ها را جبران کنیم.

مگر پیروزی‌ها در سایه چه حاصل شد؟! جز در سایه فداکاری و روحیه شهادت‌طلبی؟! اگر این روحیه باشد و به‌خصوص روحانیت از مرگ نترسد و آماده جانبازی و فداکاری باشد، هیچ‌وقت شکست نمی‌خورد.

آمادگی برای شهادت؛ رمز پیروزی

ما برای جبران این ضعف‌هایی که پدید آمده و البته واقعیتی است و ما انکار نمی‌کنیم، بعضی از ارزش‌ها کمرنگ شده، بعضی از رفتارهای ناهنجار کم‌وبیش در جامعه شیوع پیدا کرده، این توهین‌هایی که به مقدسات می‌شود کم‌نظیر است، حالا تعبیر دیگری نکنم اما نباید ما را مأیوس کند؛ بلکه باید عزم ما را جدی‌تر کند که تلاشمان را بیشتر کنیم. چه‌بسا، چه‌بسا که من و شما هم در این کمرنگ شدن، مؤثر بوده‌ایم و روزی حسابش را از ما بخواهند و بگویند چرا داد نزدید؟! مگر آن جریان کاپیتولاسیون نبود که امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه فرمودند: «مرتکب کبیره است کسی که امروز فریاد نزند!» خطابشان را به حوزه‌های علمیه کردند و فرمودند: «ای قم ساکت! ای نجف ساکت! ای مشهد ساکت! اسلام در خطر است! والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نزند!» این‌ها سر چه بود؟! آیا امروز اهانت به مقدسات اسلامی کمتر از آن است؟! من و شما چه فریادی زدیم؟! چه حرکتی کردیم؟! البته نمی‌گویم هیچ کاری نکردیم اما به قدر کافی نبود؛ بسیار بیشتر از این می‌توانستیم عکس‌العمل نشان بدهیم.

اگر حساسیت نشان داده بودیم، هیچ چیز دیگر نه؛ یک اعلامیه؛ آقا! یک اعلامیه! کسی را که نمی‌کشند؛ فقط اعلام انزجار. آیا این هم دیگر مؤونه‌ای دارد؟! بسیاری از ما می‌توانستیم چنین کاری بکنیم. این دیگر مسئله جناح نیست، این دیگر مسئله ریاست نیست، مسئله پول نیست؛ توهین به مقدسات اسلام است! انکار ضروریات دین است! آیا نمی‌توانستیم بیشتر اعلامیه بدهیم؟! آیا نمی‌توانستیم در درس‌هایمان بیشتر سخنرانی کنیم؟! آیا نمی‌توانستیم روی منبرها مردم را بیشتر توجه بدهیم؟! گیرم که می‌گفتند این‌ها خشونت‌طلب هستند؛ گیرم که می‌گفتند این‌ها اغتشاش‌طلب هستند؛ آخرش چه می‌شد؟! مگر آن‌هایی که سر دار رفتند جانشان عزیزتر از من و شما بود؟! مگر جان ما عزیزتر از شیخ فضل‌الله نوری است یا کسان دیگری که در راه اسلام و حفظ ارزش‌های اسلامی به شهادت رسیدند؟! آن‌ها چه ضرری کردند؟!

این آمادگی برای شهادت باید همیشه در ما وجود داشته باشد تا نترسیم؛ تا نترسیم که همان ادنی مراتب امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهیم؛ اما وقتی که این روحیه نباشد، آدم آن مرتبه اولش را هم انجام نمی‌دهد.

سیدالشهداسلام‌الله‌علیه در آن خطبه‌شان در منا فرمودند: فَلا مالاً بَذَلُتموهُ، ولا نَفسا خاطَرتُم بِها لِلَّذي خَلَقَها...؛ فرمودند: «ای بزرگان قوم!»؛ این‌ها نخبگانی بودند که حضرت، آن‌ها را دعوت کرده بودند و در ایام حج در منا گرد آورده بودند تا برای آن‌ها سخنرانی بفرمایند. ایامی بود که خود ایشان نمی‌توانستند علناً در مدینه سخنرانی کنند. حضرت فرمودند: «شما مسئول هستید! شما برای اسلام چه کردید؟! نه مالی برای اسلام خرج کردید و نه برای آن حقیقتی که انسان برای آن آفریده شده است جانی به خطر انداختید.» حضرت می‌خواستند این روحیه را تقویت کنند.

ما همیشه و هر آن باید این روحیه را داشته باشیم. اگر لازم شد، جان در برابر دین و در برابر خدا چه ارزشی دارد؟! بی‌خود نیست که امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه کلامشان را با این عبارت آغاز می‌کنند که «سلام بر حماسه‌سازان همیشه جاوید روحانیت که رساله علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکّب خون نوشته‌اند!» اگر این روحیه در ما باشد، ما هیچ‌گاه شکست نمی‌خوریم. دشمن هر جا کسی را فریب داده، از همین راه بوده است؛ احساس کرده که این، پای جان که برسد، می‌لنگد. آن‌وقت تهدید کرده که تو را می‌کشیم و ترور می‌کنیم؛ همان کارهایی که با تلفن، پیام و ابزارهای دیگر انجام می‌دهند.

اگر کسی گفت: «من از خدا می‌خواهم به شهادت برسم و این افتخار من است»، دیگر چه می‌توانند بکنند؟! کسی که گفت: «آرزوی من شهادت است»، آیا می‌شود او را تهدید کرد به این‌که تو را می‌کشیم؟! امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه می‌فرمایند: «روحانیت صالح، شب‌ها در خلوت، چیزی جز شهادت نمی‌خواهد و در مهمانی خدا عطیه‌ای جز شهادت نمی‌طلبد.» ما اگر این روحیه را داشته باشیم، هیچ‌گاه شکست نمی‌خوریم.

و بالاخره برای آن‌که دچار وسوسه نشویم که ارزش‌ها از بین رفته و همه ‌چیز تمام شده، امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه در پایان بیاناتشان فرمودند: «اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند.»

من یادداشت‌های بیشتری نوشته‌ام اما نمی‌خوانم؛ تنها چند جمله آخر را می‌آورم و رفع زحمت می‌کنم. «خلاصه کلام این‌که ما باید بدون توجه به غرب حیله‌گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم بر جهان، در صدد تحقق فقه عملی اسلام برآییم.» بعضی‌ها افتخار می‌کنند که دیپلماسی ما باعث نزدیکی با غرب شده است؛ اگر به قیمت دین نباشد، اهلاً و سهلاً؛ اما اگر برای نزدیک شدن به غرب باید دست از ارزش‌های دین برداریم، مگر این ارتباط در زمان شاه نبود؟! به چه قیمت باید به غرب نزدیک شد؟! جز این است که آن‌ها پس از همه ماجراها باز دم از حقوق بشر می‌زنند؟! در مذاکرات برای کاسبی و حفظ منافع خودشان حاضر می‌شوند اما دست از فضولی برنمی‌دارند که «ما نسبت به حقوق بشر در اینجا نگران هستیم؛ چرا شما کسانی که خیال کودتا داشتند را محاکمه می‌‌کنید؟!» اگر ارتباط با غرب به قیمت ذلت و دخالت آن‌ها در سرنوشت ما باشد، پس استقلال و آزادی چه معنایی دارد؟! آیا فقط آزادی جنسی، منظور بود؟! آیا شعاری که مردم دادند استقلال و آزادی، همین بود که امروز در فرهنگ‌سراها و خانه‌های جوانان و امثال آن دیده می‌شود؟! آیا حقیقتاً همین بود؟! یا منظور آزادی از یوغ ستمگران و استقلال از استکبار بود؟!

«خلاصه کلام این‌که ما باید بدون ‌توجه به غرب حیله‌گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم بر جهان، در صدد تحقق فقه عملی اسلام برآییم»؛ نه آن‌که بگوییم تاریخ‌مصرف احکام اسلامی گذشته است و احکام ۱۴۰۰ سال پیش، دیگر به کار امروز نمی‌آید یا راه‌های بهتری وجود دارد.

برخی گفته‌اند: «برای جلوگیری از دزدی اگر راهی بهتر از بریدن دست باشد، آن اُولی است!» خاک بر سر من اگر روحانیت چنین بگوید! آیا ما بهتر از قرآن می‌فهمیم که درد جامعه چگونه درمان شود؟! آیا بهتر از خدا می‌فهمیم؟! کسانی که گوشت و پوستشان از نان امام زمان روییده و نطفه‌شان از نان امام زمان بسته شده، چگونه چنین سخنی می‌گویند؟!

«ما باید بدون توجه به غرب حیله‌گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم بر جهان، در صدد تحقق فقه عملی اسلام برآییم و الّا مادامی که فقه در کتاب‌ها و سینه علما مستور بماند، ضرری متوجه جهانخواران نیست»؛ شما هرچه می‌خواهید تقریرات و تحقیقات فقهی بنویسید، وقتی پای عمل در میان نباشد چه ضرری برای آمریکا دارد؟! آن‌ها حساسیتی هم نشان نمی‌‌دهند؛ حتی احترامتان هم می‌‌کنند! آن وقتی برای آن‌ها خطرساز است که بخواهد به احکام اسلام عمل شود. آن وقت با هزار حیله به دهان خودتان می‌‌گذارند که بگویید: «امروز راه‌‌های بهتری هم بهتر از احکام اسلام داریم!»؛ أَعَاذَنَا اللَّهُ وَإِيَّاكُمْ.

پروردگارا! تو را به خون‌های شهدا قسم می‌‌دهیم روح امام راحل را با ارواح انبیا و شهدا محشور بفرما!

سایه مقام معظم رهبری را بر سر ما مستدام بدار!


[1]. برائت استهلال در اصل به معناى بالا رفتن براى ديدن ماه است و در اصطلاح اهل علم به اين معنا است كه در آغاز سخن جمله‌اى آورده شود كه خواننده از آن بفهمد در جمله‌هاى بعد از چه چيزهايى سخن گفته شده است.

[2]. زخرف، 7؛ یس، 30؛ حجر، 11؛ ...

[3]. نور الأبصار في مناقب آل بيت النبي المختار(ص)، ج 1، ص 167.