قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

بسم الله الرحمن الرحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 92/05/08،، مطابق با بيست و يكم رمضان 1434 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد. 

صبر و احكام تكليفي

 در جلسات گذشته به مناسبت مطالبی که در بعضی از روایات ذکر شده، به بحث درباره برتری بعضی از انواع صبر پرداختيم. به همین مناسبت در اين جلسه به اين فرمايش بعضی از علمای اخلاق که گفته‌اند مصاديق صبر به تناسب مورد، ممكن است به يكي از احكام خمسه تکليفي متصف شود، مي‌پردازيم.

گاهي «صبر» به معنای لغوی آن يعني «مقاومت در مقابل هر عامل مخالف، اعم از درونی و نفساني، يا بیرونی» مد نظر است؛ در اين صورت ممكن است صبر به هر يك از احكام تكليفي پنج‌گانه (واجب، مستحب، مباح، مكروه و حرام) متصف شود. در بعضي از آيات قرآن کریم كه صبر به معنای لغوی به کار رفته، مصداقي از صبر مذموم مورد نظر است. به عنوان مثال در سوره فرقان مي‌فرمايد: «إِنْ كادَ لَيُضِلُّنا عَنْ آلِهَتِنا لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا عَلَيْها وَ سَوْفَ يَعْلَمُونَ حينَ يَرَوْنَ الْعَذابَ مَنْ أَضَلُّ سَبيل‌1‌؛ ]كفار بعد از تمسخر پيامبر صلوات الله عليه مي‌گويند:[ اگر بر پرستش بت‌ها صبر نکرده بودیم، این(پيامبر) ما را گمراه می‌کرد.» در اين آيه كافران از صبر و مقاومت خود در برابر دعوت پيامبر به پرستش خداي يگانه و نپذيرفتن آن سخن گفته‌اند. در ابتداي سوره «ص» نيز بعد از اشاره به تعجب كافران از آمدن پيامبري براي دعوت ايشان به پرستش خداي واحد، مي‌فرمايد: «وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ»‌2‌؛ در اين آيه به سفارش گروهي از كافران به دوستانشان در خصوص مقاومت و اصرار بر پرستش بت‌ها اشاره شده است.

پس «صبر» به معناي لغوي آن ممكن است براي مصاديقي به كار برده شود كه مذموم و ناپسند، و حتي حرام است. اما در اصطلاح متشرعه، به خصوص در فضای اخلاقی، «صبر» دو نوع کاربرد دارد: به معنای عرفی عام آن، يعني خودداري از جزع و بی‌تابی؛ به معناي عرفي متشرعه؛ يعني تحمل، پايداري و مقاومت براي رضاي خدا. اين مفهوم صبر، يك فضلیت اخلاقی است كه قيدي بيش از خودداري از بي‌تابي در آن لحاظ شده است: جلب رضايت خدا. اگر كسي به خاطر خجالت كشيدن، از ناله و فرياد در حضور ديگران خودداري كند، از منظر اخلاق عمومي پسنديده است؛ اما اين كار او از نظر شرع موجب کمال نیست. منظور از «صبر» كه در روایات و آيات به عنوان یکی از بالاترین فضلیت‌ها به آن سفارش شده، این صبر نيست؛ بلکه خويشتن‌داري و مقاومتي مد نظر است كه با انگیزه الهی و براي جلب رضايت خداوند باشد. به این معنا صبر یا واجب است یا مستحب.

نکته دیگری که بايد آن را به عنوان یک مطلب کلی در نظر داشته باشيم اين است كه در مباحث اخلاقی، هنگام گفت‌وگو از يك فضلیت، مصداق خاصی از آن مد نظر نیست؛ بلكه منظور عنوان کلی آن است که مصادیق متعددی دارد و ممکن است بعضی از مصادیق آن واجب و برخي مستحب باشد. به عنوان مثال «عبادت» و بندگي خدا يك مفهوم اخلاقی است که در فرهنگ اسلامي مورد تأکید قرار گرفته، اما در مقام بحث از مطلوبيت آن، نظري به مصادیق واجب يا مستحب آن نیست؛ بلكه اصل مطلوب بودن آن مورد نظر است و دلیل دیگری لازم است تا وجوب يا استحباب مصاديق را مشخص كند. هم‌چنان‌كه بعضي از اصوليين متأخر در پاسخ به اين سؤال كه امر دلالت بر وجوب دارد يا استحباب، گفته‌اند امر براي ايجاد انگيزه و برانگيختن مخاطب (بعث) در جهت انجام كار است؛ وجوب و استحباب را بايد از دليل ديگري به دست آورد.

دستورات اخلاقی که در اسلام داده می‌شود، با بحث‌های اخلاقی موجود در کتاب‌های اخلاقی اندکی تفاوت دارد. در اغلب کتاب‌های اخلاقی دسته‌بندي و بيان مباحث اخلاقي بر مبناي ديدگاه ارسطویی انجام شده است. بر اساس اين ديدگاه، موضوع اخلاق ملکات است كه حالات ثابت نفساني‌اند؛ اما رفتارها از بحث اخلاق خارج است و اين كتاب‌ها متعرض آنها نمی‌شوند، مگر از آن جهت که اثری از یک صفت اخلاقي است. مثلاً سخاوت روحیه ثابتی در شخص است که به واسطه آن بذل و بخشش می‌کند. علم اخلاق از پول خرج کردن كه رفتاري بيروني است، بحث نمي‌كند؛ بلكه به ملکه نفساني سخاوت که منشأ اين رفتار بيروني می‌شود، مي‌پردازد. اما در منابع اسلامی بحث به گونه ديگري است. در قرآن و روايات، هر جا سخن از توصيه اخلاقي است، به جاي بيان حسن ملکات، اغلب توصيه به انجام رفتارهاي پسنديده به چشم مي‌خورد؛ به عنوان مثال مي‌توان به آيات متعددي از قبيل «فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَطِيعُونِ» و يا «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ» اشاره كرد كه در آنها منظور از تقوا و صبر رفتار بيروني است، نه ملكه نفساني. در اين‌جا ما در مقام قضاوت بين اين دو شيوه نيستيم. مقصود فقط بيان تفاوت شيوه بیانات قرآنی و روایی، با كتاب‌هاي اخلاقي مبتني بر شيوه ارسطويي است.

با توجه به اين مطلب، مي‌فهميم در منابع اسلامی، هر جا به صبر توصيه شده، منظور كسب ملکه صبر نیست؛ بلكه مقصود انجام رفتارهایی است که عنوان صبر بر آنها اطلاق می‌شود. بر همين اساس، اتصاف آن به وجوب و استحباب قابل توجيه است؛ چون خودِ ملکات مورد تكليف نيست و نمي‌توان آنها را به واجب يا مستحب متصف كرد. اگر هم چنين وصفي براي يك حالت نفساني به كار برده شود، منظور كسب آن است.

 اما اگر مفاهیم اخلاقی را اعم از ملکات و رفتارها بدانیم، تفكيك آنها وجهی ندارد؛ هر امری که در دايره رفتار‌هاي اختیاری قرار گيرد، به وجوب و استحباب متصف می‌شود؛ ملکات هم از آن جهت كه کسب آنها اختیاری است، ممكن است واجب يا مستحب باشند.

پس نكته اول كه گذشت اين است که باتوجه به معنای لغوي صبر كه مقاومت کردن در برابر عاملی است كه انسان را به سوي مخالف مي‌كشاند، صبر ممدوح، مقاومت در برابر عاملی است که شخص را به راه مذموم دعوت می‌کند؛ مقاومت کردن در مقابل عامل نفسانی و شیطانی، ممدوح است. اما در مقابل، مقاومت در برابر عامل الهی كه انسان را به راه پسنديده مي‌خواند، خطاست. نکته ديگر این‌که صبر ممدوح در فرهنگ اسلامی صبري است که با انگیزه الهی باشد؛ ‌نه براي خوشامد ديگران. ملکه‌ای هم كه منشأ چنین رفتاري می‌شود، پسندیده است. صبر در مقابل هر جزع و فزعی صبر است؛ اما از نظر اسلامی زماني مطلوب است که همراه با انگیزه الهی باشد.

 با توجه به این نكات، هر يك از اقسام سه گانه صبر (صبر بر طاعت، صبر در برابر معصیت و صبر در مقابل مصیبت) ممكن است مصادیق واجب یا مستحب داشته باشد. مثل صبر در میدان جهاد كه بارزترین مصداق واجب براي صبر بر طاعت است.

پيش از اين نيز اشاره شد كه در ابتداي امر، وضعيت مسلمانان به گونه‌اي بود كه باید در مقابل سپاهي ده برابر خودشان مقاومت کنند؛ «إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ »‌3‌. اما پس از مدتي به دلایلی ضعف در مسلمانان پیدا شد و  از همین رو خدا به آنها تخفیف داد؛ «فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ»4‌. بر اساس اين آيه اگر در جنگی مسلمانان با دشمنی مواجه شدند که جمعیتش دو برابر خودشان است، حق ندارند به خاطر تعداد كم سپاهشان از جنگ دست بكشند؛ بلكه واجب است بر جهاد صبر كنند.

يكي ديگر از مواردي كه صبر بر جهاد واجب است در جايي است كه گروهي از مشركان به صورت ناگهاني به مسلمانان حمله كنند؛ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ؛‌5‌ اگر با گروهی از دشمنان ]که براي جنگ با شما آمده‌اند[ برخورد کردید، ثابت قدم باشید.» در چنين موقعيتي نيز مسلمانان باید صبر داشته باشند و صحنه را به دشمن واگذار نکنند.

ماهیت بعضی از عبادت‌ها نيز صبر است. مصداق بیّن چنين عبادتي روزه است. روزه یعنی خودداري كردن از مفطرات. از همين‌رو در بعضی آیات و روایات روزه به عنوان نماد صبر تفسير شده است. از جمله، در بسياري از روايات صبر در آيه شریفه «وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ»‌6‌ به روزه تفسير شده است. در اين آيه براي پيروزي بر دشمن دو عامل معرفي شده است: عامل معنوي ارتباط با خدا؛ عامل نفسانی صبر و خويشتن‌داري در برابر تمايلات كه در قالب روزه متجلي مي‌شود.

در صبر در برابر معصیت‌ها هم مصاديق فراواني را مي‌توان يافت كه عنوان واجب بر آنها صدق مي‌كند. اگر انسان بداند كه در صورت معاشرت يا خلوت كردن با كسي به گناه گرفتار مي‌شود، عقلاً (اگر نگوييم شرعاً) واجب است از اين‌كار خودداري كند. پس از آن جهت كه در چنين موقعيتي انجام مقدمه‌اي كه انسان را به گناه مي‌كشاند اختیاری است، عقلاً ترك آن و پیشگیری از گناه واجب است. هم‌چنان‌كه در آیات و روایات هم مي‌توان مواردي را يافت كه از انجام كاري كه ممكن است مقدمه ارتكاب معصيت باشد، نهي كرده است؛ «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ»‌7‌. در اين آيه نگاه نکردن به نامحرم، به تنهايي و مستقلاً مورد نظر است؛ اما علاوه بر آن، از آن جهت كه مقدمه‌اي براي حفظ دامن است، نيز مد نظر قرار گرفته است؛ يعني برای حفظ پاكدامني‌تان از نگاه به نامحرم بپرهيزيد؛ چون اين كار علاوه بر اين‌كه خودش گناه است، ممكن است مقدمه گناه ديگري نيز بشود.

در مواردي ممكن است كاري آمادگی شخص را برای ارتکاب گناه بیشتر كند، اما لزوماً موجب گناه نشود؛ مثل خوردن غذای محرکي كه غريزه را تحريك مي‌كند و به صورت عادي شخص را به سوي گناه مي‌كشاند؛ اما ممكن است انسان نفس خود را كنترل و از ارتكاب گناه منصرف کند. در چنين موقعيتي خودداري از خوردن آن غذا واجب نيست؛ بلكه براي تقويت پیشگیری از گناه مستحب است.

پس صبر اعم از صبر بر طاعت و صبر از معصيت، هم مصداق واجب، و هم مصداق مستحب دارد. صبر بر مصيبت نيز علاوه بر اين‌كه فی حد نفسه حسن عمومی و عقلايی دارد، اگر برای خدا باشد، عبادت است و ثواب دارد. از همين رو اين قسم از صبر نيز  ممكن است مصاديقي مستحب يا واجب داشته باشد. به عنوان مثال، اگر جزع و بي‌تابي در برابر مصيبتي موجب شود كه رفتارها يا سخناني بر خلاف شرع از انسان صادر شود، در چنين شرايطي صبر بر مصيبت واجب است.

براي اين كار لازم است انسان آمادگي لازم براي صبر كردن را كسب كند. در غير اين صورت ممکن است رفتارهای حرامی از او سر بزند يا کلمات توهین‌آمیزی از او صادر شود. چون مقاومت كردن در برابر بعضي از عوامل بدون كسب آمادگي كار ساده‌اي نيست. بنابراین اگر كسي ظن داشته باشد که ممكن است با چنین صحنه‌هایی مواجه شود، از قبل باید خود را با تقويت قدرت تقوا و كسب ملکه صبر آماده كند .

وفّقناالله وایاکم ان‌شاءالله.   


1‌. فرقان(25)، 42.
‌2‌. ص(38)، 6.
‌3‌. انفال(8)، 65.
‌4‌. انفال(8)، 66.
‌5‌. انفال(8)، 45.
‌6‌. بقره(2)، 45.
‌7‌. نور(24)، 30.

 

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوری اسلامی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) پست الكترونيك: info@mesbahyazdi.org