ایدئولوژى تطبیقى

نویسنده: 
محمدتقی مصباح یزدی

ایدئولوژى تطبیقى

چاپ اول این كتاب با شمارگان 20000 نسخه به همت انتشارات مؤسسه در راه حق و در تاریخ شهریور ماه 1361 صورت گرفته است; در حالى كه پیش از آن، در سال 1359 تا درس هشتم آن از سوى مؤسسه در راه حق و اصول دین منتشر شده و مورد استقبال فراوان قرار گرفته بود. پس از پیروزى انقلاب اسلامى و پدید آمدن فضاى باز سیاسى و فكرى در كشور، گروه هاى ضد اسلامى و التقاطى، فرصت را براى تبلیغات حزبى و مسلكى خود مناسب یافته، به اشاعه افكار ماتریالیستى و انحرافى پرداختند. بدین ترتیب، ضرورت تبیین فلسفه اسلامى، بیش از پیش بر همگان آشكار شد و جوانان گروه گروه به مراكز علمى روى آوردند.

مجموعه جزواتى كه با عنوان «پاسدارى از سنگرهاى ایدئولوژیك» منتشر گردید، براى سطح علمىِ جوان آن زمان قدرى سنگین به نظر مى رسید، از این رو استاد مصباح به درخواست مؤسسه در راه حق در سال 1359 مسائل ضرورى «شناخت شناسى» و «جهان بینى» را تدریس كردند. این دوره در چهل جلسه براى دویست نفر از داوطلبان منتخب برگزار شد. دانشجویان شركت كننده، درس ها را از نوار پیاده كردند، و این مجموعه درس ها پس از بازنگرى استاد در قالب این كتاب تدوین یافت.

مباحث كتاب در شانزده درس تنظیم شده است. درس اول به تبیین ایدئولوژى اسلامى و موضع آن در برابر ماركسیسم مى پردازد. از بررسى این موضوع تا پایان درس سوم این نتایج به دست مى آید:

1. ارزش حقیقى زندگى انسان در گرو ایدئولوژى صحیح است; 2. ایدئولوژى صحیح، نیازمند جهان بینى صحیح است; 3. مسائل بنیادین جهان بینى، مسایلى است فلسفى و متافیزیكى كه باید با روش تعقلى اثبات شود.

درس چهارم به پرسش هایى در زمینه نتایج فوق پاسخ مى دهد.

از درس پنجم مباحثى در زمینه شناخت شناسى آغاز مى شود، و مفاهیم شناخت، انگیزه شناخت، موضوع شناخت، سیر شناسایى، پیدایش شناخت و كاوش علمى و فلسفى در باب شناخت، بررسى مى گردد. این بحث در درس ششم ادامه مى یابد. این درس، مراحل سه گانه شكاكیت و مفهوم رئالیسم و ایدئالیسم را در اخلاق و هنر مطرح مى سازد. آن گاه در درس هفتم اصطلاحات فلسفى مختلف، درباره واژه هاى رئالیسم و ایدئالیسم و رابطه ایدئالیسم با ماتریالیسم كانون دقت قرار مى گیرد. در درس هشتم، در بحث شناخت واقعیت، امكان شناخت واقعیت به اثبات مى رسد و نظریات مخالف، نقد مى شود. درس نهم از ابزار شناخت گفتوگو مى كند.

در درس دهم انواع معقولات بررسى مى شود، و در درس یازدهم سه نمونه از موارد اصالت عقل در تصورات مطرح مى گردد. سپس نظریات قایلان به اصالت حس مورد نقد و ارزیابى قرار مى گیرد. در درس دوازدهم نظریه جان لاك، كه از معروف ترین و در عین حال معتدل ترین نظریات حس گرایانه است، بررسى مى شود. سپس نظریه كندیاك كه افراطى تر است و آن گاه نظریات باركلى و هیوم درباره تصورات، تبیین مى گردد.

در درس سیزدهم استاد اصالت حس در تئورى شناخت ماركسیستى را بیان و نقد مى كنند، و در درس چهاردهم به این مسئله مى پردازند كه آیا اصالت حس یا عقل در تصدیقات تابع تصورات است، به گونه اى كه هر كس در مسئله تصورات، قایل به اصالت حس باشد، ناچار در تصدیقات نیز باید ملتزم به اصالت حس شود، یا چنین ملازمه اى وجود ندارد؟ در نتیجه بحث، عدم ملازمه بین این دو مطلب به اثبات مى رسد، و در نهایت، درس شانزدهم قلمرو هر یك از انواع شناخت را تبیین مى كند.

این كتاب، به لحاظ اهمیت آن، با عنوان محاضراتٌ فى الایدیولوجیة المقارنه، و به قلم آقاى محمدعبدالمنعم الخاقانى، به عربى ترجمه شده و در سال 1361 به كوشش مؤسسه در راه حق به چاپ رسیده است.