قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

 

درس چهل و هشتم

 

مشخصات عالم آخرت

 

شامل: مقدمه

ـ ويژگيهاى عالم آخرت از ديدگاه عقل

 

مقدّمه

انسان نسبت به امورى كه تجربه‌اى درباره آنها ندارد و نه آنها را با شهود باطنى و علم حضورىِ آگاهانه، درك كرده و نه با حسّ دريافته است نمى‌تواند شناخت كاملى داشته باشد. با توجه به اين نكته نبايد انتظار داشته باشيم كه حقيقت عالم آخرت و جريانات آن را دقيقاً بشناسيم و به كُنْه آنها پى ببريم بلكه بايد تنها به اوصافى كه از راه عقل يا از راه وحى بدست مى‌آيد بسنده كنيم و خود را از بلند پروازيهاى گستاخانه بازداريم.

متأسفانه از يك سو، كسانى كوشيده‌اند كه عالم آخرت را مثل عالم دنيا، معرّفى كنند و تا آنجا پيش رفته‌اند كه پنداشته‌اند بهشت آخرت در يك يا چند كره آسمانى و در همين دنياست و روزى، انسان در اثر پيشرفت علوم و با استفاده از اختراعاتى كه مى‌كند به آنجا منتقل خواهد شد و در آنجا زندگى راحت و آسوده‌اى خواهد داشت!

و از سوى ديگر، كسانى منكر وجود عينىِ آخرت شده و بهشت برين را همان ارزشهاى اخلاقى، قلمداد كرده‌اند كه افراد وارسته و خدمتگزار جامعه، به آنها دل مى‌بندند، و تفاوت دنيا و آخرت را همان فرق بين سود و ارزش انگاشته اند!

جا دارد كه از دسته اول بپرسيم: اگر بهشت اُخروى در كره ديگرى است و نسلهاى آينده به آنجا خواهند رفت پس زنده شدن انسانها در روز قيامت و روز جمع كه مورد تأييد قرآن مى‌باشد چه معنى دارد؟! و چگونه پاداش و كيفر همه رفتارهاى گذشتگان در آنجا داده خواهد شد؟!

و نيز جا دارد كه از دسته دوم بپرسيم: اگر بهشت، چيزى جز ارزشهاى اخلاقى نيست و طبعاً دوزخ هم چيزى جز ضدّ ارزشها نخواهد بود پس اين همه اصرار قرآن بر اثبات معاد و زنده شدن انسانها بعد از مرگ، براى چيست؟ و آيا بهتر نبود كه انبياى الهى، همين معنى را به صراحت، بيان مى‌كردند تا آن همه مورد اعتراض و اتّهام به جنون و افسانه گويى و مانند آنها واقع نشوند؟!

از اين ياوه سراييها كه بگذريم به اختلافات و مشاجرات متكلّمان و فيلسوفان درباره معاد جسمانى و روحانى و بحثهايى درباره اين‌كه آيا جهان مادّى به كلّى نابود مى‌شود يا نه، و آيا بدن اُخروى عين بدن دنيوى است يا مثل آن، و مانند آنها مى‌رسيم.

اين گونه تلاشهاى عقلى و فلسفى در راه كشف حقايق و نزديكتر شدن به واقعيّات، هر چند شايان تقدير و تحسين است و در سايه آنها نقاط ضعف و قوّت انديشه ها آشكار مى‌گردد ولى نبايد توقّع داشته باشيم كه با اين بحثها به كُنْه حيات اخروى برسيم و آن را چنان بشناسيم كه گويا يافته ايم.

راستى، مگر تاكنون حقايق همين عالم دنيا بطور كامل، شناخته شده است؟ و آيا دانشمندان علوم تجربى مانند فيزيك دانان و شيمى دانان و زيست شناسان و... توانسته‌اند حقيقت مادّه و انرژى و انواع نيروهاى مختلف را بشناسند؟ و آيا مى‌توانند درباره آينده اين جهان، پيش بينى قطعى كنند؟ و آيا مى‌دانند كه اگر مثلاً نيروى جاذبه از جهان، گرفته شود يا حركت الكترونها متوقّف شود چه خواهد شد؟ و آيا چنين چيزهايى روى خواهد داد يا نه؟

و آيا فيلسوفان توانسته‌اند همه مسائل عقلى مربوط به همين جهان را به صورت يقينى، حل كنند؟ و آيا مسائلى از قبيل حقايق اجسام و صور نوعيّه و رابطه روح و بدن و... جاى تحقيق بيشترى ندارد؟

پس چگونه مى‌خواهيم به كمك اين دانشها و انديشه هاى محدود و ناقص خودمان پى به حقايق عالمى ببريم كه هيچ چيزى را به هيچ وجهى نمى‌تواند بشناسد يا در راه بهتر شناختن هستى نبايد تلاش كند. بدون شكّ ما مى‌توانيم با نيروى عقل خداداد، بسيارى از حقايق را بشناسيم و نيز مى‌توانيم به كمك حسّ و تجربه، بسيارى از اسرار طبيعت را كشف كنيم و البته بايد در راه افزودن دانش و بينش خودمان به تلاشهاى علمى و فلسفى بپردازيم ولى هم

چنين بايد مرز توانايى عقل و برد علوم تجربى را بشناسيم و از بلند پروازيهاى بيجا خوددارى كنيم و بپذيريم كه: «وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّ قَلِيلاً»1.

بارى، هم واقع بينى عالمانه، و هم فروتنى حكيمانه، و هم احتياط دينى مسئولانه، اقتضاء دارد كه از اظهارنظرهاى جزمى پيرامون حقايق قيامت و عالم غيب و دست زدن به تأويلات بى دليل، خوددارى كنيم مگر در حدّى كه برهان عقلى و نصّ قرآنى به ما اجازه بدهد. و به هر حال، براى هر شخص مؤمنى كافى است كه به صحّت آنچه از طرف خداى متعال، نازل شده ايمان داشته باشد هر چند نتواند مشخصات دقيق آنها را تعيين، و تفصيلات آنها را تبيين كند، مخصوصاً امورى كه دست عقل و تجربه، از دامن حقيقت آنها كوتاه، و دانش ما نسبت به آنها نارساست.

اكنون ببينيم تا چه اندازه مى‌توانيم از راه عقل، به اوصاف و ويژگيهاى عالم آخرت و تفاوت آن با عالم دنيا پى ببريم.

 

ويژگيهاى عالم آخرت از ديدگاه عقل

از تأمّل در براهينى كه براى ضرورت معاد، ذكر شد مى‌توان ويژگيهايى را براى جهان آخرت به دست آورد كه مهمترين آنها از اين قرار است:

1- نخستين ويژگى عالم آخرت كه بخصوص از برهان اوّل به دست مى‌آيد اين است كه بايد ابدى و جاودانى باشد زيرا در آن برهان، بر امكان حيات ابدى و ميل فطرىِ انسان به چنين حياتى تأكيد گرديد و تحقّق آن، مقتضاى حكمت الهى دانسته شد.

2- ويژگى ديگرى كه از هر دو برهان به دست مى‌آيد و در ذيل برهان اوّل، اشاره شد اين است كه بايد نظام عالم آخرت به گونه‌اى باشد كه نعمت و رحمت خالص و بدون شائبه رنج و زحمت در آن تحقّق يابد تا كسانى كه به اوج كمال انسانى رسيده‌اند و هيچ گونه آلودگى به گناه و انحرافى پيدا نكرده‌اند از سعادتى برخوردار شوند برخلاف ديا كه چنين سعادت مطلقى را ممكن نمى‌سازد بلكه سعادتهاى دنيا، نسبى و منسوب به سختيها و رنجهاست.


1. سوره اسراء، آيه 85.

3- ويژگى سوم اين است كه بايد جهان آخرت، دست كم داراى دو بخش مجزّا براى رحمت و عذاب باشد تا نيكوكاران و تبهكاران از يكديگر تفكيك شوند و هركدام به نتيجه اعمال خودشان برسند و اين دو بخش، همان است كه در لسان شرع به نام بهشت و دوزخ ناميده مى‌شود.

4- ويژگى چهارم كه بخصوص از برهان عدالت به دست مى‌آيد اين است كه جهان آخرت بايد از چنان وسعتى برخوردار باشد كه گنجايش پاداش و كيفر همه انسانها را با هرگونه عمل نيك و بدى داشته باشد و مثلاً اگر كسى ميليونها انسان را به ناحق به قتل رسانيده است امكان كيفر او در آن جهان باشد و متقابلا اگر كسى وسيله حيات ميليونها نفر را فراهم كرده است پاداشِ در خورى براى وى ممكن باشد.

5- ويژگى بسيار مهم ديگرى كه از همين برهان عدالت به دست مى‌آيد و در ذيل تقرير آن، اشاره شد اين است كه بايد جهان آخرت «دار جزاء» باشد نه «دار تكليف».

توضيح آنكه: زندگى دنيا به گونه‌اى است كه انسان، ميلها و رغبتهاى متضاد و متزاحم، پيدا مى‌كند و همواره بر سر دو راهيهايى واقع مى‌شود كه ناچار است يكى از آنها را انتخاب كند. و همين امر، زمينه تكليف را فراهم مى‌سازد تكليفى كه تا آخرين لحظات عمرش ادامه يابد و حكمت و عدالت الهى اقتضاء دارد كه عمل كنندگان به تكاليف، به پاداش شايسته؛ و سرپيچى كنندگان به كيفر در خورى برسند. اكنون اگر فرض كنيم كه همين زمينه هاى تكليف و مجال گزينش راه، در عالم آخرت هم فراهم باشد مقتضاى رحمت وجود و فيّاضيّت الهى آن است كه مانع انجام تكليف و انتخاب راه نشود. و بدين ترتيب، عالم ديگرى براى پاداش و كيفر لازم مى‌شود و در حقيقت عالمى كه آن را «آخرت» فرض كرده بوديم «دنياى» ديگرى به حساب مى‌آيد و عالم آخرت حقيقى، همان عالم آخرين و نهائى خواهد بود كه ديگر جاى تكليف و آزمايش و زمينه آن يعنى تضادّ و تزاحم خواسته ها نباشد.

و از همين جا يكى از مهمترين فرقها بين عالم دنيا و عالم آخرت، روشن مى‌شود. يعنى عالم دنيا عالمى است كه زمينه انتخاب و گزينش و آزمايش دارد، و عالم آخرت عالمى است كه تنها سراى تحقق پاداشها و كيفرها و نتايج ابدى اعمال نيك و بدى است كه در دنيا انجام

گرفته است. «وَ اِنَّ الْيَومَ عَمَلٌ وَ لا حِسابٌ وَ غَداً حِسابٌ وَ لا عَمَل»1

 

پرسش

1- چرا ما نمى‌توانيم شناخت دقيق و كاملى از عالم آخرت داشته باشيم؟

2- دو نمونه از كژانديشى درباره آخرت را بيان و نقّادى كنيد.

3- از چه راهى مى‌توانيم به ويژگيهاى عالم آخرت، پى ببريم؟

4- ويژگيهاى عالم آخرت را از ديدگاه عقل، شرح دهيد.


1. ر. ك: نهج البلاغه، خطبه 42.

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوری اسلامی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) پست الكترونيك: info@mesbahyazdi.org