شخصیت والای زن از دیدگاه قرآن کریم

در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه علوم پزشکی
تاریخ: 
پنجشنبه, 6 آبان, 1372

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم الْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلَوةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیِّدِ الأنْبِیَاءِ وَالْمُرسَلِین حَبِیبِ إلَهِ الْعَالَمِینَ أبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِهِ الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِین وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ إِلَی یَوْمِ الدِّینِ

قال اللهُ تبارَکَ و تعالیٰ فی کتابِهِ: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَک بَیتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ * وَمَرْیمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِکلِمَاتِ رَبِّهَا وَکتُبِهِ وَکانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ.[1]

تقدیم به پیشگاه صدیقه‌ کبری، فاطمه‌ زهرا - صلواتُ اللهِ و سلامُهُ علیها و علی أبیها و بَعْلِها و بَنیها - صلواتی ختم بفرمایید.

فرارسیدن سالروز شهادت سیده‌ نساء العالمین، حضرت صدیقه‌ کبری، فاطمه‌ زهراسلام‌‌الله‌‌عليها را خدمت شما فرزندان شایسته‌ مادی و معنوی آن حضرت، تسلیت عرض می‌کنم. امیدوارم که به برکت حضرت فاطمه‌ زهراسلام‌‌الله‌‌عليها، همه‌ ما مشمول عنایات خاص فرزندشان حضرت ولی عصر‌عجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف قرار بگیریم. طبیعی است که این مصیبت را باید ابتدا به محضر ایشان، سپس به محضر نایبشان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و بعد به شما عزیزان و همه‌ شیعیان تسلیت بگوییم. من این فرصت را مغتنم می‌شمارم که چند دقیقه‌ای مزاحم شما باشم و درباره‌ شخصیت زن از دیدگاه قرآن کریم عرایضی تقدیم کنم.

جایگاه بحث شخصیت زن در آثار اندیشمندان اسلامی

مجال سخن در این زمینه فراوان است و بحمدالله به‌خصوص بعد از انقلاب، چه از ناحیه‌ بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام راحل‌رضوان‌‌الله‌‌علیه و چه از ناحیه‌ سایر بزرگان و علما و نویسندگان و سخنرانان، در این زمینه بحث‌های شایسته‌ای انجام گرفته است و سهم استاد شهید، علامه‌ مطهری‌رضوان‌‌الله‌‌علیه را نباید فراموش کنیم. ایشان از قبل از انقلاب در این زمینه قلم‌فرسایی کرده‌اند و کتاب‌های بسیار ارزنده‌ای ازجمله «حقوق زن در اسلام» و «مسئله‌ حجاب» نوشته‌اند. از خداوند متعال درخواست می‌کنیم پاداشی شایسته عظمت خودش به ایشان مرحمت فرماید.

الگوی عملی تلفیق علم و ارزش‌های اسلامی در تراز بین‌المللی

در این چند دقیقه خواستم توجه شما دانشجویان و اساتید محترم را که مایه‌ افتخار کشور اسلامی و انقلاب اسلامی هستید، به این دو آیه‌ شریفه که در آخر سوره‌ تحریم هست جلب کنم. قبل از هر چیز خوب بود که برای شرکت در این مجلس، تمهید مقدماتی می‌شد و از خبرنگاران خارجی دعوت می‌شد که اینجا بیایند و فیلمبرداری کنند و این صحنه را در تلویزیون‌های جهان نشان بدهند که اگر انقلاب اسلامی شعار احیای ارزش‌های اسلامی می‌دهد و ادعا می‌کند که احیای ارزش‌های اسلامی هیچ منافاتی با ترقی علمی ندارد، در عمل هم به اثبات می‌رساند.

تا آن جا که بنده اطلاع دارم چنین دانشگاهی در عالم بی‌نظیر است که کادر علمی، اداری و دانشجویان آن همه از خانم‌ها باشند، آن هم با این ویژگی‌های خاص و ممتازی که واقعاً نمونه‌اش کم پیدا می‌شود. بسیار جای افتخار دارد که ما به جهانیان نشان بدهیم که اسلام چنین توانایی‌ای و مردم مسلمان چنین قدرتی دارند که دانشگاهی را در سطح بسیار عالی و استانداردهای بین‌المللی به وجود بیاورند که تمام کادر آن، خانم‌ها باشد و روزبه‌روز بر وسعت، گسترش و تعمیق کارهای علمی‌شان بیفزایند.

من همین‌جا از خداوند متعال درخواست می‌کنم که به برکت حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها همه‌ دست‌اندرکاران را، اعم از کسانی که از روز اول در بنای این دانشگاه قدم‌های خیر برداشتند تا کسانی که امروز این دانشگاه را اداره یا پشتیبانی می‌کنند، مشمول عنایات حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها قرار دهد و در عالم آخرت مشمول شفاعت ایشان بگرداند.

شخصیت انسان، محصول جبر محیط و وراثت یا محصول اراده؟!

این دو آیه‌ای که تلاوت کردم در آخر سوره‌ تحریم هست. بحمدالله همه‌ شما اهل فضل هستید. در آخر این سوره چند تا آیه هست که در آن‌ها به تعبیر خود قرآن، خدا دو تا مَثَل می‌زند؛ یکی ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا؛ این دو آیه هم درباره‌ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا است.

خدا برای اهل ایمان - که البته تعبیرش الَّذِينَ آمَنُوا  است و تعبیر مذکر آورده است؛ چون در عربی در مقامی که فرقی بین مذکر و مؤنث نباشد، تعبیر مذکر می‌آید. وقتی گفته می‌شود يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ[2] منظور این نیست که روزه فقط بر مردها واجب است. این تعبیرات، تعبیری است که بین مرد و زن مشترک است. هر جا اختصاص به مردها داشته باشد، قرینه می‌خواهد. - می‌فرماید: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ...؛ یعنی خدا برای مؤمنان که تعبیرش مرد است اما شامل زن‌ها هم می‌شود نمونه و الگویی را نشان می‌دهد و آن، همسر فرعون است. یک الگو هم مریم، دختر عمران است. این‌ها الگوهایی است که خداوند متعال برای مؤمنان معرفی می‌فرماید. در مقابل هم برای کافران، همسر نوح و همسر لوط را معرفی می‌کند.

در این آیات نکته‌های بسیار مهمی ازنظر روان‌شناسی، ازنظر تعلیم و تربیت، ازنظر حقوقی، ازنظر فلسفه‌ حقوق و ازنظر انسان‌شناسی وجود دارد که طبعاً جای ذکر همه آن‌ها نیست، چون هم بنده صلاحیتش را ندارم و هم مجال و وقت تنگ است. یک نکته‌ مهم که خواه‌ناخواه ذهن شما هم به آن توجه پیدا کرده این است که امروز در روان‌شناسی رایج در دنیا گفته می‌شود که شخصیت انسان، ساخته دو عامل است: یکی عامل محیط و یکی عامل وراثت. چه شخصیت مرد و چه شخصیت زن برآیندی از تأثیر این دو عامل است؛ یکی عوامل ارثی که در شخصیت انسان تأثیر می‌گذارد و یکی هم عوامل محیط. مجموع این دو عامل، شخصیت انسان را رقم می‌زند.

در این فرمول، جایی برای اراده و اختیار آزاد انسان در نظر گرفته نشده است بلکه خود اختیار و اراده هم یکی از شئون انسان است که از همین دو عامل سرچشمه می‌گیرد. طبق این فرمول، انسانی که دارای ژن‌های مخصوصی است و در یک محیط تربیتی خاصی رشد می‌کند، این شخصیت خاصی را خواهد داشت و دیگر این شخصیت قابل تغییر کلی نیست.

ابطال نظریه جبر محیط و وراثت با دو مثل قرآنی

قرآن کریم برای این که این تز را ابطال کند و بگوید چنین نیست که انسان، یک پدیده‌ جبری و ساخته محیط و وراثت باشد، بلکه بیش از هر چیز عامل تعیین‌کننده‌ نهایی اراده‌ خود انسان است، این دو مَثَل را می‌زند؛ می‌فرماید: حضرت نوح، شیخ‌الأنبیاء، بزرگ‌ترین پیغمبران ازنظر سن و اقدم پیغمبران اولوالعزم، همسری داشتند. همسر ایشان با این که از خانواده‌ای‌ سالم بود و سال‌ها در خانه‌ پیغمبری مثل حضرت نوح‌سلام‌‌الله‌‌عليه تربیت شده بود اما چون نخواست که در طریق هدایت پیشرفت کند، به پیغمبر بزرگ خدا خیانت کرد و یکی از انسان‌های ساقط و منحط شد.

نمونه دیگر، همسر حضرت لوط است که داستانش را همه کم‌وبیش شنیده‌اید. حتی در موقعی که فرشتگان برای عذاب کردن قوم لوط نازل شدند، چون آن‌ها به صورت جوانان خوش‌سیمایی آمده بودند، همسر لوط پشت بام رفت و مردم را دعوت کرد که به طرف این جوان‌ها بیایند!

این دو تا زن، نمونه انسان‌های منحط و فاسد هستند؛ با اینکه در محیطی مثل خانواده‌ حضرت نوح و حضرت لوط تربیت شده بودند و سالیان درازی را با این دو پیغمبر بزرگوار گذرانده بودند اما این تربیت‌ها تأثیری در اراده آن‌ها نگذاشت و آن‌ها نخواستند که مسیر صحیح را انتخاب کنند و موجب سقوط خودشان و احیاناً سقوط دیگران شدند.

همسر فرعون و حضرت مریم؛ الگوی پیروزی اراده بر محیط فاسد

در مقابل، دو انسان دیگر، در محیطی مثل محیط کاخ فرعون، این‌ها خواستند که در راه صحیح قدم بردارند؛ با اینکه محیط اجازه نمی‌داد و شرایط بسیار نامساعد بود، درعین‌حال چون اراده کردند توانستند دامنی پاک و شایسته داشته باشند و آن‌قدر رشد و تعالی پیدا کنند که برای زنان جهان نمونه باشند.

می‌دانید در روایات ما آمده که بزرگترین زنان جهان، چهار نفر هستند که ازنظر کمال انسانی به قله‌ کمال رسیده‌اند. دو نفر از آن‌ها مال امت‌های گذشته هستند: یکی همسر فرعون، یکی هم حضرت مریم. دو نفر هم از امت اسلامی هستند: یکی حضرت خدیجه و یکی هم حضرت فاطمه‌ زهراسلام‌‌الله‌‌عليهما.

اولین زن برجسته‌ جهان از امت‌های گذشته همسر فرعون بود. ایشان در خاندانی بسیار آلوده و در محیطی بسیار فاسد رشد و نمو کرد اما اراده کرد که پاک باشد. خدا سخنانی را از این خانم در قرآن نقل کرده که نشانه‌ اوج معرفت و عرفان این خانم است؛ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ. این نهایت آرزوی یک خانمی است که در کاخ فرعون زندگی می‌کند و انواع وسایل رفاه و آسایش برای او فراهم است اما او از آن‌ها هیچ استفاده‌ای نمی‌کند. تنها آرزویش که در این دعا تجلی کرده است همین است؛ با یک زبان در ظاهر ساده اما در معنا بسیار عمیق از خداوند متعال می‌خواهد که «پروردگارا! من جوار تو را می‌خواهم. می‌خواهم در بهشت یک خانه‌ای در جوار خودت برای من بسازی. من این کاخ را نمی‌خواهم. این کاخی که نهرهای آب در کنار آن جاری است و صاحب این کاخ ادعای خدایی می‌کند و دلیل خدایی خودش را این می‌بیند که این همه نعمت در اطراف او جریان دارد و رزق و روزی مردم در اختیار اوست. این کاخ را با این عظمت نمی‌خواهم بلکه یک خانه‌ای می‌خواهم در جوار خودت؛ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ؛ در بهشت خانه‌ای نزد خودت برای من بنا کن!»

زبان خیلی ساده‌ای است اما این معنا بسیار عمق دارد؛ یعنی همسر فرعون آن‌قدر در مراتب معرفت اوج گرفته که جز جوار خدا برای هیچ چیزی ارزش قائل نیست. نمی‌گوید در بهشت، آن جایی که نهرهای آب جاری است یا کاخ‌های سر به فلک کشیده از یاقوت و زمرد وجود دارد؛ بلکه می‌گوید خانه‌ای پهلوی خودت؛ جایی که نزدیک تو باشد، قرب تو باشد، آن را می‌خواهم؛ یعنی تنها آرزوی این خانم، قرب خداست و نجات از این تبهکاران و ستمگران؛ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ.

این نمونه‌ یک خانمی است که خداوند متعال به عنوان الگو برای مردان و زنان باایمان در قرآن کریم یاد کرده است. نمونه‌ دوم هم حضرت مریم‌سلام‌‌الله‌‌عليها هستند؛ وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ....

نقش اراده در شکستن همه محدودیت‌ها

از این بیان قرآن کریم، علاوه بر آن نکته‌ روان‌شناختی و تربیتی‌ای که عرض کردم، استفاده می‌شود که همه‌ ما باید بدانیم که اگر اراده کنیم راه خدا را انتخاب کنیم و به قرب او نائل شویم، همه‌ عوامل مخالف قابل شکستن است، همه‌ بندها قابل پاره کردن است، همه‌ آن مشکل‌ها قابل رفع شدن است. آن چه مهم است این است که بخواهیم، اراده کنیم، خدا را بخواهیم. بهانه‌گیری نکنیم که ما در یک محیطی چنین و چنان پرورش پیدا کرده‌ایم و شهر ما، محل ما، محیط خانه‌مان وضع مساعدی نداشت. قرآن می‌گوید مگر وضع شما از همسر فرعون بدتر بود؟! آیا محیط شما از کاخ فرعون آلوده‌تر بود؟! اگر امروز هم که فساد همه‌ دنیا را گرفته، شما هر جای دنیا بگردید آلوده‌تر از کاخ فرعون جایی نمی‌توانید پیدا کنید. در چنین جایی، همسر فرعون به آن اوج معرفت و قرب خدا رسید؛ بنابراین اگر شما هم بخواهید، می‌توانید. اگر تصمیم بگیرید و اراده کنید، خواهید دید که خداوند متعال به شما کمک می‌کند و راه ترقی و تکامل را به روی شما باز می‌کند. بهانه آوردن این که پدران ما چنین بودند، محیط خانواده‌مان چنین بود، عامل وراثت اقتضا می‌کند یا عامل محیط، این‌ها بهانه‌های مقبولی نیست. ازیک‌طرف می‌بینید همسر نوح و همسر لوط به چه مرتبه‌ای از سقوط افتادند و از طرف دیگر می‌بینید همسر فرعون به چه مقام و به چه اوجی رسید.

این‌ها برای این است که ما ازنظر تربیتی، بعد از لطف خدا و توسل به اولیاء خدا، بیش از هر چیز به اراده‌ خودمان متکی باشیم که البته در اثر توفیق الهی، این نیروی اراده در ما تقویت خواهد شد و بدانیم که اگر اراده کنیم می‌توانیم با وجود همه‌ مشکلات، به عالی‌ترین مراتب و مدارج انسانی نائل شویم.

نقش تعیین‌کننده زنان در تعالی جامعه

علاوه بر این نکته، موقعیت و عظمت زن را در جامعه انسانی بیان می‌کند. خدا می‌توانست برای مؤمنین به یک مرد مثال بزند؛ چه ازنظر الَّذِینَ کَفَرُوا و چه ازنظر الَّذِینَ آمَنُوا. البته مناسبت دارد که این دو خانم را در اینجا مثال زده است؛ چون اصولاً محور بحث سوره‌ تحریم مال دو تا از همسران پیغمبر است. حالا ان‌شاءالله اگر فرصتی پیدا کردید این سوره را بررسی می‌فرمایید. چون بحث درباره‌ دو تا از همسران پیغمبر هست، مناسبت داشت که در آخر سوره درباره‌ زن‌ها صحبت شود؛ چه ازنظر زنان شایسته و چه ازنظر زنان ناشایسته.

اما نکته‌ دیگری را هم در اینجا به ما الهام می‌کند و آن این که در جامعه‌ انسانی، زن نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارد. اگر امام بزرگوار فرمود که «از دامن زن، مرد به معراج می‌رود» این کلام بسیار سنجیده‌ای بود و اگر قبل از امام ما، پیغمبر اسلام‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله و ائمه‌ اطهار‌سلام‌‌الله‌‌عليهم‌‌اجمعين مضامینی از این قبیل که الْجَنَّةُ تَحْتَ أَقْدَامِ الْأُمَّهَاتِ[3] فرمودند، کلامی بی‌حساب نبوده است.

وجود زن در جامعه‌ انسانی بسیار پربرکت است و می‌تواند منشأ آثار فراوانی باشد. البته بالعکس هم هست. اگر زن در مسیر صحیح قدم بردارد، نه‌تنها خودش را می‌تواند به اوج قرب الهی و عظمت و تعالی و تکامل برساند، بلکه در دامان خودش و در کنار خودش افرادی را می‌تواند پرورش بدهد که نقش مربی را برای آن‌ها داشته باشد؛ در همسرش می‌تواند اثر بگذارد، در بچه‌هایش خیلی بیشتر و بعد در سایر افراد جامعه، شاگردانش، دوستانش، همسایگانش.

محبت؛ سرمایه راهبردی زن در خانواده و انقلاب

عمده این است که در وجود زن و در روح زن یک عامل مرموز و بسیار قوی قرار داده شده است که این عامل در مرد، بسیار ضعیف است اما در زن، بسیار قوی و آن عامل عظیم و سازنده، محبت است. عنصر عاطفه در روح زن به قدری قوی است که در این جهت قابل مقایسه با مرد نیست و این منشأ این می‌شود که هم فرزندان خودش را بهتر بسازد، هم در شوهر و همسرش بتواند اثر بگذارد و هم در قشرهای وسیعی از جامعه بتواند اثر مهمی داشته باشد.

در انقلاب ما، ملاحظه فرموده‌اید که امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه بارها می‌فرمودند و این کلام حقی بود که زن‌ها در انقلاب پیشگام بودند، آن‌ها بودند که مردها را به میدان مبارزه و به میدان جهاد کشیدند. در اولین طلیعه‌ مبارزات که در هفده شهریور انجام گرفت خانم‌ها پیش‌قدم بودند. اولین شهیدهایی که ما در راه مبارزه دادیم - حالا من آمارش دقیقاً را نمی‌دانم – اما خوب به خاطر دارم که در هفده شهریور چند تا از خانم‌های دانشجو پیش‌قدم بودند. شهدا با زنان دانشجو شروع شد و بعد ادامه پیدا کرد. در مبارزات، حتی در جنگ تحمیلی، زن‌ها نقش بسیار مهمی داشتند. در تظاهرات، حالا شاید خانم‌هایی که اینجا شرکت دارند خیلی یادشان نباشد یا اصلاً آن وقت‌ها تشریف نداشته‌اند اما آن‌هایی که سنشان مثل بنده یا بیشتر است خوب به خاطر دارند که صحنه‌های مبارزات و تظاهرات با حضور خانم‌ها گرم می‌شد. وقتی خانم‌ها می‌آمدند در خیابان‌ها تظاهرات می‌کردند، مردها تحریک می‌شدند که جایی که زن‌ها این‌گونه حضور پیدا می‌کنند، چرا ما نرویم؟!

واقع‌بینی اسلام درباره تفاوت‌های تکوینی زن و مرد

به‌هرحال اسلام که نظری واقع‌بین دارد و حقایق را می‌بیند و منعکس می‌کند و در مکتب خودش جلوه‌گر می‌سازد و احکام و قوانینش را بر آن اساس مبتنی می‌کند، برای وجود زن اهمیت بسیاری قائل شده است؛ گو این که همین شدت عواطف زن ممکن است او را برای بعضی از کارها و مشاغل اجتماعی مناسب‌تر کند و متقابلاً برای تصدی بعضی از منصب‌های اجتماعی مناسب نباشد اما به‌هرحال هیچ از ارزش وجودی او نمی‌کاهد.

اگر ما در عالم اسلام حضرت فاطمه‌ زهراسلام‌‌الله‌‌عليها را به عنوان یکی از چهارده معصوم داریم، گو این که ایشان مقام امامت را ندارند اما مقامشان نزد خدا و عظمتشان در جامعه اسلامی از ائمه‌ معصومین کمتر نیست. ائمه‌ ما افتخار می‌کردند که یا مستقیم و بلاواسطه یا مع‌الواسطه به حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها انتساب دارند. حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها مجمع انوار نبوت و امامت است. اگر وجود پربرکت ایشان نبود، ائمه‌ معصومین به وجود نمی‌آمدند تا ما امام معصومی داشته باشیم. همین سوره‌ کوثر که همه می‌دانید و در این محفل شریف هم به نام حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها تلاوت شد، نشانگر این است که وجود یک زن چقدر می‌تواند مایه‌ برکت باشد. اگر پیغمبر اکرم‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله فرزند پسری به جای حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها داشتند، این همه برکات از وجود ایشان ناشی نمی‌شد. هم ازلحاظ معنوی نکته‌های بسیار ظریف و عمیقی در اینجا وجود دارد و هم ازنظر ظاهری که فعلاً نه بنده آمادگی‌اش را دارم و نه مجلس اقتضا می‌کند که بیشتر وقت شما را بگیرم.

در پایان عرایضم بار دیگر از کسانی که این دانشگاه را بنیاد گذاشتند، چه ازلحاظ ساختمان و چه ازلحاظ مسائل قانونی و اداری و مخصوصاً از شخص مقام معظم رهبری که عنایت خاصی به این دانشگاه داشته و دارند تشکر می‌کنیم و از خداوند متعال درخواست می‌کنیم که همه‌ دست‌اندرکاران را روزبه‌روز موفق‌تر بدارد و در آینده‌ای‌ نزدیک، این دانشگاه به اوج شکوفایی خودش برسد و ما بتوانیم در عالم، در مقابل چشمان خیره‌شده‌ جهانیان، یک نمونه‌ برجسته از مظاهر انقلاب اسلامی را عرضه کنیم و جهانیان ببینند که می‌توان در سایه اسلام چنین اوج علم و معرفت، توأم با تقوا و تعهد را به وجود آورد.

سرمایه عاطفه، کلید قرب الهی

بزرگ‌ترین افتخار شما خانم‌ها این است که پیرو حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها باشید. به خاطر دارید که حضرت امامرضوان‌‌الله‌‌علیه در مقدمه‌ وصیت‌نامه‌شان با این جملات شروع می‌کنند که «ما مفتخریم...». این افتخار برای همه‌ مردان و زنان وجود دارد اما برای خانم‌ها بسیار بیشتر؛ برای این که آن‌ها هستند که در خودشان انتساب و شباهت بیشتری به حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها احساس می‌کنند.

همان سرمایه‌ عظیمی که عرض کردم که در وجود شما به ودیعت نهاده شده است اگر درست بهره‌برداری شود و جهت داده شود، به‌آسانی می‌توانید هم ازلحاظ کمالات علمی و این‌جهانی ترقی زیادی کنید، هم مایه‌ خوشبختی خانواده و جامعه‌تان باشید و هم ازلحاظ معنوی برای شخص خودتان به نهایت اوج کمال برسید؛ و آن جهت دادن به این عنصر عاطفه و عنصر محبتی که نمی‌دانید چقدر قیمت دارد و ما هم نمی‌دانیم، منتها از بیانات اولیاء دین دریافته‌ایم که می‌تواند نقش بسیار عظیمی در سعادت انسانی داشته باشد.

زنانی داشته‌ایم که با استفاده از این سرمایه‌ خداداد، به اوج عشق و معرفت پروردگار نائل شدند و نمونه‌های بزرگی از معرفت در جهان شدند که مایه‌ افتخار زنان عالم است. اگر نبود جز همین بیانات قرآن کریم درباره‌ این دو خانم و توضیحات و تعریف‌هایی که از این بزرگواران شده، برای عظمت مقام زن کافی بود.

حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها؛ بزرگ‌ترین شفیعه در روز قیامت

از خداوند متعال درخواست می‌کنیم که این افتخار انتساب به اهل‌بیت‌سلام‌‌الله‌‌عليهم‌‌اجمعين مخصوصاً انتساب به حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها را برای همه‌ ما حفظ فرماید. در دنیا ما را از توفیق پیروی از مکتب اهل‌بیت و استفاده از خوان گسترده‌ معارف حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها بهره‌مند فرماید و در آخرت همه ما را مشمول شفاعت ایشان قرار دهد که ایشان بزرگ‌ترین شفیعه در روز قیامت هستند و در قیامت هیچ کس به اندازه‌ حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها نمی‌تواند شفاعت کند.

حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها؛ مظهر محبت خدا

دامنه‌ شفاعت حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها آن‌قدر گسترده است که حتی دشمنان هم طمع می‌کنند که مشمول این شفاعت قرار بگیرند و این باز نمونه‌ای است از این که حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها مظهر محبت خدا هستند. محبت است که دامنه‌اش بسیار گسترده است و خیلی آسان برای دیگران پر می‌گستراند و آن‌ها را زیر پر خودش جا می‌دهد.

محبت اهل‌بیت‌‌سلام‌‌الله‌‌عليهم‌‌اجمعين؛ بزرگترین راه به سوی خدا

حساب‌های ریزه‌کاری عقل خیلی دقیق و خیلی خشک است اما حساب محبت حساب دیگری است. آن کسانی که از راه محبت با خدا راه پیدا می‌کنند کارشان بسیار آسان‌تر است و به همین دلیل است که بزرگ‌ترین راه به سوی خدا، محبت اهل‌بیت‌سلام‌‌الله‌‌عليهم‌‌اجمعين است و اجر رسالت پیغمبرصلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله مودت اهل‌بیت است. بهترین راه برای این که مشمول شفاعت اهل‌بیت قرار بگیریم، داشتن محبت در دل است که خواه‌ناخواه در عمل هم ظهور خواهد کرد. امیدواریم که این محبت روزبه‌روز در دل‌های ما قوی‌تر شود و آثارش در زندگی فردی و اجتماعی‌مان بیشتر ظهور پیدا کند.

خداوند متعال در دنیا و آخرت دست ما و شما را از دامن حضرت زهراسلام‌‌الله‌‌عليها کوتاه نفرماید.

وَالسَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ


[1]. تحریم، 11 و 12.

[2]. بقره، 183.

[3]. ميزان الحكمه ، ح 22691.