قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

 

درس چهل و پنجم

 

معاد در قرآن

 

ـ مقدمه

ـ انكار معاد، بى دليل است

ـ پديده هاى مشابه معاد:

شامل: الف- رويش گياه

ب- خواب اصحاب كهف

ج- زنده شدن حيوانات

د- زنده شدن بعضى از انسانها

 

مقدّمه

آيات قرآن كريم، پيرامون اثبات معاد و احتجاج با منكرينِ آن را مى‌توان به پنج دسته، تقسيم كرد:

1- آياتى كه بر اين نكته، تأكيد مى‌كند كه برهانى بر نفى معاد، وجود ندارد. اين آيات، به منزله خلع سلاح منكرين است.

2- آياتى كه به پديده هاى مشابه معاد، اشاره مى‌كند تا جلوى استبعاد را بگيرد.

3- آياتى كه شبهات منكرين معاد را ردّ، و امكان وقوع آنرا تثبيت مى‌كند.

4- آياتى كه معاد را بعنوان وعده حتمى و تخلّف ناپذير الهى، معرّفى مى‌كند و در واقع، وقوع معاد را از راهِ اخبار مُخبر صادق، اثبات مى‌نمايد.

5- آياتى كه اشاره به برهان عقلى بر ضرورت معاد دارد.

در حقيقت، سه دسته اوّل، ناظر به امكان معاد، و دو دسته اخير، ناظر به وقوع و ضرورت آن است.

 

انكار معاد، بى دليل است

يكى از شيوه هاى احتجاج قرآن با صاحبان عقايد باطل اين است كه از آنان، مطالبه دليل مى‌كند تا روشن شود كه عقايد ايشان پايه عقلى و منطقى ندارد، چنانكه در چندين آيه، آمده است: «قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ...»1.


1. سوره بقره: آيه 111، سوره انبياء: آيه 24، سوره نمل: آيه 64.

بگو (اى پيامبر) دليلتان را بياوريد.

و در موارد مشابهى با اين لحن مى‌فرمايد كه صاحبان اين عقايد نادرست، «علم» و اعتقاد مطابق با واقع و مستند به برهان ندارند بلكه به «ظنّ» و گمان بى دليل و مخالف با واقع، بسنده كرده اند1.

و در مورد منكرين معاد هم مى‌فرمايد:

«وَ قالُوا ما هِيَ إِلاّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْم إِنْ هُمْ إِلاّ يَظُنُّونَ»2.

و (كافران) گفتند: جز اين زندگى دنيا حياتى نيست كه مى‌ميريم و زندگى مى‌كنيم و جز روزگار، چيزى ما را نابود نمى‌كند (در صورتى كه) به اين مطلب، علمى ندارد و تنها گمانى مى‌برند.

همچنين در آيات ديگرى بر اين نكته، تأكيد شده كه انكار معاد، تنها گمان بى دليل و نادرستى است3. البته ممكن است گمانهاى بى دليل در صورتى كه موافق هواى نفس باشد مورد قبول هوى پرستان، واقع شود4 و در اثر رفتارهاى متناسب با آنها و ارتكاب گناهان تدريجاً به صورت اعتقاد جزمى، جلوه كند5 و حتى شخص بر چنين اعتقادى پافشارى نمايد6.

قرآن كريم، سخنان منكرين معاد را نقل كرده است كه غالباً چيزى بيش از استبعاد نيست و احياناً اشاره به شبهات ضعيفى دارد كه منشأ استبعاد و شك در امكان معاد شده است7. از اينرو، از يك سو، پديده هاى مشابه معاد را يادآور مى‌شود تا رفع استبعاد گردد8، و از سوى ديگر به پاسخ شبهات، اشاره مى‌كند تا هيچ گونه شبهه‌اى باقى نماند و امكان وقوعىِ معاد، كاملا تثبيت شود. ولى به اين مقدار، اكتفاء نمى‌كند و علاوه بر حتمى بودن اين وعده الهى و


1. مؤمنون / 117، نساء / 157، انعام / 100، 119، 148، كهف / 5، حج / 3، 8، 71، عنكبوت / 8، روم / 29، لقمان / 20، غافر / 42، زخرف / 20، نجم / 28.

2. سوره جاثيه، آيه 24.

3. قصص / 39، كهف / 36، ص / 27، جاثيه / 32، انشقاق / 14.

4. سوره القيامه، آيه 5.

5. روم / 10، مطفّفين / 10-14.

6. سوره نحل، آيه 38.

7. هود / 7، اسراء / 51، صافات / 16، 53، دخان / 34-36، احقاف / 18، ق / 3، واقعه / 47-48، مطفّفين / 12-13، نازعات / 10-11.

8. امورى كه مثل يكديگرند در همان جهان مماثلت، حكم واحدى خواهند داشت؛ خواه حكم به امكان باشد و يا حكم به عدم امكان «حكم الامثال فى ما يجوز و ما لا يجوز واحد».

اتمام حجّت بر مردم به وسيله وحى، به برهان عقلى بر ضرورت معاد نيز اشاره مى‌كند چنان كه در درسهاى آينده، بيان خواهد شد.

 

پديده هاى مشابه معاد

الف- رويش گياه. زنده شدن انسان پس از مرگ، از آن جهت حيات مسبوق به موت است شبيه روييدن گياه در زمين، بعد از خشكى و مردگىِ آن است. از اينرو، تأمّل در اين پديده كه همواره در جلو چشم همه انسانها رخ مى‌دهد كافى است كه به امكان حيات خودشان بعد از مرگ، پى ببرند. و در واقع، آنچه موجب ساده شمردنِ اين پديده و غفلت از اهميت آن شده عادت كردن مردم به ديدن آن است و گرنه از جهت پيدايش حيات جديد، فرقى با زنده شدن انسان، بعد از مرگ ندارد.

قرآن كريم براى دريدن اين پرده عادت، مكرّراً توجه مردم را به اين پديده جلب، و رستاخيز انسانها را به آن، تشبيه مى‌كند1 و از جمله مى‌فرمايد:

«فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَُمحْيِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ»2.

پس به آثار رحمت الهى بنگر كه چگونه زمين را بعد از مرگش زنده مى‌كند. تحقيقاً (همان زنده كننده زمين) زنده كننده مردگان (هم) هست و او بر هر چيزى تواناست.

ب- خواب اصحاب كهف. قرآن كريم بعد از ذكر داستان شگفت انگيز اصحاب كهف كه حاوى نكته هاى آموزنده فراوانى است مى‌فرمايد:

«وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها...»3.

بدين سان مردم را بر ايشان (اصحاب كهف) آگاه ساختيم تا بدانند كه وعده خدا راست است و قيامت خواهد آمد و جاى شكّى در آن نيست.

بى شكّ، اطلاع از چنين حادثه عجيبى كه عده‌اى در طول چند قرن (سيصد سال شمسى


1. اعراف / 57، حج / 5، 6، روم / 19، فاطر / 9، فصلت / 19، زخرف / 11، ق / 11.

2. سوره روم، آيه 50.

3. سوره كهف، آيه 21.

= سيصد و نه سال قمرى) خواب باشند و سپس بيدار شوند تأثير خاصّى در توجه انسان به امكان معاد و رفع استبعاد آن خواهد داشت زيرا هر خواب رفتنى شبيه مردن است «النومُ اخُ الموت» و هر بيدار شدنى شبيه زنده شدن پس از مرگ، ليكن در خوابهاى عادى، اَعمال زيستى (بيولوژيك) بدن، بطور طبيعى ادامه مى‌يابد و بازگشت روح، تعجّبى را برنمى انگيزد اما بدنى كه سيصد سال از موادّ غذائى، استفاده نكند مى‌بايست طبق نظام جارى در طبيعت، بميرد و فاسد شود و آمادگى خود را براى بازگشت روح، از دست بدهد. پس چنين حادثه خارق العاده‌اى مى‌تواند توجّه انسان را به ماوراى اين نظام عادى، جلب كند و بفهمد كه بازگشت روح به بدن، هميشه در گروى فراهم بودن اسباب و شرايط عادى و طبيعى نيست. پس حيات مجدّد انسان هم هر چند برخلاف نظام مرگ و زندگى در اين عالم باشد، امتناعى نخواهد داشت و طبق وعده الهى، تحقق خواهد يافت.

ج- زنده شدن حيوانات. قرآن كريم هم چنين به زنده شدن غيرعادىِ چند حيوان اشاره مى‌كند كه از جمله آنها زنده شدن چهار مرغ به دست حضرت ابراهيم(ع)1 و زنده شدن مَركب سوارى يكى از پيامبران است كه به داستان آن، اشاره خواهد شد. و هنگامى كه زنده شدن حيوانى ممكن باشد زنده شدن انسان هم ناممكن نخواهد بود.

د- زنده شدن بعضى از انسانها در همين جهان. از همه مهمتر، زنده شدن بعضى از انسانها در همين جهان است كه قرآن كريم، چند نمونه از آنها را يادآور مى‌شود. از جمله، داستان يكى از انبياى بنى اسرائيل است كه در سفرى عبورش به مردمى افتاد كه هلاك و متلاشى شده بودند و ناگهان به ذهنش خطور كرد كه چگونه اين مردم، دوباره زنده خواهند شد! خداى متعال جان او را گرفت و بعد از يك صد سال دوباره زنده‌اش ساخت و به وى فرمود: چه مدت در اين مكان، توقّف كرده اى؟ او كه گويا از خوابى برخاسته است گفت: يك روز يا بخشى از روز!

خطاب شد: بلكه تو يك صد سال در اينجا مانده اى! پس بنگر كه از يك سوى، آب و نانت سالم مانده، و از سوى ديگر، مركب سواريت متلاشى شده است! اكنون بنگر كه ما چگونه استخوانهاى اين حيوان را بر روى هم سوار مى‌كنيم و دوباره گوشت بر آنها مى‌پوشانيم و آنرا


1. سوره بقره، آيه 26.

زنده مى‌سازيم1.

مورد ديگر، داستان گروهى از بنى اسرائيل است كه به حضرت موسى(ع) گفتند: ما تا خدا را آشكارا نبينيم هرگز ايمان نخواهيم آورد! و خداى متعال آنان را با صاعقه‌اى هلاك كرد و سپس به درخواست حضرت موسى(ع) دوباره آنها را زنده ساخت2.

و نيز زنده شدن يكى از بنى اسرائيل كه در زمان حضرت موسى (ع) به قتل رسيده بود به وسيله زدن پاره‌اى از پيكر يك گاو ذبح شده به او كه داستان آن در سوره بقره، ذكر شده و سوره مزبور به همين مناسبت نامگذارى گرديده، و در ذيل آن آمده است:

«كَذلِكَ يُحْيِ اللّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»3.

بدين سان خدا مردگان را زنده مى‌كند و نشانه هايش را به شما مى‌نماياند باشد كه با خرد دريابيد.

همچنين زنده شدن بعضى از مردگان به اعجاز حضرت عيسى(ع)4 را مى‌توان نشانه‌اى بر امكان معاد، قلمداد كرد.


1. سوره بقره، آيه 259.

2. سوره بقر، آيه 55-56.

3. سوره بقره، آيه 67-73.

4. سوره آل عمران / 49، سوره مائده / 110.

 

پرسش

1- روش برخورد قرآن با منكران معاد را بيان كنيد.

2- رويش گياه چه شباهتى به رستاخيز دارد؟ و بيان قرآن در اين زمينه چيست؟

3- از داستان اصحاب كهف، چه نكته‌اى مربوط به مسأله معاد، استفاده مى‌شود؟

4- داستان زنده شدن پرندگان به دست حضرت ابراهيم(ع) را بيان، و ارتباط آن را با موضوع معاد، شرح دهيد.

5- قرآن كريم از چه كسانى كه در اين جهان، زنده شده‌اند ياد مى‌كند؟

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوری اسلامی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) پست الكترونيك: info@mesbahyazdi.org