صوت و فیلم

صوت:
,

فهرست مطالب

جلسه چهاردهم: رسیدگی به همسایگان و محرومان

تاریخ سخنرانی: 
1387/06/26
بسم الله الرحمن الرحیم

«رسیدگی به همسایگان و محرومان»

آن چه پیش رو دارید گزیده‏اى از سخنان حضرت آیة اللّه علامه مصباح یزدى(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبرى است كه در تاریخ 26/06/87 مطابق با شب شانزدهم ماه مبارک‌ رمضان 1429 ایراد فرموده‌اند. باشد تا این رهنمودها چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.

رسیدگی به همسایگان، وظیفه مسلمانان

«وَ وَفِّقْنَا فِیهِ لِأَنْ نَصِلَ أَرْحَامَنَا بِالْبِرِّ وَ الصِّلَةِ، وَ أَنْ نَتَعَاهَدَ جِیرَانَنَا بِالْإِفْضَالِ وَ الْعَطِیَّةِ، وَ أَنْ نُخَلِّصَ أَمْوَالَنَا مِنَ التَّبِعَاتِ، وَ أَنْ نُطَهِّرَهَا بِإِخْرَاجِ الزَّكَوَاتِ،»
امام سجاد (ع) در دعای ورود به ماه رمضان پس از درخواست توفیق، برای انجام نماز به آن صورتی كه مطلوب الهی است، به وظایف مالی اسلام، توجه می‏فرماید. در آغاز، مسئله صله رحم و سپس رسیدگی به همسایگان، و بعد از آن سایر وظایف مالی و انواع زكات‌ها و حقوق مالی كه بر اموال انسان تعلق می‏گیرد، را مطرح می‌فرمایند. قرآن كریم پس از رسیدگی به اقوام و خویشاوندان، به رعایت حال همسایگان سفارش فرموده: «وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ»1 هم همسایه نزدیك و هم همسایه دور، هم خویش و هم بیگانه، از كسانی هستند كه ما موظف هستیم به آنها رسیدگی كنیم. اما آیا این وظیفه نیز، وظیفه واجب شرعی است یا از اوامری است که نظیر آن را درباره بسیاری از مستحبات داریم؟ حقیقت آن است كه در بیانات تربیتی قرآن و اهل بیت (ع) بین این دو تفكیك نشده است. شاید به این علت باشد كه ما نیز در مقام عمل، نباید بین واجب و مستحب مؤكّد، حجاب و مرزی قرار دهیم و تنها به فكر انجام تكلیف واجب باشیم. آن‌چه آشكار است رعایت حقوق همسایگان در قرآن و بیانات ائمه اطهار(ع) مورد سفارش است و از آزار و اذیت آنان نیز به شدت نهی شده است. رفتار دو همسایه با یکدیگر با یکدیگر هم می‌تواند بسیار مفید و مؤثر برای همدیگر باشد، و هم می‏تواند اسباب زحمت، نگرانی، دلخوری، آزردگی و حتی دشمنی را فراهم کند.
امیرالمؤمنین(ع) از رسول اكرم(ص) نقل می‏فرماید: «ما زالَ جَبْریِیلُ یُوصِینِی بِالْجَارِ حَتَّی ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَیُوَرِّثُه»2 آنقدر جبرئیل به رعایت حال همسایه سفارش می‌کرد كه من گمان كردم برای همسایه نیز سهم‏الارثی قائل خواهد شد. رسیدگی به همسایه‌ی نیازمند و محتاج اگرچه واجب شرعی نباشد، اما باید از خمس و زكات به آنها كمك كرد. در زمان ما كمیته امداد، یا سازمان بهزیستی، به اینگونه افراد كمك می‌كنند اما اگر انسان بداند همسایه‌ای هست كه به او رسیدگی نشده و اكنون نیازمند است، و خطری متوجه اوست، حتی اگر احتمال خطر و خوف آسیب باشد، در اینجا بعید نیست فتوای فقهی نیز كمك به چنین همسایه‌ای را واجب بداند. از جنبه‌ی اخلاقی، مسلمان موظف است كه از حال همسایگان اطلاع داشته باشد تا اگر زمانی نیازی داشته باشند، از آنان غافل نباشد.

بی‌توجهی به همسایه، هم سنگ کفر

داستان مرحوم بحرالعلوم رضوان الله علیه با مرحوم صاحب مفتاح الكرامة، آشكارا اهمیت این مسئله را نشان می‌دهد. سید محمد جواد عاملی صاحب مفتاح الكرامة از بزرگان و علمایی است كه خدمت بسیار بزرگی به فقه نموده است. صاحب مفتاح الكرامة اهل جبل عامل لبنان و شاگرد مرحوم سیدبحرالعلوم رضوان الله علیه در نجف بود. سیدبحر العلوم  مقامات بسیار عالی نیز داشته و معروف است كه خدمت وجود مقدس ولی عصر اروحناه فداه مشرف می‌شده است. مرحوم بحرالعلوم زمانی ایشان را خصوصی خواسته و به ایشان با ناراحتی تذكر می‌دهد كه: «شنیده‏ام همسایه‏ات در وضعیت بسیار بدی قرار دارد. مگر به او رسیدگی نمی‌كنید؟» چون لحنی كه مرحوم سید بحرالعلوم به ایشان می‏فرماید، لحن توبیخ بوده است. صاحب مفتاح الكرامة با اضطراب سوگند یاد می‌كند كه از وضعیت آن همسایه اطلاع نداشته و نمی‌دانسته كه ایشان گرفتاری دارد. مرحوم بحرالعلوم به ایشان می‏فرمایند: «اگر از وضعیت همسایه محتاج، اطلاع می‏داشتی و رسیدگی نمی‏كردی كه كافر می‌شدی. من می‏گویم چرا نباید اطلاع داشته باشی؟» سپس سید بحرالعلوم یك سینی غذا را تهیه و به همراه سكه‌های طلا به صاحب مفتاح الكرامة داده و می‏گوید: «خودت این سینی غذا و طلاها را برمی‏داری و به منزل همسایه‌ات رفته و می‏نشینی تا این غذا را بخورد و سپس باز می‌گردی» سید جواد عاملی دستور سیدبحر العلوم را اطاعت كرده و غذا را به نزد همسایه خود می‌برد. مرد همسایه وقتی سینی غذا را می‌بیند، تعجب كرده و می‌گوید: «به چه مناسبت شما این غذا و پول را آوردید؟» صاحب مفتاح الكرامة گفت: «شما اصرار نكن» همسایه گفت: «تا نگویید من از این غذا استفاده نمی‏كنم.» سید جواد عاملی نیز حقیقت را می‏گوید. این جمله سیدبحر العلوم كه می‌فرماید: «اگر می‏دانستی كه همسایه شما احتیاج دارد و رسیدگی نمی‏كردی، كافر می‏شدی» نشانه اهمیت اسلام برای رسیدگی به همسایه است.

لازمه‌ی الگو شدن

تربیت اسلامی، تنها عمل به واجبات نیست. شیوه رفتار اسلامی را باید از اولیاء دین یاد گرفت و به آن عمل كرد. متأسفانه ما شیعیان در بعضی از موارد به جای آنكه برای سایر مسلمانها الگو باشیم، مسامحه نموده و به واسطه ترك بعضی سنتها، متهم می‏شویم كه احكام فقهی را رعایت نمی‏كنیم. به عنوان نمونه فرقه‌های اهل تسنن اهتمام زیادی به نماز اول وقت و نماز جماعت دارند، به ویژه در مشاهد مشرفه مدینه و مكه. در آنجا به هنگام نماز، همه با سعی و شتاب، به سوی مسجد حركت می‏كنند. قرآن می‌فرماید: هنگامی كه برای نماز جمعه ندا داده می‏شود: «فَاسْعَوْا إِلی ذِكْرِ اللّهِ».3 سعی حالتی بین راه رفتن ساده و دویدن است، یعنی با شتاب به طرف مسجد، حركت كنید. این سعی و شتاب برای رفتن به مسجد در شیعیان كمتر دیده می شود كه البته بسیار زننده است. بسیاری از سنتها نزدیك به مرز وجوب است و باید انسان سعی كند تا آنها را درست رعایت كرده و نگوید كه تكلیف واجب نیست.

دیگر حقوق واجب مالی

علاوه بر رسیدگی به همسایه، حقوق واجب دیگری را اسلام برای مسلمانان تعیین فرموده است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمودند: «شما تصور می‏كنید، تنها حق واجب در اموالتان زكات است. این گونه نیست. بسیار بیش از زكات، حقوق واجب بر اموال شما تعلق می‏گیرد» سپس می‏فرماید «أَمَا تَسْمَعُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فِی كِتَابِهِ: وَ الَّذِینَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ. لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ».4 آیه قرآن تصریح می‏فرماید كه در اموال مؤمنین، حقی برای سائل و برای محروم است و باید مسلمان مقداری از مال را برای محرومین و برای كسانی كه در اثر نیاز چاره‏ای جز اظهار حاجت ندارند، در نظر بگیرد. «فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ. لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»5 در قرآن یكی از اوصاف اهل عذاب و كسانی كه به نماز بی‌اعتنا هستند و زكات را پرداخت نمی‌كنند این است كه «و یَمْنَعُونَ الْماعُونَ»6 از دادن «ماعون»، خودداری می‏كنند. «ماعون» چیست؟ در روایات توضیح داده شده كه ماعون به این معناست كه اگر همسایه مهمان داشت و به قابلمه یا دیگ، جهت پخت غذا احتیاج داشت و از همسایه‌اش درخواست کرد دیگشان را به او قرض بدهد. آن شخص باید به او قابلمه را قرض بدهد. در زندگی گذشته همكاری و ارتباط مردم بسیار بیشتر از امروز بود. اگر همسایه به وسیله‌ای نیاز داشت از همسایه خود آنرا قرض می‌كرد. به این ترتیب هم نیاز برطرف و هم از هزینه‌ها و مصارف زندگی كاسته می‌شد. متأسفانه فرهنگ فردگرایی در زندگی امروز بسیار رواج پیدا كرده است. با این فرهنگ غربی رواج یافته در زندگی امروز، همسایه از همسایه خبر نداشته و همدیگر را نمی‏شناسند.

زكات مایه پاكیزگی مال

امام صادق می‏فرماید: «لَكِنَّ اللَّهَ فَرَضَ فِی الْأَمْوَالِ»7 خدا این حقوق را در اموال شما واجب كرده است كه باید بپردازید. به این معنا كه خدا به آن بسیار تأكید كرده است. از همین رو امام سجاد (ع) در دعا می‏فرماید: «خدایا به ما توفیق بده تا در این ماه اموالمان را از تبعات، پاك كنیم» انسان ممكن است به واسطه حادثه یا سهل‌انگاری باعث وارد آمدن خسارت به اموال شخصی یا عمومی شود. هر كدام از این موارد تبعاتی را می‌آفریند كه بر ذمّه انسان خواهد بود. در اصطلاح رایج به این موارد می‏گویند، مظالم. آنهایی كه مقید به پاك بودن اموال هستند در هر سال غیر از خمس و زكات، به عنوان ردّ مظالم، مقداری پول كنار گذاشته و به فقرا می‌دهند. این تبعاتی است كه به اموال تعلق می‏گیرد. امام سجاد (ع) در پایان این فراز از دعا به جمع‌آوری و پرداخت زكات‌ها اشاره می‌فرمایند. معنای لغوی زكات اختصاص به زكات اصطلاحی نداشته و شامل خمس و سایر صدقات واجب و كفارات نیز می‏شود. یك احتمال نیز آن است که به اعتبار متعلقات زكات جمع بسته شده است. به عنوان نمونه زكاتی كه به چارپایان یا به طلا و نقره تعلق می‏گیرد، هر كدام از آنان یك زكات تلقی شده و مجموعه آن زكوات نامیده شده است.

راه‌های رسیدگی به محرومان

اهتمامی كه اسلام به رسیدگی به محرومین و خدمات عام المنفعه دارد، برای خیلی از افراد، درست روشن نیست. امروز كه دوران علم و بحث و تحقیق و پژوهش است باید به این گونه مسائل كه بر زمین مانده است بیشتر توجه نمود تا تحقیقات انجام شده، تكراری نباشند. امروزه پرسش بسیاری از مردم به ویژه جوانان این است كه در جامعه‏ بهترین راه رسیدگی به فقرا و رفع نیاز محرومان و مستمندان چیست؟ رفع نیازمندی‏های محرومان به سه شكل كلی قابل تصور است. یكی آنكه این وظیفه به عهده افراد گذاشته بشود. هر كسی به خویشاوندان خود یا به همسایگانش كمك كند. و این تنها راه برای كمك به نیازمندیهای محرومان به صورت داوطلبانه باشد. نقطه مقابل آن این است كه بگوییم همه نیازمندیهای محرومان جامعه توسط یك دستگاه مركزی باید رسیدگی شود. آن دستگاه مركزی همان دولت است كه باید برای مشكل محرومان برنامه‏ریزی كند. اگر لازم است مالیات بیشتری از افراد متوسط و متموّل بگیرد یا از منابع دیگر بودجه كمك به محرومان و معلولان را تأمین كند. در اسلام هیچ كدام از این دو شیوه به تنهایی پذیرفته شده نیست. اصل در همه احكام اسلامی این است كه باید به گونه‏ای اجرا شود كه مسئولیت فردی انسان فراموش نشده و برجسته باشد. چون انسان با رفتارهای فردی تكامل پیدا می‏كند. اگر دولت به فقراء رسیدگی كند، ثواب آن به افراد نمی‏رسد. خیلی فرق است بین آنكه از افراد مالیات اجباری گرفته شود یا آنكه انسان داوطلبانه به مشكل محرومان رسیدگی كند. بهترین راه را اسلام قرار داده تا با خودسازی، روحیات فردی تكامل پیدا نموده و سرانجام در قیامت نیز هر كسی نتیجه عمل خود را می‌بیند «وَ كُلُّهُمْ آتِیهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَرْدا»8، «لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری»9 هیچ كس مسئولیت دیگری بعهده‏اش نیست «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی»10 هر كسی به همان اندازه كه سعی و تلاش نموده، از آن بهره می‏گیرد. این یك اصل كلی در اسلام است.

اسلام دین واقعیت و آرمان

اسلام در  كنار این توصیه‌ها، واقعیتها را فراموش نمی‏كند. به اصطلاح اسلام برنامه‌های آرمانی را با واقعیت‌ها، در كنار هم در نظر می‌گیرد. به عنوان نمونه در موعظه‌ها و هشدارها به انسان دستور داده شده كه به نوامیس مردم تجاوز نشود. در اسلام فقط به این توصیه و تنها به وعده عذاب و جهنم اكتفا نمی‌شود. در جای دیگر نیز می‏گوید، اگر عمل منافی عفت، با چهار شاهد عادل ثابت شود، فرد گناهكار را در حضور مردم مجازات كنید. در اینجا دیگر مسئله عواطف و احساسات مطرح نیست «وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللّهِ»11 اسلام می‏خواهد افراد به اراده و به خواست خود گناه را ترك و با تشویق و انذار و تبشیر، راه صحیح را انتخاب كنند و از راه زشت كناره‏گیری نمایند. در عین حال اسلام می‏داند كه چنین واقعیت‌هایی اتفاق خواهد افتاد و گاهی تعداد آن نیز كم نخواهد بود. باید راههای بازدارنده‏ گناه نیز وجود داشته باشد. بر همین اساس در اسلام حدود و تعزیرات به عنوان قوانین كیفری، برای جلوگیری از خلاف و جرم‏های بزرگ پیش‌بینی شده‌اند. اگر این قوانین كیفری وجود نداشت، فساد آنچنان دامن گیر جامعه می‌شد كه دیگر جایی برای حركت بشر دوستانه داوطلبانه در جامعه باقی نمی‌ماند. هرگاه فساد رایج شود، همه خانواده‏ها را آلوده خواهد كرد و در جامعه‌ای كه خانواده‌ها آلوده شوند، دیگر رشد معنوی در ان جامعه معنایی نخواهد داشت.
اسلام می‏فرماید: «اجرای یك حد، از چهل روز بارندگی برای مردم جامعه بهتر است».12 اگر یك حكم الهی را جاری كنند و یك حد را در برابر چشم مردم اجرا كنند، بركت آن برای جامعه، از اینكه چهل شبانه روز باران ببارد، بیشتر است. چرا كه اجرای حد، از گسترش مفاسد جلوگیری می‌كند. انسان با رسیدگی به دیگران و به ویژه محرومان می‌تواند به درجات عالی برسد. «وَ یُؤثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ»13 این آیه در سوره حشر در شأن اهل‌بیت(ع) برای ایثاری كه در سه روز، روزه گرفتن انجام دادند و اعطا نمودن افطاری و غذای خود به یتیم و اسیر و مسكین، نازل شد. این یك نمونه است تا افراد معمولی از ائمه اطهار (ع) بیاموزند كه چگونه باید فداكاری و ایثار نمود.

رسیدگی به فقرا، وظیفه فرد و حكومت

اگرچه نباید انسان ایثار را فراموش كند اما اسلام رسیدگی به محرومان را تنها وظیفه افراد نمی‌داند بلكه دولت اسلامی را نیز موظف نموده تا زكات را از مردم گرفته و به فقرا برساند «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ»14 این حكم حكومتی از وظایف دولت اسلامی است كه زكات را گرفته و به فقرا بدهد «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِینِ»15 اسلام علاوه بر كارهای خیر داوطلبانه، دستورات قانونی، و گاهی همراه با قوانین جزایی را وضع نموده است تا نظم جامعه حفظ و حالت اعتدال در جامعه برقرار شود. چرا كه در جامعه‏ای كه ظلم و بیداد و تجاوز حاكم باشد، حتی افرادی هم كه استعداد دارند، نمی‌توانند رشد ‏كنند. در وصف جامعه زمان ولی عصر عجل الله فرجه الشریف در قرآن گفته شده: «وَ لیمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً»16 تشكیل دولت صالحین هنگامی است كه خدماتی به جامعه ارائه ‏شود، تا آنجا كه ناامنی از جامعه برداشته شود «لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً» هنگامی كه اینگونه شد، زمینه برای اهل توحید و معنویت فراهم می‏شود «یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً» اگر بنا باشد جامعه‏ای خداپرست شود و از شرك دوری كند، باید زمینه تربیتی در آن جامعه فراهم شده و امنیت داشته باشد. در جامعه ناامن، فرهنگ و تقوا نیز رشد نمی‏كند. دین اسلام دین جامع و كاملی است كه به همه امور در حد كافی آن رسیدگی كرده است. متأسفانه ما ارزش احكام اسلام را نمی‏دانیم.

فعالیت گروهی و مردمی

راه سوم برای کمک به محرومان این است كه فعالیتهای سازمان یافته مردمی تقویت شود. در این فعالیت‌ها محور، كار فردی افراد نیست، بلكه باید كار گروهی انجام می‌شود، اما نه گروهی كه به اجبار دولت تشكیل شده باشد. گروهی از مردم با اشتیاق با یكدیگر همكاری كرده و مجموعه‌ای را تشكیل می‌دهند. به عنوان نمونه گروه رسیدگی به ایتام یا رسیدگی به جوانان جهت ازدواج. البته هیچ كدام از این موارد به تنهایی آن چیزی نیست كه اسلام می‏خواهد. اسلام همان‌گونه كه بر كار فردی، تكیه می‏كند تا فرد رشد كند، از دستگاه دولت نیز غفلت  نمی‏كند. دولت نیز باید تلاش بكند تا به محرومین رسیدگی كند و از اموال بیت المال بخصوص زكات استفاده و نیازهای آنها را برطرف كند. ولی این به آن معنا نیست كه افراد دیگر مسئولیتی ندارند.

زكات مایه‌ی پاکیزگی روح

 قرآن می‌فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ بِها» به پیغمبر اسلام (ص) خطاب می‏فرماید: كه از مردم صدقه و زكات را بگیر تا اینكه جان آنها پاك شود نمی‏فرماید «تطهر اموالهم» در فرهنگ عامه می‏گویند. اموال فلان شخص آلوده است. وقتی خمس و زكات را بدهد اموال او پاك می‏شود. در دعای امام سجاد (ع) نیز این تعبیر آمده است.

«نُطَهِّرَهَا بِإِخْرَاجِ الزَّكَوَاتِ». تعبیر قرآن از این بالاتر است و می‏گوید «تطهرهم» یعنی افراد را پاك می‏كند. وقتی حق واجبی به اموال انسان تعلق می‏گیرد، اموال او آلوده است و علاوه بر آن جان او نیز آلوده است. چرا كه امساك كردن از انجام تكلیف واجب، گناه است و گناه، روح را آلوده می‏كند. دلبستگی به مال نوعی آلودگی است. این تعبیر را ملاحظه بفرمایید «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ»17 هرگز شما به نیكی نخواهید رسید مگر آنكه از اموالی كه آنرا دوست دارید در راه خدا بدهید «حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ» وظایف مالی كه اسلام تعیین كرده، فقط برای این نیست كه امور جامعه سامان بگیرد و فقرا شورش نكنند. بلكه با انجام دادن این وظایف، انسان رشد نموده و تزكیه ‏شود و روح، تكامل پیدا می‏كند اگرچه مشكلات اجتماعی نیز حل می‏شود و فقرا به حقوق خود می‌رسند، اما این در درجه دوم قرار دارد. برای آنكه اساس و روح اسلام، اهمیّت به زندگی اخروی است.

دولت حامی فقرا، را انتخاب كنید

اید توجه داشت كه دولتی سر كار بیاید که به فقرا رسیدگی كند. باید كسی را انتخاب كنیم كه هم درد دین و هم درد مردم را داشته باشد. اول آنكه بخواهد، احكام دین اجرا شود. دوم آنكه حقیقتاً برای فقرا و مردم، دغدغه داشته و به فكر آنان باشد. این دو ویژگی مهمی برای دولت اسلامی است و همه مردم برای برقراری چنین دولتی باید تلاش كنند. از یك طرف باید تلاش نمود تا دولت اسلامی بر سر كار بیاید كه به مردم مستمند رسیدگی كند و از طرف دیگر ما نباید فكر كنیم كه چون دولت اسلامی به فكر فقیران است پس دیگر ما هیچ وظیفه‏ای نداریم، باید برای تقرب الی الله به دیگران خدمت نمود و تلاش كرد تا خدمت، موجب منت گذاشتن بر افراد، و خجالت دادن افراد فقیر نشود.


1. نساء / 36.

2. من‏لایحضره‏الفقیه، ج 4، ص 13، باب «ذكر جمل من مناهی‌النبى‌(ص)».

3. جمعه / 9.

4. الكافی، ج 3، ص 499، باب «فرض الزكاة و ما یجب فی المال».

5. معارج / 24-25.

6. ماعون / 7.

7. بحارالأنوار، ج 93، ص 10، باب 1، «وجوب الزكاة و فضلها».

8. مریم / 95.

9. انعام / 164.

10. نجم / 39.

11. نور / 2.

12. ر.ك: الكافی، ج 7، ص 174، باب التحدید؛«إِقَامَةُ حَدٍّ خَیْرٌ مِنْ مَطَرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً». 

13. حشر / 9.

14. توبه / 103.

15. توبه / 60.

16. نور / 55.

17. آل‏عمران / 92.