صوت و فیلم

صوت:
1

نقش هنر و رسانه در حفظ و اعتلای انقلاب اسلامی

در دیدار جمعی از مدیران مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا‌و‌سیما
تاریخ: 
سه شنبه, 7 دى, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

الْحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین وَصَلَّی اللهُ عَلَی سَیدِنَا مُحَمَّدٍ وآلِهِ الطَّاهِرِین

أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَ عَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ‌‌‌‌ وَلِیًا وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلاً وَ عَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

تشریف‌فرمایی عزیزان، سروران، استادان و بزرگواران را به این مؤسسه که به نام مبارک حضرت امام‌‌رضوان‌الله‌علیه مزیّن است خوش‌آمد عرض می‌کنم. امیدوارم خداوند متعال توفیق بدهد در این چند دقیقه‌ای که خدمت عزیزان هستیم و وقت بسیار مغتنمی است، چیزی مورد بحث و گفت‌و‌گو و تصمیم‌گیری قرار بگیرد که خاطر مبارک وجود مقدس ولی عصر‌ارواحنا‌فداه را از همه ما خشنود کند.

ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی

به عقیده بنده، انقلاب اسلامی ایران اساساً یک انقلاب فرهنگی است و تحولاتی که در عرصه‌های دیگر تحقق پیدا کرده فرع و نتیجه‌ای از آن به شمار می‌رود. همان‌گونه که اسلام ابتدا افکار، باورها و ارزش‌های مردم را تغییر داد و به‌تدریج‌ و همگام با آن‌ها، در سایر ساحت‌های زندگی نظیر سیاست، اقتصاد، تعلیم‌و‌تربیت، صنعت، تجارت، روابط بین‌الملل و ... نیز تحولاتی ایجاد کرد، این انقلاب هم که احیای اسلام بود و در‌واقع همان ماهیت را داشت، کار اصلی آن ایجاد تحول در فکر انسان‌هایی بود که یا به‌کلی منحرف بودند و یا ضعف‌ها و اشتباه‌هایی در بینش‌ها، باورها و ارزش‌های خود داشتند.

ابزارهای ایجاد تحول فرهنگی و راهکارهای توسعه آن

از‌آنجا‌که پیشگامان انقلاب به هیچ‌یک از امکانات موجود دسترسی نداشتند و طرف مقابل، همه امکانات را در اختیار گرفته بود، این کار یعنی ایجاد تحول فرهنگی، به‌صورت بسیار ساده با سخنرانی‌ها و بیانیه‌های امام‌‌رضوان‌الله‌علیه شروع شد. بعد به کمک شاگردان و یاران ایشان و با نوشتن کتاب ادامه پیدا کرد و توسعه یافت. در این جهت فکری و فرهنگی، نقش مرحوم مطهری‌‌‌رضوان‌الله‌علیه را نباید فراموش کرد. خدا درجات ایشان را عالی‌تر کند!

امروز هم برای تداوم این انقلاب که هم مورد تأکید مقام معظم رهبری است و هم همه ما هر روز ضرورت آن را بیشتر لمس می‌کنیم، به همان برنامه احتیاج داریم؛ یعنی باید فکرها را تصحیح و تقویت کنیم، به اساس فرهنگ که باورها و ارزش‌هاست بپردازیم و در سایه تحولاتی که در باورها و ارزش‌های مردم ایجاد می‌شود سایر مصالح را سامان دهیم.

در‌این‌میان سه نهاد، مهم‌ترین نقش را ایفا می‌کنند؛ نهاد اول، محققان و دانشمندانی هستند که وقت خود را صرف تحقیق در مسائل می‌‌کنند تا بتوانند علم صحیح تولید کنند. وظیفه این‌ها این است که با تحقیق و بررسی، افکار را نقد و نقطه‌های ضعف و قوت آن‌ها را بیابند و فکر صحیح تولید کنند. نهاد دوم، آموزش‌و‌پرورش و آموزش عالی است که وظیفه دارد با آموزش‌های رسمی، فکر صحیح را در جامعه و در سطح فضلا‌ و نخبگان انتشار داده و آن را بارور کند. نهاد سوم، رسانه‌ها هستند که وظیفه دارند با آموزش‌های غیررسمی و بیش‌از‌همه با استفاده از انواع هنرهای نویسا و غیرنویسا (تجسمی) این حقایق را با بیانی ساده در سطح عموم، منتشر و در اقشار مختلف جامعه، تزریق کنند و آن‌ها را در اختیار کسانی قرار دهند که مقدمات علمی و تخصص‌های لازم را کسب نکرده و با اصطلاحات علمی آشنا نیستند اما آمادگی ذهنی و روحی برای پذیرفتن دارند. این سه نهاد، نقش اساسی را در فرهنگ کشور به عهده دارد. منظورم از فرهنگ، معنای عام و اصلی آن یعنی همان باورها و ارزش‌هاست.

معجزه انقلاب اسلامی و وقوع تحول فرهنگی

بعد از انقلاب، ما در کشور با دستگاه مدیریتی‌ای مواجه شدیم که در همه این کارها نه‌تنها ضعیف بود بلکه حقیقتاً آفت‌زده و مبتلا به میکروب‌های مضر بود. افکار و تئوری‌های غلط به‌وسیله رسانه‌ها پخش و در دانشگاه‌ها تدریس می‌شد و کتاب‌هایی که حاوی مطالب خلاف حقیقت، منحرف‌کننده و زیان‌بار بود نوشته و منتشر می‌شد. مقابله با چنین دستگاهی کار آسانی نیست و در کوتاه‌مدت میسر نخواهد بود. ما نه استاد دانشگاه به‌قدر کافی داشتیم و نه حتی استاد حوزه. حوزه‌ها هم به‌خاطر فشارهای شدیدی که علیه آن‌ها در کار بود به حداقل اکتفا کرده بودند. مسائل روزمرّه نظیر نماز و شکیات و قرائت آن، روزه و... در حوزه مطرح می‌شد و از مسائل بنیادی و اساسی فکری، اعتقادی و اخلاقی اسلام خبری نبود. در دانشگاه‌ها وضع، بدتر بود و مطالبی ضد این‌ها مطرح می‌شد. رسانه‌ها هم ابزاری بودند برای همان فرهنگ انحرافی حاکم بر کشور که مورد تأیید اربابان خارجی بود.

به اعتقاد من یک دست الهی در کار بود که امکان تحولی را در فرهنگ کشور به وجود آورد وگرنه شرایط عادی برای این کار اصلاً مساعد نبود. دانشجوی ما در دانشگاه چه‌کار کند؟! آیا می‌شد درِ دانشگاه را بست؟! البته یک سالی دانشگاه تعطیل شد اما تا چه زمانی می‌شد دانشگاه را تعطیل کرد؟! استاد تحول‌ساز و فرهنگ اسلامی‌ساز را از کجا می‌آوردند؟! آیا از آمریکا وارد می‌کردند؟! چنین استادی نه در کشورهای اسلامی بود و نه می‌شد از کشورهای ضداسلامی آورد. حوزه هم امکاناتی برای پیشرفت نداشت. مایه‌های صحیح اسلامی در آن وجود داشت اما از آن‌ها بهره‌برداری نمی‌شد؛ مثل اینکه معادن نفت داشته باشیم اما استخراج نشود. این است که حقیقتاً معجزه‌ای تحقق پیدا کرد و الحمدلله این کار، هم در حوزه، هم در دانشگاه و هم در رسانه‌ها به‌صورت چشمگیر و فوق حد انتظار شروع شد. یادم می‌آید که در مجلسی، مقام معظم رهبری‌‌‌حفظه‌الله‌تعالی می‌فرمودند انقلاب در هر روز خود شاهد معجزه بود.

انقلاب اسلامی؛ زمینه‌ساز همیاری نهادهای مختلف فرهنگی کشور

صدا‌و‌سیما نهادی است که فقط نقش انتشار محتوا را بر عهده دارد. وظیفه این نهاد این است که با استفاده از ابزارهایی که در اختیار دارد مطالب تحقیق‌شده را به مردم برساند، نه اینکه به تولید علم و محتوا بپردازد؛ اما به‌خاطر کمبودهایی که در این زمینه احساس می‌شد خود آن‌ها هم آستین‌ها را بالا زدند و مشغول کارهای تحقیقی و پژوهشی و تولید علم شدند. بسیاری از کتاب‌هایی که نوشته شده، هر‌چند با کمک حوزه یا استادان دانشگاه انجام گرفته اما متصدی آن، دستگاه صدا‌و‌سیما بوده است. این از یک طرف نشانه همیاری بین نهادهای مختلف کشور است که در سایه انقلاب حاصل شد. در کشوری که شرایط عادی دارد هر‌کس فکر مسئولیت خودش است و کاری که با حوزه مسئولیتش مرتبط نباشد را انجام نمی‌دهد؛ اما در یک کشور انقلابی، همه خودشان را مسئول می‌دادند؛ کُلُّکُم رَاعٍ وکُلُّکُم مَسؤُولٌ.[1] این بسیار جای تشکر دارد که صدا‌و‌سیما نه‌تنها سعی کرد وظایف خودش را خوب انجام دهد بلکه بخشی از وظایف نهادهای دیگر را هم عهده‌دار شد؛ لااقل در حدّ همکاری، کمک و تشویق.

در حوزه هم کارهایی انجام گرفته اما در‌حال‌حاضر فرصت نیست که من بخواهم آثار انقلاب را در حوزه توضیح بدهم، خود شما بهتر می‌دانید. در دانشگاه‌ها هم با تأسیس ستاد انقلاب فرهنگی که بعد به شورای انقلاب فرهنگی تبدیل شد حرکت مفید و مبارکی شروع شد. البته اینجا هم همکاری بین حوزه و دانشگاه در رأس قضایا بود و کمک بسیار بزرگی کرد که این تحولات با همیاری دستگاه‌های دیگر انجام گیرد. این همکاری هنوز هم ادامه دارد؛ گو اینکه به‌خاطر شرایط مختلف، اندکی کُند شده اما به‌هر‌حال قابل تقدیر است. خدا را شکر می‌کنیم که این روح همکاری و همیاری بین نهادهای مختلف کشور وجود دارد و ان‌شاء‌الله با همت عزیزان، ثمرات بهتری را هم به بار خواهد آورد.

ضرورت صیانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی

من با بیانی دیگر بر فرمایش‌های حضرت آقا تأکید می‌کنم. هر عاقلی می‌فهمد انقلابی را که به برکت خون صدها هزار شهید که از بهترین جوانان و گل‌های این مملکت بودند به دست آمد نباید به‌آسانی از دست داد. خیلی ناتوانی است که نوجوانان سیزده‌ساله و پانزده‌ساله بروند و با فداکاری، دستاوردی را برای انقلاب تحصیل کنند و آن وقت ما آدم‌های جا‌افتاده، آن دستاورد را رها کنیم تا از دست برود! آن‌ها با خون خودشان آن را به دست آوردند، ما آن‌قدر عُرضه نداشته باشیم که آن را نگه داریم! این بسیار خسران است. گیرم آخرتی در کار نباشد، آیندگان درباره ما چه خواهند گفت؟! اگر به آن‌ها بگویند زمانی با رهبری یک پیرمرد روحانی، نوجوانان رفتند جلوی تانک‌ها خوابیدند و این انقلاب را به پیروزی رساندند اما نخبگان و خواص کشور، آن‌چنان آن را رها کردند که از دست رفت، آن‌ها به ما چه خواهند گفت؟!

اولین وظیفه ما این است که دستاوردهای انقلاب را به‌درستی حفظ کنیم و نگذاریم از بین برود؛ اما نباید به این اکتفا کرد. اگر نوجوانان رفتند فداکاری کردند تا این ثمرات را به بار آوردند ما باید سعی کنیم به سهم خودمان بر این‌ها بیفزاییم، جوانه‌هایی که آن‌ها به بار آوردند را به ثمر برسانیم و نهال‌هایی که آن‌ها کاشتند را بارور کنیم.

ما در این راه به یک مؤونه، کمک، ابزار کار و سرمایه نیاز داریم. به نظر بنده مهم‌ترین سرمایه ما همان سرمایه فرهنگی‌مان است؛ برای اینکه بدون فرهنگ، پیشرفت انسانی امکان ندارد. ممکن است در جهاتی پیشرفت‌هایی حاصل شود اما انسانی نخواهد بود. قوام و ارزش انسان به افکار، باورها و ارزش‌های اوست.

تقویت فرهنگ اسلامی؛ ضامن بقای انقلاب اسلامی

ما معتقد هستیم که اسلام بهترین باورها و ارزش‌ها را آورده و تقویت کرده است. این باورها و ارزش‌ها اگر از میراث انبیای گذشته است اسلام آن‌ها را حفظ و تکمیل کرده و اگر دستاورد عقل است اسلام آن‌ها را تأیید و تقویت کرده است؛ بنابراین مهم‌ترین کار ما تقویت فرهنگ اسلامی است که باید آن را در سه عرصه تولید، توسعه و نشر، بررسی کنیم.

تولید یعنی ذخایری که داریم و منابعی که در اختیار ما گذاشته شده را استخراج کنیم. مثال استخراج نفت از منابع، مثال بدی نیست؛ ما قرن‌ها منابع نفتی داشتیم اما انگار نداشتیم! منابع تا استخراج و فراوری نشود ارزش خود را پیدا نمی‌کند.

ما منابع را داریم اما باید استخراج، فراوری و پردازش شود تا برای همگان قابل عرضه باشد. سپس باید آن را در بین خواص، عمدتاً‌ دانشگاهیان و حوزویان، توسعه داد و در میان عموم مردم، حتی در خارج از کشور، منتشر کرد.

نقش رسانه در تقویت فرهنگ اسلامی

وظیفه انتشار فرهنگ به عهده رسانه است و من می‌خواهم عرض کنم که رسانه حتی در دو بخش دیگر هم می‌تواند نقش داشته باشد. حداقل کاری که رسانه می‌تواند انجام دهد این است که مردم را به این کار، راهنمایی و تشویق کند. با کارهای رسانه‌ای است که می‌توان علما را متوجه وظایف خود کرد و ابزار در اختیار آن‌ها گذاشت برای اینکه تحقیق و فراوری کنند و نشر بدهند. این کار را رسانه می‌تواند انجام دهد.

این همان فایده همیاری است که روح انقلاب است. اگر ما انقلاب را حفظ کنیم، من آخوند هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم کار من باید محدود به مسجد و محراب خودم باشد و به کارهای دیگر چه‌کار دارم و به من چه؟! «به من چه» موقوف! همه‌چیز به همه مربوط است. هر‌کس باید در حد توان خود برای اهداف انقلاب تلاش کند؛ منتها این تلاش اگر با تقسیم و تنظیم کار و مسئولیت‌های مشخص انجام بگیرد بهتر بار می‌دهد و اگر این‌گونه نشد لااقل هر‌کس باید غیرمستقیم کار کند و به دیگران کمک کند، هر‌چند خودش مسئولیت نداشته باشد.

بر‌این‌اساس، به اعتقاد من، رسانه باید درصدد تقویت این فکر در جامعه باشد که ما به پژوهش‌های علمی نیاز داریم. درست است که خود شما مسئولیت پژوهش را عهده‌دار هستید اما حتی بخش نشر هم باید این وظیفه را عهده‌دار باشد که این نیاز و ضرورت را به دیگران بفهماند؛ چون نسل کنونی إلی الأبد باقی نمی‌ماند و نسل بعد جایگزین آن‌ها می‌شود. نسل بعد باید انگیزه داشته باشد. نقش مهم رسانه این است که این انگیزه را در مردم ایجاد کند و ضرورت پژوهش‌های علمی را به آن‌ها بفهماند. رسانه باید به شکل‌های گوناگون و با برنامه‌های مختلف، این را به عموم مردم بفهماند که اگر پژوهش علمی انجام نگیرد، به رکود و عقب‌گرد و در‌نهایت به مرگ فرهنگی مبتلا خواهیم شد. اگر فرهنگ در حال رشد، گسترش، جوانه زدن و بارور شدن نباشد به ضعف و پژمردگی مبتلا می‌شود و روزی، حیات خود را از دست می‌دهد.

حدود و گستره فرهنگ

فرهنگ، دایره وسیعی دارد؛ گو اینکه امروز بر اثر تحول پدید‌آمده در واژگان، متأسفانه آن معنای اصیلی که در ادبیات ما داشته را از دست داده و تقریباً‌ قرین و هم‌پالکی هنر شده است. این کار در اواخر دوران ستم‌شاهی هم انجام گرفت و وزارت فرهنگ و هنر تشکیل شد. یادم هست بچه که بودیم آموزش‌و‌پرورش، آموزش عالی و ارشاد همه یک وزارتخانه به نام وزارت فرهنگ را تشکیل می‌دادند. روی تابلوی مدارس نوشته بود «وزارت فرهنگ-دبستان یا دبیرستان...» همه این‌ها زیرمجموعه فرهنگ بودند تا اینکه این تقسیم‌بندی به‌تدریج عوض شد. آموزش‌و‌پرورش برای مدارس ابتدایی و وزارت علوم برای آموزش عالی به کار رفت اما برای فرهنگ، جایگاهی مشخص نشد. اگر یادتان باشد مدتی طفیلی آموزش عالی شد و عنوان «وزارت آموزش عالی و فرهنگ» به کار رفت. مدتی هم سرش بی‌کلاه بود و نمی‌دانستند آن را به کجا وصل کنند. تا اینکه بالاخره وزارتخانه مستقلی به نام «فرهنگ و ارشاد اسلامی» درست شد. هنوز هم معلوم نیست که فرهنگ با آموزش‌و‌پرورش و آموزش عالی چه رابطه‌ای دارد.

بنا بر تصور بسیاری از مردم که متأسفانه در اثر ضعف کار خواص به وجود آمده است فرهنگ، امری سلیقه‌ای و متشکل از خرده‌فرهنگ‌هاست. فارس‌ها، ترک‌ها و عرب‌ها هر‌کدام فرهنگ خود را دارند. لهجه‌ها، گویش‌ها، رقص‌ها، بازی‌ها و... همه این‌ها فرهنگ را شکل می‌دهند؛ در‌حالی‌که در ادبیات اصیل ما، فرهنگ، معنایی غیر از تصور رایج در بین مردم دارد و با بی‌فرهنگی، در تقابل است. در ادبیات اصیل، فرهنگ به معنای اخلاق و ارزش‌ها و مساوی با انسانیت به کار می‌رود. در علوم اجتماعی نیز بحثی مطرح است که اجتماعی‌شدن را با فرهنگ مساوی می‌داند.

ضرورت تعیین خط‌مشی‌های کلی در زمینه فرهنگ

ما امروز احتیاج داریم به اینکه در زمینه باورهای بنیادی فعالیت جدی داشته باشیم. همه این سایت‌هایی که با لجن‌پراکنی و تبلیغات دائم، جوانان را به شکل‌های مختلف مشغول می‌کنند در مقام این هستند که باورهای ریشه‌ای جوانان را هدف قرار دهند. بسیار آرام و با طرح سؤال، در اعتقادات اولیه تشکیک ایجاد می‌کنند. این طرح سؤال گاهی هم با استهزا و تعبیرات تمسخرآمیز توأم است. سؤالاتی مطرح می‌شود که پاسخ آن‌ها چندان هم آسان نیست. طراحی سؤالات به شکلی بسیار ماهرانه انجام گرفته است به‌گونه‌ای که دیدن و شنیدن آن‌ها کافی است که آدم ایمان خود را از دست بدهد.

ما هیچ دستگاه رسمی‌ای نداریم که بتواند با این‌ها مقابله کند. برای کل فرهنگ کشور، از آموزش ابتدایی گرفته تا آموزش عالی، رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی، باید یک سیاست کلی در نظر بگیرند که چه‌کارهایی باید انجام بگیرد؛ اما حقیقت این است که کشور ما در زمینه برنامه‌ریزی خیلی ضعف دارد. دلیل آن هم این است که استراتژی‌های کلی برای ما مشخص نیست. پیش از انقلاب که استراتژی‌ها‌ بر ضد ارزش‌ها و باورها و اساساً در جهت نفی آن‌ها بود؛ بعد از انقلاب هم که حجم زیاد کار بر سر کسانی ریخت که در آن مسائل، تخصص نداشتند و شرایط به‌گونه‌ای شد که گویا همه کارها باید از صفر شروع شود. به همین دلیل دیگر فرصت نشده که در این زمینه، بررسی شود و تحقیقات بنیادی انجام گیرد. اکنون با توجه به شرایط روز، اختلاط فرهنگ‌ها، شرایط خاص پیش‌آمده در کشور، آسیب‌هایی که احتمال می‌رود دامن‌گیر جامعه شود و توطئه‌هایی که دشمنان دائماً علیه ما می‌چینند باید سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های عملی را در نظر گرفت. اکنون چه باید کرد؟!

الف) نقش شورای انقلاب فرهنگی

به اعتقاد من نخستین نهادی که استراتژی فرهنگی ما را تعیین می‌کند شورای انقلاب فرهنگی است. البته بنده مدتی عضو این شورا بودم و می‌دانم که بیشتر روی کارهایی نظیر تغییر رؤسای دانشگاه‌ها متمرکز است. متأسفانه گه گاهی نیز امواج سیاسی بر امواج فرهنگی حاکم می‌شود؛ یعنی فرهنگ در شعاع سیاست خاص یک دولت، رنگ می‌گیرد، کارها و فعالیت‌ها به سمتی سوق داده می‌شود که در جهت اهداف آن دولت است و با تغییر دولت، شرایط هم عوض می‌شود. متأسفانه این شورا به جای اینکه دستگاهی فوق همه نهادهای کشور باشد و تحت تأثیر سیاست‌های متغیر قرار نگیرد، کم‌یا‌بیش تحت تأثیر قرار می‌گیرد. اولین ضرر آن این است که به کارهای اصلی خود نمی‌رسد، وقت شورا صرف کارهای دیگر می‌شود و نوبت این نمی‌رسد که اصلاً راجع به مسائل اصلی، فکر، بحث و طراحی کنند.

بنده به امر مقام معظم رهبری‌‌حفظه‌الله‌تعالی چند سالی - همین ده، بیست سال اخیر - عضو این شورا بودم و در جلسات آن شرکت می‌کردم. یادم می‌آید رئیس شورا پیشنهاد کرد که چند نهاد درباره یک موضوع، مطالعه و نتیجه مطالعات خود را در شورا مطرح کنند تا بر اساس آن یک طرحی تهیه شود و به تصویب برسد. چند نهاد مدت‌ها روی آن کار کردند، ما هم به سهم خودمان کارهایی انجام دادیم؛ اما وقتی متوجه شدند که نتیجه مطالعات آن چیزی نیست که آن‌ها می‌خواستند، رئیس شورا آن موضوع را از دستور خارج کرد! جلسه بعد هم مسئله جدیدی مطرح شد و آن موضوع اصلاً به فراموشی سپرده شد!

ب) نقش متخصصان خیرخواه

ما باید فکری کنیم که شورای انقلاب فرهنگی وظیفه خود را خوب بشناسد و به‌درستی به آن، عمل کند. این نهاد باید فارغ از سیاست‌های جناحی به کارهای بنیادی فرهنگی بپردازد، سیاست‌های کلی کشور را در این جهت تنظیم کند و خط‌مشی اساسی کشور را در فعالیت‌های فرهنگی نشان دهد. اگر این‌گونه نشد لااقل عده‌ای خیرخواه که به دنبال اصلاح و خیر کشور هستند، بر اساس اصل همیاری، اتاق فکری تشکیل بدهند. گروهی متخصص دور هم بنشینند و بر اساس تجربه‌هایی که دارند سیاست‌های کلی‌ای برای آینده، پیشنهاد و به افکار عمومی، عرضه کنند تا فشار افکار عمومی به‌تدریج مسئولان را وادار کند که به وظایف اصلی خود بپردازند و پاسخ‌گو باشند.

بنابراین صرف‌نظر از اینکه کدام نهاد و کدام مسئول باید این کار را بکند، دلسوزان فرهنگی کشور در هر‌جایی که هستند سعی کنند از طریق همفکری، خط‌مشی‌های کلی کشور را تعیین کنند؛ در‌واقع برای تعیین خط‌مشی کلی فرهنگ کشور، اتاق فکری ایجاد کنیم. آیا چنین چیزی داریم؟! اگر هست بفرمایید! من که سراغ ندارم.

ج) نقش صدا‌و‌سیما

·تدوین خط‌مشی‌های فرهنگی کشور

از فروع این کار این است که صدا‌و‌سیما هم اتاق فکری برای مسائل فرهنگی داشته باشد. الحمدلله در این نهاد هم اشخاص دلسوزی هستند که از اول انقلاب، با اخلاص و دلسوزی و بدون اینکه دنبال نام و نشانی باشند، وقت گذاشته‌اند، تلاش کرده‌اند، تحقیقات انجام داده‌اند، مقاله نوشته‌اند، در بحث‌ها شرکت کرده و سخنرانی کرده‌اند. این‌ها با هم‌اندیشی، طرحی را به مسئولان سطح بالای صدا‌و‌سیما پیشنهاد کنند. برای تدوین خط‌مشی‌های فرهنگی کشور اتاق فکری تشکیل شود. نمی‌گویم قانون بگذاریم؛ چون تا چنین چیزی مطرح شود می‌گویند قانون‌گذاری کار مجلس شورای اسلامی و شورای انقلاب فرهنگی است و شما حق ندارید در این امور دخالت کنید! ما می‌گوییم این پیشنهاد است، پیشنهاد که ضرر ندارد؛ ما طرحی تهیه و پیشنهاد می‌کنیم، می‌گوییم به نظر ما خوب است این کارها بشود، هر‌جا کم دارد شما اصلاح کنید. ما دلسوزانه طرح پیشنهادی آن را تهیه می‌کنیم، ان‌شاء‌الله مسئولان، توجه و تصویب کنند و ارزش قانونی پیدا کند.

·تعیین ویژگی‌های انقلابی بودن و انقلابی عمل کردن

اتاق فکری برای خود صدا‌و‌سیما تشکیل شود که فعالیت‌های صدا‌و‌سیما را در جهت احیای فرهنگ انقلابی اسلامی مشخص کند. اینکه مقام معظم رهبری‌‌حفظه‌الله‌تعالی تأکید می‌فرمایند که حوزه و دانشگاه باید انقلابی باشد و مسئولان باید انقلابی عمل کنند، منظور از «انقلابی بودن» و «انقلابی عمل کردن» چیست؟! متخصصان و دلسوزان طرحی تهیه کنند و بگویند ویژگی‌های انقلابی بودن این‌هاست و آنچه به ما مربوط می‌شود این است که این‌گونه عمل کنیم.

·تولید آموزه‌های فرهنگی برای مردم

همان‌گونه که مسئولیت تولید علم در بخش‌های خودشان را پذیرفته‌اند، آموزه‌هایی را تولید و به مردم عرضه کنند. منتظر نشوند دیگران این کار را انجام دهند. سعی کنند برنامه‌ریزی عالمانه و سنجیده‌ای برای این کار تهیه کنند. به‌طور طبیعی در ابتدای کار، هر‌کس در هر شهر و استانی، مطابق سلیقه خودش هر چیزی که به ذهنش می‌رسد می‌گوید و در حوزه مسئولیت خودش بر اساس آن عمل می‌کند؛ اما باید سعی کنیم که این کار، نظام‌مند و مدوّن شود، مشخص کنیم که چه‌کارهایی باید انجام شود و راه انجام آن‌ها چیست و اگر لازم است، کسانی را آموزش دهیم. همان‌گونه که برای آموزش و تربیت هنرمند در زمینه‌های مختلف هنری، آموزشگاه تأسیس می‌کنیم و طرح و دوره و کلاس داریم، برای این‌ها هم باید فکری کنیم. اگر جای دیگر زمینه فراهم است از آن زمینه‌ها استفاده کنیم وگرنه دوره‌هایی را به‌صورت موقت برگزار و کسانی را تربیت کنیم که بتوانند این کارها را انجام بدهند یا اگر دیگران انجام داده‌اند آن‌ها بتوانند به‌درستی اجرا کنند.

·تربیت مجری برای انتقال مؤثر آموزه‌ها

خود هنرِ اجرا، کار بسیار مهمی است. خیلی چیزها هست که مسائل آن‌ها حل شده است و علما درباره آن‌ها تحقیق کرده و کتاب‌ها نوشته‌اند اما اگر مجری خوبی نداشته باشد آن اثری که باید داشته باشد را ندارد. در اینکه مجری چگونه انتخاب شود که حرف او مؤثر باشد ظرافت‌های روانشناختی‌ای وجود دارد. لحن کلام و لهجه مجری، طرز نشستن و نحوه برخورد او با مخاطب در کار او مؤثر است. همین‌که مجری حرف را از کجا شروع کند خودش هنر بزرگی است. هنر یعنی این‌ها؛ و اینکه می‌گوییم «استفاده از ابزار هنر» یکی از ابزارها هم همین است. ممکن است یک مطلب علمی در جای خودش تحقیق شده باشد اما اینکه آن را چگونه بیان کنند که مردم خوششان بیاید، تحت تأثیر قرار بگیرند و بپذیرند، هنری است که باید راه آن را یاد گرفت و مهارت آن را کسب کرد.

باید کسانی را تربیت کنیم که بتوانند برنامه‌ها را به‌خوبی اجرا کنند. کسانی باشند که بتوانند جلسات گفت‌و‌گوی تبلیغاتی، دینی و اخلاقی را به‌گونه‌ای برگزار کنند که جوانان هم خوششان بیاید و دلشان بخواهد بنشینند برنامه را تماشا کنند؛ اما اگر یک آخوند بنشیند یک ساعت سخنرانی کند، گاهی هم اصطلاحات قلمبه‌سلمبه علمی به کار ببرد که طرف، اصلاً نفهمد چه گفت، چه فایده دارد؟! برای کیفیت اجرا افرادی تربیت شوند که هم در آن زمینه، اطلاعات و معلومات داشته باشند و هم هنر پیاده کردن و اجرای آن را یاد گرفته و تمرین کرده باشند.

·دشمن‌شناسی و ارائه راهکارهای بصیرت‌افزایی

از‌جمله مسائلی که شاید در درجه اول یا حداقل در درجه دوم مطالبات مقام معظم رهبری است بصیرت‌افزایی، دشمن‌شناسی و شناخت خطرهایی است که از ناحیه دشمنان متوجه انقلاب شده و به‌خصوص نسل جوان را هدف قرار داده است. صدا‌و‌سیما باید به این مسائل توجه داشته باشد و راه‌هایی برای مقابله با آن‌ها پیدا کند.

از خداوند متعال درخواست می‌کنیم سایه مقام معظم رهبری را تا ظهور ولی عصرارواحنافداه بر سر ما مستدام بدارد؛ به ما توفیق بدهد که وظایف خود را نسبت به اسلام و انقلاب و رهبری بهتر بشناسیم و بهتر عمل کنیم؛ در ظهور ولی عصرارواحنافداه تعجیل بفرماید؛ همه ما را مشمول عنایات خاصه آن بزرگوار قرار بدهد؛ عاقبت امر همه ما ختم به خیر بفرماید.

وَالسَّلاَمُ عَلَیکُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکَاتُه


[1]. ارشاد‌القلوب، ج ۱، ص ۱۸۴.

 

بعض الأسئلة

كیف یمكن الحصول على ملكة التقوى و ما هی السبل العملیة للحصول علیها؟
اقرأ أكثر...
لا زال بعض المؤمنین یرى فی الأخباریة منهجاً فكریاً أصیلاً ومغایراً عن المنهجیة الأُصولیة، ویقول: «إنه لا یمتلك القناعة والحجة التامة بینه وبین الله عزّوجلّ فی سلامة وحجیة الاستنباط الأُصولی». ویفند رأی أحد الفقهاء العظام: «الأُصولیة المعاصرة أُصولیة نظریة فقط، ولكنها عملیاً...
اقرأ أكثر...
بعد سیاحة ممتعة فی رحاب رسائل بعض علمائنا الأعلام المتعلقة بتاثیر الزمان والمكان على الأحكام الشرعیة... اتسائل هل یسمى هذا التاثیر المطروح تاثیرا حقیقیا على الاحكام ام انه كنائی؟ واذا كان كنائیانخلص بذلك الى نتیجة واضحة هی أن ما كان كنائیا وعلى سبیل المجاز فهو لیس بحقیقی.. فما أطلق علیه تأثیر هو فی...
اقرأ أكثر...
السلام علیكم ورحمة الله وبركاته ما رأی سماحتكم بوجوب تقلید الأعلم ؟ وماالدلیل ؟ الرجاء التوضیح بشیء من التفصیل ﻋلاء حسن الجامعة العالمیة للعلوم الإسلامیة
اقرأ أكثر...
سماحة آیة الله مصباح الیزدی دام ظله الوارف السلام علیكم ورحمة الله وبركاته . السؤال: البعض یدعو إلی ترك ممارسة التطبیر بصورة علنیة أمام مرأی العالم لا لأنهم یعارضون حكم الفقیه ولكن من باب أن التطبیر لا یصلح أن یكون وسیلة دعویة إلی الإمام الحسین وإلی مذهب الحق . لذلك ینبغی علی من یمارس التطبیر...
اقرأ أكثر...
هل یقول سماحتكم دام ظلكم بإجتهاد السید علی الخامنئی دام ظله ؟
اقرأ أكثر...