جلسه دهم: مقابله با فتنه

تاریخ سخنرانی: 
1388/12/26
تاریخ اثر: 
چهارشنبه, 26 اسفند, 1388

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقابله با فتنه

آن چه پیش رو دارید گزیده‌ای از سخنان حضرت آیت الله مصباح یزدی (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبری است كه در تاریخ ؛ 26/12/88 ایراد فرموده‌اند. باشد تا این رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.

لزوم آمادگی برای مقابله با فتنه­ها

بحث ما پیرامون موضوع فتنه بود. در جلسه اخیر این سؤال را مطرح کردیم که با تصدیق به این­که در آخرالزّمان فتنه­هائی واقع خواهد شد، تکلیف ما در قبال آن­ها چه خواهد بود؟ اگر کسی تصوّر کند که چون این­ها قضای الهی است، حتماً واقع خواهند شد و ما وظیفه­ای نداریم، مثل دانش­آموزی است که فکر کند شب امتحان تکلیفی ندارد. پیداست که نتیجه چنین امتحانی چه خواهد شد. هر کسی شب امتحان بیشتر از زمانهای دیگر احساس مسئولیت می­کند، و سعی می­کند از وقت خود بهتر استفاده کند تا در امتحان موفق شود و به هدفش نائل شود. اگر کسی بداند دزد وارد خانه­اش شده یا دشمن به پشت دروازه­های شهرش رسیده و بگوید: «دشمن آمده و دیگر چاره­ای نیست، باید تسلیم شویم»! مسلماً سخن بسیار جاهلانه­ای بر زبان رانده است. اگر کسی بخواهد با این توجیهات، تنبلی خود را توجیه کند، نه عقل و نه شرع چنین چیزی را نمی­پسندد؛ به عکس، آنچه از روایات ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ فهمیده می­شود و همچنین تاحدودی عقل آنرا درک می­کند، این است که نه تنها ما در مقابل فتنه­ها بی‌تکلیف نیستیم، بلکه تکلیفی مضاعف داریم.

آثار فتنه­های آخرالزمان در نهج‌البلاغه

فتنه خواه ناخواه آثار و تبعاتی دارد و در روایات هم به آن­ها اشاره شده است. اگر کسی تاکنون آثار و تتبعات یک فتنه سخت را ندیده بود، در حوادث اخیر به طور واضح چنین آثاری را مشاهده کردیم. اگر مروری بر خطبه­های نهج البلاغه داشته باشیم، اهمیت وظیفه انسان در قبال فتنه­ها برای ما روشن می­شود. امیرالمؤمنین در خطبه معروفی می­فرمایند: «... لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْر ...»1: شما حتماً دچار آشفتگی خواهید شد و شما را غربال می­کنند و سره از ناسره جدا خواهد شد. مثل حبوباتی خواهید شد که داخل دیگ می­ریزند و آنرا حرارت می­دهند. این حبوبات و محتویات دیگ، دائماً زیر و رو می­شود. بسیاری از افرادی که دارای پست­های بالائی هستند و موقعیت­های مطلوبی دارند و مردم به آنها احترام می­گذارند، در فتنه سرنگون می­شوند. در مقابل، کسانی هستند که مورد توجه نیستند، ولی در فتنه بالا می­آیند. این­که نهایتاً چه خواهد شد، بستگی به قدرت مقاومت انسان دارد و این­که بفهمد در جریان فتنه چه باید انجام دهد و چگونه دین خود را حفظ کند. حضرت در تعبیر دیگری می­فرماید: «... أَیُّهَا النَّاسُ سَیَأْتِی عَلَیْكُمْ زَمَانٌ یُكْفَأُ فِیهِ الْإِسْلَامُ كَمَا یُكْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِیه ...»2‏؛ : فتنه­هائی پیش خواهد آمد که اسلام مانند ظرفی خواهد شد که محتویاتی دارد و آنرا وارونه می­کنند و همه محتویات آن می­ریزد؛ به طوری که از اسلام جز یک ظرف خالی چیزی باقی نمی­ماند. در عبارت دیگری می­فرمایند: «... وَ لُبِسَ‏؛ الْإِسْلَامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلُوباً»3: روزگاری خواهد آمد که اسلام را مثل پوستینی که وارونه پوشیده شود، وارونه می­پوشند. آنچه را که زیر است به رو می­آورند و آنچه را در رو قرار دارد، به زیر می­برند. این­ها نمونه­هائی از آثار فتنه است که امیرالمومنین ذکر می­فرمایند و بعد می­فرمایند: «... فَلَا تَكُونُوا أَنْصَابَ الْفِتَنِ وَ أَعْلَامَ الْبِدَع ...‏»4: مبادا خود شما تابلوی فتنه و عامل بدعت‌گذاری شوید.
وقتی انسان بفهمد چنین جریاناتی در پیش است، آیا باید برود و آسوده بخوابد، یا اینکه باید بیشتر حواسش را جمع کند؟

وظایف ما در فتنه­ها

ما در مقابل فتنه­ها حداقل سه نوع وظیفه داریم که هر کدام ممکن است اصناف متعددی داشته باشد.

1.در دام فتنه نیافتادن

اولین وظیفه مربوط به خود ماست؛ یعنی وقتی فتنه­ای در جامعه واقع می­شود باید بدانیم که ما نسبت به خودمان چه وظیفه­ای داریم. این وظیفه به دو دسته تقسیم می­شود:
1. دین خود و مصالح خود را از گزند دزدان حفظ کنیم. نگذاریم فتنه­گران عقاید، دستاوردهای انقلاب و ارزش­هایمان را نابود کنند.
2. مراقب باشیم مرکب سواری برای فتنه­گران نشویم؛ چراکه در فتنه فقط این مسئله مطرح نیست که انسان مصلحتی را تأمین کند یا مصلحتی از دست او برود. یکی از مشکلات فتنه این است که گاهی از انسان ناخواسته سوءاستفاده می­کنند. روایت مشهوری از امیرالمؤمنین نقل شده ـ که مقام معظم رهبری هم در دیدار خبرگان مطرح فرمودند ـ که می­فرمایند: «كُنْ فِی الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَیُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَب‏»5: در زمان فتنه مثل شتر دوساله باش که نه در حدّی است که سوار آن شوند و نه پستانی برای شیر دوشیدن دارد. برخی از این سخن سوءاستفاده می­کنند و می­گویند: «در فتنه نباید در کاری دخالت کرد؛ بلکه باید به کناری رفت و بی طرف بود»! این برداشت، برداشت اشتباهی است. این روایت می­گوید: مواظب باش سواری ندهی. مراقب باش از تو سوءاستفاده نشود. موضع­گیری صحیح داشته باش. این امر در فتنه زیاد اتفاق می­افتد که کسانی بدون این­که فکر و طرحی برای این کار داشته باشند، ناخواسته ابزار دیگران می­شوند و دیگران از رفتار، گفتار، نشست و برخاست و حتّی از سکوت آن­ها سوءاستفاده می­کنند. اگر انسان آن­جائی که باید سخنی بگوید، سکوت کند، یک نحوه سواری دادن به فتنه­جویان است. ممکن است کسی مال و ثروتی داشته باشد و فتنه­جویان از آن استفاده کنند، و یا آبرو و موقعیت اجتماعی داشته باشد و از آن بهره ببرند؛ در این صورت مصداق «له ضَرْعٌ فَیُحْلَب»؛ خواهد شد. پستان شیردهی می­شود که از شیر آن استفاده می­کنند، هرچند ممکن است خودش هم چنین چیزی را نخواهد.

2. نجات در دام‌افتادگان

وظیفه دیگر در قبال کسانی است که در معرض فتنه­اند یا آتش فتنه دامن­شان را گرفته است؛ چون در فتنه لااقل سه عنصر وجود دارد 1. فتنه­انگیز؛ 2. کسانی که از فتنه خسارت می­بینند و فتنه دامن آن­ها را می­گیرد و منافع و مصالحی را از دست می­دهند؛ 3. فردی که نه فتنه­گر است و نه در دام افتاده. در اینجا ما خودمان را شخص ثالثی فرض کردیم که نه فتنه­گر است و نه فریب‌خورده. وظیفه ما در قبال فریب خوردگان یا کسانی که در معرض فریب و طعمه شدن قرار دارند، این است که از آن­ها دستگیری کنیم. اگر آتش فتنه دامن­شان را گرفته، وظیفه ما سنگین­تر است و اگر در معرض فتنه هستند، نگذاریم به دام بیفتند.

3.مقابله با فتنه‌گران

وظیفه سوم ما نسبت به فتنه­انگیزان است. چه قبل از اینکه آتش فتنه شعله­ور شود، یعنی هنگامی که فهمیدیم کسانی درصدد فتنه­انگیزی هستند، و چه بعد از اینکه آتش فتنه را روشن کردند و شعله­های آن در حال پیش­روی بود، به طوری که دامن افراد را می­گیرد. این مورد هم حالات مختلفی دارد:
1. گاهی انسان توانائی دارد که دست فتنه­جو را بگیرد و نگذارد آتش را روشن کند، و یا اگر آتش روشن شده، می­تواند آتش را خاموش کند.
2. گاهی فتنه­گران دارای عِدّه و عُدّه کافی برای کارشان هستند و ما توان کافی برای جلوگیری از عمل آن­ها و از بین بردن آن­ها نداریم.
در مقابل هر نوع فتنه، عکس­العمل خاصّی باید نشان داد. باید هر کدام را جداگانه مورد مطالعه قرارداد تا راه از بین بردن آنرا کشف کرد، و اگر از بین بردن آن امکان ندارد، حداقل آنرا تضعیف کرد و آبی به آتش آن ریخت. کسانی که در معرض هستند را از آن­جا دور کرد و دسیسه­های فتنه­گران را افشا کرد.

چرائی این وظایف

ممکن است گفته شود: به چه دلیل چنین وظیفه­ای به عهده ماست؟ گناه به گردن آن­هائی است که فتنه برپا کردند، و آن­هائی که در دام فتنه افتادند؛ باید دقّت می­کردند که در چنین دامی نیفتند و حال که افتاده‌اند، تقدیرشان بوده و قضا و قدر چنین حکم کرده است و به ما مربوط نمی­شود!
ولی باید بدانیم که در این­جا همان وظیفه­ای را داریم که در باب امر به معروف و نهی از منکر، ارشاد جاهل و مبارزه با ظلم داریم. مگر این­ها مربوط به اسلام نیست؟ شاید بتوان گفت: با صرف نظر از دستورات شرع و واجبات متعددی که در این زمینه­ها داریم، در اینجا یک حکم روشن عقلی هم وجود دارد و آن، این است که:
اگر بینی كه نابینا و چاه است                ؛ اگر خاموش بنشینی گناه است
در این­جا خیلی نیاز به دلیل تعبّدی نیست. هر انسان سالم الفطره­ای وقتی ببیند انسان دیگری در معرض خطر است، وجدان و فطرت به او اجازه نمی­دهد آرام بنشیند. از بین رفتن احکام اسلام و رواج بدعت­ها از هر نوع آتش‌سوزی بدتر است؛ چون خسارت آتش­سوزی محدود است و نهایتاً به زندگی دنیائی ما ضرر می­زند و به هزاران سال نمی­رسد؛ امّا عذاب آخرت محدود نیست. اگر کسی در چاه بی­دینی افتاد، ضررش محدود نیست. حال چگونه وجدان انسان می­تواند قبول کند که ببیند کسی نزدیک است دینش را از دست بدهد، و آرام بنشیند؟ ما اگر هیچ دلیل تعبّدی هم نداشتیم، عقل و وجدان ما برای این حکم کافی بود؛ چرا که: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»6. خداوند این اندازه شعور را به هر انسانی داده که تشخیص دهد در این­گونه موارد وظیفه­اش این است که دست فرد در معرض خطر را بگیرد و نجاتش دهد. در زیارت امام حسین ـ علیه السلام ـ می­خوانیم: «... وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ وَ الْعَمَى وَ الشَّكِّ وَ الِارْتِیَابِ إِلَى بَابِ الْهُدَى مِنَ الرَّدَى‏؛ ...»7: سیدالشهداء خون دلش (آخرین خونی که از قلب مبارکش جاری شد) را داد تا بندگان خدا را از جهالت نجات دهد. ما چگونه ادعا می­کنیم که شیعه این امام هستیم در حالی­که نسبت به ضلالت و گمراهی مردم بی­تفاوت هستیم؟! هم دلیل عقلی و وجدانی و هم دلائل تعبدی و هم سیره بزرگان ـ از همه مهم­تر سیره سیدالشّهداء ـ حکم می­کند که در چنین مواقعی نباید بی­تفاوت بود.

شناخت­های لازم برای مقابله با فتنه

روشن شد که ما در باب فتنه سه نوع وظیفه داریم: 1. نسبت به خودمان؛ 2. نسبت به فتنه­جویان؛ 3. نسبت به فتنه­زدگان. برای عمل به وظیفه در این عرصه، دست­یابی به چند شناخت لازم است:
- شناخت انواع فتنه؛ هر فتنه ویژگی­های مخصوص به خود را دارد. شگردها و روش­های فتنه­جویان در هر نوع فرق می­کند و به دنبال آن روش مقابله با آن­ها هم متفاوت است.
- وجود فتنه، توهّم نیست؛ باور کنیم که فتنه­ای در کار است تا خود را برای مقابله با آن آماده کنیم. یکی از شگردهای فتنه­جویان از بیست سال پیش تا کنون این بوده که این مطلب را القاء کنند که احتمال وجود فتنه و توطئه، توهّمی بیش نیست. در مجلات و روزنامه­های فراوان به طور مکرّر روی این مطلب تکیه کردند که مسئولان کشور با مطرح کردن احتمال وجود توطئه و فتنه، قصد دارند موقعیت خود را تثبیت کنند. یکی از نتایج حوادث اخیر در کشور این بود که باطل بودن این­گونه سخنان روشن شد و برای همه مشخص شد که توطئه توهّم نیست. این توطئه­ها همانطور که ضررهای زیادی داشت، منافع زیادی هم داشت. بسیاری از مسائل پشت پرده آشکار شد. دشمنانی رسوا شدند، که اگر این حوادث رخ نمی­داد کسی باور نمی­کرد این­گونه باشند. بنده شخصاً بعد از شصت سال طلبگی و با این­که حداقل چهل سال است که در عرصه مسائل سیاسی حضور دارم، باور نمی­کردم چنین حوادثی رخ دهد. پس اول باید باور کرد که توطئه­ای در کار است. قرآن می­فرماید: «وَ لَنْ تَرْضى‏؛ عَنْكَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏؛ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم‏؛ ...»8: از شما راضی نمی­شوند تا وقتی که شما تابع آن­ها شوید. تا حدود سی سال پیش به زحمت می­توانستیم ثابت کنیم که کشورهای استعماری دشمن دین ما هستند؛ سیاست­مداران ما باور نمی­کردند. آن­ها گمان می­کردند که استعمارگران تنها دشمن مال ما هستند و می­گفتند: «آن­ها با ما دشمنی دارند، ولی دشمن اموال ما هستند و نفت ما را می­خواهند؛ ما برای اینکه جان­مان سالم باشد، نفت را به آن­ها می­دهیم»! گمان می­کردند با این کارها می­توانند از چنگال آن­ها نجات پیدا کنند. کمتر کسی مثل امام –رضوان الله علیه‌- پیدا می­شد که بفهمد آن­ها دشمن اسلام­اند. امام فریاد می­زد: «این­ها تنها دشمن من و شما نیستند، بلکه این­ها از اسلام سیلی خورده­اند».
قرآن در مورد خود پیامبر می­فرماید: «وَ إِنْ كادُوا لَیَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْكَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنا غَیْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوكَ خَلیلاً»9: این­ها تلاش می­کنند تا تو دست از وظیفه پیام‌رسانی برداری؛ اگر این کار را کردی و چیزهائی را به ما نسبت دادی که واقعیت نداشت و بدعتی را پذیرفتی، تو را دوست صمیمی خود قرار می‌دهند. «خلیل»؛ نهایت رفاقت است. خداوند حضرت ابراهیم را بعد از نبوت و رسالت و امامت، به عنوان خلیل برگزید. در این آیه خداوند می­فرماید: اگر تو در دین کوتاه بیائی، این­ها تو را خلیل و دوست صمیمی خود قرار می­دهند. این در مورد پیامبر بود. آیا برای ما غیر از این است؟ یکی از ابعاد این فتنه­ها این بود که دشمنان وانمود می­کردند که با ما دشمنی ندارند و می­گفتند: «این آخوندها هستند که برای ریاست خودشان چنین تبلیغ می­کنند که ما قصد توطئه داریم، و با این کار ما را با هم دشمن می­کنند. دست از حرف­های این­ها بردارید و فرهنگ ما را بپذیرید و از صنایع و تکنولوژی ما استفاده کنید تا پیشرفت کنید!». این هم مصداقی است از «وَ إِنْ كادُوا لَیَفْتِنُونَكَ ...». بعد از این کلام، خداوند برای تأکید می­فرماید: «وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلیلاً * إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَیاةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَیْنا نَصیراً»10: اگر چنین می­کردی و اندکی به این­ها تمایل پیدا می­کردی (شَیْئاً قَلیلاً) خداوند تو را به عذابی سخت در دنیا و آخرت مبتلا می­کرد و دیگر یاوری در مقابل خدا پیدا نمی­کردی؛ یعنی اگر بخواهی کوتاه بیائی باید به جنگ ما بیائی. این حکم شامل جانشینان ایشان اعم از امامان معصوم، علماء دین، مراجع تقلید و مقام رهبری هم می­شود؛ چراکه جانشینی پیامبر فقط برای گرفتن سهم امام نیست، بلکه جانشین ایشان هم باید همان وظیفه­ای که به عهده پیامبر بود را در حدّ توان انجام دهد؛ باید دین و ارزش­های دینی را حفظ کند؛ باید مراقب باشد که در دین بدعتی گذاشته نشود.
پس در درجه اول باید بدانیم فتنه­ای در کار است، و بعد فتنه­جویان را شناسائی کنیم. در فتنه­های پیچیده، فتنه­جو خود را به عنوان دوست معرفی می­کند و با فرافکنی، دیگران را به عنوان فتنه­جو معرفی می­کند. امام خمینی ـ‌رحمه الله‌ـ می­فرمود: «شیطان بزرگ آمریکاست». خیلی از دوستان می­گفتند: «در حالی که اتحاد جماهیر شوروی که مهد کمونیسم و بی­خدائی و بی­دینی است، وجود دارد، چرا آمریکا شیطان بزرگ معرفی می­شود. آن­ها که حداقل بعضی از پیامبران را قبول دارند». امّا امام با آن فراست خدادادی، همان وقتی که دست­نشانده­های شوروی در ایران سرکار بودند، فرمود: «شیطان بزرگ آمریکاست، هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید».
- شناسائی نقشه­های دشمن؛ بعد از شناسائی فتنه­جویان باید بفهمیم چه راه­کارها و چه نقشه­هائی دارند و قصد دارند از چه راه­هائی نفوذ کنند. در جنگ فرهنگی مانند جنگ نظامی، باید نقاط آسیب­پذیرمان را شناسائی کنیم. باید دید کجای فرهنگ ما آسیب­پذیر است و دشمن می­تواند از آن­جا وارد عمل شود. باید در مقابل سلاح­های دشمن، سلاح­های متناسبی داشته باشیم. مطالب دیگری هم وجود دارد که ان شاء الله در جلسات دیگر به آن می­پردازیم.

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته


1؛ . نهج البلاغه، خطبه 16.

2؛ . همان، خطبه 103.

3؛ . همان، خطبه 108.

4؛ . همان، خطبه 151.

5؛ . همان، حکمت 1.

6؛ . الشمس / 8.

7؛ . کامل الزیارات، ؛ 228.

8؛ . البقره / 120.

9؛ . الاسراء / 73.

10. همان / 74و75.